د خپرونې معلومات

Nirvana in Fire 2- E31 - E38
د لخوا تبصره Rahpooyan
ترحمه اختصاصی سون دی ال ( www.se7enDL.ir ) مترجم : هدهد

تګونه

other
په خپور شو: 2019-01-06
ډاونلوډونه: 24
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

«به نام دانا به اسرار دلها»

قسمت سی و یکم

ژنرالِ هوآی هوا شائو پینگ جینگ، درود می‌‌فرسته به شاهزاده کانگ

نام بلند شاهزادۀ چانگلین، مدتها مورد تحسین من بوده «چیان لینگشو، فرماندۀ سپاه سلطنتیِ یو»

وارث قبلی چانگلین هم، در کشور من یو

بسیار پرآوازه‌ است

ولی احتمالاً، از کم اطلاعیِ منه که، «شائو پینگ جینگ» این اسم رو

!یکبار هم نشنیدم! امنیت مرز؛ مسئلۀ به این مهمی

در کشور شما بزرگتر از تو نبود که بفرستن؟

به لطفِ اعتماد پدرم، مهر ارتش چانگلین الآن در اختیار منه

در خصوص تمام موارد مربوط به مرز، من تصمیم می‌گیرم

گویا شاهزادۀ چانگلین بعد از عمری تلاش

آخر عمری بی‌ جانشینِ به دردبخور مونده

ولی من هیچ علاقه‌ای به مسائل شما ندارم

!بریم سر اصل مطلب

وقتی لیانگ هنوز در دورۀ عزاست

بی هیچ علت موجهی حمله کردید، کشتید، سوزوندید و بردید

فکر می‌کنم ژنرال، باید از چنین حرکات دور از اخلاقی پرهیز بکنند

!چه حرفها

تا بوده قانون جنگ رو، پیروز می‌نوشته

در جنگ اخلاقیات هیچ معنایی نداره البته

یه بچه مثل تو، کجا فهمش به این چیزها می‌رسه؟

آدم من کو؟

!شن آر

!عمو! من گیر افتادم

من باعث، سرشکستگی‌ِ «یو»‌ام

مردان لشکر من

!عزیز می‌میرن، ولی خوار نفس نمی‌کشن

لیانگ نابود خواهد شد !دست خدا با ماست

پینگ جینگ

می‌دونستم بعد فرمانده شدن چیان لینگشو

مرز دیگه روی آرامشو نمی‌بینه

ولی فکرشم نمی‌کردم که آتشش برای بردن و کشتن انقدر تند باشه

حیف شد که برادرزادهه دهن‌بسته مُرد

ولی عموهه، واضح گفت که چی می‌خواد

ولی اونکه مستقیم هیچی نگفت

یعنی، واقعاً یه فکری توی سرشه؟

واضح گفت که تصمیم به جنگ داره

جنگ؟ یعنی کشتن برادرزاده‌‌هه این معنی رو میده؟

با این چیزی که امروز دیدیم دیگه جای هیچ شکی نیست که

جنگ حتمیه

دونگ چینگ... لو جائو

امر؟

«فردا با من میاید «یو

!ارباب‌زاده- ژنرال-

!ارباب‌زاده! نباید برید- !ژنرال-

!پینگ جینگ تو نباید بری- !من اصلاً موافق نیستم-

!تجدید نظر کنید فرمانده

خواهش می‌کنم نترسید، اول ببینید من چی میگم

!رفتن به یو... با هر توجیهی که باشه من مخالفم

فرمانده «وی» کمی خارج از آداب نظر دادن ولی حرف‌شون کاملاً درسته

ارتش چانگلین، مرحوم وارث رو از دست داده

بلایی سر شما بیاد، چطوری می‌تونیم توی روی شاهزادۀ بزرگ نگاه بکنیم؟

ارتش چانگلین صد و هشتاد هزار سرباز داره

انقدر از «یو» ضربه دیدیم که

از زور تلفات هر دو سال مجبوریم سربازگیری بکنیم

این مرز شمالی که محافظتش با ماست

«از «تونگ آن»، «فی شان»، «نینگجو»، «می لینگ»، «موشان «تا همین «گنجو

شامل ۹ شهر بزرگ و ۱۰ بخش و روستا میشه

.همشونم مدام مورد حمله‌های «یو»ان؛ بدون استثناء

...تا کی میشه، این جنگ رو ادامه داد؟

...چقدر دیگه باید تلفات بدیم؟

