لومړۍ 200 کرښې.
❈ گـــــــــــرگ ❈ >
❈قسمت دهم❈
هیچ وقت فکر نمیکردم شاهزاده بو با این چهره عبوس انقدر بین دخترا محبوب باشه
شاهزاده خانم جوان داشت فتنه راه مینداخت، خیلی جدی نگیر
کی گفته شاهزاده بائو نا بدجنـسی کرده؟ بهتره بگیم کارش غیرمنطـقی بود
شاهزاده بائو نا چه بلایی سر شاهزاده دوم و شاهزاده بو آورده که انقـدر شوکه شدین؟
اگه میخوایید همیجوری درمورد شاهزاده بائو نا حرف بزنید پس من میرم
شاهزاده
یعنی شاهزاده بائو نا اینقدر آزار دهنده است؟
اولین باره که شاهزاده رو اینقدر آشفته حال میبینم
برادر سوم یه بار زخم خورده، بار دوم خجالت میکشـه
بانو. شاهزاده بائو نا تا پنج روز دیگه میرسن اینجا
یه فکـری دارم که شاهزاده بـو بتونـه با موفقیت به ارتش شاهزاده دسترسی پیدا کنه
اما به کمک شما احتیاج دارم
شاهزاده صبر کنید
شاهزاده یواش تر
آخ پــام
ایهمـه جعبه از کجا اومده؟
قربان
اینها پیشکشی از طرف شاهزاده خانم هست
در ضمن نامه ای هم برای شما فرستادن
شاهزاده بائو نا چه انسان خوش قلب و متواضعی هستن
ون یان
نامه رو بخون ببین چی نوشته
چشم
شاهزاده بائو نا چند صفحه نامه نوشته؟
انگار احساس ایشون نسبت به شاهزاده بو خیلی جدی و عمیقه
امروز خیلی پرحرف شدی
بانو نگران اینشون نباش
سروم، خونـدم
فقط به سوالاتم جواب بده
تا چیزی نپرسیدم ، هیچ حرفی نزن
اطاعت
اون چهار طومار چیه؟
شاهزاده بائو نا میخواستن شما ببینید که ایشون بعد از سه سال چه شکل و شمایـلی پیدا کردن
پس از یک نقاش خواستن تا ایشون رو در چهار فصل سال طراحـی کنن
شاهزاده بائو نا بسیار زیبا و برازنده هستن
ایشون حتی روی نقاشی هاشون به چینی نوشته؟
حق با شماست بانو
شاهزاده بانو خودشون به زبان چـینی نوشتـن
ایشون به خاطر ارباب سه سال رو صرف یادگیری گفتار و نوشتار چینی کردن
درضمن شاهزاده خانم توی طومارشـون عرض کردن که این چهار نقاشی رو
در اتاق پذیرایی،مطالعه، اتاق خواب و محل تمرین آویزن کنید تا بتونید همه جا ایشون رو ببینید
شاهزاده بائو نا واقعا عاشق ارباب شـده
داخل اون جعبه ها چـی هست؟
این جعبه ها پر از گوشت های خشک شده مورد علاقتون از چیتانه
شاهزاده به خاطر دارن
گوشت آهوی خشک شده، گوشت گاو خشک شده، ماهی خشک شده
گوشت بره خشک شده و گوشت گراز وحشی خشک شده هستن
اینها رو مخصوصا برای شما فرستادن
این چیه؟ چرا نیمه جوییده است؟
این خشک شده غذای نیمه جوییده ایه که ارباب اون موقع میل کردن
شاهزاده خانم دلشون نیومد که دورش بندازن و طی این سه سال نگهش داشتن
ایشون حتی اجازه ندادن کسی به اتاقی که شما اقامت داشتید دست بزنه از زمانی که اونجا رو ترک کردید دست نخورده باقی مونده
این شاهزاده خانم جـوان عشـقش جنونـه محضـه
شاهزاده بائو نا واقعا دست به کارهای عجیب و غریبی زده
اگر راجع به توافق ازدواج بین بانو و شاهزاده بفهمه
فقط خدا میدونـه چه آشوبـی به راه بندازه
به نظر میرسه حدس شاهزاده دوم درسته
برای اینکـه بتونید با موفقیت از شاهزاده سرباز بگیرید
طی مدتی که ایشون اینجا اقامت دارن باید موضوع توافق ازدواجمـون رو از ایشون پنهون کنیم
من مخالفم
این بار قـصد دارم بعد از دیدارمـون کاملا منصـرفش کنم
نمیتونید این کا رو بکنید
شاهزاده، خودتون که دیدید
عشق شاهزاده بائو نا نسبت به شما نه تنها کم نشده
