لومړۍ 200 کرښې.
وقايعي که در اين سريال به تصوير" کشيده شده ،غير واقعي هستند. هرگونه تشابه بين اشخاص ، نهادها يا حوادث ".صرفا تصادفي هستند
"شکار چي شهر" "قسمت چهارم"
.زمان زيادي گذشته
من از طريق شبکه ي اطلاعاتيمون .از وضعيت شما باخبر ميشدم
من دارم تمام سعيمو ميکنم تا بتونم .اسمي مويرولُ به عنوان يه قهرمان ملي ثبت کنم
قهرمان ملي؟
مگه مفقود نشده؟
.شما بايد از يه چيزهايي خبر داشته باشيد
درسته؟
.خواهش ميکنم به منم بگيد
شما از جين پيو خبر نداريد؟
جين پيو؟
اطلاعي ازش نداريد؟
.منم ميخواستم همينو از شما بپرسم
بيست و هشت سال قبل...اون بچه امو .که تازه به دنيا اومده بود،برداشت و غيبش زد
.اين آخرين باري بود که ديدمش
بچه؟ جين پيو؟
اون بهم گفت که مويرول مُرده و من .بايد به زندگي خودم ادامه بدم
فقط يه يادداشت برام گذاشته بود که .خودش بچه رو بزرگ ميکنه
ميشه دقيقا بهم بگين که چه اتفاقي براي مويرول افتاده؟
بَچه ام کجاست؟
شما بايد از يه چيزهايي خبر داشته باشيد، مگه نه؟
فکر ميکنيد اگه من خبري ازشون داشتم اين همه راهو تا اينجا ميومدم؟
،شما رئيس جمهور کشورين
يعني ميشه که نتونين کسي رو پيدا کنين؟
،من هيچ چيز ديگه اي ازتون نميخوام ...به جُز
...بچه ام...پسرم
.فقط ميخوام يه بار ديگه ببينمش
.خواهش ميکنم، بهم کمک کنين، پيداش کنم
،بچه ام،خواهش ميکنم .ميخوام براي يه بارم که شده ، ببينمش
من بهت گفتم بُکشيش نه اينکه !تحويل دفتر دادستاني بديش
مگه قبلا بهتون نگفتم،که من از اين روش براي انتقام استفاده ميکنم؟
!تخريب در افکار عمومي
تو با خودت فکر کردي که دفتر دادستاني واقعا دنبالِ حقيقت ميگرده؟
،اگه اين آدمها از افکار عمومي ميترسيدن
نميذاشتن، تيم ما بيخود و .بي جهت کُشته بشن
،تو وجود اين آدمها ذره اي وجدان !شَرف و يا مسئوليت پذيري،پيدا نميشه
،معذرت ميخوام
...ولي گرفتن خون در مقابل خون .نميخوام جزئي از اين انتقام باشم
،اگه تو پسرِ مني
نبايد بذاري اونها زنده بمونن و طلوع .يه روز ديگه رو ببينن
،اگه شما پدر واقعيِ من بودين
واقعا ميذاشتين که اينجوري ازشون انتقام بگيرم؟
اونها کسايي هستن که زندگي منو ...خراب کردن
!منم ميخوام نابودشون کنم
،ولي اگه بکشمشون
زنها و بچه هاشون ، اجازه ميدن قِسِر در برم؟
اين روش شما فقط باعث بوجود .اومدن يه چرخه ي نامتناهيِ انتقام ميشه
.تو پاتُ از اين جريان بکش بيرون
خودم شخصا باهاشون تصويه .حساب ميکنم
.بذار من اين کارُ بکنم
مگه اين سرنوشت من نيست؟
ميخوام بهشون بفمونم،زندگي !توي درد و رنج ،يعني چي
.بسيار خب
.پس ما يه قراري باهم ميذاريم
اگه تو بتوني قبل از من نفر بعدي رو پيدا کني،اجازه ميدم با روش .خودت ازش انتقام بگيري
،ولي اگه من زودتر پيداش کنم .به دست من کشته ميشه
حالا که اينجاييم، چرا نميري !مادري که وِلِت کرده رو ببيني
!برو ببين در چه حاله
!خوش اومدين
!بشينيد لطفا
چي سفارش ميدين؟
.رشته، لطفا
.من خيلي اينجا ميام
.خانم، من دوباره اومدم
