لومړۍ 200 کرښې.
اینجوری نشستن اینجا و نگاه کردن به دریا
باعث شد بفهمم که چقدر احمق بودم
...چرا انقدر احساس نیاز کردم
و خودمو خسته کردم تا تو زندگیم پیشرفت کنم
وقتی که قرار بود اینجوری همه چی تموم شه
...برای اینکه یه قدم جلو بردارم
همه چیو از دست دادم
...اینجوری بخاطر من
چرا باید اطرافیانم صدمه ببینن؟
شاید این مجازاتمه
هوا سرده
باید بری
بذارین ببرمتون خونه
من خیلی میترسم
اگه بعد از جراحی بیدار نشم چی؟
من هنوز خیلی کارا دارم که انجام بدم
نمیخوام بمیرم،میخوام زندگی کنم
کارایی هست که باید انجام بدم
خانم کیم
من کنارتون میمونم
من اونجا کنارتونم
میتونین به من تکیه کنین
پس نذارید اینا شما رو بشکونن
اشکال نداره از پسش بر میای
از پسش بر میای
هیچی نمیشه
متاسفم
خیلی متاسفم
واقعا خیلی متاسفم
متاسفم
وا این چیه؟ چه خبر شده؟
سوچول هنوز برنگشته؟
یه لحظه
اومو ساعت پنج صبحه یعنی چیزی شده؟
- عه یوبو - اوهوم
وا
تا الآن کجا بودی؟
اها رفته بودی ملاقات یه نفر تو بیمارستان
تا الآن اونجا بودی؟
آره
مگه اون یارو خودش خانواده نداره؟
چرا تو شبو اونجا موندی؟
خانواده نداره لابد
آها راستی
تو و دبوم امروزو بدون من رستورانو بگردونین
من باید برگردم بیمارستان
برای پذیرش قبل از عمل بهش کمک کنم
چی گفتی؟ برای پذیرشش تو کمکش میکنی؟
مگه طرف کیه که انقدر بهش اهمیت میدی؟
اون کسیه که تو شرایط سخت بهم کمک کرده
میخوام لطفشو جبران کنم
من دیگه بعدش نمیمونم بهش فکر نکن
به جز تو دوست دیگه ای نداره؟
اینکه برای عملش تنها باشه خیلی سخته
تو بودی آشفته نمیشدی؟
اینکه برای عمل جراحی سرطان، تنها باشی
سرطان داره؟
آره
بخاطر همینه که میخوام کمکش کنم
ولی هر جوریم باشه میشه مراقب استخدام کرد
مگه چقدر بهت لطف کرده؟
تو دیگه زیادی روی میکنی
همدردی بیش از حدت بزرگترین عیبته
خانم چو
...تمام شبو داشتم بهش فکر میکردم
اینکه تو این سه ماهی که خاطراتشو یادم نیست
چه اتفاقی برات افتاده
بخاطر همین خیلی گیج شدم
...برای همین
دوست دارم برگردیم به اون شرایطِ قبلمون
...پس منظورتون اینه که منو به عنوان نامزدتون نه
بلکه فقط به عنوان کارمندتون میبینین؟
فعلا اینجوری بهتره
سارا پاشو صبحانه
من نمیخورم ، خودت تنها بخور
تو که داشتی آماده میشدی بری سر کار چرا رفتی تو رختخواب؟
امروزو نمیرم،مرخصی میگیرم
هی میدونی؟
حالا که اینطوره باید سریع دست از این کار بکشی
میدونم اینکارو میکنی تا سه جونو برگردونی
ولی این راهش نیست
یه کاسه ای که شکسته باشه اگه بازم بچسبونیش فایده نداره
خودم میدونم چیکار کنم
چقدرم که میدونی
...چی میشه اگه رئیس لی یادش بیاد
بعد از اون تصادف چی شده؟
همه چی تموم میشه
چرا به خودت زحمت میدی بمبی که آخرش میترکه رو نگهداری؟
این فقط خودتو میکُشه
بمیرم خوب که چی بالاخره همه میمیرن
نگاه نگاه چجوری جرئت میکنی جلو مامانت اینو بگی؟
تو
اگه همه اینا بخاطر سه جونگ باشه
باید برای حضانتش بجنگی
من هزینه های قانونیشو میدم
مامان آخه تو پولت کجا بود
مامان برو بیرون امروز میخوام تو آرامش استراحت کنم
سه جونگ امروز با ، بابا و معلم پارک
بریم فیلم ببینیم؟ نظرت؟
اوهوم خوبه هیونگ
یادته اون باری که معلمو تو کتابفروشی دیدیم
بعدش رفتیم پیتزا خوردیم و دست تو دست هم بودیم خوب بود مگه نه؟
آره واقعا محشرو عالی بود
