لومړۍ 200 کرښې.
کاستا به پهباد براش کلاغ مرده میندازن تو حیاط
پر از مواد مخدر میرم رختشورخونه
جکسون منتقلم میکنه میخوام برم سمت اتو بخار
مگه از رو جنازم رد شی
شایدم رد شم میخوام کز پراکتور رو بکشی
باید بری تحت محافظت
امروز نه میان سراغ تو
یا تویی یا اون
چرا؟ چه آتویی ازت داره؟
نمیتونم دربارش حرف بزنم
چیکار کنم خواهرم در امان باشه؟
پراکتور جریان ما رو میدونه
نمیدونم از کجا اما اگه حرفی بزنه
کار هردومون تمومه فکر کردی دیوانم؟
لعنتی
نکن لعنت به تو
چه خبره؟ دکتر میلر رو خبر کن
عسلم... دوستت دارم
توجه کنید
اعلام وضعیت سیاه
همه زندانیها به سلول برگردند
چی شده آخه؟ بریم
کی صدمه دیده آقای برودی؟
نمیدونم ببخشید
کد سیاه بود
نمیدونم کی بوده
چرا روش کار نمیکنی؟
فایده نداره سعی کردی؟
ویل خیلی دیر شده
لعنتی
خانم بنت کز کجاست؟
کز؟
میخواستم از من بشنوی
متاسفم الی
برو خونه استراحت کن
نه خوبم
خبری نشد؟ چنج تا دوربین تکون خوردن
اما این در یکی از راهروهای بند اچ گرفته شده
یک دقیقه قبل از اینکه خانم بنت جنازه رو پیدا کنه
خون؟ نمیشه گفت کی بوده
زندانیها از نوشته روی زمین خبر دارن؟
نه بهتره بویی نبرن
اون ژاکت رو بعلاوه آلت قتل میخوایم
زنگ زدم سگها رو بیارن
وقتیکه زنها پشت درهای بستن بتونیم زندان رو بگردیم
چندتا اتاق میخوایم
برای بازجویی ترتیبش رو میدم
از ماری وینتر شروع کنیم
صبر کن
چرا زود نتیجه گیری میکنی؟
سابقشون رو میدونی. چرا باید روی زمین مینوشت ام
ببخشید
شب طولانی ای بود تمام زنهای بند اچ بازجویی میشن
اینجا
دیشب بهم گفت
گفت دوستم داره
و من...نگفتم
تمام روز زندانیمون میکنن؟ من صبحانه میخوام
خودت درست کن
تظاهر نکن برات مهمه
تو هم اندازه من از پراکتور متنفر بودی خفه خون بگیر کاستا
یکی دیگه مرد رفت ارزشش رو نداره
یالا
تو راهرو بمونید خانمها
چی شده؟ کاریکه گفتن بکن. بشین کاستا
پسرها تست میخواید؟
میخوان بازداشتم کنن؟
چرا بازداشت کنن؟
چون بهش حمله کردم
لیز تو فکرت درست کار نمیکرد
ترسیده بودی تقصیری نداشتی
اون ازم دفاع میکرد و من بهش حمله کردم
اون واقعا دوستت داشت
میدونست منظوری نداری
من ازت مراقبت میکنم
باشه؟ باشه
درست میشه
آقای استوارت؟
دیشب داشتیم حرف میزدیم
میخوایم برای کز یکاری کنیم باشه
مراسم یادبود بگیریم
بنظرت میشه؟
نمیتونم قولی بدم اما
با رییس میگم
ممنون ناریل استنگ برای سرشماری نبود
کجاست؟ تحت محافظته برنمیگرده
اون کز رو کشته؟
نمیتونم بهت بگم
لعنتی چیه؟
استنگ و کز مشکل داشتن
میخواست کز رو بکشه
مهم نیست
اگه بیانیه میخوان زنگ بزنن سازمان زندانها فعلا
میخوام جلوی در رو خالی کنن
کفتارهای عوضی پلیس بازجویی رو شروع کرده
بهشون دو تا اتاق دادم خوبه
آقای جکسون؟ بله؟
جلوی در تجمع کردن گروه دست راست رد
با رسانه ها؟ بله
