لومړۍ 200 کرښې.
رئیس ، رئیس
رئیس
"جون"
جون تو کجایی؟
کجا ببرمتون؟
خوشحالم دوباره میبینمت
کیم وان شیک کجاست؟
رفته رستوران هونگ
بهش بگو بیاد سوسِک دونگ
بیا سوسِک دونگ
کجا ببرمتون؟
چی؟ الان رستورانی؟
چرا رفتی رستوران؟ زودی بیا نجاتمون بده
باشه منظورتُ فهمیدم
میرم سولگیری
نان گیل کجاست؟
نمیدونم به نظرت نباید الان جای من اینجا میبود
میدونه تو اومدی اینجا؟
تو هر وقت میخوای به دوستات سر بزنی از قبل بهشون خبر میدی؟
هونگ ناری نباید به نان گیل نزدیک بشی
من اینجام چون اینجا خونه ی منِ
کو نان گیل
تماس پایان یافت
...شماره ای که با آن تماس گرفته اید
در حال حاضر پاسخگو نمی باشد
...همش تقصیر نان گیل که الان تو
تو خطر افتادی
به خودت بیا
باروبندیلتُ جمع کن و زودی از اینجا فرار کن
کو نان گیل منم
دارم میرسم
موبایلتُ بده به اون و خودت برو بیرون
باشه
میخواد باهات حرف بزنه
شماره ی مورد نظر مشغول است
کیم وان شیک جواب بده
جواب بده
جواب بده
چرا باید جوابتُ بدم؟
چرا منُ آدم بده نشون میدی؟
قطعش کن
نمیشنوی صدامُ؟ قطعش کن
چرا جواب نمیدادی؟ زودی بیا
باید زود بیای اینجا
من هیچ کاری نکردم
اینارو باش ماماناشونُ خبر کردن برا وساطت
نمیزارم راحت قسر در بری
تو بد دردسری افتادی
چیه؟ - هی -
با این دختره دو یو جو دقیقا چه رابطه ای داری؟
...رابطه چیه؟ ما فقط
ما فقط همینجوری همُ میشناسیم چطور مگه؟
همینجوری هان؟ من الان خونریزی دارم
دیوونه ای
ما داشتیم بد حرف میزدیم داشتیم پشت سر تو حرف میزدیم
نه ،راستش آخه نگرانت بودیم
یهو یوجو میزُ پرت کرد و لیوان هارو شکوند
یه گندکاری حسابی بود
الان کجایین؟ - میخواستی کجا باشیم؟ -
جناب وکیل کوان دوک بونگ
مطمئن باش وکیلم یوجو رو میفرسته زندان
...اگه بفرستیش زندان
همه چیُ خراب میکنی
دارم بهت میگم که گوشی بیاد دستت
...اگه دوست نداری فیلمت تو اینترنت پخش شه
بهتر کاری به کارش نداشته باشی
ببینا، میدونستم یه خبرایی بینتون هست
آشغال عوضی
تو خودت سرتاپا آشغالی به کی میگی آشغال؟
ناری
چرا این وقت شب از در رستوران اومدی بیرون؟
نباید خیلی با عضو خانواده ات جور بشیا
بهتر در پشتیُ ببندی
ناری
رئیس کو که اونجا نبود پس تو اونجا چیکار میکردی؟
دیروقته
بهتر دیگه بری - صبر کن ببینم -
تو همین الان از رستوران اومدی بیرون
این ماشین کیه جلوی رستوران؟
بدون کو نان گیل با اون آدم خلافا جلسه گذاشتی؟
میگم چی شده؟ - از کجا باید میدونستم؟ -
باید به فکر کارمندات هم باشی
زنگ بزن بگو کارمندامُ آزاد کنن
فکر میکنی تنهایی و بدون فکر پا شدم اومدم اینجا؟
میدونم که بدون دستور رئیس هیچ غلطی نمیکنی
فکر کردم گفتی تغییر کردی
اما هنوزم اول مشت میزنی بعد حرف میزنی ذاتت همینه
مهم نیست چقدر تلاش کنی تا عوض شی در هرصورت تو هم مثل منی
کو نان گیل به خودت بیا
درضمن باید ازم ممنون هم باشی
...من به هونگ ناری نگفتم که
تو باباشُ کشتی
چه بلایی میخوای سر کارمندام بیاری؟
باید به خودت بیای
اگه به خودت نیای آدمای اطرافت آسیب میبینن
رئیس
جدیدا وان شیکُ مجبور میکنی بچه ها رو بدزده؟
خیلی کارت بچگانه است
فکر میکنی نفر بعدی کیه؟
وان شیک پیش منِ باید باهاش چیکار کنم؟
ایرادی نداره هرچی میدونم ُ بهش بگم؟
داری باباتُ تهدید میکنی؟
کارمندامُ آزاد کن
...اگه قرار بود به همین راحتی ولشون کنم
اصلا چرا دزدیدمشون
پس منم وان شیکُ برنمیگردونم
من یه شهروند عادی ام صاحب رستوران هم هستم
میتونم به جرم دزدی از رستورانم، تحویل پلیس بدمش
معاون رئیس گروه دادا نباید به خاطر یه همچین چیزی دستگیر بشه ،مگه نه؟
