Invasion

Invasion

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Invasion 2021 S01E07 720p WEB H264-GGEZ
Invasion 2021 S01E07 1080p WEB H264-CAKES
Invasion 2021 S01E07 HDR 2160p WEB H265-GLHF
Invasion 2021 S01E07 XviD-AFG
Invasion 2021 S01E07 WEBRip x264-ION10
Invasion 2021 S01E07 720p HEVC x265-MeGusta
Invasion 2021 S01E07 720p WEB x265-MiNX
Invasion 2021 S01E07 480p x264-mSD
Invasion 2021 S01E07 720p/1080p 10bit WEBRip x265 HEVC-PSA
Invasion 2021 S01E07 WEB x264-TORRENTGALAXY
د لخوا تبصره Morteza_Lkz
█⫸ ZXمرتضی لک‌زایی و امید | DigiMoviez.com

تګونه

web
720p
720
1080
HD
XviD
webrip
x264
BRip
x265
HEVC
480p
480
په خپور شو: 2021-11-19
ډاونلوډونه: 43
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫این پیام به درخواست...

‫...آژانس مدیریت بحران شهرستان فرستاده می‌شه

‫هشدارِ تخلیه به قوت خود باقی‌ست...

‫داریم می‌ریم بیمارستان؟

‫عزیزم، من خوبم. چیزی نیست

‫فقط یه‌کم...

‫فقط یه‌کم خون اومده

‫اون موجود اونجا چی بود؟

‫یه‌جور هیولا بود؟

‫اون هیولا نبود

‫اون...

‫یه چیز دیگه بود

‫لوک، عزیزم، اینو از کجا گیر آوردی؟

‫- لوک، این چیه؟ ‫- نمی‌دونم. پیداش کردم

‫کجا؟

‫بابا؟

‫- بابایی؟ بابایی! ‫- بابا! بابا!

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

ترجمه از مرتضی لک‌زایی و امید Morteza_Lkz & ZediX

‫لعنتی

‫سلام؟

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫تف توش

‫دستا بالا! دستا بالا!

‫دستای بچه‌ها رو بیار بالا، فوراً!

‫به بچه‌ها بگو!

‫لباستو بده بالا. بدش بالا!

‫لباس تخمی‌تو بده بالا!

‫- بچرخ! ‫- من انگلیسی بلدم

‫من خطرناک نیستیم

‫فقط خودتون هستین؟

‫می‌دونی اینجا چه اتفاقی افتاده؟

‫مرگ. مثل قبل

‫مثل قبل؟ مثل چی؟

‫تانک‌ها و هلی‌کوپترها آتیش گرفتن

‫- چی داری مزخرف می‌گی؟ ‫- یه درگیری بد

‫کلی تیراندازی توی پایگاهتون شد. ‫من فقط بعدشو دیدم

‫جایی که دارم می‌رم رو می‌گی؟ ‫پایگاه تراویس؟

‫اونا نیروهای ائتلاف هستن، ‫یه مُشت آلمانی و کانادایی

‫مثل همونا... مُردن

‫نه. نه، نه، نه، نه

‫دارم می‌رم همونجا. بیشتر از ‫هزار نفر و یه فرودگاه اونجاست

‫دیگه نیست. هواپیماها آتیش گرفتن

‫خواهش می‌کنم

‫آروم

‫خیلی‌خب

‫- دنبال هواپیما هستید؟ ‫- آره

‫و بعد مثل ما می‌خوای بری کابُل

‫می‌دونم کابل هنوز هواپیما داره

‫می‌دونی؟

‫بله، این‌طور فکر می‌کنم

‫تا کابل پیاده می‌ریم

‫تا اونجا که بیشتر از 200 مایل اینا راهه

‫ما هم 200 مایل رو پیاده می‌ریم

‫قطعه

‫نه تلفنی، نه برقی، نه آدمی

‫تروریست‌ها همه رو کشتن

‫باید پیش بقیه می‌موندیم

‫احتمالاً تا الآن ماشین گیر آوردن

‫یا هم مُردن

‫اونم به‌خاطر دیابت

‫هی، پخمه‌ها!

