لومړۍ 197 کرښې.
بعد از تصادف، اینگرید رو دیدی؟
بله، توی تانزانیا، وقتی تابوت رو تحویل میگرفتم
نمیفهمم چرا باید اینجا باشم
سوزان، میتونی تأیید کنی که این یِنس هست؟
معلومه که میتونم
اصلاً لزومی نداشت من رو اینجا بکشی
با یِنس در تماس بودی؟ نه
فقط توی محل کار
میدونی، یه جورایی یه ذره شکرآب شده بود بله
اخیراً رفتارش فرق کرده بود؟
نه منظورت چیه؟
این رو توی صندوق پستیِش پیدا کردیم
"پِدوفیل"
نه این نمیتونه درست باشه
شنیدیم که یه نفر میگفت لیلا یه دوستپسر بزرگتر داشته
یعنی ممکنه یِنس بوده باشه؟
لیلا چقدر باهاش دوست بود؟
بیشتر از یک سال
خدای من
متأسفم، دیگه نمیتونم ادامه بدم
غمانگیز (WISTING) مترجم : مرتضی راکی
باحاله، نه؟
آره آشپزخانه، اتاق نشیمن، اتاق خواب یدکی
اجاره اش چقدره؟ کمی بیشتر از توافقمون
کمی؟ باشه، یه ذره بیشتر از کمی
اما هنوزم از اسلو ارزون تره
و من آخر هفته ها کار می کنم تو برای شورا کار می کنی
بعد از همه، پروژه ی هِیِردال رو انجام نمی دم
با این حال، تو مرکز بوکِلیا یه کاری انجام میدم
اون آسایشگاهه؟ یه مطالبی خوندم
100 تا بچه از اونجا ناپدید شدن رو میدونستی؟
اصلا نمی دونستم تو به همچین چیزایی علاقه مندی
دختری که تو میدون پیدا کردن، اون تو بوکِلیا زندگی می کرد
پس داری میگی یه فیلم جدید درباره یه قتل جدید؟
مثل دفعه ی پیش نمیشه لین
فکر می کنم این پسر یه چیزی می دونه فقط باید وادارش کنم حرف بزنه
پلیس نمی تونه این کار رو انجام بده؟ بهشون اعتماد نمی کنه
اما به تو میشه اعتماد کرد معلومه که میشه منظورت چیه؟
فقط همینو میگم میشه بهت اعتماد کرد
تو خیلی زیبایی
سلام اون تورو اذیت کرد؟ نه
خداحافظ واست غذا آوردم واقعا؟
خیلی لطف داری که به فکرم بودی ولی واجب نبود
بقیه حسودی می کنن خجالت می کشی
می خواستم یه چیزی بهت بگم
فکر کردم می خوام دوباره حضانت سونیوا رو به عهده بگیرم
بله، حتما
الان یه جلسه دارم می تونیم در موردش تو خونه صحبت کنیم؟
بله، حتما اشکالی نداره؟
ممنونم
تخمین های فعلی زمان مرگ را مشخص می کنند
تقریباً برای هر دو قربانی یکسان بود
و ارتباط بین آنها، روانشناس و بیمار،
به احتمال زیاد به هم مرتبط هستن
پس ممکنه دنبال یه صحنه قتل ناشناس باشیم؟
ینس فالدبک از نزدیک هدف گلوله قرار گرفت اعدام شد
هنوز هم فکر می کنی این به قتل های دیگه ات ربط داره؟
خشونت وحشتناکی هست هیچ ربطی به بچهبازی هم نداره
در قتل های اروپایی دیگه
اما با بچه های آسیب پذیر، نمی دونیم ازشون برای چی استفاده می شه
حسین الان داره یادداشت رو بررسی می کنه،
اما واضحه که کسی اونجا گذاشته تا تهدیدش کنه
یا باج خواهی یا فقط ما رو از مسیر اصلی دور کنن
اگر یادداشت حقیقت داشته باشه، می تونه یه قربانی بالقوه ی فالدبک باشه؟
کسی که دنبال انتقام باشه؟ نمی دونیم که اون گناهکاره
