لومړۍ 200 کرښې.
!اما! اما
...فقط... فقط به .فقط به بچه آسیب نزن
.فقط پسرم رو ول کن
.فقط پسرم رو ول کن
،تعجب کرد که از ته دل این حرف را زده بود
...تعجب کرده بود چون معلوم نیست آدم
.در بدترین شرایط چطور واکنش نشان میده
...هر کدام از ما امید داریم شجاع باشیم
اما مگه چند وقت یک بار فرصت پیدا میکنیم که بفهمیم؟
در این لحظه چیزی که حاضر بود براش التماس کنه
.جون پسرش بود
.باشه، باشه، باشه. میمیرم .میمیرم. جدی میگم
...فقط خواهشا .لطفا برایان رو بذار توی راهرو
.تو رو خدا
!من آپولوی خدام
!من از قدرت خورشید استفاده میکنم
.اما، میدونم که برات سخت بوده
.خیلی شکسته شده بودی
.و من کمکت نکردم. میدونم .من فقط بدترش کردم
.اما تو تنها نیستی اما
یادته که... یادته کیم چی بهت گفته بود؟
.همیشه برای مادرها پیش میاد
.اما تو تنها نیستی
.اما! اما صدای جیغش میاد
.از صداش معلومه که سالمه
.کاری نکردی که قابل جبران نباشه. خواهش میکنم
.خیلی خب
.تو... تو امایی .تو مادر برایانی
.تو خواهرم کیمی. دوست صمیمی میشلی
.دختر اهل بونز میلی
زن منی
.اما هیچوقت به تنها بچهش آسیب نمیزنه
!اما
.به برایان آسیب نزن
.به بچه آسیب نزن
.اون بچه نیست
بهبود
به معنی بازیافتن .چیزی که از دست رفته یا گرفته شده
.بهبود شکستگی کاسه چشم و استخوان گونه
.احیا
.بازیافته
.جسم بهبود پیدا میکنه اما شخص چی؟ روح چی؟
چقدر طول میکشه تا چیزی که از دست رفته یا گرفته شده رو دوباره بهدست آورد؟
.پسر. همسر. ازدواج
.سه جان
کدوم عمل جراحی چه مرهمی در بهبودشون موثره؟
.هی
.اینجا. بیا
.تو نباید اینجا باشی
چی؟
وایسا. چی؟ از... دست من عصبانیای؟
.نه ببین. کسی عصبی نیست
.من عصبانیام - ...چی -
.عصبانیام که نزدیک بچههای ما شدی
...باشه. وایسا من
...من که من هرگز به بچههاتون آسیب نمیزنم
.تو با تفنگ رفتی اونجا - ...میدونم. میدونم ولی ببین من -
...دلیل اون کارم این بود که
...ببین داداش
.هرقدرم که بگیم بهخاطر برایان متأسفیم کم گفتیم
.اما آخه راحت نیستیم تو اینجا باشی
.ما فقط میخوایم باباهای خوبی باشیم
.منم بودم
...ببین - .منم بودم -
.منم بودم
نمیتونی اینجا بخوابی. شنیدی؟
.بلند شو
چطور اومدی تو این ساختمون؟
.تویی
.فابیان
.عجب. چشمت رو حسابی درمان کردن
...وقتی پیدات کردم اوضاعش
.خوب نبود
.وقتی زندانی بودی مادرت رو اینجاها دیده بودم
بعد اینکه پلیس ها .ریختنش به هم خونهت رو تمیز کرد
.زود اومدی بیرون
.آره - .سه ماه -
خب مامانم قبلا برای یه وکیل کار میکرد
.طرف دادستان و قاضی رو میشناخت
.مادرهای خوب موهبتن
.ببخشید منظورم این نبود که... ببخشید
چی باعث شد بیای اونجا؟ .اون روز چرا اومدی آپارتمان
...واحد 47 گفته بود یه
.بویی میاد
این بو برام سابقه نداشت
.بو
.قفل در باز بود
.داخل خیلی گرم بود
.اول تو رو پیدا کردم
.فکر کردم مردی. جدی
...بعد
...بعدش
.بعدش رفتم اتاق پشتی
.بچه رو پیدا کردم ...چی... چی -
...چیکارش... اون
.همون جا براش دعا خوندم
.و از اون به بعد هر هفته تو کلیسا دعا کردم
.ممنون
.ممنون... برای این ممنونم
