لومړۍ 200 کرښې.
Subtitle and Edit By :omri_salim ترجمه وزیرنویس :omri_salim
Subtitle and Edit By :omri_salim ترجمه وزیرنویس :omri_salim
سلام؟ مدیر هو؟
مدیرصدام نکن خودم الان حقوق بگیرم
این اواخر چی کار می کنی؟ کارخودت رو شروع کردی؟
متاسفم. اگه میخوایدازطرف رییس هو متقاعدم کنید
نیازی به این کارنیست
واسه اون وقت ندارم
نمیدونی من از بابام جدا شدم؟
من درکارگاه لاک پشت کارنمیکنم
محیط کار اینجا خیلی خوبه
آنها الان روی مناقصه روجی کارمیکنند
پس خیلی خوبه تبریک میگم
پس بکار خودت برس
چرا بهم زنگ زدی
دارم میرم مسافرت
میتونی هروقت بخوای بری سفر
نمیخوای بهم کمک کنی؟
عجله کن. منتظرت هستیم.
آدرس رو برات میفرستم
قطع میکنم بای
اما من همیشه در اتوبوسم... سلام؟
سلام؟ سلام؟
چجوری میتونی دقیقا مثل پدرت باشی؟
باید اینجوری کارو انجام بدی
حالا بیا از اتوبوس پیاده شیم. بیدار شو
یکی پس از دیگری چیزی رو پشت سر نزارید.
باشه. بیا بریم.
همه اینجان
بیایید ازاین راه بریم
وسایل شخصیتون رو با خودتون ببرید.
باشه. از این طرف.
بالاخره تو اینجایی میدونستم میتونم روت حساب کنم
میدونم اینجا میای
- آه اینجا کارگاه لاک پشته. - خیلی خوبه، نه؟
این مکان به نظر مکانیه که طراحان می تونند طراحی کنند.
اینجا بشین بهت نوشیدنی میدم.
چی می خوای بنوشی؟
هر چیزی.
درسته، هو جو.
تلفنی گفتی من اینجام تا کمکت کنم.
اگه اشتباه متوجه حرفتون نشدم
میخوایداینجاباشم تا رهبریتون کنم
اشتباه متوجه شدی
راستش
باهم روی طرح کارمی کنیم اما توسط تو رهبری میشه
رهبری توسط من؟
من به مشکلی توی پروژه رسیدم
نمیتونم حلش کنم و به کمک نیازدارم
دارم بهت میگم این کاره لاک پشتی ممکنه
اما باوردارم میتونم گسترشش بدم
حداقلش توسط صنعت تشخیص داده میشه
در حال حاضر شرکت های بزرگ زیادی مانند شرکت پدرم وجود داره.
جی رونگ ممکنه بزرگ باشه اما کمبودهای زیادی داره
آنها بزرگند و همچنین فشار بیشتری دارند.
همچنین ساختار آنها غیر قابل انعطافه.
اونا همه طراحان رو به دام انداختند
اونا نمی تونندچیزی جدیدی خلق کنند
ما خیلی بی تفاوتیم. انعطاف ناپذیری در گذشته ست.
ماتازه کاریم
ما نماینده نسل جدید هستیم.
موافقم.
پس اینجا میمونی قیمت درخواستیت چقدره؟
هو جیو اگه با یه شرکت خسیس کار کنم خیلی خسیس هستم.
اما توفرق میکنی تو ازاون آدما نیستی
لازم نیست دربارش صحبت کنیم
قبل اومدنم به اینجا تصمیمم رو گرفتم
مهم نیست چقدر دریافت می کنید،
من فقط نیمی ازاون رو خواهم گرفت. نه بیشتر نه کمتر
اگر موافق نیستید، باز هم باید موافقت کنید.
خیلی خب؟ نباید در مورد ش صحبت کنیم.
واسه یه ماموریت مهم عجله داریم
پیشنهادی را که در حال حاضر دارید بهم نشان بدید.
می تونم روت حساب کنم.
- خواهر، واسه خودمون چی دارید؟
نمی دونم. شایدچیزی نخورم.
پس من اول برمیگردم خدا حافظ.
خدا حافظ! ممنون!
شی یی دنبالت میگشتم
ویلا مرتب شده ، پدر و مادرت به زودی اینجان.
بیا با هم بریم.
قبلا بهشون گفتم که نیان.
احمقی؟ نمیخوای دوباره باهم باشند؟
می خوام. فقط در صورتی که نسبت بهم محبت داشته باشند . وگرنه نمیتونیم مجبورشون کنیم که با هم باشند.
محبت با فرصت ها ایجاد می شه.
توی این سن خیلی غرور دارند ماباید بهشون کمک کنیم
بیا بریم محافظ من
میخوام لباسم رو عوض کنم پایین منتظرباش
برو عجله کن.
سلام به همه.
اجازه بدهید معرفی کنم
این طراح مشهور باوشیائو هستش
طرح های چنگ 8 رو میشناسید این طراحشه
خوش اومدی
این رئیس شرکتمون، مدیر عامل شیائوهستش.
فقط منو زی هنگ صدا کن بیا بشین.
- درست نیست. -بیا بشین
یه چیزی بنوش!