پس بیا امروزم اینکارو کنیم باشه؟
- باشه - فایتینگ
- بزن قدش - ایول
وای چه سرده دارم قندیل میبندم
دبوم و خانوادش کی میان پس؟
وای خدا دارم منجمد میشم
مادر بزرگ مامان
آیگو چرا انقدر زود اومدی؟
سه ریون
دستت چه یخه از کِی منتظری؟
خیلی وقت نیست
به هر حال من دارم اینجا کار میکنم
گفتم بیام تو تمیزکاری کمک کنم
یعنی چی که خیلی وقت نیست نگاه دستات چه یخن
شما دوتا واقعا عاشقین یه جفت پرنده عاشق
مگه فیلم عاشقانه هست دارم میبینم؟
مامان داری چیکار میکنی؟ الکی تونجا وانستا درو باز کن
نمیبینی سه ریونم سردشه؟
باشه فهمیدم باورم نمیشه
زود باش بریم تو
- اول سه ریون - ...اومو اومو اومو
اومو مامان
تازه فهمیدم چرا بقیه میگن پسرا ارزش نربیت کردن ندارن
دیدی چجوری هلم داد کنار؟
بچه یکی دیگه نیست که دبوم چجوری میتونه اینکارو باهام کنه؟
انگار دخترا فرق دارن
والا تو هم از رو من رد میشی
سوچول فلان ،سوچول بیسان فقط به اون اهمیت میدی
آیگو تو برات مهم نیست این مادر پیرت زنده هست یا مرده
ولی مامان اون فکر میکنه اینجا فشن شوعه؟
با این لباساش چطوری اومده تو رستوران مرغ سوخاری
برای کار؟
با اینکه هوا انقدر سرده باز کل پاهاش معلوم بود
تو یکی نمیتونی هیچی بگی
والا وقتی هم سن و سال اون بودی دامنت کوتاهتر بود
اونقدر کوتاه بود همه چیتو میدیدم
عه تو جرا اومدی؟
مگه امروز نباید بری بیمارستان؟
اومدم تو آماده کردن وسایل کمک کنم
جدی؟
- آیگو - باورم نمیشه.
یوبو من دیگه میرم
زود برو تا تو پذیرش کمک کنی
- پس من دیگه میرم مامان - به سلامت
به سلامت برین
باورت میشه اینکارارو برا کسی میکنه که حتی خانوادشم نیست؟
آخه طرف هیچکیو نداره
کارای خوب بعدا براتون شانس میاره
اینقدر بهش گیر نده ما اینجا کارهارو ردیف میکنیم
من کی گیر دادم
سه ریون میتونی اونجارم تمیز کنی؟
چشم مادر
-خدایا - وای نه
عیب نداره ، دختر خانم خودت خوبی چیزیت نشد؟
...نه ، من خوبم
وای خدا حالا اینهارو چیکار کنیم؟
همین که گفت حالش خوبه
باید خدارو شکر کنیم
حالا با اینها چیکار کنیم؟
همه رو شسته بودم و استریل کرده بودم
هنوز کارامون تموم نشده ببین چه گندی بالا اومد
باید مراقب می بودی
گفتم زمینو پاک کن نه اینکه خرابکاری کنی
حالا با این لیوانها چیکار کنیم؟
ببخشید
الان یه خیلی بهترش رو جاش میذارم
مسئله خرید لیوان جدید نیست
ما بهت چی گفتیم؟
بهت گفتم هر کسی برای همچین کاری نمیاد
دقیقا بخاطر همین من و دامادم سعی داشتیم جلوی تو رو بگیریم
اگه نتونی درست کار کنی چطوری میخوای بهمون کمک کنی؟
اینجوری نمیشه بهتره بری
اینقدر تو کارای ما خودتو قاطی نکن
الان مشتری ها میان
نمی تونیم که از لیوان کاغذی استفاده کنیم
خیلی متاسفم
واقعا که
چیه چی شده؟
میخوای چی شده باشه؟
ببین چه گندی زده دختره
این دسته گلی ـه که سه ریون به آب داده
واقعا که من چم شده
خدای من
این چه کاری بود آخه اصلا عرضه ندارم
سه ریون
دبوم، حالا چیکار کنم؟
خرابکاری کردم
مادربزرگ و مادر واقعا ناراحت شدن
سه رایون، نمیخواد دیگه بیای اینجا
این کار تو نیست
چطور تونستی اینو بگی؟
سه ریون
شاید کار به نظر ساده و راحت بیاد
اما توش که بری اینطور نیست
... نمیخوام ، هر کاری میکنم
تا مادر بزرگ و مادر منو تایید کنن
لی سه ریون
No comments yet. Be the first to leave one.