لومړۍ 200 کرښې.
یه گاز مصنوعیـه
پادزهر تسلط شیمیاییـه
پادزهرش کنترل ذهن رو از بین میبره
اون همه جای دنیا بیوه داشته
ولی خودت باید بهشون بگی که همه چی تمومـه
« سال ۲۰۱۸ »
سلام، آنا
ماشه رو بکِش
بس کن. میخوام بهت کمک کنم
پس چرا بهزور اومدی تو خونهام؟
- چی؟ - سونیا، دستهاشو بگیر
بجنب. پادزهرو بگیر رو صورتش
خیلیخب
بعدیش بدجوری میترسوندت، ولی اومدیم بهت کمک کنیم
نگاه چی سر فرشم آوردین
۲۰ هزار دلارم به باد رفت. مرسی واقعاً
ببخشید؟
بعید میدونم شستوشوی مغزیش داده باشن
چی؟ خیال میکردین من زندانی یه منحرف مایهدارم؟
خب، آره، یهجورایی
وایسا، این خونهی توئه؟ پولش رو از کجا آوردی؟
با همون کاری که همهمون توش استادیم. مزدوری
خب، تا حالا به چند تا بیوه کمک کردی؟
خیلی. یه عالمه
آره، زحمت داره
گیرآوردنشون سخته…
سخته که ببینی به خودشون میان
اما واقعاً ارزشش رو داره
وقتی هم گندی رو که زدن جمع کردیم،
زندگی خوبی برای خودمون دست و پا میکنیم
یلینا، خواهرت در چه حاله؟
روبهراهه
- چه خوب - آره، ردیفه
بعدش هم که باز به ناتاشا میرسی و
میرین سراغ فانتزیِ «سکس و سیتیتون» تو نیویورک
ببخشید
سکس و سیتی. باید با هم نگاهش کنیم.
چی شده؟ چه خبره؟
- تو کی هستی؟ - خودت کی هستی؟
یلینا؟ یا خدا، برگشتی
اون کیه، مامان؟
چیزی نیست، عزیز دلم. از دوستهای قدیمیمـه.
« ۵ سال بعد »
من ازدواج کردم
۳ سال پیش این بچه رو به فرزندی گرفتیم. محشر بوده
سونیا، که اون روز
برعکس تو خیلی طبیعیتر از خونهام رفت،
قضیه رو متوجه شده بود، تو هم میشی
میتونی با پیمانکاری شروع کنی
بعدش هم تا هر وقت که لازم بود، میتونی اینجا بمونی
خیلیخب، وایسا
آنا، من ۵ ثانیه اونجا بودم
از اونجا که اومدم یهو ۵ سال از عمرم به باد رفته بود. خواهش میکنم
متأسفم، یلینا. من فقط میخواستم بهت کمک کنم.
میدونم… مرسی. آره
باید ناتاشا رو پیدا کنم
میتونی کمکم کنی ناتاشا رو پیدا کنم؟ باید بهش بگم حالم خوبه
نمیتونم کیت رو از دست بدم
من قبلاً عزیزهامو از دست دادم
میدونم تو هم توی کارت اینو تجربه کردی
متوجهم
« آنچه گذشت… »
اسلون یه شرکت صوریـه که برای گرمکنپوشها پولشویی میکنه
و جک دوکین مدیرعاملشـه
- خانوادتو توی بلیپ از دست دادی؟ - آره
اون موقع با رونین آشنا شدی؟ رونین خودتی، مگه نه؟
همه به روش خودشون با بلیپ کنار اومدن
چی میخوای؟
نمیخوام کس دیگهای بمیره
ولی نیاز مایا به انتقام سرش رو به باد میده
یکی یه بیوهی سیاه قاتل اجیر کرده
این قضیه خیلی سریع، خیلی جدی شده. پس تنهایی ادامه میدم.
من خودم خواستم اینجا باشم
متوجه خطرش هستم، همشو درک میکنم
من اینکارو نمیکنم
برو خونه، کیت. دیگه تمومه
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » :. Ali 99 & Cardinal .:
کیت؟
وای، خدایا
حالت خوبه؟
چرا لباس تیراندازیت رو پوشیدی؟
حالم خوبه
ماجرا ربطی به کلینت بارتون داره؟
نه، مامان. کلینت ازم مراقبت کرد
بهم گفت برم خونه و ازش دور بشم، پس خوشحال باش
منو ببین
تنها چیزی که برام مهمـه، تویی
مطمئنی حالت خوبه؟
یبا تو بغلم. بیا
دخترکم
چیزی نیست، نفسم
کلینت فکر میکنه تو یه ابرقهرمانی؟
نه
خودمم همچین فکری نمیکنم
کیت، میدونم دیگه ترسناک شده،
ولی دلیلی نداره این قضیه عوضت کنه
فقط نشون میده که شاید
کارت یه خرده با رؤیای بچگیت فرق داشته باشه
و ترجیحاً یه مقدار محتاطانهتر
من هیچوقت نمیخواستم بیاحتیاط باشم. فقط میخواستم کمکت کنم.