.اومدي؟ خيلي وقت ميشه نديدمت
بشينين،چي ميخورين؟
.سه پرس کيک برنجي تند ، لطفا
سبزي اضافه هم ميخواين؟
.آره
.من که نميخورم
مگه نميدوني براي سوزوندنِ کالري يه وعده غذاي سرخ کردني، بايد 256 ضربه تکواندو کار کرد؟
پس اگه نخورم، نيازي هم به .ورزش اضافه نيست
!چه مسخره
ميشه برامون رشته با جلبک دريايي هم بيارين،لطفا؟
يه خورده صبر کنين،يه مخصوصشُ .براتون درست ميکنم
.باشه
،اگه يه مشکل غير قابل حل داشتين ،يا تو يه مبارزه باخته بودين
،يا هر وقت که دچار استرس ميشين
فقط کافيه بياين اينجا و يه خورده از کيک برنجي تُند بخورين،اونوقته که .همه ي مشکلات يادتون ميره
آب ميخواين؟ .بايد خودم بيارم
...اوه! بدشانسي
آقاي لي يون سانگ،چي شده گُذرت به اينجا افتاده؟
تو يه وبلاگ خوندم که غذاي .اينجا خوشمزه است
عجب سورپرايزي!چه عالي که شما !هم اينجايين
.دکتر لي يون سانگ
يه مسئله ي رياضي داشتم که هرکار ميکردم ،نميتونستم حَلِش کنم، برا همين .خواهر نا نا منو آورد اينجا
اون بهم گفته اگه از کيک برنجي هاي تند اينجا بخورم،بدون هيچ مشکلي ميتونم .رتبمُ تو کلاس 20 پله بالا ببرم
اگه اون داره 365 روز سال اينجا غذا .ميخوره ، پس بايد تا حالا برترين محقق کشور ميشد
!آقاي لي يون سانگ
!دکتر، خواهش ميکنم
دست از لجاجت بردارين و معلم سرخونه ي من بشين، باشه؟
باشه؟آره يا نه؟
ميبينم که با اين سن کم مدرک دکترا ،گرفتين
.حتما والدينتون خيلي بهتون افتخار ميکنن
.از غذاتون لذت ببرين
خانم، حالتون خوب نيست؟
...چهره اتون يه خورده
،نه، چيزي نيست. آثار پيريه .گردوندن اينجا ديگه برام سخت شده
رشته ات داره از دهن ميوفته،نميخوريش؟
.اشتهام کور شد
اگه از مزه اش خوشتون نيومده، دوباره براتون .درست ميکنم
من فقط ازش خواهش کردم ،معلم سرخونه ام بشه،بايد اينجوري ميذاشت ميرفت؟
...واقعا
.رفتارش يکم عجيب بود
!داغه
."راننده لازم دارم" .سام چانگ دونگ، ماه آبي
.از مشروبهاي مخصوص من، برامون بيارين
،و اما دليلي که ازت خواستم به اينجا بياي
البته به قضيه ي لي کيونگ وان هم ...مربوط ميشه
،ولي مسئله ي مهم شکارچي شهره که بايد براي کاري که انجام داده ،مجازات بشه
.شايد همه موافق اين قضيه نباشن
ولي با اينحال، گرفتن لي کيونگ وان و انداختنش ...تو يه کارتن و فرستادنش به دفتر دادستاني
شما تو قانون ، به اين کار چي ميگين؟ مگه نقض قانون و آدم ربايي نيست؟
ما چطور ميتونيم بهش اجازه ي انجام اينجور کارها رو بديم؟
يعني شما از من ميخواين که شکارچي شهرم دستگير کنم؟
منظورتون همينه؟
با يانکه ظواهر نشون ميده که اين شخص .طرف ماست،ولي چاره اي نداريم
.مجرم مجرمه
.هي،زود باش بيا اينجا
.به محض اينکه پيامتو ديدم، اومدم
.بايد زودتر از اينها ميرسيدي
،تو فکر کردي چون تنها راننده ي من هستي
ميتوني هر وقت دلت خواست قالم بذاري؟
.تو الان مستي...بيا زودتر بريم
.مشکلي نيست، خودم جمعشون ميکنم
شما ناخن هاتون کوتاهه، جمع کردنشون .براتون سخت ميشه
...چه مسخره
