لومړۍ 196 کرښې.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(سلولهای یومی، فصل دو)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
من چی هستم؟
پس میتونی بگی الان چه احساسی دارم؟
نه
ولی میخوام بدونم
تو کسی هستی که همش میخوام بیشتر دربارش بدونم
برای همین میخوام ببینمت
که اینطور
!وایسااا تایم اوت
الان یو بابی گفت: واسه همینه که میخوام ببینمت؟
این یعنی چی؟ مگه الان همو ندیدن؟ یعنی میخواد بعدا بازم ببینتش؟
یعنی ممکنه بهش احساسی داشته باشه؟
!نه بابا
کاراگاه، این برای تو چه معنی میده؟
به نظر میرسه ازش خوشش میاد ولی
این حتی یه سوال نیست برای همین جواب دادن بهش مبهمه
ویژگی یو بابی مبهم حرف زدنه. اصلا همینه که جذابه
این چیزی نیست که به راحتی ازش گذشت !دوباره چکش کن
چی؟
یعنی چی؟
بیا قرار بذاریم
قرار بذاریم؟
درست شنیدم دیگه؟
آره آره
ازش خواست قرار بذارن !قرار بذارن
!هورا- وایسین ببینم-
خیلی ذوق نکنین- این یعنی چی؟-
زود انالیزش کن دیگه یعنی چی؟
قرار گذاشتن، بیا قرار بزاریم؟
خب، شاید میخواد یه دوستیِ عمیقو نشون بده چون باهم دوستن؟
عههه اینطوریه؟… خب پس
!هی !این چرتو پرتا چیه میگین؟
بیا قرار بذاریم !قرار احمقا
!یه قرار عاشقونه
قرار؟- اره همین الان یکی به یومیمون اعتراف کرد-
!واقعا مسخرس چرا یجوری رفتار میکنین انگار تا حالا قرار نذاشتین
ما قبلنم قرار گذاشتیم ولی بار اوله یکی اعتراف میکنه
پس این احساسیه که وقتی بهت اعتراف میکنن داری
!رییس یه مشکلی داریم
چیشده؟
ببینید عزت نفس یومی سر به فلک کشیده است
خیلی غیرمعمولیه
خطرناکه چیکار کنیم؟
منظورت از خطر چیه؟ اینکه خوبه
عزت نفسش داره برمیگرده چون اعتراف شنیده
بعد اینکه وونگ ردش کرد اندازه جلبک شده بود !این خوبه
نامعموله
،اگه همینطور پیش بره
عوارض بعد جدا شدنم میتونن سریع خوب بشن
چی؟ میخواین اعتراف یو بابی رو قبول کنیم؟
فعلا که نتیجه ها نشون میدن برای سلامتیش خوبن
ولی بخاطر سلامتی نمیتونیم قرار بذاریم
هیچوقت به بابی به عنوان کیس قرار گذاشتن نگاه نکرده بودیم
مسخرس صدمه ای که بخاطر ...قرار گذاشتن دیده رو با قرار گذاشتن
خوب کنیم- !اشکال نداره !اشکال نداره-
اشکال نداره یومی الان سینگله
حتی برای سلامتیشم خوبه. دیگه واس چی دو دلی؟
همتون گروهی دیوونه شدین؟ چیش اشکال نداره؟
فقط بیا قبولش کنیم همه باهاش موافقن
بسه بسه
قرار گذاشتن بجزو اختیارات عشقه نمیتونیم همینطوری تصمیم بگیریم
!صبر کنید
!عشق
عشق هنوز بیدار نشده؟- نه-
هنوز تو کمائه؟ …پس
!اشکال نداره !اشکال نداره
!اشکال نداره !اشکال نداره
!اشکال نداره !اشکال نداره- بچه ها-
از عشق پرسیدی؟
بچه ها خوب گوش کنید ما اعتراف یو بابی رو رد میکنیم
چرا؟- ولی چرا؟-
چرا؟
عشق هنوز بیدار نشده
وقتی عشق هنوز بیدار نشده یعنی احساس ما نسبت به بابی عشق نیست
بیدارش کن. اینطوری تکونش بده بیدارش کن
عشق هنوز تو کمائه خیلی طول میکشه خوب بشه
نمیتونیم بخاطر عوارضِ بعد قرار گذاشتن با یکی دیگه قرار بذاریم
بدون اجازه عشق نمیتونیم کاری کنیم
چی فکر میکنی؟
چی؟- شما چی دستیار یومی؟-
بفرما …محترمانه ردش کن
چرا؟- !چرا؟-
چرا؟- من بابی رو دوست دارم-
بچه ها فقط بهش محل نذارین محل نذارین
این دیگه چیه؟
!یاخدا
چرا اینکارو با من میکنی؟
چرا من؟
من با اونایی که به یومی فکر نمی کنن و از روی اشتیاق وحشیانه رفتار میکنن طبق قوانین برخورد میکنم
چی؟
هنوزم میخواین بهم محل نذارین؟
معاون بابی، …من
متاسفم
آره آفرین درسته
کارم خوب بود؟
ولی برای بابی احساس بدی دارم اون آدم خوبیه