فارغ از انگیزه، هر کسی که این کار رو کرده، باهاش روبرو شده
با اشکال شدید خشونت برای انجام همچین کاری با یه بچه
چرا اون رو می کشه و سر اون دخترو جدا می کنه؟
این چیزیه که ما باید بفهمیم
فقط یه چیز دیگه، من و ورونیکا یه چیزی پیدا کردیم
زیر سر لیا تو نقاشی اش نوشته شده
آسونه که نادیده گرفته بشه، اما نوشته شده "مرد شب"
"مرد شب"، اون یه ابرقهرمانه؟
نه، یه اصطلاح تاریخی ئه
"مرد شب" کارهای کثیف شهر رو انجام می داد
حمام های پر، اخته کردن اسب ها، حذف حیوانات مرده و دفن کردنشون
تو انگلیس بهش "اسب مرده کش" می گفتن
بهش برای کمک به جلاد مأموریت داده میشد
گذاشتن سر مردم روی نیزه ها
اما چرا یه دختر 14 ساله اون اسم رو تو دفترچه خاطراتش بنویسه؟
من اونو برمیدارم
گفتی ازش خلاص می شی وقت نکردم
سلام
اینجا واقعا قشنگه من عاشق این آپارتمانم
این خوبه
و می دونم که بهترین دوست دختر نبودم
تو کارها زیادی درگیر می شم
اینجا جاییه که من باید اعتراض کنم؟
بهتر می شم
لعنت، گیر کردن
لمینت محبوب تر می شه، و بهتر هم شده
اما اگه حاضرین برای کیفیت هزینه کنید،
-هیچ چیز زیر پاتون به خوبیِ بلوط نمیشه یا حداقل این چیزیه که شنیدم
ترجیحا با نوارهای پهن بله
به نمونه ها نگاهی بندازین، من الان برمی گردم
باشه ممنون
هوشیار نیستی؟
یه جا برای موندن لازمه با یه مشتری هستم
دنبال من هستن دیگه نمی تونم برات کاری بکنم
به من بدهکاری الان نمی خوامت اینجا
از پشت برو بیرون چیزی که دوست داشته باشی می بینی؟
بله، کاملا فکر می کنم اینو برمی دارم
کمکم می کنی؟ یه مقدار علف لازم دارم
کی هستی؟
یه دوست شمارتو از حنان گرفتم
لعنت، باز تو صبر کن
چی می خوای؟ فقط می خوام باهات حرف بزنم
نگاه کن من علف نمی خوام دو دقیقه وقت می خوام
دیروز چی می خواستی بگی، وقتی گفتی آدم ها ناپدید می شن؟
می دونی چی برای لیلا اتفاق افتاد؟
فقط همینارو میدونم، همون آدمایی بودن که خالد رو بردن
خالد؟ اون کیه؟ کسی براش مهم نیست که رفته
و دوباره اتفاق میوفته اون تو بوکليا زندگی می کرد؟
کی ساکنین رو می بره؟
برو بیرون فقط باید
گم شو اشکالی نداره
باشه پس هیچ شانسی نیست که اون اینجا بوده باشه؟ ممنون
هیچ اثری از لیلا اینجا نیست
دوستش حنان گفت وقتی شب رو اونجا مونده، حواسش رو پرت می کنه
می دونیم که آیا اون هیچ اموال دیگه ای داشت که مال خودش باشه؟
اون به اندازه کافی باهوش بود که تو لونه خودش کثافت کاری نکنه
اون تو "لونه" خودش کثافت کاری نکرد
جايی که پرنده ها می خوابن
سلام ورونیکا یه تطابق پیدا کردیم
روی نامه ی توی صندوق پست، یه اثر انگشت جزئی پیدا کردیم
کسی تو سیستم ما هست؟ تو مرکز مراقبت بوکليا
ممنون
یه تطابق پیدا کردیم اثر انگشت
آفرین
لین، سلام سلام
فقط می خواستم بپرسم حال همه تون چطوره
خب، سعی می کنیم خودمون رو سرگرم نگه داریم
