لومړۍ 200 کرښې.
خوشبختي ما به تنهايي
کارگردان زنزو ماتسوياما
ژوئن 1945
!شينتسو، بدو
!آکيکو
!خانم
!خانم
.نمي تونم بشنوم
.خانم
!چه دختر روستايي زيبايي
...به دنبال مرغک محبوبش
.قفس را به پيش و پس تاب مي دهد ...
.قفس را به پيش و پس تاب مي دهد ...
با اون بچه مي خواي چيکار کني؟
.شينتسو، بچه رو ببر يه جايي ولش کن
.بدش دست من .بدش به من
خانواده ي معبد ريوکوجي؟
.بله
.معبد شما تا حدي سالم مونده
...يک، دو، سه، چهار، پنج نفر
.شش نفر، با يه بچه
بچه؟
.اون از جايي پيداش کرده
.اين بچه شانس آوُرده که با خانواده کاهن بوده
،دوست دارم واسه يه بار خودمو پر کنم .حتي اگه شده با کدو تنبل
!چه روز خوبيه
.ميگن يه نوع بمب جديد انداختن هيروشيما
.داريم ميريم جايي اونور رودخونه ي ايتوي
ايتوي که تو منطقه نيگاتاست، درسته؟
.آره
.خواهش مي کنم يکي بردار - .ممنون -
.چه قشنگه
.ميتوني هرچي خواستي برنج بخوري
.ولي هنرمند که کار دهقانان رو نميکنه
.اگه حرکت کنيم به يه جايي ميرسيم
شوهر شما هم مياد؟
،کارخونه ي مهمات از بين رفته .دليلي براي موندن نداره
.خواهش ميکنم بردارين
.چاي حاضره، شينتسو
.خواهش ميکنم کمي بخورين
اون پسر کيه؟
.اميدوارم باورش نشه که بچه مال خودشه
اونو از کجا پيدا کرده؟
.از کارهاش سر در نميارم
.آدم هاي ناشنوا بايد نسبت به ما متفاوت باشن
مي خواي با اين بچه چکار کني؟
،بچه ها گنجينه هاي کشورن .مطمئنا نميتونيم ولش کنيم
.جنگ تقريباً چهار سال به طول انجاميده است
با وجود تلاش بي وقفه همگان از جمله ... ،نيروهاي شجاع و مبارز نظامي و دريايي
کوشش دولتمان و خدمات فداکارانه ... ...يکصد ميليون نفر
.باز هم اوضاع جنگ ضرورتاً به نفع ژاپن نبوده است ...
و اين در حالي ست که گرايش کلي جهان .بر عليه منافع ژاپن تغيير کرده است
علاوه بر اين، دشمن، جديدترين و بيرحمانه ترين .بمب خود را به کار گرفته است
...قدرت تخريب آن در واقع غيرقابل تخمين است
.و زندگي مردم بي گناه بي شماري را به کام خود مي کشد
...اگر به اين جنگ ادامه دهيم
چه اتفاقي داره ميُفته؟
و همچنين منجر به انقراض .کامل تمدن بشري مي شود
با چنين وضعي چطور جان ميليون ها ...تن را نجات دهيم
يا در حضور ارواح مقدس نياکان امپراتوريمان ... چه خواهيم گفت؟
به همين دليل به پذيرش بيانيه ي ...پيوست قدرت ها
.سفارش شده ايم ...
ما نمي توانيم حس تاسف عميقمان را .به ملت هاي متحد شرق آسيا بيان کنيم
کشورهايي که به طور مداوم براي آزادي .شرق آسيا با امپراتوري همکاري کرده اند
...عقيده ي آن افسران و مردان و همچنين
ديگراني که پايشان به ميدان نبرد ... ...کشيده شده است
يک ندامت ملي
.خيلي بدنم مي خاره
!پشتم !درست اينجا! اينجا
!لطفاً اون لاکپشت رو نکش !مال اکيراست
بازهم جاشو خيس کرده؟
.هيروکو، پسره رو بيار اينجا
.برچسب اسمش تو جعبه ي خياطي اکيکوئه
. هر دوتا رو برام بيار
.باشه
ميخواي چکار کني؟
.ميذارمش پيش پليس
.تو بايد کسي باشي که اين کارو ميکنه
.ولي اکيکو الان اينجا نيست
.اکيکو؟ همش به اکيکو فکر ميکني
.ديگه لزومي نداره اينقدر باهاش مهربون باشيم
بعد از اينکه خونه ي قوم و خويشش .توي آتيش سوخت بيچاره شدن
.اونا ديگه پشتيبان ما نيستن
...حق با اونه. باعث تاسفه، اما
.اون تنها يتيم جنگي نيست
آکيرا اوئنو متولد 9 مي 1942
.متوجه شدم
اقدامات لازمه واسه گذاشتنش توي يتيم خونه رو .در دستور کار قرار ميديم
.ممنون
.من سردمه
.به خونه خوش اومدي
.ممنون
.بايد سردت شده باشه
.اينو ببين
.اوه ... نگاه کن
!چه کدو تنبل خوشگلي
آکيرا کجاست؟
!آکيرا ! آکيرا
.پدرت اونو به ايستگاه پليس برد
.نگه داشتن اون اينجا فايده اي نداشت
.رختخواب منو بنداز، خيلي خسته م
،من بلافاصله بعد از غذا ميرم بخوابم .خيلي سردمه
.شايد سرما خوردي
!آکيرا! آکيرا
. من ميرم
!آکيرا
.بيخيالِ آکيرا
!شوهرت همين الان از حال رفت
.ميرم دکتر بيارم .زود برو پيشش
.من سردمه
.صبر کن .الان بخاري رو راه ميندازم
.پتوي بيشتري بنداز روش
!اين چيه؟ بندازش دور
.يالا برنج رو از اينجا ببر بيرون
.دکتر الان مياد
!آکيرا! آکيرا
!سردمه
.بايد حواسمون به بيماري تيفوس باشه
.تيفوس ميتونه اين خانواده رو نابود کنه
.مطمئن بشين که همه لباس ها رو توي آب جوش گذاشتين
.هر کي تب داشت خبر بده
.بشين
شينتسو مرد؟
.بردنش بيمارستان
باقي خونواده چي؟
ميخواين که اکيکو رو برگردونم، درسته؟
ما نمي خوايم مسبب رنجي برا شما بشيم .ولي دوره زمونه عوض شده
.اکيکو هنوز جوونه
...واسه يه بيوه مثل اون خيلي بدتره
.که زندگيشو تو يه معبد متروکه بگذرونه ...
