لومړۍ 200 کرښې.
.هرگز آغاز نمیشه
.و به همین جهت، هرگز به پایان نمیرسه
چی شده؟
این همهش نبود؟
.زیادیه
گارمن؟
گارمن؟ - .نه، نه -
...الان نه. بهت گفته بودم - ...هرچی بیشتر دست رو دست بذاریم -
ضعیف و گیجتر بهنظر میرسیم، درسته؟
.مردم. مردم ما
.اجتماع ما دنبال جوابن
.پلیسها، بیخیال این گهکاری میشن
خب چیکار کنیم؟ - .آکد، تصمیمش با خالهته -
میدونی دیگه؟
.آخه اون هیچی بهم نمیگه
...ببین دوستش دارم ولی این قضیه
.خانوادگیه. خانواده خودم - .خیلی خب -
.خانم ماهابیر تسلیت عرض میکنم .متأسفم خانم
.من چند روزی برمیگردم خونه
خونهی جورجتاون؟
برمیگردی گویان. واسه چی؟
.تا به جواب برسم
.خاله، ما همه جوابها رو گرفتیم
.ادوارد چانگ، شوهر خواهرت رو کشته
.آکد، مسئله ادوارد چانگ نیست
قضیه مربوط به اتفاقیه .که خیلی وقت پیش افتاده
و من برای اینکه بدونم دقیقا چطور واکنش .نشون بدم میرم تا رهنمود بگیرم
.و باور کن، واکنشه رو نشون میدم
،و وقتی نشون دادم
.قول میدم تو هم بخشی ازش باشی
.یه بخش مهم - .یه بخش مهم. قول میدم -
یعنی چی خیلی وقت پیش؟
.خب نمیدونم
...حق دارید معتقد باشید
...اتفاقات بدی که برای خانوادهت افتادن
.دلیل دارن
اما مردی که بانی ...بدبختی شما بود رو پیدا کردم
و اون حاضره بذاره .تا سرنوشت خانوادهتون رو برگردونید
...اما باید حاضر باشید چند قدم خاص رو
.دقیقا طبق دستورات اون بردارید
حاضر هستید؟ - .حاضرم -
...باید بدونید
...که برای جبران کردن سنگینی رنجش
...برای قطع کردن چرخه زجر کشیدنش
زجری که سالها پیش بهدست ،شوهر مرحوم شما رانول شروع شده
.باید از طرف اون رنجی مشابه رو سر بقیه بیارید
.میدونم
.باشه پس
.از اینجا شروع میکنیم
.جرد عزیزم، ربع کم شد
.میدونم - کمکی از دستم برمیاد؟ -
...چون - .نه، دارم میام -
.تست آواکادوت رو لب نزدی
...نمیخوام زنگ دوم گشنگی بکشی
.و از دستگاه خوراکی فروشی چیز بخوری
.مامان، قبلش غذا خورده بودم
.همون غذا هندیه که مال دیشب بود
کفس میخیهام رو ندیدی؟ - ...تو کمد جدید -
.پیش کفشهای بیرونتن
،باید بگم
یه جورایی تعجب کردم که این جلسه .معرفی ایده هنوز تو برنامهست
.میدونیم که قراره بگیم نه
.نه، از کجا معلوم
و بگذریم، گاهی اوقات دونستن .دلیل نه گفتنمون هم میتونه خوب باشه
...یه فکری دارم چطوره خود بابات
تو یکی از این جلسات شرکت کنه؟
یعنی واسه کار واقعا کار کنه؟
.غذا هندیه رو نخورده
خیلی خب، غذا و آبت رو میذارم .تو کولهت، آبت رو بخور
و ظرفت رو با خودت بیار خونه، باشه؟
.بعد مدرسه میام دنبالت. جیم نزنی
.بابا میدونم - .خیلی خب -
.اگه قرار باشه به اتوبوس برسی باید راه بیفتیم
...یک پیش پرداخت بزرگ پرداخت میکنیم
.تا مجوز استفاده از حق شهرت ایشون رو بخریم
...و فقط میخوایم که شاید سالی یه بار
.یکی دو بار خودشون رو نشون بدن
...تازه شف جف و خانوادهش
.همیشه بهصورت رایگان ازشون استقبال میشه
...حالا چه در آتلانتیک سیتی باشه
...لاس وگاس
...یا پروژه بزرگمون
!ماکائو
.باهاتون تماس میگیرم - .باشه -
دیدی؟ خوبه گاهی اوقات .این جلسات رو برگزار کرد
...خب حالا - ...خلاصه کتاب، توضیحات پشت جلد
...و ناشر هنوز میخواد شماها
.تصویر جلد رو تأیید کنید - .باشه -
و میخوان بدونن قراره دم اسبیش رو نگه داره یا نه؟
.خدای من - .این رو میسپارمش به خودت -
...یادت باشه فقط لازمه
میدونم. فقط... باید خوش رفتاری کنم .و نپرم وسط حرفش
.دقیقا. فقط منطقت رو بگو .چون حرفت هم درسته
.بهت نیاز دارن
.باید یه سال پیش تو رو مسئولش میکردن
.آره، دیگه تا الان واسه خودم کسی میشدم
.اون وقت کارم تو مرز تعدیل نبود
...پس - .پس میدونم -
