Love Actually

Love Actually (人间至味是清欢)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

Specials

د خپرونې معلومات

Love Actually 2017 E38
د لخوا تبصره EastSeaSub
برای حمایت از ما و دریافت زیرنویس سایر سریال ها به کانال ما ملحق شید @EastSeaSub

تګونه

other
په خپور شو: 2020-07-01
ډاونلوډونه: 28
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

دینگ‌یـی

دینگ مان‌یـی چرا انـقدر تند راه میری؟

هـی، همـونجا وایستا

چی شده؟ میدونـی چقدر نگرانت شدم؟

کل روز داشتم دنبالت میگشتم، چرا گذاشتـی از مـدرسه رفتی؟

نمیخوام باهات برگردم، نمیخوام بیام خونـه ات

نمیخوام بابا رو ببـینم، و تـو رو

دیگه نمیخوام نگرانـت باشم،اونـقدر گشنمـه که دارم میمیرم،کل روز هیچی نخوردم

خدا رو شـکر که با خـودم نون آوردم

میدونم که گرسنـته، ولی قرار نیـست بهت نـون بدم

اگـه قبول کنی که باهام برگردی خونـه اونوقت میریم یه جایی باهم غذا میخوریم، اگه نه که خب گرسنـه بمون

واقعا داری میخـوریش؟

خـودت بودی که گفـتی هیچی نمیخوایی

تـو هم مثل بقـیه میخوایـی اذیتـم کنی

من آزارت نمیـدم

میدونـم که ازم متنفـری

چـون از نـظر تو من یه نامادری خبیثـم، مثل همونایی که تو قصـه ها خونـدی

در ایـن مورد کمکی از دستم ساخته نیست،چون من عاشـق پـدرتم اون هم همینـطور

یه روزی قراره باهاش ازدواج کنم

اگـه واقعا باباتـو دوست داری پس باید بهش فرصت بدی

میتونیم تلاش کنیم که باهم دوست باشیم و همدیگه رو درک کنیم

...و الا - و الا چـی؟ میخوایـی باهام چیکار کنی؟ -

مثل بچه بدای مدرسـه واسم قلـدری کنی؟

امشـب هرچـی دلت میخواد بخـور،تا آخـرش همراهیت میکنم

دقیقا همـون چـیزی که میخوام،تا خـرخره خوردن

با عقل جور در نمیاد،الان تو باید مثل یه پـری دریایی باشی که داره تو دریای عشق شنا میکـنه

نه مثل یه گـرگ تنها که با ناامـیدی دنبال شکار میگرده

داداش ژیـوی

تا حالا به ازدواج فکر کردی؟

لی دونگ‌یـه ازت خواستگاری کرده؟

واو، مثل اینکـه خیلی عجله داره

خـبر خوبـیه، بهت تبریک میگم،خب تاریخ عروسـیتون قراره کِی باشه؟

میخوایین بعد ازدواجتـون پکـن زندگی کنین یا بـرین اونور آب؟

قرار نیست ازدواج کنم، وقتی مجـرد باشـی کل دنیا رو داری

وقتی ازدواج کنم،اون میـشه تمام کـسی که دارم، دنیام محـدود میـشه

بهانـه ی بهتر از این نمیتونـستی پیدا کنـی؟خلاصه بگم،اصلا جالب نبود

میـدونی چـقدر آدم تو این دنیا زندگی میکنه؟

7بـیلیون - 7.3بـیلیون -

انتخابـش این بود که باقی عمـرش رو با تو بگـذرونه، برای تو ازدواج یعنـی دست کشـیدن از تمام دنیا

اما از نـظر اون، تمـام دنیا یعنـی تو

تو عـشق، همـیشه یه نفر بـیشتر از احساسش مایه میذاره

تبریک میگم، تو کسی هسـتی که اون ببشتر عاشـقشه

اگـه مرتکـب اشتباه نـشی، اونوقت پشیمونـی هم در کار نخواهد بود

بیخیال، بیا درمورد یه چیـز دیگه حرف بزنیم

بخـوریم

لـی دونگ‌یـه

الو؟

چـه مسأله ی اورژانسی؟

باشه باشه الان میام

داداش ژیـوی، یه اتفاقی افتاده باید برم

باشه باشه، مراقب خودت باش

اگـه به پـدرم چیزی نگی و فردا مجبورم نکنی که برم مدرسه

اونوقت میبخشمت که امـروز اذیتـم کردی

اولا، تو اجازه نداری واسه من تعیین تکلیف کنی

دومـا، من اذیتت نکردم، تو بودی که شکنـجه ام دادی

سومـا، تو اصلا هیچ شباهتـی به بچه ای که اشتباهـی سوار اتوبوس شده باشه نداری

تـو عمـدا اینکارو کردی

انتخاب با خودتـه، میتونـی از وقت خوابت استفاده کنی و حسابی به کار امـروزت فکر کنی

