New Girl

New Girl

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

7 فصل

د خپرونې معلومات

New Girl S07E05 XviD-AFG
New Girl S07E05 WEB x264-TBS
New Girl S07E05 720p WEB x264-TBS
New Girl S07E05 1080p WEB x264-TBS
New Girl S07E05 480p x264-mSD / RMTeam
New Girl S07E05 720p HEVC x265-MeGusta
New Girl S07E05 1080p HEVC x265-MeGusta
New Girl S07E05 720p WEB HEVC x265-RMTeam
New Girl S07E05 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
New Girl S07E05 720p WEBRip x265 HETeam / YSTeam
د لخوا تبصره llillusionll
░ illusion امیرعلی | YekMovies.Net

تګونه

webrip
web
720p
720
BRip
x265
x264
HEVC
1080
په خپور شو: 2018-05-10
ډاونلوډونه: 31
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

میشه لطفاً بهمون بگید

چرا احضارمون کردید به این‌جا؟

.ممنون که اومدین ،تشکر می‌کنم

.خصوصاً چون اَلی تو دوران استراحت به سر می‌بره

امروز این‌جا جمع‌تون کردیم .که یه والدخوانده انتخاب کنیم

!آره .شرمنده. متأسفم. ادامه بده

،حالا، از طرف من شبکه‌ی بزرگ

.دوست‌های خوبم رو دارم ،دوستانی که از بس بهم نزدیک هستن

.که اون‌ها رو خانواده‌ی خودم در نظر می‌گیرم

،و از طرف من .لزلی رو داریم

.فقط من رو داره - .وای، پسر -

،باشه، همگی .لطفاً همه به صف بشید

.وینستون، من واسه این کارها وقت ندارم فردا اولین روزم برگشتنم

.به اَس اِسترت هست .باید خودم رو مرطوب کنم و رؤیاپردازی کنم

.اِشمیت، تو رو انتخاب نکردیم

.می‌تونی رو به دیوار بایستی - !اُسکل -

.درست صحبت کن - ،سیسی -

.تو رو هم انتخاب نکردیم دلیلش هم اینه که دوستیت

خیلی مهمه که بخوایم با تو رو گماشتن برای .مادرخوانده‌ی بچه‌مون خرابش کنیم

چرا حس می‌کنم لب‌های تو تکون می‌خوره

ولی اَلی صحبت می‌کنه؟ - .شرمنده -

نیک؟ - .حس خوبی در این باره دارم -

.با دیوار آشنا شو

.هنوز تموم نشده

،لزلی

.می‌تونی رو به دیوار بایستی

!بخورش، عوضی - ،لزلی -

.تو باختی

.لزلی گیج شده

.و حالا لحظه‌ی رویارویی با حقیقت

،جسیکا دی

مادرخوانده‌ی بچه‌ی ما میشی؟

.آره، که میشم

چرا لزلی هنوز داره می‌چرخه؟

.لزلی

.هی، حالا جفت‌مون والدخوانده شدیم - چی؟ -

،نیک، واسه بار صدم .تو پدرخوانده‌ی روث نیستی

...چرا، هستم، واسه بار صد و یکم .اولین بار

اولاً، یهودی‌ها و هندوها پدرخوانده .ندارن

،و حتی اگه داشتن .تو رو انتخاب نمی‌کردیم

.روث باحالت حال نمی‌کنه

