لومړۍ 200 کرښې.
در بهار سال 2013
...بارني و رابين تنها چند هفته
تا ازدواجشون فاصله داشتن...
اما هنوز يه سري مشکلات بزرگ باقي مونده بود
که به توافق نرسيده بودن
فرزند خواندگي
نمي دونم
اين تنها چيزيه که منطقي به نظر مياد
باورم...باورم نميشه
نمي توني باهاش کنار بياي
خيله خب، بيا امتحان کنيم
نه، با 27 عمودي جور در نمياد
هي، با توجه به اينکه عروسي نزديکه
...شايد بايد در مورد اينکه
کجا مي خوايم زندگي کنيم بحث کنيم...
باشه، کافيه
انقدر اصرار نکن
اينجا زندگي ميکنيم
اما يکي طلب من
...آره، نمي دونم
...خيلي چيزا هست که
باعث ميشه من آپارتمانت رو دوست نداشته باشم...
مثلاً چي؟
خب، مثلاً
چرا تختت رو يه چيزي شبيه خط آهن قطاره؟
شگفت انگيز بودي
خب، اگه بلد نباشي چطوري يه زن رو ارضا کني
هيچ وقت يه لذت شناس معتبر نميشي
ناراحت که نميشي اگه امشب رو اينجا بگذرونم، ميشي؟
...امم، اگه نموني پس چطوري همديگه رو
تو سطح عميق تري بشناسيم؟...
...ببخشيد، فقط من بايد
گزارش اين لذت جنسى رو ثبت کنم...
سيستم خواب جنده زد به چاک
"توسط "استينسون حق اختراعش محفوظه
اونور ديوار چيه؟
جنده ها کجا ميرن؟
چي مگه من پيمانکارم؟
بايد با يه شروع تازه بريم به سمت اين ازدواج بريم
نظرت چيه با همديگه، يه مکان جديد رو پيدا کنيم؟
عاشقتم
و اگه اين اتفاق تو رو خوشحال مي کنه
پس بيا همين کار رو بکنيم
ووو، پس بايد يه آپارتمان جديد پيدا کنيم
که من قبلاً کسي رو توش نکرده باشم؟
نظرت راجع به "کليولند" چيه؟
نه، مامان تد
تيم ترجمه "ناين مووي" با افتخار تقديم ميکند "فصل هشتم سريال "چگونه با مادرتان آشنا شدم قسمت نوزدهم : قلعه
*/\_*_/\* عيد همگي مبارک */\_*_/\*
جاي ليلي رو تو لالايي گفتن خيلي خوب پر مي کني
ممنون، ولي قسمت اسب رو زود اجرا کردم
!احمق
نه، تو واقعاً همه قسمت هاي ليلي رو از پسش بر اومدي
واسه من که سه هفته طول کشيد
به سختي مي بينمش، به خاطر شغل جديدش
خب، ميدوني چي ممکنه سر حالت بياره؟
قسمت جديد "وودي مَنِر" امشب پخش ميشه
"وودي مَنِر"
يه نمايش در مورد طبقات بالاي جامعه در انگليس بود
که بر ميگرده به اوايل قرن 20
راست ميگويي؟ ...باورش سخت است
راست مي گويم
"با توجه به توالي بانو "ايست بروک
"با بانوي وايکانتِ "مرليمد
...دختر عمومون "بالدريک" ميشه
"نجيب زاده "ويترستد - "نجيب زاده "ويترستد -
من فقط همين پيشگوييم رو 15 بار تو انجمن پُست کرده بودم
نه نمي تونم
به ليلي قول دادم که صبر کنم تا نمايش رو با هم ببينيم
تنها يه مشکل هست "کاپيتان"
ليلي شغل جديدش رو به عنوان مشاور هنري شروع کرده بود
واسه بيليونر عجيب "کاپيتان"
اهوي
يه هنرمند داغ داغ جديد تو "رد هوک" هست
اون پول رايج دنيا رو تو يه مجسمه
به شکل انسان اشرافي که
درونش از انسانهاي فقير خالي شده، شکل داده
يه اتهام داغ به نظام سرمايه داري
تا 200هزار دلار روش سرمايه ميذارم
البته تا مدتي که تو فکر کني در عرض 6 ماه بتونم دو برابرش رو به دست بيارم
اطاعت ميشه، کاپيتان
ببخشيد
اهوي
يک هنرمند مجلل نازک بين
با سبک هنري امپرسيونيسم
"يادآور نقاشي نيلوفر آبي "مونه نقاش فرانسوي
کجاست؟
"ريکرز آيلند"
هنرمندش دو جمله از زندگي رو کنار هم گذاشته واسه بد جلوه دادن آدم کشي
من حداکثر تا شش بسته سيگار
و يه کوزه مشروب
تمايل دارم
درد داره بعضي مواقع احساس يه پدر مجرد رو داشته باشي؟
...البته، ولي خب ليلي هم
اونجا سرش با کار گرمه ديگه...