فردا صبح دلیل اینکارتـو واسم توضیح میدی

اگـه بهم نگـی اونوقت منم با یکی از رژ لبای 24 ساعتـه ام

کل صورتـتو نقاشی میکنم و بعد میفرستـمت مدرسه

درهرصورت که ازم متنـفری،پس فرقی نمیکنه

من ازت متنـفر نیستم

کـسی که اذیت میـشه بایـد متنـفر باشه

برای همـین، من ازت متنـفر نیستم، تو باید ازم متنـفر باشی

چطور به این نتیجـه رسیدی؟

امروز...چند تا از دانش آموزای سال بالایی اذیتم کردن

تو کوچـه پشتـی مدرسـه گیـرم آوردن

قبلا وقتـی اذیتـت میکردم تو هیچکاری نمیکردی

اما اونا اینطوری نبـودن، باهاشون دعوا افتادم

حتی جلوشو گریه کردم، اما هیچ فایده ای نداشت

پـس چـرا تا الان به پـدرت نگفتی؟

اگـه میفهمـید فقط سرزنـشم میکرد

یا برام سخنرانی میکرد که روی رابـطه ی اجتماعـیم با بقیه بیشتر کار کنم،هیچ فایده ای نداشت

به علاوه، خیلی خجالت آوره

به علاوه نمیخواستم بدونه که دوست نداشتم برگردم خونه چون چشم دیدنـتو نداشتم

پس حالا یکم بخاطر من وجدان درد گرفتی

و میخوایـی ازم عذرخواهی کنی؟

نه تا وقتی بابا دوستت داشته باشه من هنـوزم از دستت عصبانی ام

اما تمام تلاشـمو میکنم تا دیگه اذیتـت نکنم

قـراره باهام مهربون بـشی؟

پس باید بهم قول بـدی به بابام هیچـی نگی

حتما، بهت قول میـدم که هیچی بهش نگم

این یه راز کوچولو بین ماست

فکر کنم باید حساب اون بچه هایی که واست قلدری کردن رو برسم

اونوقت باهام مهربون تر میشی

چـرا عیـن غریبـه ها حرف میزنـی؟

من غریبـه نیستم، من عضوی از خانوادتـم

من که همـه چیـو بهت گفتم پس واسه چی هنوز اینجا نشستی؟

واقعا که رو اعصابمـی، زودباش برو بیرون میخوام بخوابم

عمـو، به غذای اونـور آب حسابی عادت کردی مگـه نه؟

چه اتفاقی افتاده؟ چی شده؟

اوه، دختـر دوست داشتـنیم

بابا

چطور شده که شما دو تا دارین باهم حرف میزنین؟

مگه چه ایرادی داره؟ - پـدرت قراره امـروز ازم پشتیبانی کنه -

بابا، بهتـره خودتـو درگـیر مسائل ما نکنی

چـرا دختـرم؟

یه مـرد جـوون یهـو سر و کله اش پیدا شده و میگه قصد داره باهات ازدواج کنه

حتـی پافشاری کرده و گفته که قصد داره بعد از ازدواجـش به آمریکا بـیاد

نقـشه کشیده که با همـسر و بچه اش تو آمریکا زندگی کنه،البته که باید بیشتر با این جـوون آشنا شم،مگه نه؟

و اینکـه بدونم چـی تو دل دخترم میگذره

خـب بگو ببیـنم در موردش چـی دستگیـرت شد؟

به نقشه هایی که در مورد زندگـی آینده اش با تو کشـیده گوش دادم و همچنین از حساب بانکیـش با خـبرم