وان شیکُ برگردون
گفت بزارم بری
حتی اگه ترسیدی هم صاف تو چشمام نگاه کن
باید یه بار برای همیشه یه تصمیمی بگیری
دیگه دور و بَر من نپلک
فهمیدم
پیاده شو
پیاده شو دیگه
حالت خوبه؟ چیزیت نشد؟
من خوبم
هر دوتون حالتون خوبه؟
فردا میبینمتون
اگه نمیتونی مانع اومدن رفتن اون خلافکارا به اینجا بشی لااقل یه کار درست هم انجام بده
نباید بزاری ناری با اونا ملاقات کنه
قبلا توافق کردیم که این زمین ها برای ناریه
پس زودتر قضیه رو فیصله بده این بهترین کاریه که میتونی در حقش انجام بدی
فکر میکنی برام راحت بود که تو دادگاه ازت دفاع کنم؟
من همه ی حواسم فقط پِیِ ناریه زمین ها و ساخت و سازم دیگه برام مهم نیست
...میدونی
چقدر بهت حسودیم میشه کوان دوک بونگ؟
منم آرزومه که فقط حواسم به اون باشه
...اما
همه ی کاری که میتونم براش انجام بدم همینه
این زمین ها برای مامانشه منم میخوام هرجور شده برای هونگ ناری حفظشون کنم
نمیدونم چرا دارم برای تو توضیح میدم
فکر کن جای تشکر کردن برای دفاع ازم دارم این حرفا رو بهت میزنم
واقعا هم باید ممنون باشی
حالت خوبه؟
بهتر میشم
متاسفم دیگه یه همچین اتفاقی نمی افته
مگه چه کاری از دستت برمیاد؟
من انجام میدم تو برو بشین
حالا که دارم بهش فکر میکنم ...کوان دوک بونگ قبول کرد که وکیلم باشه
ممنونشی؟
کوان دوک بونگ از دست من اینقدر عصبانی شده بود؟
یهویی خیلی به دوک بونگ علاقه مند شدی
شما دوتا میتونین دوستای خوبی برا هم باشین
خوبی؟
پوستت داره قرمز میشه
بزارش تو آب سرد من میرم پماد بیارم
مثل یه بچه 5 ساله که زخمی شده باهام رفتار نکن
لابد میخوای زنگ بزنی آمبولانس هم بیاد
من خوبم برو استراحت کن
میدونی چقدر بهت حسودیم میشه کوان دوک بونگ؟
منم آرزومه که فقط حواسم به اون باشه
...اما
همه ی کاری که میتونم براش انجام بدم همینه
وایستا سر جات
میخوام از این به بعد خیلی خوب زندگی کنم پس دیگه نگران من نباش
دیگه نباید متاسف باشی
چی میگی یهویی؟
فراموشش کن
میتونی بری
من وکیل دو یوجو اَم چی شده؟
وحشی بازی در آورده و خرابی به بار آورده
نخیرم ، خرابی ها کار همه مون بود
چرا من باید تنهایی خسارت بدم؟
راست میگه
چرا باید تنهایی خسارت بده؟
چندتاشون ادعا کردن که ازش کتک خوردن
ولی راضی شدن شکایت نکنن
در عوض کل خسارتُ خودش تنهایی بده
چرا امضاش کردی؟
من حتی یه قرون هم نمیتونم بدم تو که وضع منُ میدونی
چرا اینطور کردی؟
یکمی مشورب خوردیم بعدش دوستات زدن تو فاز وحشی بازی
فکر میکردم از پس کنترل کردن مردم برمیای
منم همین فکرُ میکردم ولی اشتباه کردم
همش تقصیر توِ
به من چه؟
وقتی گفتی آدم دم دستی هستم احساساتم آسیب دید
عصبانی شدم و حسابی مست کردم
...شرط میبدم از این حرفم ناراحت شدی که گفتم
ناری خیلی سرسخته و نمیشه بهش نزدیک شد @arirangfa_channel
چه رقت انگیز @arirangfa_channel
اون اصلا تو باغ نیست ولی تو همش داری با اون رقابت میکنی
فکر میکنی میخوام با سونبه ناری رقابت کنم؟ چرا باید اینکار کنم؟
خودت باید به جواب برسی نه من
چه خبر؟
چرا سوار ماشین من شد؟
باید بری فروشگاه - چی فرمودی؟ -
من تاکسی نیستما
دوستت لباسمُ پاره کرده منم کیف پولمُ گم کردم
بد نیست تو هم تیپتُ تغییر بدی
من تیپ مخصوص به خودمُ دارم
میتونی تیپتُ به تیپ ایده آل سونبه ناری تغییر بدی
فقط کافیه کارتتُ بدی بهم خودم کمکت میکنم
وقت صبحانه است کجا گذاشته رفته؟
"میتونید امروز سفارشتونُ باخودتون ببرین"
سفارش ما آماده شد؟ - بله چند لحظه صبر کنید -
بفرمایید
No comments yet. Be the first to leave one.