بلکه در این سال ها بیشتر هم شده
و اینطور که پیداست ایشون دختری عجول و لجباز هستن
شما نباید خشمگینشون کنید
قربان. من با نظر بانو موافقم
امپراطور هنوز موضوع ازدواج شما رو علنی نکردن پس پنهان کردن از ایشون کار سختی نیست
به علاوه، سه روز زمان زیادی نیست
این یه راه حل بـرد-بـرد برای خوشحال نگه داشتن شاهزاده طی مدت اقامتـشونه
از من میخواین اجازه بدم هرکاری که دلش میخواد انجام بده؟
یادتون رفته اون زمان برای اینکه مانع رفتنم بـشه دست به چه کاری زد؟
تو چای مسهـل ریخت منم تا چند روز چاره ای جز دراز کشیدن تو بستر نداشتم
آخرش هم مجبور شدم همراه برادر دوم از اونجا فرار کنم
پس اگه پنهان کاری نکنیم، تو دردسر بزرگتری میافتیم
همونطور که شاهزده اشاره کردن، بانو بائو نا دختر لجباز و بی منطـقیه
عالیجناب، ازتون میخوام برای منافع بیشتـر با ما همکاری کنید
اینـطوری میتونیم با موفقیت از ایشـون سرباز بگیریم
همکاری با تو؟
توافق ازدواج من، چیـزیه که بشه پنهانش کرد؟
ون یان. دیگه تو نامه چی گفته؟
بانو، شاهزاده خانم چند درخواست دیگه هم دارن
اول، اتاق ایشون حتما رو به شرق باشه
دوم، تمام چیدمان اتاقشون به رنگ موردعلاقه ایشون یعنی رنگ قرمز روشن باشه
نکنـه خیال کرده عروس این عمارتـه؟
سوم، شاهزاده گل های تازه رو دوست دارن
پس اتاقشون باید پر از گل های صدتومانی بشه
ایـشون میخوان همه بهشون محبت داشته باشن همونـطور که گل صد تومانـی محبوب همه است
الان تو چه ماهی هستیم؟
گل صدتومنی از کجا بیاریم دیگه؟
چهارم، سرخابی که مورد پسند ایـشونه باید از گل ماه باشه
اگه این سرخاب در دسترس ایشـون قرار نگیره کل روز از اتاقشون بیرون نمیرن
... پنجم - کافیه -
ون یان، یه رونوشت از درخواست ها تهیه کن و به عمارت یون بفرست
از شاهزاده دوم بخواه که یک نفر رو بفرسته تا اتاق رو طبق سلیقه شاهزاده آماده کنه
های دیـه، مو شیائو - در خدمتیم -
هدایا رو کنار بذارید و برید کار هایی که ازتون خواستم رو انجام بدید
اطاعت بانو
بانو، شما کجا میرید؟
میرم که شاهزاده بو رو متقاعد کنم
متقاعد ؟
هنوزم میخوای متقاعدم کنی؟
اینجام که با شما مذاکره کنم
مذاکره؟
اگه شما موضوع ازدواجمون رو پنهان کنید و همچنیــن
نقاشی های شاهزاده بائو نا رو آویزون کنید
اونوقت منم داروهامـو میخورم
داری تهدیدم میکنی؟
درهرصورت ، تا به هدفم نرسم کوتاه نمیام
ازینجا هم تکون نمیخورم
از بچگی همینطور بودی
حـرف! حـرف خودت بود
شما از کجا خبـر داری؟
از بچگی این عادت بد رو دارم و نمیتونم عوضش کنم
میدونم که حس میکنی در حقت داره ظلم میشه
میدونم که درخواستم از شما کمی زیاده رویـه
اما هنوز پنج روز تا اومدن شاهزاده خانم وقت باقی مونده
اگه طی این پنج روز راه حل بهتری به ذهنمون رسید
اونوقت دیگه نیاز به پنهان کردن توافق ازدواجمون نیست
نظرتون چیه؟
باشه
قبول میکنم
داروت رو بخور
صبر کنید
اول باید یه کاری بکنید
نقاشی ها رو آویزون کنید
مگه نگفتی هنوز پنج روز دیگه مونده؟
چه اصراری داری که همین الان آویزونشون کنم؟
پس منم این دارو رو نمیخورم
این دست نوشـتهی گمشده "سو جینگ"ــه
سالهاست که دنبالشم
چطور پیداش کردی؟
تمام بعد از ظهر ، تک تک خیابونای شهر سلطنتی رو گز کردم تا پیداش کنم
اول از منطق استفاده کردی تا قانعم کنی