اينطوري نيست که اون بيرون داره عشق و حال ميکنه
پسر از پا افتادم
يه تُن خاويار خوردم
ولي هيچ کدوم از شامپين ها رو جذب نکرد
دوشنبه است ديگه، مگه نه - آره -
عينک از کجا اومد؟
منظورت عينک کاهش درخشندگيه
آره ...اينا کمک ميکنه که يه نابغه رو
از يه آشغال پرمدعا تشخيص بدم...
خيلي بد شد که عينکت رو نزده بودي
!وقتي داشتي عينک رو مي خريدي
خب، ببين، عزيزم من از ديدنت خوشحالم
و اگه خيلي خسته نيستي
شايد بتونيم "وودي منر" رو امشب ببينيم
خيلي دوست دارم
عاليه، چون يه سري بازي هاي باحال رديف کردم
پودينگ انجيري درست کردم
و گذاشتمشون تو استکان هاي شات
و هر وقت که گفتن
"وارثه ها کمتر هستند"
...بايد
اهوي
يه بازيکن 2 متري اهل شرق آسيا
داره روي يه بيلبورد
نور و درخشندگي ميندازه
يعني يه جورايي نقاشي ادراکيه؟
نه، نه، يه آدم ديوونه تو خبر محلي بود
گفتم بگم بخندي
کاري نداري، راحت باش
بايد بخرمش
"اطاعت ميشه "کاپيتان
هي، دلال معاملات ملکي پيدا کردي واسه فروش خونه؟
...رابين، يه دلال فقط به اين فکره که
خونه رو به قيمت بالاتري بفروشه...
من ميخوام اين خونه به دست يه آدم با ارزش برسه
و يه سري سوال و جواب آماده کردم
بارني؟
فرزندم
بارني، بسه ديگه ...انقدر اداي سَرِ "جور-ال" رو
تو "قلعه تنهايي" سوپرمن در نيار، باشه؟...
خَز شد
فقط در مواقعي که ميخواي يه چيز مهم رو بگم ازش استفاده مي کنم
آخرين بار که ازش استفاده کردي خواستي بهم بگي
وندي" يه نسخه تند از "بکانيتر" معرفي کرده" نوعي فست-فود، نوعي همبرگر
دقيقاً
و حالا فرزندم
...زمانش رسيده که من به تو اهدا کنم
ميشه مثل دو تا آدم معمولي، رو در رو حرف بزنيم؟
...تد، فقط
...فقط
باشه؟
فرزندم
...زمانش رسيده که من به تو اهدا کنم
در رو ببند
...نه، اين دفعه
اوه خداي من، ميشه خوب برخورد کني؟
يه بار فقط؟ خواهش مي کنم
فقط يه بار
ميشه يه بار فقط خوب برخورد کني؟
يه بار
خواهش مي کنم
فرزندم
براي مدت طولاني
اين آپارتمان قلعه بارني کوچولو من بود
اما الان زمانش فرا رسيده
که اين رو به تو بدم
...در آينده نزديک، اين مکان تبديل ميشه به
قلعه تد کوچولوئه تو
...بارني، من نمي خوام اينجا
...زندگي کنم حتي اگه سانت به سانت اينجا رو...
با مواد ضد عفوني کننده و آب مقدس، ضد عفوني کني...
باشه
...اما فکر کنم جفتمون قبول داريم که
...خيلي محشر ميشه وقتي اونجاي منو...
"به اين بزرگي رو هوا شناور ميبيني مثل "جور-ال...
صبر کن
الان، يکم سرده اينجا تو قلعه
...پس قضاوت نکن اگه
تد، صبر کن
...چي کار
خيله خب اصلاً کارت جالب نيست
...تد، باز کن
ديوارها به هم نزديک ميشن
نمي تونم نفس بکشم
...بايد
...نشون بدمش
"با دوربين "جور-ال
...من
اوه، خب، فکر کنم اين جا رو واسه هميشه نگه دارم، شب به خير
صبر کن يه دقيقه همين؟
تد علاقه اي واسه خريد خونت نداشت
تو هم تسليم شدي؟
...بارني، من بيخيال
دوتا اتاق خواب زيباي آپارتمانم
در بالاي غرب شهر که کرايه نداشت
و همه لباس زيرهام رو دستي ميشست
که احتمالاً به همين خاطر کرايه نداشته
نکته اينجاست که
بايد لباس زير هاي جديد بخرم
و تو قبول کردي که يه خونه جديد با هم بخريم
اوه، خدا، بارني
رابطه يعني اعتماد و سازش
...نمي توني
اوه، اگه يه راه از اينجا به بيرون پيدا کنم
خودت رو مرده فرض کن
No comments yet. Be the first to leave one.