لومړۍ 181 کرښې.
...آنچه در «سرگذشتِ ندیمه» دیدید
سلام
سعی کردی پیدام کنی؟ من منتظرت موندم
میدونم. و خیلی معذرت میخوام که نتونستم کنارت باشم
هانا - حالا اسمِ اون اَگنسه -
.اشکالی نداره حالا دیگه پدر و مادر جدیدی دارم
!هی، واترفورد! واترفود، آشغالِ عوضی
و شما کی باشی؟ - لوک بنکول -
،قیافۀ من یادت میمونه چون من یکی قیافت یادم میمونه
اون یه تجاوزگرِ سریالیه
هیچ کاری در موردش انجام نمیدین؟
.اعتراضاتی برنامهریزی شده تشویقتون میکنم که اعتراض کنید
«اسمِ من مویراست»
نه روبی، عوضی
هیچ تماسی با بچه برقرار نمیکنه
و تو اتاقش شیر میدوشه
.نمیتونی تسلیم بشی .دوباره پسرت رو میبینی
من دیگه مادرش نیستم - معلومه که هستی -
!حداقل پسرِ تو کاناداست. آزاده !کنار همسرت
فرمانده لورنس مرد خیلی باهوش و بانفوذیه
اون معمار اقتصاد گیلیاد به حساب میاد
برام سواله چرا باید چنین ،مرد بانفوذ و باهوشی
یه ندیمه به این بدی رو قبول کنه
اون کارِ وحشتناکی کرده
کلونیها! اون ایدۀ ایجاد همۀ اونا رو داده
تو یه احمقِ تمام عیاری
تو کِی انقدر سلطیه شدی؟
این وظیفۀ ماست که اطمینان حاصل کنیم فرزندانِ گیلیاد
،طبقِ قوانین کتاب آسمانی زندگی کنن
و باید خوندنش به پسرها و دخترهامون یاد داده بشه
!فرد! بسه! جلوشون رو بگیر
من سعی کردم
.ما تو این خونۀ برای حریم خصوصی ارزش قائلیم میفهمی؟
خدا من رو برای هدفِ والاتری فراخونده
اعتقادی به این حرفت نداری
اجازه نمیدم اینجا بزرگ بشی
از اینجا میبرمت بیرون. قول میدم
میتونیم از اینجا خارجت کنیم
!تو و بچه رو، ولی باید همین الان راه بیوفتی
این "ما" کیا هستن؟ - دوستان -
!مارتاها. برو! برو
!بچۀ من گُم شده
بیرون خیلی خطرناکه. همینجا میمونیم
به من گوش کن! اون نمیتونه اینجا بزرگ بشه
هالی، این خواهرته
یه روزی اون رو میبینی
امیلی؟
چه اتفاقی داره میوفته؟
من دارم خودم رو حسابی تو دردسر میندازم
داری از گیلیاد میری بیرون
!گیر نیوفتین
نیکول صداش کن
!جون
!خواهش میکنم نگیرینش! نه - !مامانی -
!مامانی
!مامانی
« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.
Sync: AliNet
خدایا خواهش میکنم مراقبش باش
ازش محافظت کن
چون اینجا جایی نیست
که آب و هوای ملایم و چمنزارهای سبز داشته باشه
اگه متوجه نشدی
اینجا درّۀ مرگه
و یه عالمه بلا و مصیبت برای ترسیدن هست
خواهش میکنم
از این خراب شده ببرش بیرون
اگه اون بره بیرون من رو یادش میاد؟
میفهمه که سپردمش دستِ یکی دیگه؟
من دلایل خودم رو دارم
همیشه دلایلی وجود داره
ببخشید، دختر کوچولو
مامان کار داره
لعنتی! گندش بزنن
دیوونه شدی؟
سوار وَن نشدی
حرفی داری؟
حالا، سوار شو
میتونیم قبل از رد شدن از مرز بهشون برسیم
بجنب
تو فرمانده مکنزی رو میشناسی
اون یه دختر داره
اسمش اَگنسه
میخوام من رو ببری اونجا و بعد میتونیم بریم سمتِ شمال
یه دختر؟
نمیتونم بدونِ اون برم
میتونی
نمیرم
تو به امیلی کمک کردی
از امیلی خوشم میومد
میتونن اعدامت کنن و آویزونت کنن روی دیوار
حتی یه فرمانده رو
خیلی جسوری
میبرمت خونۀ مکنزی
خانم واترفورد
سرینا، خدا رو شکر
همه دیوونه شدن
برو دفترم
به پلیس زنگ بزن
بذار رد بشه، پسرم
دیگه بیش از حد کش پیدا کرده
...باید زمانِ بیشتری بهش بدیم
که فرار کنه
تو چیکار کردی؟
کاری رو کردم که به صلاح بچهام بود
خدا رو شکر
وای، خدای من
اون کجاست؟ - طبقۀ بالا تو تختش -
آقا و خانم مکنزی چی؟
فرمانده رفته سر کار
خانم خوابیده. زود میره طبقه بالا
!خواهش میکنم
مراقب باش
تمام یگانها به ایستگاههای داخل محدوده گزارش بدن
دریافت شد
عزیزم، من اینجام
دیگه هیچوقت تنهات نمیذارم
و دوسِت دارم. خیلی دوسِت دارم
همیشه اینجام
دوسِت دارم
در حال وارد شدن. در حال وارد شدن
نترسونیدش
جاناتان
خانم
لطفاً بیارش داخل
چشم خانم
دخترتون حالش خوبه، خانم مکنزی؟
تمام مدت خواب بود
خدا رو شکر
خدا رو شکر
خواهش میکنم
این قضیه باید تموم شه
تو بچهمون رو به دنیا آوردی
فرمانده و من به خاطرش دعاگوی تو هستیم، خدا خودش میدونه
اون هفتهها بعد از دیدنت توی خونۀ تابستونی کابوس میدید
معلومه که بهم گفته
من مادرشم
داری با گیج کردنش بهش ظلم میکنی
من گیجش میکنم؟
ببرش خونه
اوضاع و احوالش چطوره؟
خیلی خوشحاله
یه بچۀ سالم و پربرکته
داره شکوفا میشه
جاناتان
اشکالی نداره ولش کن
اون فوقالعادهست
،بافندگی دوست داره
ولی خیلی خوب بلد نیست
خدا به تلاشهاش برکت بده
راستش آشپزیش خیلی خوبه
لوک آشپزی میکنه
پدرش
اونم خوب بلده
اون یه سگ میخواد
اوه
حساسیت داره
میگه آمپولهای ضد حساسیتش رو میزنه
اونا رو مرتب نمیزنه
نه
از آمپول متنفره
آره. شاید یه "دودِل طلایی" براش گرفتم
نمیدونم
یه چیزی که حساسیتزا نباشه
آره
،فرمانده از این ایده خوشش نمیاد
ولی اَگنس داره روش کار میکنه
اینکارو خیلی خوب بلده
آره
بابتِ خونۀ خوبی که براش ساختی ازت ممنونم
مرسی
خواهش میکنم، بس کن
میدونی که همۀ اینا به جایی ختم میشه
که تو رو زمین جلوی چشمش بمیری
،اگه دوستش داری
باید بس کنی
خدایا شکرت
چشماش به تو رفته
این واقعاً یه معجزهست
من مادرشم
تنهامون بذار، نیک
No comments yet. Be the first to leave one.