Chimpanzee

Chimpanzee

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Chimpanzee 2012 BluRay 720p
د لخوا تبصره Cannibal
مترجمین : علیرضا ابراهیمی و امید اکرادی از مووی سنتر

تګونه

BluRay
720p
720
په خپور شو: 2012-08-11
ډاونلوډونه: 48
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

روزي روزگاري در اعماق آفريقا

تو يه جنگل انبوه بزرگ

سرزميني جادويي و جنگلي، وجود داره که خوشبختانه دست نخورده باقي مونده

امروز، يه روز بسيار خاص براي قلب تاريک اين جنگله

يه زندگي جديد بوجود اومده

يه پسر بچه فوق العاده بنام اسکار

حالا مگه اين بچه چي داره که اينقدر خاصه ؟

خب، يه چيز واقعاً شگفت انگيز قراره زندگيِ اين بچه رو تغيير بده

و داستان ما هم درباره همين موضوعه

شامپانزه

در اعماق اين جنگل

يه دنيايي هست که هيچ کدوم از ماها، تا حالا اونو نديديم

دنيايي با اندکي انسان

ولي با اين اوصاف پر از غمگيني و شادي

حدوداً 3 ماه از وقتي که

اسکار نور و برکت رو همراه خودش به مادرش تقديم کرد، ميگذره

تاحالا " ايشا " اينقدر خوشحال نبوده

دنياي " اسکار " کنار مادرش سپري ميشه

ولي 35 تا شامپانزه ديگه هم تو گروه اونا هستن

که يه خانواده گسترده رو تشکيل ميده

که هيچوقت هم از همديگه، جدا نميشن

شايد يه روز "اسکار" هم مثل

پدر بزرگ پيرش بشه

ميموني که امسال 50 سالگي ـش رو تموم کرد

ولي بغير از "اسکار" بچه هاي ديگه اي هم اينجا هستن

که درواقع هم بازي هاي "اسکار" به حساب ميان

کلاً خانواده خوبيه

ولي بدي ـش اينه که تو قلب جنگله

ولي " اسکار " تا 20 سالگي بلوغ نميشه

ولي بالاخره يه روز، مثه اين يارو گندهه ميشه

ايشون " فردي " هستن کله گنده و رئيس اينجا

از ريش سفيدش ميتونين بفهمين

که چقدر تجربه و دانش داره

در حال حاضر، "فردي" لمس ناپذيره

و مثل اکثر ميمونهاي نَر

نميتونه به ميمون هاي جواني که يه روز

ميخوان جايگاه اونو بگيرن، اهميت نده

آره آره. اين چيزا تکراري شده

بايد عقل درست و حسابي داشته باشي تا بتوني تو اين جنگل زندگي کني

جعبه ابزار جنگل ميتونه کمک حالِت باشه

ولي باز هم بايد به اندازه کافي عقل داشته باشي که بتوني ازش استفاده کني

بعضي اوقت بايد از ديگران ياد بگيرين

مثلاً از خانواده يا دوستان

ميبينيد ؟ اينطوري

درست اونجا

ديگه حتي " روفوز " هم فهميده که بايد چيکار کنه

ايناهاش. مگس هاي روي چوب

بالاخره موقع ـش فرا رسيد اسکار بايد مادرش رو ترک کنه

براي پسر کوچيک ايشا امروز، روز استقلال محسوب ميشه

و روز استقلال، فقط يک بار براي هر کسي اتفاق ميافته

خب واسه امروز کافيه به اندازه کافي مستقل شد

خونه جنگليِ "اسکار" يه املاک واقعي براي يه شامپانزه به حساب مياد

که خيلي هم باشکوه و با ارزشه ولي زندگي کردن تو اينجا، واقعاً کار سختيه

جنگل خودش يه جانداره نفس ميکشه

ولي دوست نداره که فاسد بشه يا توسط افرادي خورده بشه

پيدا کردن غذا کار هميشگي اوناس

و همه افراد خانواده در اين امر به همديگه کمک ميکنن

از جمله اسکار

حالا که يه ذره بزرگتر هم شده