،فقط باید به زمان حال توجه کنم .و حرف گذشته رو نزنم
.یه بنده نمونه و حرف گوش کن میشم
...و اصلا نمیفهمه که بهنظرم چقدر
...آدم مارمولک از پشت خنجر زنیه که حاضره
...مادر خودش رو بفروشه که - .مل... مل. چهرهت مهربون باشه -
.درسته. چهره مهربون
چرا اقرار نمیکنی که واقعا چرا میخوای این پرونده رو بدم بهت؟
.پیت فانگ باید بودجه بخش رو کم کنه
فکر میکنی تو خطری ...چون کارت از همه کم ارزشتره، ولی
ولی جفتمون میدونیم دلیل تو خطر بودنت این نیست، مگه نه؟
شاید واقعا نمیخوای من رو مسئول پرونده کنی
،چون خیلی وقته راکد مونده
،و میدونی من واقعا به یه جا میرسونمش
،که باعث میشه وجههت خراب شه
،و اون وقت دیگه هیچ جوره نمیتونی اخراجم کنی
که اگه بخوای رو راست باشی واقعا دلت همین رو میخواد، مگه نه؟
...خب، اگه بخوام رو راست باشم
.یه جورایی هیچ جوره نمیشه باهات تا کرد، مل
مثلا همین الان، داری رئیست رو ...نقطه مقابل خودت قرار میدی
...و همزمان ازش درخواست لطف داری
.اونم دوباره
دوباره؟
...سال پیش
...وقتی کار کوفتیم رو بهخطر انداختم
و نفرستادمت ارزیابی روانی؟
یادته؟ - .منی -
.آره
.آره. خیلی دوستانه پرسیدی
.بدون توهین کیری - .خیلی خب. خیلی خب -
.ببخشید. درک میکنم
حق با توئه. قدردانشم. خب؟
.ولی من نمیخوام دوباره سر گذشته بحث کنم
.دارم از آیندهم حرف میزنم
که من باید رو پرونده گویان کار کنم. خب؟
.شدنی نیست، مل - !منی -
.برگرد سر همون پرونده کوئینز کالج
!خدای من - .دو هفته پیش باید تحویلش میدادی -
.درسته. بله. حق داری
...چون اون سازمان
جنایی عظیم که ...یه بچه خوابگاهی رهبریش میکنه
و واسه دبیرستانیها ...کارت شناسایی جعلی پست میکنن
...جون افراد بیشتری رو نسبت به خلافکارهای واقعی
که ولگردها و بیخانمانها رو .واسه پول بیمه میکشن بهخطر میندازه
.ببخشید
این مأموریت بهقدر کافی برات سکسی نیست؟
.یه واقعیتی رو بهت میگم
،وقتی کار داشته باشی .رئیست بهت مأموریت میده
من رئیستم
...اگه مأموریت کیریت رو انجام ندی
...منی - .اخراج میشی -
.اخراج نشو مل
.لعنتی
خب؟ - .خب دارم رو پرونده گویان کار میکنم -
.خدای من. آفرین به تو
.پس باهات توافق نظر داشته
.نه بابا
پس واقعا تو رو مسئول پرونده نکرده؟
.نه. نه. نکرد. نه
.ولی گفتی قراره روش کار کنی
.آره. تو وقت آزاد خودم
.وای... مل
.آره
بعدی. آمادهای؟
.فرستادمش. وایسا سر جایگاهت
.این... بدک نیست. با دو دست
.تا موقع رسیدن به دستکش چشمت بهش باشه
.همینه
!همینه. بگیرش
!بدو بگیرش
.تقصیر من بود. تلاش خوبی بود
چی جدی؟ دوباره گوشیش رو گم کرده؟
همه جا رو گشتی؟ پشت جایگاه؟
.بله بابا - زیر نیمکت؟ -
.گفتم بله
.تو کفشهام بود
.آره. جدی جدی گمش کرده
واقعا؟
.دیدی که درشون آوردم
.خودت دیدی که اصلا برنگشتم تو جایگاه
.نمیدونم چطور اینطوری شد
.درست شنیدی
،آره باهاش حرف میزنیم .واسه بار هفتم
.سلام - .سلام -
کار عکسها چطور پیش رفت؟
برنده معلوم شد؟
.خب، همهشون برندهن
خب این قضیهی گم شدن وسایل رو چیکارش کنیم؟
.بهش گفتم، این دفعه براش جدیدش رو نمیخریم
شنیدی دیگه، رفیق؟ - .بله -
فایند مای آیفونش رو فعال کردی؟
.برای ردیابی گوشی باید روشن باشه
.مطمئنم کلا پاکش کردن
مطمئنی؟
...چون چهار ماه پیش هم
وقتی اون ساعتی که بابابزرگ جف .بهت داده رو گم کردی هم مطمئن بودی
ساعت بابابزرگ؟ گمش کردی؟
وایسا... من چطور خبر نداشتم؟
.و سوئیشرته
.مورد علاقهش ...همون که واسهش تو صف منتظر موند
بعد چهار ماه پول تو جیبیهاش رو ...خرج کرد تا دوباره بخر
کجا میری؟ - .تا دوباره فایند مای آیفون رو فعال کنم -
.هر وقت شام آماده بود خبرم کنید
No comments yet. Be the first to leave one.