د خپرونې معلومات

My Love Madame Butterfly E 17
د لخوا تبصره Rahpooyan
Translated By : Pularis

تګونه

other
په خپور شو: 2013-05-12
ډاونلوډونه: 11
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

الو؟

منم. شما همون بازیگره هستین؟

.منم. پدربزرگ لی وو جای

چی؟

.پدربزرگ لی وو جای

.رئیس واحد فروشگاه جهان

بهم نگو که لی وو جایُ نمیشناسی؟

الو؟

.وقتی صحبت میکنم گوش کن

.بله، دارم گوش میکنم.لطفاً ادامه بدین

باید فهمیده باشی چرا بهت زنگ زدم؟

.تقریباً میدونم

.ولی به نظر میرسه یه سوءتفاهم باشه

داری میگی یه سوءِتفاهم وجود داره؟

چطور میتونی به همین راحتی بگی یه سوءتفاهم وجود داره؟

.همین الان بیا خونۀ من

چی؟

.نام نابی، من عمۀ لی وو جای هستم

.من یه پیام متنی با آدرس برات میفرستم

.به وو جای هم بگو کلکاش جواب نمیده

.این برای آبروی تو و لی وو جای هم بهتره

متوجه شدی؟

فهمیدم. شما میخواین منُ ببینید و .من دلیلی نمیبینم که شما رو نبینم

.من بوضوح دیدم

چرا تو با زن برادر باهم اومدین؟

رابطه ات با زن برادرم چیه؟

،دقیقاً، چجور رابطه ای دارین .که اول صبحی باهم از یه ماشین پیاده میشین

چان گی، چرا اینجایی؟

.شنیدم شبُ بیرون مونده بودی

.اتفاقی افتاد. متأسفم

سال گو گفته داری با یه زن قرار میذاری؟

نکنه، با اون بودی؟

نکنه، با اون بودی؟

من همه چیزُ بعداً وقتی تنها باشیم .بهتون میگم

.استاد، برای یه لحظه میرم بیرون

.یه لحظه صبر کن

.ما باید سوءتفاهمُ رفع کنیم

سوءتفاهم؟

.سوءتفاهمُ روشن کن

دونفر که از یه ماشین دارن پیاده میشن .دلیل روشنیه برای سوءِتفاهم

یا، یه چیزی بین شما دونفر داره میگذره؟

استاد اون توِ، خواهش میکنم .صداتونُ بیارید پایین تر

.اصلاً اونی نیست که شما فکر میکنید

- نابی ومن فقط

نابی؟

از کی تا حالا رابطتون با زن برادرم ،اینقدر نزدیک شده

که نابی صداش میکنی؟

کسی تو کرۀ جنوبی هست که نام نابی رو نشناسه؟

اون قبل از اینکه عروس این خونواده .بشه مشهور بوده

تو هنوز ازم میخوای اونُ به اسم .عروس این خونواده صدا بزنم

فقط وانمود کنید که امروز صبح .چیزی ندیدین

.من بعداً همه چیزُ بهتون میگم

کی بود؟

کی زنگ زد و باعث شد یه دفعه ای .قیافه ات این شکلی رنگ پریده بشه

.چیزی نیست. من خوبم، مادر

.من اول میرم تو

اون چجور تماسی بود؟

.مگه قرار نبود بره سرِکار ...هِی، عروس

چان گی، چی شده؟

.هیچ وقت نشده بود که شبُ بیرون بمونی

.ازا اینکه نگرانتون کردم معذرت میخوام

.داداشی، داداشی، داداشی

مازموری شدی ها؟

حتی داشتی منم احمق میکردی؟

چی میگی؟ کی تو رو احمق کرده؟

درسته، برادر... تو توی مدرسه .یه دوست دختر داری

دیروز با اون زنه چیکار میکردی؟ ...تو حتی بیرون خوابیدی

تا کجا پیش رفتی> .شایدم، باهم خوابیدین

چی؟

بسه. تو؟

.باشه، باشه .میفهمم

.کیم چان گی حقه ها و کارای عجیب غریبتُ پاک کن

،هیچ وقت یه زنُ نبوسیده .تمام عمرشم مثل یه برادر بزرگتر زندگی کرده

،تو حتی رو شنایی روزُ هم نمیبینی .چون اولین بارته

چان گی، واقعاً یه دوست دختر داری؟

کی شروع به قرارگذاشتن کردی؟

.دارم میرم سرکار

.زندگی کیم چان گی شکوفه زده .اون هم داره شکوفه میزنه

.سال گو گفته اونم یه معلمه

عشق معلما چطوریه؟

معلم، میتونم دستتُ بگیرم؟ میتونم ببوسمت؟

همینجور مودبانه شروع به پرسیدن کردی؟

.هِی، کیم بک گی

خوشکله؟ سنش؟ هیکلش؟ شخصیتش؟

.برادر، این نصیحت صمیمانۀ من به توِ

.و مادربزرگ هم موافقت میکنه .باز هم در آینده با دوست دخترت بخواب

،وایسا، از اونجایی که تو بزرگتری

داشتن بچه قبل ازدواج هم چیز بدی نیست ها؟

.مگه بهت نگفتم این اراجیفُ دیگه به زبون نیار

.به من کاری نداشته باش .نگات به اون شاگردِ کارگاه باشه

.مواظب خانمای خونمون باش

.فهمیدی؟ دارم میرم سرِکار

شاگرد کارگاه؟ در مورد اون چی؟

،با شما اونجا بود .نمیدونید چقدر خیالم راحت شد

بهتون اعتماد کنم، آقای وو جای؟

پس برادر هم متوجه اون احساسات مخفی اون ایلیاتی پیر به گوک هوی شده؟

.عمه

.من واقعاً دیوونه ام. دیوونه ام

،همین چند روز پیش بود که بیرون خوابیدی چرا بازم تکرارش میکنی؟

،ترسیده بودم نکنه خونوادۀ شوهرت بفهمن نمیدونی چقدر ترس ورم داشته بود؟

.موقعیت مثل اون روز شده بود

چه موقعیتی؟

چطور موقعیتی بود که تو تا این موقع با اون شاگرده بودی؟

.متأسفم خواهر.از دهنم دررفت

.دارم میرم سرکار

،جواب احمقانه بهم نده .راستشُ بگو

بهم نگو چون شوهرت کیم پیشت نیست احساس تنهایی میکنی و داری با اون یارو شاگرده عشقبازی میکنی؟