سوپرمن؟ تو هم اینجایی؟
- من مدتیه که اینجام، شما دیر اومدید. - شیائوهان، ما در مورد شما زیاد شنیده ایم.
نمی تونم باور کنم که شما خیلی خوش تیپ بنظرمیرسید.
طرح های چنگ 8 شما واقعا جالبه
خیلی ازکارهاتون رو دیدم شما آیدل من هستید
همه شما ساختگی بنظرمیرسید
درمورد خوش تیپی میتونه ازمن بهترباشه؟
بهش نگاه کنیدقیافه خشنی داره
خیلی خب. نیازی نیست چاپلوسیم رو بکنید.
می ترسم بیش از حد مغرور بشم.
بهرحال ازشناختتون واقعا سپاسگزارم
صادقانه.
هو جو، این حس خیلی
خیلی خوبه. ناامیدت نکردم
قبلا بهت گفتم اگه با من نباشی پشیمون نمیشی.
از آنجایی که همه اونو می شناسند،
قرار نیست اینجا همه را بهت معرفی کنم.
میتونید موقع ناهارخودتون رو بهش معرفی کنید افرادزیادی اینجان
باشه.
از طرف کارگاه لاک پشت رسماً
بهتون خوش آمدمیگم
ماقبلا این کار رو انجام دادیم
بیایید به بائو شیائوهان خوش آمد بگیم.
- خوش اومدی! - ممنونم
این طرف بیا
محیط اینجا خوبه
خیلی خوبه
-ازاینجا؟ - این یکی اینجا.
لان چی و شییی، شما اینجایید.
بابا، پاهات چی شده؟
پام پیچ خورده ،خوبه
لان چی این ویلچر رو بهم بده.
چطوره؟ بهش عادت کردین؟
کاربردش ساده ست. فقط چند روز دیگه
من می تونم بسکتبال با ویلچر بازی کنم.
دوباره مشروب میخوری؟
یه مقدار زیاد مشروب خوردم
خوشبختانه مامانت منو بردخونه.
مامانم تو رو برد؟
توبه تازگی به موقعیت جدیدنقل مکان کردی نمیخوام اذیتت کنم
ندیدی، بابات اونقدر نوشید
که نزدیک بود کمرم بشکنه.
نمیدونم قبلا چجوری میبردیش خونه
ببین از اون موقع دیگه افت نکردم
بهتره الکل رو کنار بذارید.
بیا بریم تو.
بزار هلت بدم
اجازه بدین
هنوزم نمیدونم چجوری هلش بدم
شییی، لان چی ما رو به اطراف برد محیط اینجاخیلی زیاده.
اگه بتونیم یه سگ بزرگ نگهداری کنیم خیلی خوب میشه
چی میگی تو؟
عمو و خاله غذا رو از هتل سفارش دادم یه کم
طول میکشه. بیایید اول میوه بخوریم.
عمو چون وقت داریم
میخوای شطرنج بازی کنی؟
شطرنج بازی کنیم؟ بیا بریم.
بیا بریم شطرنج بازی کنیم
وخانما میتونید درباره رازهاتون صحبت کنید
بیا بریم!
مراقب باش.
شیعی،
- چیه؟ - بیا اینجا.
بذار بیارمش
- چطوره؟ - چی؟ - کارت خوب پیش میره؟
خوبه کمی بیش از حد خوبه.
یعنی چند چیز؟
حقوق بالاست و کار آسونه. لان چی از من مراقبت می کنه.
خیلی کارواسم انجام داد می ترسم
چرا می ترسی؟
این جبرانی از طرف خداست.
شیعی، اگر کسی باشه که باهات صمیمانه رفتار کنه
آسون نیست
میدونم.
میدونم که باهام وشما دونفرخوبه
اما هروقت که خوبی های اونو پذیرفتین
من احساس فشار می کنم.
میدونم اون چی فکرمیکنه وشما چی فکرمیکنید
اما، وقتی صحبت از احساسات میشه
نمیتونید مجبوریا بدزدینش
من باید تصمیم خودم رو بگیرم، درسته؟
عزیزم
می دونی ازدواج چقدر برای یک زن مهمه؟
این یک زندگی دومه.
دخترای زیادی
وقتی خیلی رنج کشیدن ،پشیمون میشند که چرا به خونوادشون گوش نکردند
بابا و مامان تو رو دوست دارند و در قبال تو مسئول هستند، چون نمی خوایم بعداً پشیمون شی.
من لان چی رو خوب می شناسم.
این آینده روشنی برای تو و لان چی خواهد بود.
حتی اگه تو رو ببندیم باید توی این راه ببندیمت فهمیدی؟
مامان حتی اگه ما رو به هم ببندی، به این معنی نیست که خوشحال خواهیم شد.
به تو و بابا نگاه کن
چرا اون موقع طلاق گرفتی؟
چرا بعد از بازنشستگی به سر کار برگشتی؟
به این دلیل نبود که از دلت پیروی کردی؟
من هم می خوام مثل تو برای انجام کارها از قلبم پیروی کنم.
من خوشبختی خودم رو نمی خوام...
که به افراددیگه متکی باشه
مگه این به ارث بردن ژن های تو نیست؟
اینجا.
ازهرچیزی واسه ارث بردن،
No comments yet. Be the first to leave one.