میدونم، نفسم
بیاحتیاطی اثر جانبی شومشـه
شرط میبندم پشیمونی که اولین بار برام کمان خریدی، مگه نه؟
گاهی
شوخی میکنم
با اون کمون کوچولو خیلی بامزه میشدی
خدایا، فکر میکردم میتونم هر کاری بکنم
میگفتم میتونم یکی از اونها بشم
خودخوری نکن، نفسم
بعضاً مسیر زندگیمون
جوری عوض میشه که تو خواب هم نمیدیدیم
چارهای جز حرکت به جلو نداری،
حتی توی روزهایی که راستش، انگار اوضاع تباهـه
تا حالا شده نگران باشی که نکنه مسیر زندگیم رو گم کنم؟
نه
قشنگ میشناسمت،
و تصور خوبی هم از آیندهات دارم
باید یه چیزی بهت بگم
من و کلینت قتل آرماند رو بررسی کردیم
و کلی مدرک جرم علیه جک پیدا کردیم، مامان
از جمله این شرکت صوری که صاحبشـه، به اسم شرکت محدود اسلون
شاید تمام اینها یه دلیلی داره…
نمیدونم. منتها بهم قول بده که
بررسیش میکنی. تنها خواستهآم همینـه.
باشه. خیلیخب، بررسی میکنم
برو وسایلت رو بردار و بیا خونه
آهای
نمیخواد جلوی من وانمود کنی درد نداره
بیخیال
درد داره
بیا. سفرهی دلم رو باز کردم
احساساتم رو گفتم
دیشب یکی دیگه هم اونجا بود
یه زن
ماهر بود
اون… با اونها بود؟
نه، فکر کنم نمیشناختنـش
یه خبریـه
قضیه بزرگتر از چیزیـه که فکر میکردم
دیگه نباید…
دنبالش بگردی
الان؟
که اینقدر نزدیک شدم؟
من کمکت میکنم رونین رو بگیری
ولی…
همینکه کُشتیمـش…
دیگه کافیه
خب؟
وای، خدایا
کیت بیشاپ
سلام
ماکارونی درست کردم، البته اگه میخوری
ببخشید. چی؟
خب، داشتم از گشنگی میمُردم، تو هم که قصد اومدن نداشتی
برای همین گفتم غذا درست کنم
چی میخوای؟
آروم باش، کیت بیشاپ. فقط میخوام حرف بزنیم، خب؟
واقعاً گشنهات نیست؟
بزنبزنمون خیلی طول کشید
واقعاً خوشمزهست
آره، میدونم ماکارونی و پنیرِ آماده چه مزهای میده
میدونم… خوشمزهست
چنگال. چنگال
نه
فقط یه چنگال داری؟
- یه نفرم دیگه - خیلی عجیبـه
کیت، این که نشد کارد و چنگال. این کارد و چنگال نیست.
قرار نیست بعد از اینکه سعی کردی منو بکُشی و
به زور وارد خونهام شدی، بشینم باهات شام بخورم
من سعی نکردم بکُشمت
اولاً که من یه سیم بهت بستم تا یه مانع رو از سر راهم بردارم
دوماً، من به زور وارد نشدم
بااستعدادتر از این حرفهام
سوماً، اینقدر گارد نگیر. خب؟
خیلی یُبسیها
بهت صدمه نمیزنم. قول میدم
هیچ سلاحی با خودم نیاوردم
خیلیخب، حرفمو پس میگیرم
الان هیچ سلاحی تو دستم نیست
اینم دروغـه
بیا، چنگال رو بگیر. بخور. بخور
خواهشاً، بابام میگه برات خوبـه
احتمالاً داری با خودت میگی:
«چی؟ سر در نمیارم.
قرار با دشمنم شام بخورم؟
تازه اونم یه ماکارونی خوشبوی خوشمزه درست کرده»
ولی راستش، اگه میخواستم بکُشمت…
تا حالا کُشته بودی
درست وقتی که درو باز کردی
- احتمالاً حتی وقت نمیکردم ببندمش - نه
- مُرده بودم. خب - نه
آره
الو؟
سلام، گریلز، منم کلینت. میشه بیام بالا؟
وای، خدایا، آره، آره، بیا بالا
داشتم راجعبه یه اسم برای سگـ…
سلام
میشه بیام تو؟
آره، بیا
- تموم شد؟ - آره
No comments yet. Be the first to leave one.