.بازم...بِه شین جا داری گُندش میکنی

من و وو جای؟

.ما اصلاً رابطه ای باهم نداریم

.اون قوۀ تخیل فوق العاده فعالتونُ کمش کنید

.خانم به شین جا

.اون فقط یه دوسته

یه مرد و زن میتونن دوست بشن؟

.من و وو جای

تا این حد دخترتُ نمیشناسی؟

.تو میدونی که من فقط رویی رو دارم

،به جز رویی من همۀ مردای این دنیا برام مثل یه سنگ میمونن

واقعاً چیزی بین شما دوتا نیست؟

...دارم بهت هشدار میدم اگه داماد کیمُ ول کنی و بری دنبال عشقبازیت

من شرمنده میشم دیگه نگام .به داماد کیم و خونواده اش بیافته

.باگاز گرفتن زبونم خودکشی میکنم

فهمیدی؟

یه مدت پیش اون همین هشدارها رو به عنوان .سرلوحه ای از وفادار بودن به رویی به من کرد

ولی چرا پدربزرگ وو جای میخوات منُ ببینه؟

من قول دادم که برم. چیکار کنم؟ برم؟

پدر، چرا به نام نابی زنگ زدی؟

اگه وو جای بفهمه اجازه نمیده .همچین چیزی اتفاق بیافته

.تو جرأتشُ نداری چون از آخر و عاقبتش میترسی

او زنه شوهر داره و جرأت کرده وو جای .مارو از راه بدر کنه

.تو هم همینطور نذار وو جای بفهمه .جلوی دهنتُ بگیر

.البته، پدر

.برید به کارتون برسید

سول آه، کجا داری میری؟

.تو این موقعیت، همه چیزُ براش روشن کن

.که وو جای نیمۀ دیگته، سول آه

.هنوز پدربزرگ وو جای، بزرگ خونواده است

من نمیتونم خونۀ کسی برم .که تا حالا ندیدمشون

.اما نمیتونم هم نرم

.من باید اینُ با وو جای درمیون بذارم

،نه، اگه وو جای بفهمه .با پدربزرگش دعواش میشه

.یه جنگ تمام عیار میشه

.باشه، میرم

.باشه، میرم

.برو اونجا و این سوءتفاهمُ از بین ببر

وفوراً این آشفته بازار رو از بین ببر .باشه، میرم

ارشد، چیزی شده؟

.تو که حتی داری منُ میبینی

.تو که حتی داری منُ میبینی

.تو که حتی داری منُ میبینی

.تو که حتی ذاری منُ میبینی

.بهم نگو این بخاطر اتفاق دیروزه

...راستش، چیزی که دیروز اتفاق افتاد

.بیا ازدواج کنیم

چی؟

چی گفتی؟

.بیا ازدواج کنیم

ازدواج کنیم؟ چرا؟

...اگه بخاطر اتفاق دیروزیه است

.من همچین مرد پستی نیستم

.اگر چه چیزی واسۀ پُز دادن ندارم

من کاری باهات کردم که باید .مسئولیتشُ قبول کنم

.نمیتونم وانمود کنم که اتفاقی نیافتاده

.من مسئولیتشُ قبول میکنم

.بیا ازدواج کنیم

.پس، این خانمه است

.خیلی بهم میان

کی این عکسُ فرستاد؟

باید سال گو باشه، درسته؟

.از طرف سال گوِ

امروز صبح گفتم میخوام دوست دختر چان گیلُ ببینم

.اونم این عکسُ گرفته و برام فرستاده

.به هیچ وجه نذار این امر خیرُ به تعویق بندازیم

.این فرصت باهم بودنشونُ به فال نیک بگیریم

.بیا همین امسال عروسی چان گی رو بگیریم

...ولی من این خانم جوونُ .فکر کنم قبلاً یه جایی دیدم

چرا برام آشنا بنظر میاد؟

.درست به موقع اومدی

.بیا و به این یه نگاهی بنداز

.این دوست دختر چان گیه

دوست دختر برادر شوهر؟

نه بابا! اون آدم ناخنک زن و خشک یه دوست دختر داره؟

.خُب، قیافش خوبه

.هرچند که از من بهتر نیست

شک دارم زنی تو کره تو خوشکلی .به پای من برسه

میخوای بری سر کار تصویربرداری؟

.تصویربردای فرداست

.امروز دارم میرم کسیُ ببینم

.دیر نمیکنم

مادربزرگ، مادر، پدر ،یکی و تنها عروستون

.با اجازتون داره میره

.باشه، برو بسلامت

چیه؟

.هیچی

.چرا هروقت میبینمش مضطرب میشم

.آره. هرچقدر بهش فکر کنی جور در نمیاد

.اون آدم گرفتارشده،وو جای باید خبرداشته باشه

.بله، عمو

الان چی گفتی؟

،تو جشن تولدش

My Love, Madame Butterfly (Nae Sarang Nabibooin / 내 사랑 나비부인) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for My Love, Madame Butterfly (Nae Sarang Nabibooin / 내 사랑 나비부인)

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left