روث از من خوشش نمیاد؟

بیشتر تو رو به عنوان یه راکن .احمق می‌بینه

.خب، ذهنم منفجر شد .این اوضاع رو تغییر میده

.باشه، همه برن

.باشه، فقط وقت‌مون رو هدر دادیم

واسه این‌کار پرستار بچه گرفتیم؟

جس، میشه یه لحظه صبرکنی؟

.آره .انتخاب‌تون عاقلانه بود

.تو مادرخوانده بودن تغییرات اساسی‌ای ایجاد می‌کنم

.پسرتون میشه سیندرلوی... من

به صورت هفتگی .کارهات رو بازبینی می‌کنیم

.ممکنه عوض بشی

،هرکه بامش بیش، برفش بیشتر

.ولی پاروهایی که برف‌های بام رو می‌روبن، بزرگ‌تر

!سیگار

.آفرین - .آفرین -

illusion متـرجم: امیرعلی

،بعد از این‌که برم سراغ اسلاید بعدی بذار فقط بگم

ممنون که قبول کردی این هفته خونه بمونی

.وقتی بتونم سر کار خودم رو دوباره جا بندازم

.حالا باید رأس ساعت 2 عصر بری دنبال روث

سه لایه‌ی رفتن به دنبالش

،کد در، بیرون رفتن ،و ناهار هستن

که باید ساندویچ ،کره‌ی بادوم زمینی باشه

،وگرنه بدنش قفل می‌کنه و

.شبیه گورکن‌ها رفتار می‌کنه - .آره، فهمیدم -

،برم دنبالش .برسونمش

چقدر می‌تونه سخت باشه؟ - ،خب، اولاً -

.برعکس متوجه شدی

،صبح می‌رسونیش

.بعدش میری دنبالش... متأسفم

.یکم اضطراب دارم می‌دونم که گفتم

وقتی روث مدرسه رو شروع کرد ،برمی‌گردم سر کار

،که ببین .بابتش هیجان‌زده‌ام

،ولی یه مدت از بازی خارج بودم

و با یه نوع سبک زندگی متفاوت

.خو گرفتم

بابایی می‌خواست هرجور شده ،وارد اون مهمونی بشه

.واسه همین از پرچین پریدم اون‌طرف

.البته !طرف پرینس بوده دیگه

.فهمیدی پس

.چیزی نمیشه ،چیزی که تو به عنوان مأموریت مرگ یا زندگی می‌بینی

.من به عنوان یه هفته مرخصی با دخترم می‌بینمش

.دوباره اشتباه گفتی .آماده شو

.این چهار ساعت اول کارت رو تضمین می‌کنه

.باشه، دارم میرم

آره، باید بری. باشه؟

.دیگه برو

.هیجان‌زده‌ام .دیشب تمام بدنم رو شیو کردم

حس می‌کنم می‌تونم تا سر کار .سوار باد بشم

.و الان انقباض ماهیچه‌ای پیدا می‌کنید

.ممنون که جای اَلی اومدی

.البته. من مادرخوانده‌ی بچه‌ام - ،و یک، دو -

.سه، جیغ اولیه

!خدای من .چه سر بزرگ.... شرمنده

باشه، و حالا بیاید چندتا

یکم کج شدن لگن رو .با توپ تولد تمرین کنیم

.ببخشید فهمیدم

،به من یکی ندادین .پس من میرم واسه خودم بیارم

.پسر بزرگه رو آوردم - .آره -

می‌دونی چیز عجیب اینه که قراره

.همین روزها پدر بشی

.آره، یه جورایی یهویی شد - ،آره، بهتره آماده بشی -

.چون به زودی قراره بری قاطی باباها

!بابا بابا

".نمیشه از بین‌شون خارج بشی"