ميتونه خودش تنهايي ماجراجويي کنه و دنبال غذا بگرده

ولي وقتي آدم ميتونه سوار يه نفر بشه ديگه چرا تنهايي بره ؟

جدي ميگم، وقتي ميتوني سواري کني آخه مگه مجبوري پياده بري ؟

گاز بده مامان

فردي رهبري گروه براي پيدا کردن صبحانه رو بر عهده داره

وقتي يه نفر کنارت هست که ميدونه بايد کجا دنبال غذا بگردي، خيلي خوبه

مخصوصاً وقتي که رستوران سر جاي قبليش نيست

امروز ناهار حتي تو منطقهِ قبليش هم نيست چه برسه به سر جاي قبليش

براي پيدا کردن ميوه اونا بايد

يه عالمه پياده روي کنن

و يه ريسک جانانه هم بکنن

فردي ميدونه تنهايي ميوه اي که الان در دسترس هست

خيلي از منطقه خودشون دور تره

خارج از محدوده ايمن

اين منطقه نسل هاست که يه زمين جنگ براي ميمون ها محسوب ميشه

همگي کاملاً هوشيارن

تا جايي که ميتونن سکوت رو رعايت ميکنن

فردي اونا رو به سمت دشمن ميبره

اين برآمدگي ابتداي اين مرز رو نشون ميده

که متعلق به يه گروه از شامپانزه هاي دشمنه

بالاخره ميوه ممنوعه پيدا شد

هيس، اسکار. هيس

فردي ميمون هاي دشمن رو ميبينه که تيم ـش رو محصاره کردن

تيم دشمن يه رهبر خيلي سرسخت داره

اِسکار

او و تيمش خيلي وقته که

فِرِدي رو تحت نظر دارن

اُسکار ميره تو بغل ايشا اونا حتي جرئت تکون خوردن هم ندارن

دشمن بوي اونارو حس کرده

اُسکار و بقيه ميمون ها واقعاً در خطرن

مشت زدن اِسکار يه جور تهديده ايشا يا بايد فرار کنه يا بميره

فردي هم همچنان رهبرِ گروهه

با فرار کردن گروه فردي

دشمن هاشون يه جورايي برنده شدن

ولي اين تازه اول راهه

اِسکار و سربازاش ميخوان تو جنگ برنده بشن

نه يه دنبال بازيِ ساده

جايزه پيروزي

اينه که ميتونن دقيقاً وسط زمين فردي و دوستان، درخت فندق بکارن

بيشه درواقع يه راهي براي بدست آوردن غذا، تو اين جنگله

دقيقاً همون چيزي که اِسکار و ارتشش براي زنده موندن و پيشرفت کردن

بهش نياز دارن

ايشا ميدونه که اِسکار تهديد بسيار بزرگي براي اُسکار بحساب مياد

اين روهم ميدونه که نزديک بود اونارو زنداني کنن و خطر از بغل گوششون رد شد

حالا اون هرکاري ميکنه که پسرش در امان باشه

اسکار هم به شير مادرشو بجاي غذا ميخوره و به همون شير قانع ميشه

و براي اينکه شيرِش خشک نشه

ايشا بايد از اون فندق هاي ارزشمند حمحدوده ـشون استفاده کنه

بيشه هاي باشکوه فندق همونايي که اِسکار ميخواد

آخه اينجا هرکسي ميتونه با اين خاک خوب پيشرفت کنه

ولي خاک تنها ويژگي اينجا نيست يه ماده جادويي ديگه هم وجود داره

اين آب زندگي بخش

زير اين آبشار، در قلب محدوده فردي

فصل رسيدگي فندق ها فرا رسيده

و حالا بايد جشن بگيرن

فندق ها خيلي خوشمزن، مغز دارن کسي نميتونه به يه دونه ـشون بسنده کنه

بايد حتماً يه عالمه برداري

ولي آخه چطوري ميخواي جابجاشون کني ؟

بايد خيلي خلاق باشي

همم. برارشون تو اين يکي دستت

کسي نگاه نکنه ؟

فندق هاي خيلي رسيده يه بوي خاصي ميدن

ولي شکستن ـشون هم کار واقعاً دشواريه

بايد از يه وسيله مناسب واسه شکستن ـشون استفاده کني

آسونتر از چيزيه که بنظر مياد

