لومړۍ 200 کرښې.
نظر لطف ایواست که به جیم سر بزنه
دوتا ایستگاه که بیشتر فاصله نداره - دختر خوبیه -
ولی هنوز به خاطر دستش خیلی ناراحته
آره، میدونم
و به خاطر تو، پاول
فکر میکنه تو رو ناامید کرده
میخواد جبران کنه
میخواد همهچی رو درست کنه
مثل همین الان که داره به جیم کمک میکنه
"پرورش دهندگان"
فقط یه راه برای اینکه من ببخشمش وجود داره
اینکه دوباره تو امتحان ورودی شرکت کنه
پاول - باید حل شه -
حل شده - واقعا؟ چه عالی -
پس احتمالا من خل شدم که هنوز فکر میکنم حل نشده
باز هم نون تست میخوای جکی؟
نه، ممنون عزیزم
این نونهای تخمهدار زود آدم رو سیر میکنن
تخمه نه، بذز
در مورد اقدام بعدیت فکر کردی مامان؟
این که کجا میخوای زندگی کنی
من که تا ابد نمیتونم اینجا بمونم عزیزم
ایوا حریم خصوصی لازم داره
فکر کردم بهتره برم پیش باب و لین
لین دچار زوال عقل شده
میتونم به باب کمک کنم
باید یه نفر کنارش باشه که عقلش زایل نشده باشه
آره، فکر نمیکنم بدش بیاد
ولی برنامهت بلند مدت که نیست؟
من که با این سن و سال نمیتونم برنامه بلند مدت بچینم
الان تنها چیزی که میتونم بهش فکر کنم
اینه که نمیتونم برگردم پیش بابات
همین
متاسفم پاول
من میرم پیادهروی - باشه -
ال، باید یه فکری به حالش بکنیم
این قضیه باید زودتر تموم بشه
نه
الی، میشه حداقل در موردش حرف بزنیم؟
چون احساس میکنم بین ما یه ذره تنش وجود داره
و خدا میدونه دیگه جی
نمیدونم چطور باید رفعش کنیم
میتونی با یه معذرتخواهی شروع کنی
...چرا؟ مگه تو نکنه به خاطر گبی؟
چون بهت که گفتم ما با هم رفیق بودیم
مزخرف نگو - من خیلی عصبانیام -
جیکوب فهمیده که روبی تو گروهه
و میگه من باید انتخاب کنم
یا اون یا روبی
فکر کرده کیه؟
به اون چه ربطی داره که تو با کی دوستی؟
درسته - چه جالب -
داشتید جر و بحث میکردید؟
نه، چیزی نیست
هرچی بیشتر بهش فکر میکنم بیشتر عصبانی میشم
آخه جیکوب کیه که به من دستور بده؟ - دقیقا -
به من میگه چکار کننم چکار نکنم اصلا میدونی چیه؟ گور باباش
بذار برات صبحونه درست کنم
بعد در موردش حرف میزنیم
باشه، ممنون
مامانبزرگ و ایوا کجان؟
مامانبزرگ رفته پیادهروی
ایوا هم رفته به بابابزرگ سر بزنه
امروز نرفتی بابابزرگت رو ببینی؟
هنوز نه
یه ذره تأخیر به جایی بر نمیخوره
باید میاومدم باهات حرف میزدم
...خیلی مضطرب بود، ولی
باید میدیدمت
خب، حالا که اومدی
من از صمیم قلبم متأسفم گریس
باید رو در رو بهت میگفتم
که گفتم
پس... دیگه میرم
فکر میکنی... دوباره تو امتحان شرکت کنی
که سال هشتم رو تو سنت مارگارت بخونی؟
نمیدونم
اگه بدونم که رفاقتمون خارج از مدرسه هم ادامه داره
شاید تو کورفیلد بمونم
...تو نابغهای، پس
تو هر مدرسها که باشی فرقی نمیکنه
ممنون
و بله میتونیم با هم دوست باشیم
واقعا؟
تو هم اجازه داری همچنان یه ذره از دست من عصبانی باشی
باشه، یه ذره از دستت عصبانی میمونم
گفتم باید بیاد اینجا با هم حرف بزنیم
خیلی رک و سر راست بهش گفتم بدون عصبانیت
خوبه - آفرین عزیزم -
من میرم هدفونم رو بردارم
و یه ذره تمرین کنم، اگه اشکال نداره - البته که اشکالی نداره -
من باز میکنم
ممنون
هی، هی، هی، هی، هی، ببین
...ال
معذرت میخوام که در مورد گبی چیزی بهت نگفتم
میدونم که ممکنه چطور به نظر برسه
چطور به نظر برسه یا واقعا چطوری بوده؟
...میشه - سلام -
ببخشید، اومدم موبایلم رو بر دارم
دیشب حواسم نبود گوشی رو جا گذاشتم تو ماشین
بفرمایید
امیدوارم باهاش عکس گرفته باشی و فرستاده باشی واسه مخاطبهام
