لومړۍ 200 کرښې.
تمامی شخصیت ها، مکان ها ،شرکت ها و سازمان ها
ساختگی بوده و ساخته ذهن نویسنده می باشد
قسمت دهم
سطح هوشیاری هان جونگ گی دوباره چند بود؟
آخرین بار که چک کردید 8 بود
و همش بهمون میگه پاهاش سرد و کرخته
از امشب فنتانیل به داروهاش اضافه کن
و لطفاً سطح هوشیاریشم به مرور چک کنید
لی کانگ
یهویی دلم خیلی برات تنگ شد و نمیتونستم طاقت بیارم
وای صورتت چی شده؟
چرا انقدر وحشت زده بنظر میاید؟
ایرادی نداره که اینجوری باهم مهربون باشیم
من عشق دکتر لی ام
وای خدا, انقدر خنده داره که الانه از خوشحالی اشکم دربیاد
فکرکنم اون پرستاره که یکم پیش دیدیم
واقعاً باور کرد دوست دخترتم
وای خدا
وای یه مگس اینجاست
انقدر شوکه شده بود که رنگش پریده بود
سر کل دارایی و یکی از انگشتای پام شرط میبندم
که بهت یه احساسایی داره
اینجا چیکار میکنید؟
چون دلم تنگ شده بود اومدم
دلم واسه تو و جون تنگ شده بود
شنیدم جون هم اینجاست وای خدا
باورم نمیشه جون زده یکیو لت و پار کرده
و آخرشم مجبور شده خدمات اجتماعی انجام بده
همیشه فکر میکردم جون خیلی بی احساسه
همیشه مثل یه رباتی بود که هیچوقت اشتباهی نمیکنه
ولی باید بگم
اینجا نه تنها چشم انداز خوبی داره بلکه هواشم خیلی تمیز و عالیه
حق با مادربزرگته باید از شر بیمارسرا خلاص شیم
و بهترین شهر شیک و لاکچری با اعضای محدود رو بسازیم
که این کشور تابحال به خودش ندیده
خیلی هیجان انگیز میشه
باید باهم یه طرف باشیم،کانگ
از این به بعد کمکت میکنم
تو میتونی نونو بخوری
منم خرده نونای رو میزو میخورم
اون بیماری که نجاتش دادی, کیم هی جو یادته؟
میتونم از طریق آشناهام بهش وصل شم
سعی میکنم با قانع کردنش به شکایت از بیمارسرا و مدیر کوان
درباره ی اتفاقی که افتاد یه مسئله ی بزرگ راه بندازم
شنیدم شوهرش
دانشجوی موردعلاقه ی مدیر کوان بوده
یه وکیل بهم گفت که اگه کار درستو انجام بدیم
میتونیم به عنوان شریک جرم ازش شکایت کنیم
درواقع،ما میتونیم حتی تا همدستی در قتل هم پیش بریم
وای فندکم کو؟
فندکم تو داری؟
ببخشید هی شمایی که از دوچرخه پیاده شدی
من؟ - آره شما -
میشه عجله کنید؟
میتونم کمکتون کنم؟
فندک دارید؟
عمه - بله؟ -
فندک نداری؟ سیگار نمیکشی؟
این روزا خیلی از جوونا سیگار میکشن
اینجا نمیتونید سیگار بکشید اینجا نزدیک بخش
وای حواسمو جمع میکنم بوش نرسه به بخش
اگه میخواید سیگار بکشید میتونید برید بیرون از بیمارسرا
اینکار برای بیمارا ضرر داره
ای بابا اونقدرم ضرر نداره
به علاوه بیمارای اینجا که نمیتونن درمان شن در هر صورت میمیرن
عمه
دروغ میگم دکتر لی؟
یکم استشمام دود
تأثیر چندانی رو زندگی و مرگ کسی نداره
کافیه
کسایی که تو بیمارسران
فقط آدمایی نیستن که دارن میمیرن
اونا دارن اینجا زندگیشونو میکنن
و هر روزی که سپری میکنن غنیمت میشمرن
درست مثل من و شما آجوما
واااای
الان به من گفتی آجوما؟
وای خدای من واقعا از نظرت اونقدر پیرم؟
خدای من اصلا میدونی من کیم؟
گفتم کافیه عمه
وای ترسوندیم چرا اونجوری سرم داد زدی؟
اگه حامله بودم چی؟
کافیه
باید عذرخواهی کنید
چه کار اشتباهی کردم؟
تنها کاری که کردم این بود که ازش فندک خواستم
اینجا سیگار کشیدن ممنوعه
پس لطفا اینو به خاطر داشته باشید
خدای من, فکر کرده کیه؟ هی
وای،کانگ
باید برید دیگه بیشتر از این نمیتونم ببینمتون
خدای من
میترسم اگه یه کلمه دیگه بهت بگم بکشی منو
وای فکر کرده کیه اون دختره؟
الو کجایی؟
مدرسه ای؟
تموم شده مدرسه؟
من ویروس زیکا ندارم
