Rope

Rope

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

ویرایش و تنظیم زیرنویس:خسرو ناجی
د لخوا تبصره Khosrown
ویرایش و تنظیم زیرنویس:خسرو ناجی

تګونه

other
په خپور شو: 2018-05-04
ډاونلوډونه: 148
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

طناب

بازش کن

نکُن

ما بايد همه چيز رو چک کنيم مي دونم

ولي، نه حالا

بذار يک دقيقه استراحت کنيم

فيليپ، وقتِ زيادي نداريم

تاريکي باعث شده حالِت بد بشه هيچ کَس تو تاريکي احساسِ خوبي نداره

هيچ کس، حتي يه بچه پرده ها رو کنار مي کشم، باشه؟

ببين، بهتر شد

چه غروب دل انگيزي

حيف شد نتونستيم تو نور خورشيد وقتي پرده ها کنار بود کارمون رو انجام بديم

خب

نمي تونيم همه چيز رو داشته باشيم، مگه نه؟

ما، کارمون رو تو روز، انجام داديم

بهتري، فيليپ؟

بله، خوبم

بهتره، اينارو بذاري تو کشوي دسته چکم

حالا

حالا اون يه عتيقه شده

بايد براي بچه هامون نگهش داريم

اين کريستالها اين قدر خوبن که دلم نمي خواد ناقص بشه

گذشته از اين، ديويد کِنتلي آخرين نوشيدنيش رو در اين کريستال خورده

اون بايد نوشابه زنجبيلي مي خورد يا حتي آبجو

هميشه فکر مي کردم، برايِ ديويد خوب نيست که هر چيزِ بيخودي مثلِ ويسکي رو مي خوره

اين قدر براش بد بود که کُشتِش

بله، همين طور نبود؟ يه آمريکايي خوب معمولاً تو جنگ و درسنِ جواني مي ميره

خب، ديويدها فقط بلدن دراين دنيا، جاي زيادي اشغال کنن

به همين دليل بود که اون، تبديل شد به يک قرباني برايِ يک قاتلِ تمام عيار

البته، اون يه دانشجوي دوره کارشناسي در هاروارد بود

که ممکنه بتونه اين قتل رو توجيه کنه

اون مرده و ما بوديم که کُشتيمش ولي، هنوز اينجاست

در کمتر از هشت ساعت اون ته يه درياچه مي خوابه

بازم، هنوز اينجاست

داري چه کار مي کني؟ اين صندوق قفل نيست

چه بهتر، اونجوري بيشتر خطر ناکه قفلش قديميه، کار نمي کنه

کاش مي تونستيم کاش، ما اين کارو بيرون از اينجا مي کرديم

کاش با يکي ديگه اين کارو مي کرديم

به نظرت برايِ اين جور فکرها يه کم دير نشده؟

کي بهتر از اون؟ کِنِت؟

نمي دونم به نظرم هر کَسي بهتر بود

يا بدتر

شايد تو تو منو مي ترسوني

هميشه مي ترسوندي از همون روز اول، تو مدرسه

اين بخشي از جذّابيتته

شوخي کردم، برَندِن

من نمي تونم به خوبيِ تو باشم پس بايد ازت پيروي کنم

حرفت احمقانه بود، مگه نه؟ آره، خيلي

مي شه کمي مشروب بنوشم؟

حتماً، يه چيزِ درست و حسابي مي نوشيم شامپاين خوبه

شامپاين؟ چند تا تو يخچال گذاشتم

کي گذاشتي؟ قبل از رسيدنِ ديويد

مطمئن بودي موفق مي شيم، آره؟ معلومه

مي دوني که من هيچ وقت کاري رو انجام نمي دم مگر اينکه بي عيب و نقص باشه

هميشه آرزوم اين بود که استعدادِ هنريِ بيشتري داشته باشم

خب، قتل هم يه هنر محسوب مي شه

نيروي کشتن، مي تونه احساس خوشايندي از قدرت در آدم ايجاد کنه

فيليپ، مي توني باور کني واقعاً اين کارو انجام داده باشيم، درست طبق نقشه؟