خیلی مشتاقم که طعم کبابایـی که میپزه رو بچشم و چند لیوان نوشیدنی باهاش بخورم

بابا، چرا رفتـی تو جبـهه ی دشمن؟

ما دو تا میتونیم از پس حل مشکلات بین خودمون بر بیاییم

بهتره خودتـو نگران نکنی،باشه؟

...مگه میشه نگــ - باید به کارام بـرسم،بای -

...هـی جیاشین - قطع میکنم، دوستت دارم -

...جیاشـین، هــ

بگو ببینم، شماره بابامـو از کجا گیر اوردی؟

از یه عکـس قدیمی آن چینگهوان استفاده کردم و به ژای ژیـوی رشوه دادم

ای نامـرد، همین چنـد دقیقه پیش داشتیم باهم نوشیدنی میخوردیم و هیچی بهم نگفت

اون هم جـزئی از رشـوه ام بود،پول اون نوشیدنی رو من دادم

واقعا که عجب موجودی هستی، لی دونگ‌یـه

دست خودم نیست، واقعا دوست دارم باهات ازدواج کنم

اونقـدر که حاضـرم هرچی دارم خرج کنم

اصلا ازم اجازه گرفتی که به پـدرم در مورد ازدواجـمون اطلاع دادی؟

اصلا کـی موافقت کرده باهات ازدواج کنه؟

جیاشـین، ایـدئولوژیت در مورد ازدواج نکـردن مزخرف محـضه

بهم فرصت بده،باشه؟ مطمئن باش کاری میکنم که تصـمیمتو عوض کنی

رو چه حسابی؟

رو این حساب که دوستت دارم، عاشـقتم

میخوام خوشبختـت کنم

بسیار خب، اگه واقعا انقدر دوست داری باهام ازدواج کنی

پس برای شرکت در مسابقه ی رقص مدرن بهم ملحق شو

وقتـی بتونـیم به فینال راه پیدا کنیم، اونوقت بهت بله رو میگم

به رئیست زنگ بزن و بگـو بازهم مرخصی میخوایی،جرأتشو داری؟

سلام رئیس

همـسرم واقعا زیبا میرقصه اونقدر که تنها رقصیدنش نگرانم میکنـه

میخواستم بهتون بگم که میخوام استعفا بدم تا باهاش برقصـم

زده به سـرت؟ واقعا میخوایی استعفا بدی؟

داشتم نشـون میدادم که از پس اینکار برمیام

باز که خـرم کردی، ازت متنـفرم

فـردا میـرم و استعفا میدم، باشه؟

اگه بخوای برقصی پس باهات میرقصم اگه بخوای خودتو از ساختمون پرت کنی باهات

چرا مزخرف میگی؟

قـول دادیا

باشـه

یه اشتباهـی کردم

چـه اشتباهی؟

نبایـد صورت مان‌یـی رو نقاشی میکردم

اشکالـی نداره، مامانـش زیادی لوسـش کرده

اونـقدر که نمیدونه دنیای اطرافـش چه خبـره، لازمـه یه چیزایی یاد بگیره

پس سرزنشـم نمیکنی؟

البته که سرزنشت نمیکنم

کـیه این وقت شب؟

استاد سـای - شرمنده که مزاحمتون شدم -

آن چینگـهوان، چرا هرچی بهت زنگ میزنم جواب نمیدی؟

یه دلیل قانع کننده برام بیار،چرا وسط مسابقه گذاشتی رفتی؟

وسط مسابـقه رفت؟ - تو ساکت باش -

غذایی که امـروز پختی رو چشیدم

اگه نیم ساعت قبل از پایان مسابقه ازونجا نمیرفتی بی شک تو بـرنده ی مسابقـه میشدی

با برنده شدن تو این مسابقه میتونستی به مدت یه سال تو رستوران سه ستاره ی میشلین فرانسه آموزش ببینی و یک میلیون یوان کمک هزینه بهت تعلق میگرفت

مسابقـه رو ول کردی رفتی؟ - گفتم تو ساکت باش -

بـد نیست بدونی، واقعا ازت نا امید شدم

متاسفم استاد سای

البته من کسی نیستم که نا امـید شدم،بلکه استعداد و تلاشتـه که ازت دلسـرد شد

حرفام تمـوم شد،حالا میتونـی حرف بزنی

بخاطـر مان‌یـی نتونسـتی مسابقه رو تموم کنی،درست میگم؟

استاد سـای

استاد سـای، استاد سـای

استاد سای،اتفاقـی که امروز افتاد واقعا غیرمنتظره بود

اگه بخاطر پسرم نبود آن چینگهوان هرگز سالن مسابقه رو ترک نمیکرد

امکانش هست بهش یه فرصت دیگه بدید؟

اون تصمـیمشو گرفته، بین عشـق و کارش تو رو انتخاب کرده

فقط قـدرشو بدون، براتون آرزوی خوشبختی میکنم

فراموشـش کن، تا اینجا اومدنم زیاده روی بود

چینگهوان، ازت ممنونم

بخاطر من و مان‌یـی زیادی از خود گذشتگی کردی

چیزی نیست، میل خودم بود

رئیس تانگ، خانـم تانگ تشریف آوردن

بسیار خب

لطفا بشین

چـه مسأله ای بود که نمیتونستی خونه مطرحش کنی؟

نقـشه کشیدی نصف دارایـیمو تصاحـب کنی؟

اگـه واقعا انقـدر چشمت دنبال پولـه، پس بدون هیچ شکایتـی هرچقدر که بخوای بهت میدم

اما اگـه قصد داری این پول رو در اختیار دینگ رنجیان بذاری

باید بگم آرزوشو به گور میبری

دینگ رنجیان همین حالا هم آدم موفقی شده

دیـر یا زود پوزه اتـو به خاک میماله

برای همین هیچ احتیاجی به پولت نداره

واقعا؟ پس بشـین و تماشا کن

در مورد تقاضانامـه ی طلاق هم

هر زمان که وقتش برسـه امضاش میکنم

فقط باید یکم صبور باشی خانم تانگ

من فرصت زیادی ندارم

نمیشه فقط به خانم معلم بگـی مریضم؟

و اگه بیام مدرسه ممکنه بقیه رو هم مریض کنم

نمیشه که تا آخـر عمـر تظاهر کنـی مریضی

یک روز هم یک روزه

از چـی میتـرسی؟ تو یه جنگجـوی کوچولویی

جنگجـوی کوچولو بودن چه فایـده ای داره؟ من که حریفشون نمیشم

اصلا نبایـد بهت میگفتم

سلام معلم لو

سلام

معلم لو، خیلی معذرت میخوام، باعث نگرانیتون شدیم

اشکالی نداره ، شغلـم همینه

مان یی، دیگه نباید اینجوری بذاری بری ، باشه؟

Love Actually subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Love Actually

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left