.لي يون سانگ ، وايستا با هم بريم
.بفرماييد
!متشکرم
.لي يون سانگ
دادستان کيم. چيکار ميکنين؟ !نوشيدني من تموم شد
پدر و مادرت ميدونن که اينجا داري با اين وضعيت زندگي ميکني؟
تمام زندگيتو يا تو کلوپهاي شبانه ميگذروني .يا با زنها
.يا اينکه تو بار مست ميکني
.رانندگيتُ بکن
کي بهت ياد داده اينجوري حرف بزني؟
مادرت ؟ يا پدرت؟
.گفتم: سَرِت به رانندگيت باشه
...کاملا واضحه
تو بايد از اون پدر مادرهاي پولداري ،داشته باشي که از همون بچگي، لوسِت کردن
مواظب بودن يه وقت اشکت درنياد ،يا هر وقت افتادي خودشون بلندت کردن
،مثل يه گُل تو گلخونه ازت مراقبت ميکردن و هميشه مراقبت بودن،مگه نه؟
.خيلي تابلوئه
تو با مادرتم همينجوري حرف ميزني؟
من مادري ندارم که بخوام اينجوري !باهاش حرف بزنم
،من بي ادبم، چون از وقتي به دنيا اومدم مادرم بالاي سرم نبوده، خب که چي؟
.ماشينُ نگه دار، هواي اينجا داره خَفم ميکنه
خوشحال نيستي؟
زندگي خوبي نداري؟
.نميتونم ببينم داري رنج ميکشي
.نميتونم ببينم داري پير ميشي
.بخورش
،بعضي اوقات
بعضي وقتها يه نوشنيدني خنک ، حالتو .بهتر ميکنه
.به خاطر حرفهايي که زدم، معذرت ميخوام
به خاطر لحن حرف زدنت ...عصباني شدم
....ولي حداقل
.فهميدم که تو هم مثل من مادر نداري
.خوبه. يه شباهتي بينمون پيدا شد
چرا داري دنبال وجه مشترک ميگردي؟
.لي يون سانگ
دارم به خاطر حرفهايي که بهت زدم .ازت معذرت خواهي ميکنم
،حالا که هردوتامون مادر نداريم
...بهتر ميتونيم همديگه رو درک کنيم ...پس
اگه نخوام تو رو درک کنم، کيو بايد ببينم؟
من از تو خوشم نمياد، چون افکارت .قديميه
من از دخترهايي مثل تو که به قدرت .زيادشون تکيه ميکنن، خوشم نمياد
!چرا بايد اينقدر از اون دادستان مسخره خوشت بياد؟
اصلا تو چقدر اونو ميشناسي؟ هميشه اينقدر زود با پسرها صميمي ميشي؟
.من که نميتونم درکت کنم
.اصلا نميخوام که درکت کنم
.تو اين شرايط ،هيچي بهت نميگم
چي؟
مهم نيست. من حداقل 17 سال .با مادرم زندگي کردم
.پس حداقل قلب من 3 اينچ از قلب تو بزرگتره
حتي اگه بخواي مثل يه جوجه تيغي همه يِ ،تيغ هاتو به طرفم پرتاب کني ،و قلبمو سوراخ سوراخ کني
.امروز ، اين اجازه رو بهت ميدم
...چون من
چون ، منم خيلي وقتها ميشه که با تمام .وجود، دلم ميخواد،مادرمُ ببينم
.پس ،حالِ الانتو ميفهمم و چيزي بهت نميگم؟
فردا چي؟
.معلومه، خونت حلاله
.اينقدر ميزنمت که بميري
.به نظرم اونقدرها هم بد نباشي
...وقتي ميخندي ، اون جنبه ات
.نشون ميده که آدم بدي نيستي
!منم دلم براي مادرم تنگ شده
!گفتي کاپيتان برگشته
کِي؟
چرا؟
براي چي اومده؟ چرا قبلش ...بهمون خبر نداده ...شايد
.هموني شده که من ميگفتم
براي اينه که اون يارو رو فرستادي ...دفتر دادستاني
انتظارشو داشتم که کنترل اوضاع .از دستت در بره
تو که ازش معذرت خواهي کردي، آره؟
.در غير اينصورت فاتحه ي هر دوتامون خونده است، بچه
حالا چيکار کنيم؟
.من و بابام
No comments yet. Be the first to leave one.