و حتي يه اشتباهِ کوچک هم نداشته باشيم، واقعاً کارمون بي عيب و نقص بود

بله يک قتلِ بي عيب

ما براي خطر کردن ونفسِ کشتن، کشتيم

مازنده ايم حقيقتاً بطور شگفت انگيزي زنده مونديم

حتي، شامپاين هم با ما يا موقعيت مون برابري نمي کنه

من مي گيرمش

تو که ديگه نمي ترسي، مگه نه؟

تو نبايد بترسي هيچ کدوممون نبايد بترسيم

بينِ ما و آدم هاي معمولي تفاوتهايي هست

اونا، درمورد يک قتلِ، فقط صحبت مي کنن ولي، هيچ کدوم انجامش نمي دن

هيچ کدوم مرتکب قتل نمي شن فقط برايِ اينکه تئوريهاشون رو تست کنن

هيچ کَس به جزما

تو که ديگه نمي ترسي، نه؟ نه

حتي از من؟

نه خوبه

تو مثل هميشه منو گيج مي کني

بهترشد

به سلامتي ديويد، البته

بِرَندِن، چه احساسي داشتي؟ کِي؟

وقتي داشتيم مي کشتيمش

واقعاً نمي دونم

يادم نمي آد چيزِ زيادي احساس کرده باشم

تا وقتي که بدنش شُل شد

و فهميدم که مرده

و بعدش؟ خوشحاليِ عجيبي رو حس کردم

تو چه احساسي داشتي؟

اوه، من؟

برندون، تو که فکر نمي کني اين مهموني اشتباه باشه؟ نه، اين آخرين چيزيه که براي تکميل کارمون نياز داريم

حتي بيشتر از اون، مثلِ يه امضاء که پاي يه اثرِ هنري بذاري

نه، کاملاً، اين جوري، شبيه

يه نقاشيه که بِکشي، ولي، آويزون نکني؟

فکر نمي کنم کلمات درستي رو استفاده کرده باشي

ممکنه، اين مهموني، به يک کار زيادي تبديل بشه ممنون به خاطرِ مهموني

اين مهيج ترن مهموني اي مي شه که تا به حال برگزار کرديم

با اين آدمها؟ درسته، اونا همراهان خسته کننده اي هستن

کِنتلي ها حتي اگر سعي هم بکنن نمي تونن خسته کننده نباشن، مجبوريم باهاشون راه بيايم

مهم تراز همه، اونا پدر و مادرِ ديويدن

که باعث مي شه همصحبتي با هاشون راحت تر بشه

نگران نباش جانِت، اين قدر چاپلوسي شون رو مي کنه

که اصلاً يادشون بره ديويد غيبش زده

فکر نمي کنم موفق بشه، مگه نه؟

نه، من که فکر نمي کنم

خب، اون مي تونه امشب به طرفِ کِنِت برگرده

تو بايد قبول کني، اين حداکثر ملاحظه اي بود که با وجود وقايع اخير از خودم به خرج دادم

فيليپ، چيه؟

اون يکي رو بيار برايِ چي؟

مهم نيست، باهام بيا

اين کارها يعني چي؟ مي بيني، هوشمندانه است

اين چه کارِ خبيثانه ايه؟

کارِمون رو تبديل به يک شاهکارِ هنري مي کنيم

برندن، داري زياده روي مي کني چرا ؟ منظورت چيه؟

فکر کردم اينجا جاي خوبي براي صرف شامه

رويِ اين

فکر خوبي نيست؟

خب، حداقل باعث مي شه کسي نياد درش رو باز کنه

فکر نمي کنم قدرِ کارم رو بدوني، فيليپ

من از اوّل ممنونت بودم، برندن

خب، زود باش، وقتِ زيادي نداريم خانم ويلسون زود برمي گرده

فراموش نکردي که کليد رو ازش بگيري؟ خودم بهتر از تو مي دونستم

فراموش نکردم بِهش گفتم کليدم رو گم کردم

خوبه چطوري مي خواي بِهشون توضيح بدي؟

توضيح نمي دم بايد بهانه اي جور کنيم

نمي خوايم مهمونمون رو براي شام تنها بذاريم برندن، بايد براي بقيه، بهانه اي جور کنيم