چایونگ نونا بهت پیام نداد؟
همین الان خوندمش
وای ببخشید خب آخه میدونید من باید حالا حالا ها زنده بمونم
میفهمم
وقتی بخوای از یکی عذرخواهی کنی
چیکار میکنی؟
میرم ازش عذرخواهی میکنم دیگه
آره حق باتوئه
اگه از چیزی متأسفی باید بری عذرخواهی کنی
ولش کن بریم
گفتید بیام همینو بپرسید فقط؟
چیه؟ کاری میخوای بکنی باهام؟
از یکی خوشتون میاد مگه نه؟
میدونم از یکی خوشتون میاد
فکرمیکنی از کی خوشم میاد؟
بیمارستان
پرسنل بیمارستان
درست فهمیدم
چیو فهمیدی؟
که نونا رو دوست دارید
ندارم
میدونستم اینو میگید
پس چرا سرخ شدید و انقدر دستپاچه اید؟
چی داری میگی؟ کجا سرخ شدم
عیب نداره مثل یه راز نگهش میدارم
یه سول هم به نونا قول داده که مثل یه راز نگهش میداره
گند زدم
ازم قول گرفت به هیچکس نگم
نونا بهت گفت فکرمیکنه دوستش دارم؟
مین یونگ
نونا شرمنده
اتفاقی به دکتر لی گفتم که میدونم
که اون بهت احساس داره. واقعا معذرت می خوام
پسره دیوونه ، باورم نمیشه بهش گفته
وای خدا
داری چیکار می کنی ؟
اگه اینکارو کنید چشماتون دیگه نمیسوزه
آخه چرا الان داری بهم اینو میگی؟
وایساده بودی اونجا زجر کشیدن منو تماشا می کردی
من تماشاتون نمیکردم سرم گرم غذا درست کردنم بود
شخصا فکر می کنم
این کاراییش بهتره
دوست دارم کمکتون کنم ولی خب شما برای تنبیه شدن اینجایید
پس کارتون رو خوب انجام بدید
همیشه می خواستم یه چیزی بپرسم
چطور با کانگ آشنا شدی؟
بیمارش که به نظر نمیای
یه دکتر و یه آشپز هم
دوتا حرفه کاملا متفاوت ان
شما دوتا خیلی صمیمی به نظر میاین
خب زود . درباره رابطتون بگو
چون کمک نداریم بخاطر همین نمیتونیم اینارو پوست بکنیم
انگاری شما وقت زیادی دارید ، پس بی زحمت اینارو هم پوست بگیرید
کانگ رو دوست داری؟
حالت خوبه؟
بذار ببینم - خوبه-
وای بدجور سوخته تاول میزنه
خوبم
وایسا همینجوری . بذار اول سردش کنیم
چسب سوختگی دارم
سوالم درباره کانگ
تا این حد دستپاچت کرد؟
انقد که دستت رو بسوزونی؟
من حسی به دکتر لی کانگ ندارم
اون فقط دکتریه که من همیشه بخاطر نجات زندگیم ممنونشم
نه چیزی بیشتر ازین
کافه تریا
رییس کوان هیون سوک
آخه چرا به حرف من گوش نمیدی ؟
من اینو نمی خورم ، بردار ببرش
من درستش نکردم
چایونگ درست کرده
اون چون می دونه که پرسنل و سرپرست ها همیشه
با مراقبت از بیمارا سرشون شلوغه
برا همین می خواست گل ها و سبزیجات فصلی قشنگ رو به همه نشون بده
برای همین اینو درست کرده
برام مهم نیست ، من نمی خورمش ، پس لطفاً برش گردون
من از پرستار ها ، خواستم یه نفر به جای من استخدام کنه
حالا که مایکل خورش کیمچی دستپخت مادرش رو خورده
به محض اینکه کسی بیاد من ازینجا میرم
بابت همه چیز ازتون ممنونم رییس
مادرت زده به سرش فوری بیا خونه
چی شده ؟
مامانت می خواد طلاق بگیره
لطفاً رضایت بدید مادرجون
مامان رضایت نده. من بدون اون نمی تونم زندگی کنم
به اندازه کافی تحمل کردم
به نظر میاد شما هم تصمیمتون رو گرفتید
من نمی خوام با فکر به اینکه شاید امیدی باشه بدبختانه زندگی کنم
لطفاً اجازه بدین برم
عزیزم - مامان -
بفرما برو
مامان - مادربزرگ -
پاشو برو. من ازت نمی خوام بمونی
من نمی تونم حتی یک ثانیه بدون تو زندگی کنم
لحظه ای که این خونه رو ترک کنی
من زبونمو گاز میگیرم و خودمو میکشم
اگه نمی خوای پسرت رو از دست بدی
بهتره نظرت رو عوض کنی مامان
میشه ولم کنی برم ؟
رییس چو تازگی ها بخاطر استخدام غیرقانونی
تحت بازجویی قرار گرفت مگه نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.