لومړۍ 200 کرښې.
مسیر بزرگ - رائول والش
تقدیم به مردان و زنانی که بذر ...تمدن را در سرزمینهای وحشی
و بذر رشادت را در خون فرزندانشان کاشتند
افرادی از شمال، جنوب و شرق گرد هم آمده اند
آنها در ساحل رودخانه میسیسیپی برای غلبه بر غرب جمع شده اند
سلام، سلام
چرا راه نمیفتیم؟
نگران نباش، پدر ما به زودی حرکت میکنیم
جان، به سگها غذا دادی؟ - بله، پدربزرگ، بله -
خیلی خب اونو محکم کن، پسر
اون قراره ما رو به مقصد برسونه
آره، ولی مقصدمون کجاست؟
خب خانم، اونطرف دارن در مورد این مسئله بحث میکنن
پدر، اونها تو رو به عنوان رهبر انتخاب کردن
چرا تو نمیگی کجا بریم؟
من تنها رهبر مردم "میسوری" هستم، دختر
به گمونم خانواده هایی از تمام ایالتهای آمریکا در اینجا هستند
نمیتونیم تا ابد منتظرشون بمونیم، پدر - نه، پسرم -
اونها در اونجا دارن گفتگو میکنن
میرم ببینم دارن چی میگن
خب، ببینید کی اینجاست "برک کولمن"
حالت چطوره، زیک؟
از پارسال تا حالا کجا غیبت زده بود، پسر؟
سانتافه بودم، زیک تازه اومدم
ویندی بیل" هم اینجاست، مثل اینکه" زمستون حسابی بهت ساخته
خب کولمن، اغلب زمستونها بهم میسازه
امسال، وقتی اولین گیاه رویید(بهار) من 60 پوند از دست دادم
...میگم باسکام، اون شاید بتونه
یه سرزمین خوب به ما معرفی کنه
برک، میتونی یه سرزمین خوب خارج از میسوری به ما معرفی کنی؟
البته، ولی مسیر طولانی و سختی داره
دو هزار و پونصد مایل مسیریه که باید طی کنید
نه، خیلی خیلی دوره
هیچ جایی خیلی دور نیست اگه واقعا بخوایم بهش برسیم
"این سرزمین اون طرف "اورگانه
هیچ سرزمینی اون طرف اورگان" وجود نداره، آقا"
غربِ "اورگان" اقیانوسه این چیزیه که به من گفتن
"این زمین شمال "اورگانه
چند نفر در حال حاضر اونجا ساکن هستند؟
سرزمین سرخپوستهاست
بغیر از شکارچیهای پوست هیچ مرد سفیدی اونجا نرفته
در کل اون منطقه فقط یک پُست تجاری وجود داره
صاحبش کیه؟
یه شکارچی اهل میسوری
...هی آقا، میشه اینو به من بگی
هی، صبر کن صبر کن
...از اونجایی که من منتخب شما هستم
اجازه بده من صحبت کنم
اون سرزمین همون جاییه که قلب اهالی میسوری آرزوش رو داره
دو رشته کوه برف گرفته با ...کوه های سر به فلک کشیده
و بین اونها، آقایون دره ای بزرگ وجود داره
برکه ها و نهرها در همه جا
...از حیث ماهیگیری و شکار
رودخونه ها پُر از ماهیهای قزل آلای بزرگ هستند
رفیق، قبول میکنی که ما رو به سمت اون دره هدایت کنی؟
شخصا دلم میخواست، آقایون
ولی مسیرمون از همینجا جدا میشه
من برای انجام یه سری کارها باید به سانتافه برگردم
چه کاره ای، رفیق؟
شکارچی هستم
...خب، مطمئنا باید شکار زیادی
در اون سرزمینِ اون طرف اورگان" وجود داشته باشه"
فراوون
ولی من باید یه جفت راسو رو بکشم
در راه بازگشت به سانتافه
هی صبر کن، صبر کن رفیق، چطور میشه اون دره رو پیدا کرد؟
ولمور" داره یه گله گاو(کاروان)" به پُست تجاری "تام ویلیامز" میفرسته
این اولین باره که داره سعی میشه
پشت اونها راه بیفتید، اگه موفق شدن شما دره خودتون رو پیدا میکنید
و سلام منو به اون کوه سفید بزرگ برسونید
خداحافظ، زیک
خب، ممنون پسرم
هی
هی، شاید اون یه افسانه به خوردمون داد
خوک بازی درنیار، فهمیدی
سلام، خانم ریگز
خدای من
خیلی خوب بنظر میرسی، مادر ریگز
خیلی وقته که ندیدمت
میدونی، تو همیشه در حال گشت و گذاری
آره، زیاد ول میگردم
دوقلوهای کوچولو چطورن؟
کوچولو؟ اوه، خدای من
اون دخترا از آخرین باری که دیدیشون خیلی رشد کردن
نه
اونها خونه هستند؟
میلدرد" اینجاست" الیز" رفته تا رسیدن قایق رو ببینه"
فکر کنم بهتره برم تو و "میلدرد" رو غافلگیر کنم
اوه، مطمئنا اون رو غافلگیر میکنی
خب برک، واقعا از دیدنت خوشحالم
خب، مطمئنا از بار آخری که دیدمت اندازه ات دو برابر شده، میلدرد
حالا باید "الیز" رو ببینی
حتما قبل از اینکه برم میبینمش
"صدای سوت قایق "پنسی بِله
جمعیت رو ببین
ببین