باشه، باشه بذار فکر کنم

واقعاً که، تو چقدر زود و راحت عصباني مي شي، فيليپ

ما يک بهانه خيلي ساده داريم

درست اينجا

براي چي نگراني، فيليپ؟

آقاي کِنتلي براي ديدن کتاب ها مي آد

چه بهانه اي بهتر از اين کتابها رو رويِ ميزِ غذاخوري مي چينيم

که پيرمرد بيچاره راحت بتونه بررسي شون کنه

خيلي با ملاحظه ايم، مگه نه؟

بله، البته

کارت رو رو کتابها شروع کن کي بود؟ خانم ويلسون

برندن؟

برندن

چه مرگت شده؟ بيشتر از اين تحمل نداري؟ چيه؟

خب، برش دار، بکشش بيرون نمي تونم

اگه خانم ويلسون اينجا بود برات مي کشيد بيرون

يه نمايشِ احمقانه مثلِ اين جلوي بقيه مثلِ اين مي مونه که داري اعتراف مي کني

حالا، اينا رو بگير و خودت رو جمع و جور کن

گه گذاشته بودي چراغ رو روشن کنم ديده بودمش

باشه، کار تو درسته

کارمون بايد درست باشه، فيليپ

ما توافق کرديم که در جنايت شريک بشيم جنايت اشتباهاتي مي سازه

ضعف نشون دادن در برابرِ اين مسائل اشتباهه چون انسانيه؟

چون معمولي بودنه نمي تونم اجازه بدم هيچ کدوم از ما

تو 40/ 2 دلار برايِ تاکسي بدهکاري به اضافه انعام

اگه به خاطرِ ترافيک نبود نيم ساعت قبل اينجا بودم

الانم خوبه انتظار نداشتيم تا حالا برگرديد

براي پيداکردن اين پات مخصوص پنج تا مغازه رفتم

ولي، قيمت ها، هاه نمي تونستم دليلي پيدا کنم که پول رو دور بريزم

پس رفتم پايين شهر، همون اغذيه فروشي کوچکي که آقاي کَدِل مي ره

ولي، گفته باشم، دفعه بعد که خواستين مهموني بدين من فقط

عصر بخير، خانم ويلسون

مي تونم بپرسم چي سر ميز من اومده؟

فقط يه چيز هايي رو به اينجا منتقل کرديم

هاه

فکر مي کردم ميزم خيلي دوست داشتنيه

اوه، ميزتون کاملاً دوست داشتنيه

ولي، آقايِ کِنتلي مي آد اينجا براي ديدن اين کتابهاي قديمي

و مطمئنم، شما نمي خواين که مرد بيچاره برايِ ديدن اونا مجبور بشه رو زانوهاش بنشينه

خب، به نظرم خيلي عجيبه

عجيب؟ خيلي

مخصوصاً اين شمعدونها اونا به درد اينجا نمي خورن

برعکس، فکر مي کنم اونا خيلي با هم هماهنگن

شايد غذا ها کمي به هم ريخته بشن ولي، برگزاري اين مهموني، مستلزم اين فداکاريه

فضاي کافي براي مرتب کردن اينا ندارم مگه نه آقاي فيليپ؟

شما درستش مي کنيد

شما دوتا آخرش منو مي کُشين با کتابها چه کار مي کنين؟

مي ذاريمشون روي ميزِ اتاقِ غذا خوري

اگه ازمن بپرسين، ايده مسخره ايه

خب، من کارهاي زيادي دارم تا اينها رو مرتب کنم

هنوزم فکر مي کنم کارِ عجيبيه

چي شده؟ مطمئنم يه بوهايي برده

از چي؟ معلومه، طناب

برندن، بايد مخفيش کنيم

چرا؟ چرا؟

چرا؟ اين فقط يه تيکه طنابه يه چيزِ معمولي که تو هر خونه اي هست

چرا بايد مخفيش کنيم؟

اون مال کشوي آشپرخونه است

خانم ويلسون بله؟

تو يخچال شامپاين داريم

ما که به اونها شامپاين نمي ديم؟ مي ديم

مثلِ اينکه واقعاً يه مهمونيه بايد بهترين لباسم رو بپوشم

بايد در يک فرصت مناسب برايِ آقاي کدِل شامپاين سرو کنيم

راستش رو بخواين، اون و من فقط يک بار در روزِ تولدم باهم شامپاين خورديم

امشب، دوباره فرصت دارين اون لحظات رومانتيک رو بسازين

ممکنه آقاي کَدل دارن مي آن

اوه، اوه، آقاي کَدِل خيلي خوبه

روپرت داره مي آد؟ آره، فکر کنم بهت گفته باشم

نه، نگفتي، خوشحال مي شم براي آقاي کَدِل هر کاري بکنم

بعضي ها مي گن، اون کمي عجيب و غريبه ولي، من هميشه فکر مي کنم

خب، بايد مي ذاشتين حرفم رو، تموم کنم

فکر مي کردم تو از روپِرت خوشت مي آد

خوشم مي آد خب، پس

برندن، بينِ اين همه آدم، روپرت کَدِل کسي است که به احتمال زياد بهمون مظنون مي شه

اون کسيه که مي تونه از زاويه ديد ما به اين قضيه نگاه کنه، به يک اثرِ هنري

چه هيجاني مي تونه داشته باشه خوشحالم که برات هيجان داره، منو مي ترسونه

بِهت پيشنهاد مي کنم صدات رو بياري پايين

برگزاريِ اين مهموني با حضور بقيه راحت و کسالت آوره

درمورد روپرت هم يک دفعه به سرم زد دعوتش کنم

More Farsi Persian subtitles for Rope

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left