.برای تو هم دعا کردم
.باید برم
.عصر بخیر خانما
.جوری که نگاهت میکنه
.آدم مصریه
.یعنی اینکه بی رحمه
.ممنون. ممنون خانم اورتیز
.خواهش میکنم خانم لیلیان
.پسر خیلی خوبیه
.ممنون
.پسر قشنگم
.پسر قشنگم
پلیس؟
کوچکترین کارهاش هم جادوئیه
.بیا تو
پسرت چطوره؟
.جوابت نهست
...برای همه چیز ممنونم - .دستت باشه -
ببخشید
.میخوام از این به بعد شنبهها کار کنی
.نمیتونم
.غیرممکنه. میدونید که آپولو دستمه
.شنبه سر ساعت 9
.خواهش میکنم تو رو خدا خانم اورتیز
.واقعا متأسفم. من همیشه شنبهها به مادرم سر میزنم
.ازم میخواید یه پسر بچه رو تنها بذارم
.البته که تو قربانیای - .من هیچکس رو ندارم -
...یه جور دیگه مجازاتم کنید. این کار رو لازم دارم من
.میتونی برای ناهار بری
.پس نصف روز
.بله
.نصف روز
...خیلی خب آپولو
،مامان یه کوچولو میره بیرون
اما زود برمیگردم باشه؟
.میذارم تموم مدت تلویزیون تماشا کنی
قبوله؟
.هی
.خیلی خب
.اصلا خیلی بی انصافیه ...اینه که نمیتونم
.دیگه شروع کردیم. بیا داخل
.به گروه بازماندهها خوش اومدی
،آهان بله
.این برگه حضور رو باید برام امضا کنید
...باید بیام - چرا نمیشینی؟ -
.بشین اونجا
.ببخشید ویویان داشتی میگفتی
...یه جور
یه جور سراشیبیه
.هرچیزی میتونه آزردهم کنه
...دیروز ماشین لباسشویی خراب شد
.و نابودم کرد
...چون متوجه شدم
.اون بود که وسایل خراب رو تعمیر میکرد
.ممنون ویویان .ممنون
.ممنون - .سلام من جولیانم -
سلام جولیان - سلام جولیان
.شاید داستانم رو بدونید ولی برای تازه وارد میگمش
،با گوشی پیام میدادم ،ماشین رفت تو تقاطع
.یه بارکش لهش کرد
میشه گفت کامیون بود بارکش بود
از این ماشین سنگینها .که باهاش وسایل خونه جابهجا میکنن
.نامزدم تو تصادف مرد. بوم
.کسکش گنده کیری
.هوز این حلقه ازدواج دستمه
.ببخشید. ببخشید
.اشکال نداره
.خوبه. بگو لطفا
.بچه نیست
...من
.کتابدار بود
.توی اخبار دیدم
خب پس خوشحالم .قبل اینکه بشینم یه حرفی زدی
آره، فکر کنم خودمم یه کمی مشکل داشتم. خب؟
.درسته
چرا این کار رو کرد؟
چیه تو هم دیدیش؟
همه دیدنش؟
چرا تو اون کار رو کردی؟
.نمیدونم. فکر کنم عقلم رو از دست دادم
پدر، آپولو کاگوا پس از اینکه با جراحاتی جدی پیدا شد .سریعا به بخش مراقبتهای ویژه منتقل گشت
،پلیس به دنبال اما ولنتاین هست .که هنوز پیدا نشده
.خونش در صحنه یافت شده
ما همراه سرایدار ساختمان فابیان واسکز هستیم
.که قربانیان رو پیدا کرده بوده
کجاستش؟ - .خدای من -
کجاستش؟ - .اینجا نیست -
.بگو کجاست. میدونم اینجاست
...آپولو نه نه - کجاستش؟ -
!به کسی آسیب نزن
.بگو کجاست - .به کسی آسیب نزن -
.آپولو نمیخوای این کار رو بکنی - بقیه کجان؟ -
.بیخیال نمیخوای به کسی آسیب بزنی - !همین الان من رو ببر پیشش -
.در رو باز کن. بازش کن - .باشه. باشه. خیلی خب -
!!برو. برو - .آروم باش -
اما کجاست؟ کجاستش؟ - .نمیدونم -
.فقط بگو گجاست - .نمیدونم -
یورینا کجاست؟
آپولو؟
!نه! شلیک نکن! شلیک نکن - .جیغ نکش. بسه -
.بسه! بسه! تیر میزنم. تیر میزنم
No comments yet. Be the first to leave one.