همين مهارت ها هست که اين ميمون ها رو تبديل به استاد اين کارا کرده

بفرمايد. همم همم

بعضي اوقات بهترين وسيله براي بدست آوردن فندق، يه وسيله معمولي نيست

بلکه يه مامان خوبه

معامله باحاليه

ولي مامان فقط چند سال ميتونه کمک کنه

بعدش بايد خودشون کاراي خودشونو بکنن

واقعا چقدر سخته

اسکار داره ياد ميگيره که چطور فندق خورد کنه

اين چکش يه مشکلي داره

! فندق رو نمي شکنه

بله چکش، پس چي

آهان يه بزرگترشو آورد

! اينم که شکست

خوشبختانه ديگه مثل قديما آتيش روشن نميکنن

خيله خب، بايد توش فندق باشه

صبر کن، دارن از سنگ استفاده ميکنن ؟

کسي چيزي درباره سنگ نگفت

فهميدم. چون سنگ از چوب سفت تره

آقاي فندق، ايشون آقاي سنگ هستن

بيا پيش بابايي

ايول، بالاخره در اومد

فندق هاي اسکار ته کشيد

حالا بايد چکشو ول کنه به امون خدا و بره بازم فندق بياره

بچه کوچولو

يه لحظه ارت چشم برنداشتم

پسره ي احمق

بعد از خوردن اون همه فندق

ديگه کسي نميتونه سر پا وايسه

آره، حالا وقت استراحت و هضم غذائه

حتي اسکار کوچولو هم کله پا شده

ساعت ها وقت ميبره که بعد از خوردن يه غذاي سنگين از خواب بيدار شي

ولي جنگل هيچوقت استراحت نميکنه

وسط روزف تو اون آفتاب سوزان

همه مادر و پدرها يه ذره سکوت و آرامش ميخوان

ولي بچه ها نظر ديگه اي دارن

مخصوصاً اسکار

! بياين بالا بچه ها

يه ميليون درخت تو اين جنگله

مجبوري رو سر و کله من بازي کني ؟

من خوابم ! هنوزم خوابم

ايشاي بيچاره. نگاهش کنين

دستاش تو دستاي اسکاره

ولي هيچوقت صبرش ته نميکشه

اسکار هم ميمون خوش شانسيه

اِسکار و دوستان تهديد رشد کرده اي هستن

غذا هنوز تو منطقه اونا بسيار کميابه

اگه چيزي تغيير نکنه

مجبور ميشن يه حرکتي روي بيشه هاي فندق بزنن

اگر هم موفق بشن

فردي و گروهش براي هميشه

از سرزمين مادري ـشون جدا ميشن

اِسکار سالخورده زير فشار ثابت هست

مردان تيم اسکار خيلي پرقدرت هستن

و هرکدوم ميتونن ادعاي رهبريت کنن

و خودش هم اينو ميدونه

گرومينگ سعي ميکنه اين گروه تقريباً از هم پاچيده رو همچنان کنار هم نگه داره

و به همه ياد آوري کنه که رئيس کيه

اگه اون نبود، الان تو گروه هرج و مرج بپا شده بود

اين گروه ممکنه تا چند وقته ديگه پا برجا بمونه

ولي تا کِي اسکار ميتونه رو دوستاش حساب کنه ؟

در غرب

فصل رسيده شدن يه ميوه ويژه که زير آبشار هم هست، سر رسيده

ساکوگلوتي

اگه راست ميگي اين اسمو 3 بار پشت سر هم بگو

فردي ميدونه که اين ميوه يه پوئن مثبته

واسه همين سعي ميکنه که حداکثر اونا رو جمع آوري کنه

ايشا هم واسه خودش و اُسکار ميوه جمع ميکنه

يادت باشه قبل از خوردن ميوه هارو بشوري

وقتي که شسته شد، ميوه آبدار و تازه ـس

حالا ميتوني همشو بخوري

حتي بدون دندون هم ميتوني اونارو بخوري !! واسه همين پدربزرگ اين ميوه هارو خيلي دوست داره

خيلي خوشگله

خوشبختانه هيچ عکس خانوادگيِ با پدربزرگ ندارم

چقدر اشتها آور

وقتي ميوه هارو خورده شد

More Farsi Persian subtitles for Chimpanzee

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left