یکی دیگه تو کمپانی هست که از بابی داره U خوشش میاد. تو اسمش حرفِ
Uحرف
U
روبی
Uهیچوقت فکر نکردم که اون
روبی نبوده R-U-B-Y → Y - U - M -I
من اونقدرام عالی نیستم
بی دلیل احساس بدی دارم
!رییس، عزت نفسش نصفه شب باز داره میره بالا
نباید کادویی چیزی برای بابی بفرستیم؟
باید خیلی ازش ممنون باشیم
ولی حالش خوبه؟ رکوردش هشتصدم رد کرد
مدیر کل
چی؟ هشتصدم رد کرد؟
این یکم خطرناکه …این
سلام !صبح بخیر
معاون بابی، اینا مدارک جلسه امروزن
اوه همونایی که دیروز میخواستم؟- بله-
احساسات: بابیه !بابی
مد: بابی بیچاره
نگهبان: حس میکنم اوپا لاغر شده
منطق: بسه ساکت اولین باره بعد اون روز همو میبینن پس اونم باید احساس بدی داشته باشه
پس بیاین اول بهش سلام کنیم انگار که اتفاقی نیفتاده
معاون بابی، اخر هفته خوبی داشتید؟
زود اومدین- اومدین؟-
بله… من
احساسات: این چی بود دیگه؟ خیلی سرد برخورد نکرد؟
مراقبت پوستی: شاید بخاطر اون روزه
نگهبان: درسته احتمالا بخاطر اینه که یومی ردش کرده
سلول آرامش: امکان نداره
،اینطور نبود که یو بابی سرد برخورد کرده باشه
من حس کردم یومی سرد برخورد کرد
حالا با من تکرار کنید “همین درسته از اولش کار خوبو انجام دادیم”
"همین درسته از اولش کار خوبو انجام دادیم"
من همیشه کارم خوب بوده
"من همیشه کارم خوب بوده"
درسته من همیشه کارم خوب بوده
اومدین؟- اومدین؟-
اون همیشه میگه زود رسیدین
یو بابی هیچوقت طولانی احوالپرسی نمیکنه
صبح بخیر معاون بابی
صبح بخیر حس میکنم تغییر کردی
حدس بزن چه تغییری
موهات موهات عوض شده
!دقیقا زدی به هدف، بی بی موهامو رنگ کردم
عجیب به نظر میرسیدی واسه همونه
واقعا؟ عجیب تر از این نمیتونم باشم
که طولانی احوالپرسی نمیکنه؟ الان که ماشالا خیلی حرف زد
چه حرفی آخه
همکار یو
میدونین که تایم ملاقاتمون با کمپانی جولی افتاده این بعدازظهره؟
بله مدارکو آماده کردم
من که لازم نیست بیام درسته؟
یا میتونی با همکار کیم یومی بری
نه با بونی میرم چون از اولش مسئول بوده بهتر میدونه
خب پس
!نیگا توروخدا معاون گفت با یومی برو چرا انقدر اصرار داشت که نه با بونی میرم
!لطفا بنشینید بونی دستیار همیششه
نه، بابی الان ناراحته
مطمئنم به خاطر اتفاقی که افتاد ناراحت شده
اون ناراحت و عصبیه چون یومی ردش کرده
این ممکنه؟ تو الان فقط مریضی
من کجام مریضه آخه؟
وقتی سطح عزت نفست به بالای 800 برسه مریض میشی
به لطف بابی، اثرات جدایی یومی حل شد
ولی انگار مریضی دیگه ای گرفته
یه مریضی دیگه؟
بیماری پرنسس
فکر نمیکردم به خاطر من آسیب ببینه
چیکار میتونم بکنم؟
این خیلی سخته
معاون بابی، بذار بهت کمک کنم
نه، سنگین نیست نگران نباش
...نه، من
ببین، عصبیه، به خاطر یومی آسیب دیده
چرت و پرت نگو و بشین لطفا
یومی زندگی یه مردو نابود کرده
طفلک بابی، دیگه نمیتونه با کسی قرار بذاره اگه تا آخر عمرش تنها بمونه چی؟
این دیگه واقعا چرت و پرته
اوه، خانم بون هی
هنوز نرفتی خونه؟
آره، واسه کار رفتم بیرون و تازه برگشتم
جلسه بیشتر از چیزی که فکر میکردم طول کشید
حتما سخت بوده
معاون بابی چی؟
،سریع بعد از جلسه رفت خونه من برگشتم چون باید یه چیزی برمیداشتم
واقعا؟ چون همسایه ایم سوال کردما
که اینطور
شب بخیر- فردا میبینمت-
حتما خیلی صدمه دیده خیلی طول کشید تا بهم بگه چه حسی داره
من کیم مگه؟
آسیب دیدن از یه آدمی مثل من؟
احمق
بهش بگم باهم آبجو بخوریم؟
شاید یکم حالش بهتر بشه
نه، اگه امیدوار بشه چی؟
من که هیچ حسی بهش ندارم
زمان که بگذره خودش بهتر میشه
انگار بابی خیلی به خاطر یومی ناراحت شده
No comments yet. Be the first to leave one.