لومړۍ 200 کرښې.
آنچه در فایو اُ گذشت
میخوای من تحت پوشش برم
من میخوام یه چشم نزدیک رئیس یاکوزا داشته باشم
مردی با اسم هدیکی تاشیرو
اگه من اینکارو بکنم ممکنه در آخر بمیرم
من ازت محافظت میکنم بهت قول میدم
خیلی خب، ناشیموری
تو جاسوست رو داری
من باید بتونم به زیردستام
اعتماد کنم
اعتمادی که شش ساله بدست میاد
من میتونم شش ماهه بهت بدم تا جزو زیردستات بشم
ولی اگه گند بزنی به قیمت جونت تموم میشه
مثلا اینکه ندونی کِی باید حرف بزنی
مهمه اینه که تو الان وارد شدی
اینجوری به نظر میرسه
ولی اگه اون بدونه اینجا چه خبره
زندگیم به پایان میرسه
رو زانوهات
من دارمشون
ما تو انبار مواد شیمیایی هستیم
جیک صدامو میشنوی، جیک؟
کسی چیزی میبینه؟
دوربینا اونا رو در سمت شرق دیدن
همه برن به اسکله بارگیری بزن بریم
ایست ایست از کامیون پیاده شین
برو برو برو برو
کاملترین مرجع دانلود زیرنویس فارسی .:: WorldSubtitle.US ::.
خیلی خب، پسر خوب
درست همینجا بیا اینجا
بریم تکون بخور، بشین
زود باش، یالا تکون بخور
بریم
خوبه
بهتره واسه همه تنقلات آورده باشی
این؟ نه ، این
یه چادر شش نفره است
واسه روز مبادا
من تنقلات ندارم
این جیره غذاییه
این یغلوی ـه برنج سرخ شده و میگو
غذای مسافرتی
فقط می مونه آب بعد میتونیم بریم
ما اینجا آب نداریم جری
بنظر تشنه میاد
من بسته های سرمایی دارم
چرا اینجوری نگاه میکنی؟
واقعا؟ این سوال کردن داره؟
آره، دارم سوال میکنم تو چه مرگته؟
چرا این رو جدی نمیگیری؟
فقط یه بار، بخاطر من
اومدم دیگه اینجا ایستادم
مشکل کجاست؟ آره ولی تو
تو بدون هیچ عجله ای اومدی
منظورم اینه که اگه این اگه این
یه حمله هسته ای واقعی بود
بجای تمرین نظامی چی؟ واقعا حیرت زده ام
انوقت چی؟ من کاملا مطمئنم
اگه این یه حمله واقعی بود
ما همه مون مُرده بودیم
یعنی تو فکر کردی
این اتاق در برابر حمله هسته ای
مقاومت میکنه؟
آره، در واقع اینطور فکر میکنم البته که اینطوره
اوکی، فقط بیا بگیم
این گلوله، موشک
همه چیز رو از بین ببره و این جزیره رو ریشه کن کنه
بعد این قسمت از سیاره که
دوازده تا بیست فوت زیر زمینه
و با بتن درست شده آسیب نبینه
بعدش چی؟
بعدش میخوایم چکار کنیم؟
تو میخوای بیشتر زنده بمونی؟
تو فکر کردی شبیه آرماگدونی چیزی هستی؟
دیگه چی میتونه زنده بمونه؟
تک سلولی ها و سوسک
شاید
زمستان هسته ای زمستان هسته ای
دقیقا
یه توخالی بزرگ
از زباله های رادیواکتیو
فقط یه فضای بی ثمر و زشت ولی همه ما ایمن خواهیم بود
و توی این جعبه بدبخت گیر میوفتیم
بنظر میرسه
واسه من بدتر از مرگه میدونی؟
گیر کردن توی اینجا با کمال احترام
و همه آدمات
و بذارین، اوه شما قرنطینه رو
یادتونه؟
شبیه همون میشه فقط واسه همیشه
برای بقیه عمرمون با همدیگه توی یه اتاق گیر می افتیم
بذارین بگم
ما از اون حمله هسته ای
عبور کردیم بیاین بگیم
اثرات هسته ای رفت و ما از اینجا رفتیم بیرون
چی میشه اگه ما
تنها آدمایی باشیم که روی زمین زنده موندن؟
بعدش چی؟ ما باید چکار کنیم؟
... آه
زاد و ولد کنیم؟
عمرا منظورت از این
سخنرانی انگیزشی چیه؟
میخوای بگی من همینی هستم که هستم؟
خب ، من نمیدونم
نه من فکر میکنم یه نکته ای داشت
اوکی، صبر کن صبر کن
اولا به حرفای اون گوش نده
دوما این خیلی بعیده
که ما تنها بازماندگان باشیم، جری؟
درسته؟ مرسی مرسی، اوکی؟
پس ما باید زنده بمونیم ما یکم
عجیب غریب میشیم ولی زنده می مونیم