خوبی؟ - .آره، خوبم. خوبم -

.خب، باشه

کی می‌خواد نشون بده چطوری یه نوزاد رو نگه می‌دارن؟

کسی داوطلب میشه؟ شما چطور؟

.من نه .اون نوزاد ترسناکه

.وینی، کار خودته

.من؟ باشه

.بریم تو کارش، بابا - .باشه -

این‌طوری نگهش دارم؟

.سرش رو مراقب باش - .مراقب باشم. آره -

.خب، تو رو ببین

.قول میدم دوستت داشته باشم و ازت محافظت کنم

...کسی قرار نیست به عزیزدل بابا صدمه

.شرمنده. شرمنده. شرمنده - ...باشه، و -

.شرمنده .درستش می‌کنم

.درستش می‌کنم .من آماده نیستم

.نه - .بگیر، بذارش سر جاش -

.بذارش داخلش .نمی‌خوام بخشی از اون کار باشم

،ما رو ببین .کیم و اِشمیت جدا نشدنی

.خدایا، یادم رفته بود چقدر ازت نفرت دارم

به نظرت تو یه یه حساب جدید ،سالسا نیاز داریم

.پس خودت رو زودتر آماده کن - .آماده‌ی سالسا هستم -

،حالا حواست باشه، اِشمیت .اوضاع این‌جا عوض شده

.همون دفتری که ازش رفتی نیست

اَس اِسترت رو یه شرکت

.توکیویی خریداری کرده

...توالت‌ها هم ژاپنی

.آره

.سیسیلیا، موسیقیت خیلی بلنده

چی گفتی، عزیزم؟ ،آره، می‌دونی

...صدات رو این بیرون نمی‌شنوم

!خدای من - چیه، قراره مهمونی رخت‌شویی داشته باشیم؟

!اون چیه؟ - این؟ -

.فقط یه خرسه که بیرون آپارتمان پیداش کردم

.آره، واسه رفیقم روث آوردمش

،خب، اون الان مدرسه است و من

15تا پوشه دارم که اِشمیت برام گذاشته

.قبل از این‌که برم دنبالش - .عالیه -

.من میرم دنبالش .از مدرسه میارمش

به کمکت نیاز ندارم که دخترم رو .از مدرسه بیاری

باشه؟

،باشه، خب میشه لطفاً بهش بگی

این خرس رو گذاشتم تا بدونه از طرف من بوده؟

چیه؟ - .دور گردنش مورچه است -

چی؟

.بازم مورچه .هر بار ضربه می‌خوره، مورچه‌های بیشتری میان بیرون

.باشه .خیلی‌خب

.سلام، رفیق

.خب، دوتا مورد ،اولاً

.دیگه نمی‌تونیم بریم کلاس

و دوماً، هزینه‌ی تمام 10 کلاس رو .ازت می‌گیرن

جس، اگه آماده‌ی پدر بودن نباشم چی؟

.وینستون، اون یه بچه‌ی الکی بود

سر بچه‌های واقعی

.اون‌طوری در نمیاد - جس، توی اون -

کلاس بودم و باعث شد بفهمم

.که این نوزاد داره به دنیا میاد

وقتی توی اون بیمارستان باشم

و واسه اولین بار صورت پسرم رو ،ببینم

که از باسن اَلی بیرون میاد چی میشه؟ باید چی‌کار کنم؟

اگه چیزی باشه که ندونم چی؟

،می‌دونم حرفم مسخره به نظر میاد

ولی از وقتی فهمیدم ،اَلی حامله است

.همه‌اش به پدرم فکر می‌کنم

اون دلقک؟ .اون ول‌تون کرد

.می‌دونم ،اصلاً منطقی نیست

،ولی همه‌اش فکر می‌کنم چه شکلیه؟

می‌دونی؟ به من فکر می‌کنه؟

مثل من یه گروه کوچیک از دوست‌های سفیدپوست داره؟

،خب، به این فکرکردی که می‌دونی، دوباره باهاش ارتباط برقرار کنی؟

،همه‌اش فکر می‌کنم، تو یه دنیای بی‌نقص مجبور نبودم

رد بابام رو بزنم و .خطر رد شدن رو به جون بخرم

...اون فقط

.به طور جادویی پیداش می‌شد

.دقیقاً

.خوش هیکل - !سلام، وینستون -

.خوب به نظر میاد

.نیاز نیست هندونه زیر بغلم بذاری، جس

.الان سه ساعته دارم باهاش ور میرم

.همه‌اش پا داره - .آره -

ببین، فقط می‌خواستم ،یه چیزی بهت بگم

...و اون اینه که وقتی تو زنده‌ای

گاهی دوست‌هات فکر می‌کنن .که تو... نه

.باشه، همین‌جوری میگمش .بابات بیرونه

.باشه، شوخی عجیبی بود

.آره، شوخی نیست

.اون... بیرونه .الان

خب، چطوری پیداش کردی؟

.خب، کار سختی بود ،عملاً، اسمش رو تو گوگل جستجو کردم

.و پیداش کردم

،گوش کن

اگه صحبت کردن با بابات ،حالت رو بهتر می‌کنه

.پس فکر کنم باید صحبت کنی

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left