چیزیه که مطمئنم بیشتر از من فکر شما رو درگیر کرده، اشتباه می‌کنم؟

حالا که چیان لینگشو فرماندهی سپاه یو رو دست گرفته

جنگ دو ملت، اجتناب‌ناپذیره

ولی در مورد اینکه آمادگی‌شون در چه حده و

کجا می‌خواد شمشیرشو بکشه هنوز هیچی نمی‌دونیم

با این وضعیت، در موضع انفعالیم

دفاعِ اینطوری کمکی بهمون نمی‌کنه

اینکه چیان لینگشو محاله فرصت دورۀ عزای ما رو از دست بده رو

ما و بقیۀ مقرها همه می‌دونیم

ولی اگه قصد بررسی تحرکات «یو» رو دارید، چرا اینکار رو به جاسوس‌هامون نمی‌سپرید؟

نیازی نیست خودتون برید

درسته، نیازی نیست خودتونم برید

از جاسوسان که حتماً استفاده می‌کنیم

ولی بدون طرح مشخص، اطلاعاتی که می‌فرستن، احتمالاً اونی نیست که به دردمون بخوره

تا خودم نرفتم و ندیدم، سخت بتونم قدم بعدی رو انتخاب بکنم

تازه... ناسلامتی من سالهاست که رزمی‌کارم

به خطری هم که بربخورم

می‌تونم یه راهی برای فرارم پیدا بکنم

انقدر نگران نباشید، مسئولیت سنگین مرز شمالی همیشه با برادرم بوده

حالام نوبت منه

باشه

پس یه تاریخی تعیین می‌کنیم، شما، اگه تا اون موقع برنگشتید

به، شاهزادۀ بزرگ اطلاع میدیم

نمی‌دونم پدرم... الآن در چه وضعیه

واسه تو

زره طلایی؟! این خودش یه گنجه

زیادی گرونه، تینگشن نمی‌تونه قبول بکنه

چرا به من میگید؟ این هدیۀ فی لا برای تینگشنه

باید به فی لا بگید

شاهزاده... وقت داروتونه

وقت دارو

بذاریدش همونجا، بعد میام تمیزش می‌کنم

انگار واقعاً پیر شدم

همۀ آدمهای قدیم

نخوامم مدام میان جلوی چشمم، لابد، به خاطر اینه که دیگه وقت رفتنه

شاهزاده

چرا اخم کردی؟

فقط داشتم، یه درد دلی می‌کردم

خیلی خب

پینگ جانگ رفته، امپراتور هم رفته

به خاطر پینگ جینگم که شده... سعی می‌کنم چند صباحی بیشتر سر پا بمونم

بیا تو

ارباب‌زاده- !پزشک دو-

کاری داشتی؟

ارباب‌زاده... قصد دارید برید به «یو»؟

پس معلومه بچه‌های اینجا

دیگه تو رو به عنوان یکی از خودشون قبول کردن

دیدم ژنرال «لو» کلی لباس «یو» براتون آورد

بعدم خواست این داروها رو براتون درست بکنم حدسش سخت نبود

اینا برای جلوگیری از سرماخوردگیه اینام برای تطبیق با آب و هوای اونجا

یه مقدارم پادزهر و مرهم براتون حاضر کردم البته امیدوارم لازم‌تون نشه

لطف کردید پزشک دو

...چند روز پیش، شنیدم که

...دوشیزه خانم ما

دوشیزه خانم از «نینگجو» رد شده و رفته سمت شمال

اگه مسیر حرکت‌شو عوض نکرده باشه احتمالاً باید، هنوزم توی «یو» باشه

لین شی الآن توی «یو»ست؟

مطمئنی؟

دوشیزه خانم خیلی کم نامه می‌نویسن منم از روی حدس میگم

شما و دوشیزه خانم، حس می‌کردم سرنوشت‌تون یه جورهایی مربوط باشه

قبلاً اتفاقی بود که، همدیگه رو ملاقات کردین

گفتم شاید این بارم، چنین اتفاقی بیفته

مقر گنجو رو، به شما می‌سپارم

ارباب‌زاده... به سلامت

همینقدر پیدا کردم... ببین کافیه؟

ممنون

مغازهه چطور بود؟ خوب بود؛ نه؟

!خیلی خوبه

جنسش حرف نداره- اول ببینم-

برای اقامت تشریف آوردید؟ چطور اتاقی مد نظرتونه؟

دور از خیابون، دور از حیاط، بی پنجره

بله

«اتاق شانگزی»

چقدر از سهام اونجا رو خریدی؟

«اتاق شانگزی»