و حالا داری با احساساتـی کردنم دلمـو به دست میاری
امپراطور باید تو رو برای قرض گرفتن نیروی جنگـی بفرسته
از تعریفتـون سپاسگزارم
اما متاسفانه تنها کسی که تو این دنیا میتونه دل شاهزاده بائو نا رو ببره
شخص شخـیص شما هستید
هیچکس هم نمیتونه جای شما رو بگیره
زودباش دارو رو بخور
قبل از اینکه بهت قول بدم
باید یه کاری برام انجام بدی
محکم تر ورز بدین باید از قدرت بیشتری استفاده کنیت، مگه روزی نخوردین؟
اگه اینجوری خمیر رو ورز بدین که آماده نمیشه
ما جینگ. هرچی بیشتر بهش فکر میکنم بیشتر عجیب به نظر میاد
فکر میکنم که شاهزاده بود قصد داشته سر به سرم بذاره
چرا یهویی ازم خواست که کلوچه قندی براش درست کنم
به نظرت عمدا سرم رو اینجا گرم نکرده که نتونم به امور مربوط به شاهزاده خانم برسم؟
اگه همچین فکری در مورد شاهزاده بو دارین به نظرم دچار سوءتفاهم شدین
بانو اصلا میدونین این تعطیلات برای چیـه؟
برای چیه؟
جشن "چیشی"ــه
ولنتاین چینی،روزی که دخترها برای داشتن همسر مناسب و زوج های جوان برای خوشبخت شدن دعا میکنن
این شیرینی هم مخصوصا برای این جشن پخته میشه
و برای مراسم ستایش دختر بافنده و پسر چوپان استفاده میـشه
دور شیرینی رو با یه نخ قرمز میبندی
یا داخل شیرینی رو از مخلفات پر میکنی
و در نهایت شیرینی رو به کسی که عاشقش هستی میدی
بعد شما اون نخ قرمز رو به انگشتهاتون گره میزنین
اینطوری تا آخر عمر از کسی که عاشقش هستی هیچوقت جدا نمیشی
به عنوان همسر آینده شاهزاده باید از سنت شیرینی پزی تو این جشن پیروی کنید
حالا زودتـر
خاله، درست انجامش میدم؟
اینجوری یه تیکه ازش جدا کن
بیشتر بهم یاد بده،چطور میتونم شیـرینی بپزم؟
اینجا یکم بیشتر آرد بپاش
آرد بیشتر
همینجوری؟ همین خوبه
چی شده؟ مثل اینکه دیگه اعتراضی در کار نیست
یهو انقدر برای پختن شیرینی هیجان زده شدین؟
اینطوری خمـیر رو فشار بده
همینطوری - بانو، مشکلی پیش اومده -
شاهزاده بائو نا همین الان تشریف آوردن، ایشون تو حیاط جلویی هستن
چی؟
مگه قرار نبود پنج روز دیگه بیاد؟
یه نفر رو فرستادم به قصر تا به شاهزاده بو اطلاع بده
مشکل این شاهزاده خانوم چیه؟ مثل حمله ی غافلگیر کننده اومده اینجا؟
عجله کنید، باید زودتر بریم به استقبالشون
شاهزاده بائو نا خیلی زیباست
یه همچین بانوی ظریف، آروم و جذابی مثل ایـشون
هیچ شباهتـی به دختـر لجباز و غیرمنـطقی که اون طومار رو نوشـته و فرستاده نداره
برادر بو، شاهزاده بائو نایی که شبانه روز بهش فکر میکنی
پروردگارا -
و هر شب خوابـشو میدیدی و نگرانش بودی الان اینجاست
تمام حرفامـو پس میگیرم
شاهزاده بو! اومدم غافلگیرت کنم
رو این پا نذار
این ابریشم نماد "پل زاغ" بین من و شاهزاده اس
اشاره به افسانه چینی، بعد از عشق نافرجام پسر چوپان و دختر بافنده،زاغکها با بدنهاشون یک پل زنده بین بهشت و زمین ساختن تا اونها هر سال همدیگه رو ملاقات کنن
به غیر از شاهزاده بو هیچ کس اجازه نداره روش پا بگذاره ، برو کنار
یالا یالا برید کنار
ما ژای شینگ هستم،خیر مقم عرض می کنم شاهزاده بائو نا
برادر بو حتماً خیلی به فکر منه
وگر نه از خدمتکار ها نمیخواست بهم تعظیم کنن
گلبرگ ها رو بریزید! کی گفت بس کنید؟ ادامه بدید
شاهزاه گلبرگ کافی نداریم
No comments yet. Be the first to leave one.