میخوای رسانه ها رو بسپری بمن؟
بله ممنونم
اثری از ژاکت و آلت قتل نشد؟
هنوز نه آلت قتل تیغ بوده؟
بنظر پلیس کاتر بوده حواستون باشه
در مورد مراسم یادبود برای زنها فکری کردی؟
دکتر میلر میگه باهاش حرف زدم
کی درها رو روی زنها باز میکنیم؟
امشب باز میکنم
بند پراکتور میخواد براش یادبود بگیرن
شام چطور؟
دیر بهشون شام میدیم
سرشماری آخر هم ساعت 10:00
برای امشب مراسم یادبود ایده خوبی نیست
یک گروه بزرگ از زندانیها کنار هم
احساسی شدنشون اصلا خوب نیست
اینطوری یک گوشه نگهشون داشتن هم فایده نداره
یکم صبر کنیم ویرا بس کن
میشه همتون برید سر کارهاتون؟
بنظرم حق با توئه
برای مراسم یادبود خیلی زوده
زنها فانونس کاغذی میخوان
ایندا مجبورم کرده بخرموشن خیلی تنبله
جیک خیلی خستم چیزی میخواستی؟
خواستم تشکر کنم
برای عکس سونوگرافی
نمیتونم ازش چشم برادرم
چه گلهای قشنگی
خیلی کار دارم
باشه
آقای جکسون گزارش پراکتور رو میخواست نمیتونم پیداش کنم
خیلی سرش شلوغه من میدم بهش
ممنون
تو اخرین نفری بودی که پراکتور رو زنده دید
بهت نگفت با کدوم زندانی مشکل داره؟
ازش درباره ماری وینتر پرسیدم
واکنشش چطور بود؟ خیلی عادی
اصلا نگران نبود
پلیس باهات صحبت خواهد کرد البته هرچی که لازمه
برای گلها تشکر نکردم
نیازی نیست
همچین روزهایی
دید آدم عوض میشه
بیا از اول شروع کنیم
ایده خوبیه لیز
من و کز یبار این فانوسها رو تو تلوزیون دیدیم
خیلی خوشش اومده بود
خیلی بمن لطف کرد
حداقل کاریکه میتونیم کنیم یک بدرقه درست حسابیه
نمیتونم درستش کنم
از این طرف ردش کن ببین
هنوزم فکر میکنی کار استنگ بوده؟
نمیدونم
اما منطقیه
میتونه ماری باشه
یا کاستا یا هرکدوم از اون عملی ها
هرکی بوده باید تاوان بده
کز لایق عدالته
مشکل همینه چون عدالتی در کار نیست
هنوزم نمیتونم
چه بزرگه
هی
خوبی؟
نتونستم کمکی کنم چیزی نمیدونستم
منم نمیدونستم
با سوال کردن از ما وقت تلف میکنن
کار کی میتونسته باشه؟
درها رو باز کردن
بند اچ یک مراسم یادبود گرفتن اگه میخواید برید
گور باباشون ترجیح میدم تلوزیون ببینم
هرطور راحتی
واقعا نیازیه؟
وقتی من هستم اینجا آتیش نمیگیره
متاسفم عزیزم
متاسفم عزیزم
کسی نمیخواد چیزی بگه؟
اره الی چطور؟
حالش رو داری؟
فکر کنم
بیا
گوش کنید
الی میخواد حرف بزنه
کز جون منو نجات داد
جون خیلی از ماها رو
ما روش حساب میکردیم
نه فقط بعنوان سردسته
اون دوستمون بود
اینجا بودن خیلی سخته
ترسناک و پر از تنهایی
گاهی آدم
نیاز داره یکی همراهش باشه
کز همیشه کنار من بود عزیز دلم
اشکال نداره عزیزم
الی درست میگه کز همیشه کنارش بود
اون اینجا چیکار میکنه؟ هرزه عوضی
هی وینتر
چه غلطی میکنی؟
اومدم ادای احترام کنم چرند نگو
حرکت اشتباهی کنی مراسم تعطیله فهمیدی؟
چطور بهش نزدیک میشی؟
اون کز رو کشته
No comments yet. Be the first to leave one.