«من «شی کا» هستم، از «جی دو درود خدمت فرمانده

بیا بشین

سپاس فرمانده

اوضاع کلیِ «یو» رو، «یی شویی» برامون گفته

منتظر بودیم تو بیای و، از وضعیت «جی دو» بگی شاهزاده کانگ برای چی به «پن» اومده؟

احتمالاً عجله داره تا با به دست آوردن یه بُرد دهن اونهایی که زیر سؤال می‌برنش رو ببنده

زیر سؤال؟

البته فکر می‌کنم، هدف اصلیش همون شاهزادۀ یانگ- یوآن یینگ» باشه» همینطوره-

همینطور، اخباری هست مبنی بر اینکه سربازان چندین مقرِ «جی دو» دارن به «پن» میان

چیان لینگشو و یوآن یینگ، بدجوری به خون هم تشنه‌ان؛ نه؟

در عموم ظاهر رو حفظ می‌کنن، ولی اختلاف بین‌شون

حل‌نشدنی به نظر می‌رسه

شهر «پن» بزرگترین شهر جنوب «یو»ئه

لشکر «یو» هم همیشه‌ یکی از مقرهاش اینجا بوده

اومدن واحدهای دیگه رو هم که کنار این موضوع ببینیم

به نظرم باید مدت بیشتری در «پن» باشیم

ولی نصف «پن» منزل نظامی‌هاست به نظرم کار ساده‌ای نباشه

باید یه راهی پیدا بکنیم

تا پامو از پایتخت بیرون گذاشتم، رفتن این مزخرفات رو

!گذاشتن کف دست اعلیحضرت

آرام باشید شاهزاده خب این قابل‌پیش‌بینی بود

گروه «یوآن» همیشه، ازینکه شما فرماندۀ سپاه شدید ناراضی بودن

یوآن یینگ! حالا که تونستم فرماندهی رو از چنگت دربیارم

محاله بذارم دوباره برگردی

یوآن یینگ آدم موذی‌‌ایه، خوب بلده دمِ وزرا رو ببینه

فقط ۲ ماه از اومدن شما گذشته، هیچی نشده چنین اثری در دربار گذاشته

به نظر بنده، نباید این مورد رو سهل بگیریم

کدوم اثر؟

مگه بیشتر ازین بوده که، چند نفر رو دور اعلیحضرت جمع کرده تا پشت سر من نق بزنن؟

بگن که من تندرو و مستبدم و، جنگ‌طلبیم خلاف خواست صلح خدایانه؟

بذارید با خبر سرزمین‌های فتح‌شده برگردم

تا با چشم‌های خودشون ببینن که آیا اعلیحضرت

بازم منو خونریز و مستبد می‌دونن یا نه

خانم

خانم- خاله-

حتماً نگرانید بارون کی بند میاد؛ نه؟

درسته، چند روزه کم و زیاد، همینطور داره می‌باره

البته یه همچین بارونی، اگرم قطع بشه

راههای کوهستان تا مدتی خیس و لیزن و نمیشه رفت کوه

به من باشه میگم، چرا چند روز همینجا، توی خونۀ من نمی‌مونید؟

تا اون موقع می‌گردم دنبال یه شکارچی

یا ازون بهتر، یه بلدِ راه

با همچین آدمی برید، خیال، منم راحتتره

ببخشید که باعث زحمت‌تون میشم

چه زحمتی؟ اگه تو شوهرمو درمان نکرده بودی

الآن داشتم، اطراف معبد براش خیرات می‌دادم

«فروش اسب»

چطوره؟- بدک نیست-

تضمینش می‌کنم- می‌تونی برام، مشتری جور بکنی؟-

باشه، مشکلی نیست

اصطبل‌دار- !جناب هو-

جنس ما حاضره؟- بله حاضره، اونجا-

بیا... بار بزن

بیا، خیلی خوب شد، بیا ببر امتحان بکنن

باشه

جناب هو، اینو یه امتحانی بکنین

بدک نیست، از کجا آوردی؟

یه صحرایی آوردتش

برادر- صحرایی؟- بله-

چطوره که تو را تا حالا اینجا ندیدم؟- ...ما همیشه-

مشروب‌مون رو فقط برای «یان شمالی» می‌بریم

ولی الآن اونجا جنگه واسه همین اومدیم اینطرف

آهای! شما دو تا! بیاید اینو امتحان کنید

Nirvana in Fire: The Wind Blows in Chang Lin (Nirvana in Fire 2 / 琅琊榜之风起长林) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Nirvana in Fire: The Wind Blows in Chang Lin (Nirvana in Fire 2 / 琅琊榜之风起长林)

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left