.دنيا مطمئنا عوض شده
... من تا به حال تو زندگيم نشنيدم که يه بيوه
.بلافاصله بعد از فوت شوهرش، به خونه فرستاده بشه
ولي يه عضوي از خونواده ي ما ...ممکنه به وطن برگشته باشه
.و هر لحظه به خونه بياد ...
...يکي مثل اکيکو
.شما که گفتين معلوليتش رو پذيرفتين
...خب، آره اما
.من به اندازه کافي اذيت شدم
.گلايه و شکايت فقط منو رقت انگيز مي کنه
.من بخاطر مراقبت از اکيکو ازت ممنونم
.امروز اکيکو رو با خودم ميبرم خونه
.خواهر
.درست همونجور که بهت گفتم، فرستاده شد خونه
.اينروزها مردم عادي هم غذاي کافي واسه خوردن ندارن
.خب کمکش کنين .اون خواهرتونه
.خواهر، فقط واسه يه مدتي
.از صداش متنفرم
سي هزار ين، براش چطوره؟
واقعا مي خواي اين کارو بکني؟
.البته
.چتر نجات ديگه استفاده اي نداره
من اونها رو ارزون ميخرم .و باهاشون زيرپوش مي دوزم
.تازه اين همش نيست ...با يه کاميون، مي تونم
.مامان، بيا زمينمون رو بفروشيم
.ما يک ين هم از توش درنمياريم
.من اونو به هيچ قيمتي نمي فروشم
.قبل از هر چيز اون به اسم آکيکو ثبت شده
.من تا آخر عمرم از اون مراقبت مي کنم
.به هر حال اونو با پرداخت ماليات از دست ميده
.من اين کارو نمي کنم
.تو خودت باهاش حرف بزن
.فراموشش کن
.حرف زدن با اون وقت تلف کردنه
.من نمي تونم چيزي حاليش کنم
!خواهر! خواهر... خواهر
.فراموشش کن
.شب بخير، ممنون .فردا جوراب نايلوني برام بيار
.باشه
دارين چيکار ميکنين؟
.مدرسه کر و لال ها .ديدار فارغ التحصيلان
.شوهرت زمستون پيش مرد
.واقعا متاسفم
... اسم من
.ميچيو کاتاياماست ...
.مدت ها بود که ازت خبر نداشتم
...چون تو و دوستم
.يه مهمونيه عروسي ترتيب داده بودين ...
...اميدوار بودم که باهاش ازدواج کني
.ولي تو با يه کاهن معبد ازدواج کردي ...
.دوست من در يه حمله هوايي کشته شد
.نميدونستم .از شنيدنش متاسف شدم
.حتما بدون دوستت تنها شدي
.منو ببخشيد
.واسه شما
.ممنون
الان مشغول چي هستي؟
.تا ماه پيش تو بازار سياه، سيب زميني شيرين مي فروختم
ولي مشتري چنداني نداشت .بخاطر همين ولش کردم
.اگه چرخ خياطي داشتم، دوست داشتم خياط بشم
.ولي چون خيلي گرونه نميتونم بخرم
.دوستم لوازم دست دوم مي فروشه
.شايد يه دونه ارزونشو داشته باشه، ازش ميپرسم
.لطفا اينکارو بکن
کي شنواييت رو از دست دادي؟
.وقتي سه سالم بود، سوياي زيادي خوردم و مريض شدم
.تب شديدي کردم
.از اون موقع شنواييمو از دست دادم
...پنج سالم بود که والدينم
.متوجه شدن من ناشنوا شدم ...
No comments yet. Be the first to leave one.