دقیقا همین کار رو کردم مهمونی چطور بود؟
راستش عالی بود گبی رو یادتونه؟
من گبی رو یادمه - ...خب -
بعد از مهمونی با هم رفتیم کلاب من تا یه نوشیدنی بخوریم
واقعا؟ چه عالی
یه ساعت بیشتر نشد ولی معرکه بود
فکر نمیکنم تو زندگیم کسی مثل اون دیده باشم
راستش یه کاری کرد که دیگه رو زمین بند نبودم
رو زمین بند نبودی؟ چه جالب
راستش میخواستم ببینم
شما چیزی در موردش نمیدونید؟
مثلا چی دوست داره؟ جی دوست نداره؟
از تئاتر یا قایقسواری خوشش میاد یا نه؟
راگبی، غذای خاور میانهای
خیلی دوست دارم دوباره ببینمش
پاول؟ - بله؟ -
تو چیزی در مورد علایق گبی نمیدونی؟ - نه -
میگفت شما دوتا تو لیا خیلی با هم صمیمی بودید
درک میکنم چرا ازش خوشت میاد
البته ماد که نه، میاومد
نه، این هم درست نیست
راستش الان وقت خوبی نیست؟ - نیست؟ واقعا؟ -
چون به نظر من که خیلی هم وقت خوبیه پاول
منم بابابزرگ
ببخشید که دیر کردم
تلویزیون رو مخصوصی روشن گذاشتی؟
الان برات چایی دم میکنم
اصلا میشنوی چی داری میگی؟
واضح و صریح
ولی تو هم میشنوی چی دارم میگم پاول؟
اعتراف کن که از گبی خوشت میاد
نه، نمیاد - چرا میاد -
معلومه که خوشت میاد دقیقا باب میلته
خیلی بیشتر از من
نه، الی. اون فقط بانمکه آدم رو میخندونه
یه ذره خنده که به جایی بر نمیخوره
این هم اون روی سکهست، ها؟
یعنی چی؟ - بانمکه -
پیچیده نیست
زندگی الانت خیلی پیچیدهست
خندهدار نیست ولی وقتی میری پیش گبی
حسابی بهت خوش میگذره
دیگه فکرت درگیر بدبختیهات نیست
میشه من برم؟ - بشین سر جات -
اشتباه برداشت کردی الی
واقعا؟ - اون فقط دوستمه. همین -
فقط دوستته؟ مثل دارِن که دوست توئه
اصلا بذار یه چیزی بگم که خیالت راحت شه
چهارتایی با هم میریم یه کافه تا خودت ببینی
خیالم راحت شه؟ لعنت به دل سیاه شیطون
چایی دم کشید بابابزرگ
بابابزرگ، حالت خوبه؟
بابابزرگ؟
همین قضیه گبی نشون میده
که تو دیگه دوست نداری تو خونه بمونی
احساس میکنم همه کارها رو دارم خودم تنهایی انجام میدم
بس کن. همهچی؟ - بله، همهچی. همهچی -
یعنی داری میگی من هیچ کاری نمیکنم؟
همینجوری میشینم تو خونه یه قل دو قل بازی میکنم؟
چون به نظر من که اصلا اینطوری نیست
اختیار همهچی از دست من در رفته
سلامتیم، بچههام کارم، درآمدم
همهچی تو اصلا ازم حمایت نکردی
من همیشه ازت حمایت کردم - نه، نکردی -
باشه - کافی نبوده. به اندازه کافی تلاش نکردی -
باشه
پس اصلا چرا داریم با هم زندگی میکنیم؟
ولش کن
ایواست - باشه، گوشی رو بده من -
سلام
چی؟
آروم باش - چی شده؟ -
باشه، آروم باش چی شده؟
به جکی زنگ زدی؟ موبایلش پیششه؟
همین الان زنگ زدم ولی هیچوقت این کوفتی رو روشن نمیکنه
فقط برای موارد اضطراری ازش استفاده میکنه
احتمالا همین اطرافه بهتره بریم دنبالش بگردیم
فکر خوبیه. لوک تو همینجا بمون ممکنه مامانبزرگ برگرده
باشه. بابابزرگ حالش چطوره؟ - هنوز نمیدونیم -
معلوم نبود ایوا چی داره میگه
بیهوشه، ولی هنوز زندهست
موفق باشید
سلام - سلام -
چیزی نیست عزیزم
چیزی نیست
همهش تقصیر منه - نه عزیزم، تقصیر تو نیست -
دیر کردم. قبل از اینکه برم پیش بابابزرگ رفتم گریس رو ببینم
اگه بمیره تقصیر منه
تقصیر تو نیست ایوا گوش کن ببینم چی میگم
اصلا تقصیر تو نیست تو نجاتش دادی
تو قهرماانی، باشه؟
من برم ببینم دکتر چی میگه - باشه -
دمای ماشین خوبه جکی؟
آره، گرم و مطلوب
من هوای گرم رو ترجیح میدم
ولی یه ذره باد کولر هم بد نیست
ولی همیشه میترسم سرما بخورم
No comments yet. Be the first to leave one.