لومړۍ 200 کرښې.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(اکسچنج: گذرگاه عشق 2)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
ممنون
"جی یون و وون بین با کلمه کلیدی "جدایی) (میرن سر قرار
بریم
،وقتی قراره دیگران رو برسونم
باحاله؟- نگرانم میکنه-
نگرانی؟ نگران نباش- آره-
تو راننده خوبی هستی
تعریفت خوشحالم میکنه
واقعا؟- آره-
من همیشه تعریف میکنم حالا چیکار کنیم پس؟
!قراره کل روز خوشحال باشی
وون بین- بله؟-
من سنتو میدونم
سنمو میدونی؟
روی پاکت داروهات نوشته بود
چی؟
اینم باید بیارم
شاید بهتر باشه منم یه کیف بیارم
کیف بیاری؟ بذارشون توی کیف من
بده شارژر و داروهات رو بذارم توی کیفم
باشه
پارک وون بین، 25 ساله
اتفاقی دیدمش
با خودم فکر کردم خیلی کیوته
من دیدمش
ولی اینجوری نبود که بخوام فضولی کنم یا همچین چیزی
درسته، اشتباه من بود
باید حواسمو بیشتر جمع میکردم
حالا که سنتو میدونم ،به نظرت من ازت کوچیکترم
همسنتم یا بزرگترم؟
راستش حس میکنم که ازم کوچیکتری
درسته- واقعا؟-
پس میتونی کنارم راحت باشی
…یهسریا هستن که نمیدونم
چجوری مکالمه رو باهاشون ادامه بدم
ولی با تو، همچین نگرانیای ندارم
واقعا؟- ..ولی اولین باری که همدیگه رو دیدیم-
اولین برداشتم ازت این بود
واقعا؟- آره-
ولی چرا بهم پیام ندادی؟
چی؟
هنوزم تو فکر اکستی؟- اکسم؟-
،راستشو بگم
نمیخوام اکسم منو انتخاب کنه
ولی میدونی که انتخابت کرده یا نه
تا الان که نکرده و منم همینو میخواستم
خودت چی؟- منم انتخابش نکردم-
نکردی؟
اینجوری سعی کردم سر در بیارم اوضاع از چه قراره
تو گفتی که پایگاه نظامیت تو هونگچون بوده
واسم سواله که بهخاطر سربازیت از هم جدا شدین یا نه
کلا دارم اشتباه میکنم؟
!فکر کنم زدم تو خال
درسته، دلیل خیلی از بهم زدنا همینه
واقعا؟- واقعا رایجه-
مال وقتیه که سربازی بودم
توی دوران سربازی، آخرش به هم آسیب زدیم
با اینکه نمیخواستیم، به هم آسیب زدیم
چاره دیگهای نداشتیم- …ولی سربازی-
نباید کلمه کلیدی "جدایی" رو انتخاب میکردم
نه بابا، چه اشکالی داره؟
جدایی باعث شد تا به عنوان یه انسان رشد کنم
جدایی خیلی چیزا بهمون یاد میده
،توی رابطههای قبلیم
خیلیا بهم تکیه کردن
حدس می زنم که بقیه واقعا بهت وابستهن
...ولی به فکرم اومد که
اینکه بقیه بهم تکیه میکنن رو دوست دارم
وقتی یهکم بزرگتر شدم، ازش لذت بردم
ولی قبل اون نمیتونستم ازش لذت ببرم
"وایسا، منم میخوام بهم آرامش بدن" اینجوری بودم
ولی به نظرم الان نسبت به قبل قویترم
منم شبیه توام
...الان دیگه نیازی ندارم که
بقیه بهم آرامش بدن خودم میتونم برای خودم آرامش بیارم
وای این عالیه
برای همینم خاطره نوشتن رو دوست دارم
درسته، توی این کار خوبی- ...وقتی خاطره مینویسم-
کسایی که خاطره مینویسن، خیلی باحالن
اون جمله رو شنیدی؟ "کوه بلند درهای عمیق دارد"
درسته- به موقعیتمون میخوره-
خاطره نوشتن درباره زمانیه که ،برای جمع کردن افکارت میذاری
کلماتیه که برای بیانش انتخاب میکنی و اینکه چجوری این کارو میکنی
و کل این فرآیند باعث رشد درونی افراد میشه
درسته، کاملا درسته- به نظرم اینطوریه-
!حرفامون واقعا درست و حسابیه
صحبت کردن درباره این چیزا رو دوست داری، آره؟
این جور چیزا؟- آره، من که دوست دارم-
موضوعات عاطفی- من صحبت درباره احساسات رو دوست دارم-
ما دوست داریم درمورد چیزهای مشابه صحبت کنیم
آره، به نظرم جالبه
…صحبت کردن درباره اینا