یه چیز دیگه هم می خواستم ازتون بپرسم مطمئنا چی؟
می خوام یه مستند بسازم درباره بچه های اینجا
و این شامل چه چیزایی میشه؟ مصاحبه کردن و
گرفتن داستان هاشون
برای جاهایی مثل اینجا جنبه انسانی رو نشون بده
فکر نمی کنم ایده ی خوبی باشه
مردم باید بدونن که اینا بچه های عادی ای هستن که زندگی سختی داشتن
لایق دیده شدن هستن بله
همه لیاقت دیده شدن رو دارن اما برای اونا همه روابط عمومی روابط عمومی خوبی نیست
نه، می فهمم، اما
چرا خیلی از اونها ناپدید می شن بدون اینکه کسی براشون اهمیت بده؟
چون ما نمی شناسیمشون نمی دونیم کی هستن
بذار روش فکر کنم باشه؟ باشه ممنون
راستی خالد عطارى، اون قبلا اینجا زندگی می کرد، درسته؟
چرا راجع به خالد می پرسی؟ اون لیلا رو می شناخت و اونم ناپدید شد
خالد توسط اداره مهاجرت نروژ برگردونده شد حق اقامت خودش رو از دست داد
پس چرا مردم باور می کنن که اون رو بردن؟
چون بردنش
ماموران پلیس صبح ساعت 5:30 یه پسر 16 ساله رو از رختخواب بیرون کشیدن و بردنش
اینطوری آدم ها رو دیپورت (اخراج) می کنند
گوش کن، من باید برگردم بعداً می بینمت
چرا با این وضع اومدی اینجا؟
بچه ها برای اینکه آرامششون برگرده به یه شرایط عادی نیاز دارند
سامی کیبو اینجا هست؟ سامی؟
دنبالش چی کار داری؟
فکر کنم تو اتاقش باشه
لین، اینجا چیکار می کنی؟ تو اینجا چیکار می کنی؟
اتاقش بالاست
می تونی حداقل بگی موضوع چیه؟
سامی؟
فقط می خوایم باهات صحبت کنیم می تونی بیای بیرون؟
اگه دوست داری می تونیم یه جای دیگه صحبت کنیم
بیا بیرون، وگرنه ما میایم تو
نه، نه اگه بهم دست بزنی چاقو رو توی شکمت فرو می کنم
عوضی سامی، چاقو رو زمین بذار
آروم باش خفه شو نزدیک تر نیا
خفهت میکنم تو هم همینطور گم شو کاری احمقانه نکن
ساکت شو چاقو رو زمین بذار
ولم کنید، عوضیهای لعنتی
آروم باش تویی؟
داری بهشون چرت و پرت میگی؟ احمق عوضی داره درد میکنه، لعنتی
گم بشین همتون عوضیها گم شو
سلام، یورن سلام
باید اجازه بدی من اونجا باشم گوش کن سوزان
اما اون تنهاست
جدی میگم
چی بود اون؟
قیم پسره تو شهر نیست میخواد تو مصاحبه باشه
نمیتونه اون جزئی از پرونده است آره، بهش گفتم
یه وکیل داره میآد
سابقهی پسر رو بخون بد نیست بخونیش
سلام، بهم گفتن چیزی برای نوشیدن میخوای
اینجا میذارم
فقط بگو چی میدونی، اونوقت همه چی حله
تو پلیس “خوب” هستی؟ میدونی من اینجا هستم چون سیاهپوستم
نه اینطور نیست فقط به خودت اینو بگو
سیاه خوب، سیاه بد
نظرت چیه؟
فکر کنم به پلیس اعتماد نداره
میتونستم بهت بگم چه واکنشی نشون دادی؟
وقتی پلیس ازت سوال کرد؟ من هیچوقت
دقیقا
اما من با چاقو پلیس رو تهدید نمیکردم
الو؟ سلام توماس میتونی صدامو بشنوی؟
خواهر عجب غافلگیریه فکر کردم شمارمو گم کردی
No comments yet. Be the first to leave one.