خیلی خب، خانم کامرون ما چند دقیقه دیگه به خشکی میرسیم
وسایلتون رو جمع کردید؟ - اوه بله، کاپیتان هولیستر -
گوش کنید، چرا این سفر رو بیخیال نمیشید و برنمیگردید؟
خب، جایی برای بازگشت وجود نداره
خب، در سراسر جنوب خونه ای نیست که به دختر سرهنگ کامرون خوشامد نگه
درسته، ولی ما نمیخوایم سربار کسی باشیم
این یه تصمیم سخته، دختر
اینکه در یه سرزمین وحشی زندگی کنی
ما خودمون میدونیم، کاپیتان هولیستر
ولی ما باید خانواده-مون رو با هم حفظ کنیم
هانی گرل" میخواد با خواهرش" روث" بمونه، مگه نه؟"
آره، میخوام
و برادرمون "دیو" دیگه یه مرد بالغه
روث درست میگه، کاپیتان خانواده کامرون باید در کنار هم باشن
هی، تو همونی هستی که دنبالشم
من میخوام یه بار دیگه اون بازی قمار با گردو رو انجام بدم
پول بیشتری داری؟
اوه، البته که دارم
اینو از کجا آوردی؟
از مادرزنم
اون به من قرض داده ولی خودش نمیدونه
زیر عرشه میبینمت برو اونجا
فراموش نکنی من اونجا منتظرتم
هنوز مصمم هستید که یک پیشگام باشید؟
کاملا مصمم، آقای تورپ
من در مورد مزرعه ام در "لوئیزیانا" بهتون گفتم
باید فوقالعاده باشه
خانم کامرون، اون زمینها ...و خدمتکارها مال شما میشن
اگه من رو همراهی کنید
خب، من از شما متشکرم ولی همونطور که قبلا گفتم غیر ممکنه
خداحافظ، آقای تورپ
اگه اینبار ببرم همه اش رو نگه دارم
ولی اگه باختم نصفش رو به مادرزنم میدم
عصر بخیر، آقایون ما دوباره اینجاییم
سلام، تورپ
خب گاسی، این گوی رو ببین
ایناهاش، حالا قراره که زیر یکی از این پوسته ها قرار بگیره
یکی، دوتا و سه تا
حالا جابجاشون میکنم تا گیجت کنم
و حالا انتخاب کن
خب، حالا من دو دلار شرط میبندم
دو دلار، خیلی خب
من همیشه این کارو برای خوش شانسی انجام میدم
حالا صبر کنید، فقط تماشا کنید
میدونی، گاسی دست سریع تر از چشمه
دفعه بعد موفق میشی
کی میخواد جوراب مادرزنم رو بخره؟
گاس
اوه، اینجایی پول منو به باد دادی؟
ولی مادر، من میخواستم تو رو شریک کنم
پولم رو بده
بهش بده
بجنب
بقیه اش رو هم بده
ولی خانم، این پول خودمه
اون پول منه
نه نه، مادر اون پول خودشه
کاپیتان، من از شما میخوام که پولم رو از این مرد پس بگیرید
تحویلش بده
دیدی مادر؟ بهت نگفتم که ما میبریم؟
ولگرد، گمشو برو پس انداز منو خرج میکنی؟
حالا تورپ، از قایق من پیاده شو
اگر دوباره پات رو بذاری این تو ...زنجیرت میکنم
و در راه بازگشت به مقامات سنت چارلز" تحویلت میدم"
دیوی، فکر کنم بهتره من برم ...خانم "ریگز" رو پیدا کنم
"همون خانمی که کاپیتان "هولیستر در موردش بهمون گفت
بیا بریم، هانی گرل
نه، من میخوام همینجا پیش دیوی بمونم و خالی کردن اسبها رو ببینم
خب، حواست بهش باشه، دیوی - باشه -
زود برمیگردم، هانی گرل
جای قشنگیه، اینطور نیست مادر؟
وحشتناکه گِل و لای رو ببین
خب، گوش کن مادر بعدا یه اسب میخرم
یالا بیاید، من از اینجا عبورتون میدم
نمیخوام پاهاتون گِلی بشه
همینجا بمون تا من "اَبی" رو بیارم
بیا اَبی، نمیخوام کفشهات گِلی بشه
زودباش
میشه نخندی اَبی؟
خوبه، حالا همینجا صبر کنید تا من مادر رو بیارم
بیا، مادر من میبرمت اون طرف، مادر
بیا، مادر
بیا، مادر
هی، سعی داری چیکار کنی؟
ولی مادر، من میخوام ببرمت اونطرف
تا مبادا پاهات گِلی بشه
تو؟ من خودم رد میشم
خیلی خب، مادر ولی اجازه بدید کمکتون کنم
خوبه، حالا پات رو بذار روی اون تخته، مادر
میگم، من الان برمیگردم
گاس
خانم ریگز؟
بله، خانم خودم هستم
خب، من دوشیزه کامرون هستم کاپیتان هولیستر به من گفتن که شما رو ببینم
از دوستان کاپیتان هولیستری؟ - بله، هستم -
بیا بریم داخل - ممنون -
مراقب باش لباس قشنگت پاره نشه
اوه، چقدر خوب و خنکه اینجا
بفرما بشین راحت باش تا من یه فنجون چای دم کنم
محبتتون رو میرسونه خانم ریگز، ممنون
...نه، وای
...چیکار میکنی
...فکر کردم
اشتباهی گرفتم، خانم من فکر کردم شما شخص دیگه ای هستید
No comments yet. Be the first to leave one.