فقط یهسریا دوست دارن- درسته-
بعضیا دوست دارن مکالمههاشون ساده باشه
نگران بودم نکنه چیزی برای صحبت نداشته باشیم
ولی یه عالمه موضوع داشتیم
و بهتر از اون چیزی که فکر میکردم باهم کنار اومدیم
به نظرم عالی بود
...نگران بودم که اول قرارمون چجوری
باید مکالمه رو هدایت کنم
ولی چیزای زیادی ازش یاد گرفتم
خیلی کم پیش میومد سکوت کنیم
روی تابلو نوشته هونگ چون و یانگ پیونگ
خدایا چقد خوشگله
رانندگی به هونگ چون زیبا نیست؟
خیلی قشنگه
امروز قراره چیکار کنیم؟
میریم قایق سواری
چی؟ بهنظر جالب میاد- واقعا؟-
عاشقشم، هیچوقت به ذهنم نرسیده بود
وای رسیدیم
گشنهت نیست؟- گشنه؟ یهکم-
خوشحالم که اینجاییم
تو بهترین راننده بودی
واقعا؟- آره-
دیگه بریم؟
بهنظر خوشمزه میاد
قبلا اینجا اومدی؟
،درباره رستوران باربیکیویی که اول رفتیم
بعد از تموم کردن دوره آموزشیم با پدر و مادرم رفتیم اونجا
و جیسو اون موقع دوستدخترم بود
پس با پدر و مادرم و جیسو رفتیم اونجا
سردت نیست؟- نه، سردم نیست-
برات لباس میارم، صبر کن- نه بابا، واقعا سردم نیست-
وقتی سردم شد بهت میگم از این آدمام که هرچی به ذهنم میاد بلند میگم
گشنهت نیست؟
داره گشنهم میشه
مطمئنی سردت نیست؟
واقعا سردم نیست اگه سردم شد، بهت میگم
پس حتما بگیا
همیشه همین کارو میکنم- اوکی-
اگه بگم سردمه میدوئی میری برام لباس میاری؟
درسته
هیچوقت با کسی به این مهربونی قرار نذاشته بودم
واقعا؟
واقعا کیوته این رفتارات واقعا خوبه
واقعا؟- خیلی باملاحظهای-
خیلی خفنه
خوشمزهست، مرسی- این-
بذار امتحان کنم ببینم- بیا با هم امتحان کنیم-
خوبه؟ اوکی
خدایا اگه معلم بشی، واقعا محبوب میشیا
...اولین باری که بهعنوان معلم کارآموز رفتم مدرسه
محبوب نبودی؟- همه ازم خوششون اومد-
درسته، تازه خوشتیپم هستی
نمیدونم، اینو نشنیدم تا حالا
...بههرحال
بیا دفعه دیگه یه جا دیگه بریم
باشه
باید بریما، باشه؟- حتما-
بهم قول بده حداقل سه بار دیگه بریم سر قرار
سه تا قرار؟- آره-
پس حداقل سه بار دیگه غذا بخوریم- اوکی-
معنی زیادی داره
درسته- حرکت بزرگی بود-
آره- آره-
اون گفت که بازم باید بریم سر قرار
چیزای زیادی درباره آینده میگفت
...اما اینکه مشتاق قرار بعدی باشی
نشونه خوبیه، مگه نه؟
پس فکر کردم که خیلی کیوته
خیلی کیوته" این اومد تو فکرم"
حالا که اومدیم بیرون، خیلی متفاوتی
خیلی با تصوراتم فرق داری
واقعا؟- آره-
فکر کنم منم میتونم حسش کنم
درسته- آره-
...خیلی سرزنده به نظر میای، ولی
افکار زیادی داری و خیلیم عمیقن
افکارم خالصه؟
آره، تو زیاد فکر میکنی
"که اینطور، "زیاد" و "عمیق- و افکارت عمیقه-
"از اونم خوشم اومد، "خالص
شاید، اون چیزی بود که میخواستم بشنوم
سیر شدم- منم همینطور-
بریم؟- بریم؟-
پر شدم- منم همینطور-
جادههای این شکلی رو دوست دارم- دقیقا-
همینجاست؟
مجبور شدم زودتر بپیجم
همونیه که اونجاست؟- اینه؟-
میگه 150 متر دیگه- واقعا؟-
نمیدونم
مسیر اینجا معلوم نیست
بیا یهکم با آهنگ سرحال شیم
خیلی بد گم شدم
واقعا خیلی حس بدی داشتم
و اون سعی کرد کاری کنه کمتر حس بد داشته باشم
برای همین اضطرابم کمتر شد
اینجاست- واقعا؟-
راستی، ازت خیلی ممنونم
واقعا؟ نمیخواد حس پریشونی داشته باشی
ممنون
خودشه! پیداش کردیم
هدف اینه که تو آب نیفتیم
تو آب نیفتیم؟ میشه هلت بدم؟
یه لحظه موندم باید چه جوابی بدم
"بهت درمورد خوندن "دمیان وقتی تو سربازی بودم گفتم
No comments yet. Be the first to leave one.