ما همدیگه رو داریم ما دوباره دنیا رو می سازیم
چون این کاریه که آدما میکنن
درسته؟ ما می جنگیم
باشه؟
آره، من فکر کنم مرگ رو ترجیح میدم
آره، منم گلوله رو ترجیح میدم
از تو سوال نکردم
بسلامتی آخر الزمان آتشین
دوستتون دارم
... خب
بنظر میرسه فقط من و تو موندیم فرمانده
امیدوارم بتونیم با یخ خشک بستنی فضایی درست کنیم
من شکلات دارم، بیا بریم اددی
زود باش کلوچه
یا میکس مورد علاقه ام کلوچه ناپولی
چرا میخوای دفتر حساب کتاب رو نگاه کنی؟
تو نیازی نیست به دفتر حساب کتاب نگاه کنی
نه نه تو گفتی
من نیازی نیست نگران حساب کتاب باشم
ولی من هستم دنی من نگران بودجه ام
چون این کار منه تجارت منه
آشپزخانه کار توئه بخاطر همین
تو باید با من مشورت کنی
قبل از اینکه هر چی داریم رو بدی دست عمو ویتو
من پول رو دادم دستش، اون کار میکنه
اون چی؟ کار میکنه؟ بیا این نظریه رو بررسی کنیم
اون کار میکنه، اون داره کار میکنه؟ درسته، اون داره کار میکنه مگه نه؟
اون کار میکنه بیا یکم خلاصه اش کنیم
این چطوره؟ اوکی، من ترجیح میدم اینکارو نکنم
اون نصف بودجه مون رو سر طراحی با یه مجسمه
نیمه لخت از بین برد
ما مجبور نیستیم از اون مجسمه نیمه لخت استفاده کنیم
اون برای رشوه دادن به کمیسیون مشروب بازداشت شد
اون معذرت خواهی کرد متوجه هستم
عذرخواهی کرد؟ اون فقط حقیقت رو کتمان کرد
اوکی، میذاری یه چیزی رو بهت بگم؟
بگو اوکی؟ من میدونم اون کارا رو چطور انجام میده
و من میدونم اونجوری که تو دوست داری کار نمیکنه
خیلی خب؟
آره قول میدم شب افتتاحیه
تو یه آنیولوتی عالی میخوری
بعد میگی خدا رو شکر که ما عمو ویتو رو داریم، درسته؟
آره، امیدوارم حق با تو باشه
غیر از اون قسمت آنیولوتی من اصلا گوشت نمیخورم
وایسا باشه؟
آنیولوتی اصلا گوشت نداره خیلی خب؟
اون یه نوع ماکارونی با سویاست
و تو باید این رو بدونی چون
ما داریم رستوران ایتالیایی باز میکنیم
تکالیفت رو انجام بده خب، اگه باز کردیم
آدام
همه چیز مرتبه؟
راستش، نه
درباره پول هیدکی ـه؟
یه چیز دیگه
چیزی درباره این میدونی؟
آره، یه ورود غیر قانونی به آزمایشگاه شیمیاییه
کار من و جسی بود
باشه، این رو هم قبول میکنم
حتما هیدکی باهاش یه کاری داره
اون وارد تولید داروهای متامفتامین شده
گاز کلراید یه عنصر کلیدیه
پس اون یه مقدار زیادی نیاز داره
دیشب اون به جسی زنگ زد
گفت الان فصل بارگیریه
من باهاش رفتم تا هواش رو داشته باشم
جسی کلراید رو به آدمای هیدکی تحویل داد
و من اون رو تا یه آزمایشگاه داروسازی تعقیب کردم
اوکی، مشکلش کجاست؟
مشکل اینجاست که
یکی از سربازای هیدکی
کازویا نموتو پشت سرش رفت
و چند تا از کپسولا رو به یکی دیگه فروخت
حالا من مطمئن نیستم که خریدار کیه یا چطور باید پیداش کنم
همه چیزی که میدونم اینه که اونا تو تجارت متامفتامین نیستن
من فرض میکنم تو چیز دیگه ای هم میدونی
که میشه با گاز کلراید درست کرد درسته؟
آره، و دلیل اومدنم به اینجا هم همینه
خیلی خب، گفتی "چند تا کپسول"
دقیقا منظورت چند تا کپسول گاز کلرایده؟
اون خریدار دیگه چند تا کپسول داره؟ دو تا بشکه
هر کدوم 150 پوند ... که تقریبا
25 گالن مایع کلراید میشه
این اعداد و ارقام
به چه کاری میخورن؟ این کافیه تا باهاش
یه سلاح درست کرد که بشه هزاران نفر رو کشت
... ببین استیو، من
کاری که شده، شده دیگه خیلی خب
No comments yet. Be the first to leave one.