‫آهای!

‫- آهای! ‫- وسیلۀ نجات، مگه نه؟

‫- آهای! ‫- صبر کن!

‫- نگه دار، نگه دار! ‫- نگه دار!

‫- کسپر، چی‌کار می‌کنی؟ ‫- کسپ، بیا کنار!

‫زده به سرت؟

‫شماها اینجا تنها چی‌کار می‌کنین؟

‫به کمک نیاز داریم

‫باید برگردیم خونه

‫چه خونه‌ای؟

‫لندن. اون‌طرف

‫من برنمی‌گردم اون سمت

‫وایسا، صدمه دیدی؟

‫خون من نیست

‫چه اتفاقی افتاد؟

‫خونواده‌م

‫نیل

‫پسرمون، جان

‫سگمون

‫اون همه‌شون رو کشت

‫«اون»؟

‫منظورت از «اون» چیه؟

‫شما نمی‌دونیـ...

‫نمی‌دونین؟

‫تروریست‌ها

‫توی لندن بود؟

‫آره؟

‫همه‌جا هست

‫چی بود؟

‫- تروریست‌ها نبودن ‫- خب چیه؟

‫فضایی‌ها

‫- بابا بی‌خیال ‫- چرت می‌گه

‫جدی که نمی‌گی؟

‫داری چرت می‌گی

‫رئیس‌جمهور آمریکا دیشب توی تلویزیون گفت

‫اول فکر کردیم فقط اونجاست،

‫بعد فقط شهرها، لندن،

‫ولی ما فقط یه شهر کوچیکیم...

‫چند صد نفر بیشتر نیستیم

‫ما تنهاییم

‫مدتیه که تنها بودیم

‫باید برگردیم پیش خونواده‌هامون توی لندن

‫لطفاً

‫کاری نمی‌تونی بکنی؟

‫نه

‫توی جاده... تعدادش بیشتره

‫حذفِ نویز جواب نمی‌ده

‫هیچی جواب نمی‌ده

‫با این هیچی نمی‌شه به‌دست آورد

‫تندتر بِرون

‫همین‌که ما رو ببینن دستگیرمون می‌کنن

‫خودتم می‌دونی

‫هیچ مجوزی نداریم

‫تجهیزات دزدیِ دولت رو داریم حمل می‌کنیم...

‫...و حالا هم...

‫میتسوکی

‫میتسوکی. میتسوکی

‫فکر می‌کنی با حرف‌هات می‌تونی جلومو بگیری؟

‫طبق تجربۀ قبلی؟

‫نه

‫پس این‌قدر حرف نزن

‫یا اگه دوست داری، می‌تونی همین حالا ‫از ماشین پیاده بشی

‫میتسوکی

‫مهم نیست هاشیموتو چی بهت گفته،

‫توی این پیغام چیز خاصی نیست

‫فقط صداست

‫«هوشی-12» از بین رفته

‫به‌خاطر هیچ‌وپوچ

‫می‌افتیم زندان

‫تمام افراد خدمه مُردن

‫معذرت می‌خوام

‫ولی...

‫اشتباه می‌کنی

‫من می‌دونم

‫من شنیدمش

‫حتی اگه تو نشنیده باشی

‫رسیدیم

‫بله؟

‫از «جاسا» هستیم

‫شناسه؟

‫میتسوکی یاماتو. کارشناس ارشد پروژه سیستم‌های مانیتورینگ و ردیابی فضایی

‫اومدم فرماندهیِ عملیات رو به‌عهده بگیرم

‫فوراً در رو باز کنید

‫«کارشناس ارشد پروژه»؟

‫«سیستم‌های مانیتورینگ و ردیابی فضایی»؟

‫بیست دقیقه پیش، رئیس هاشیموتو ‫و مدیر کودا...

‫از طریق ایمیل، رهبری کارها رو به من سپردن

‫شصت ثانیه دیگه، این ساختمون ‫تمام ارتباطاتش با مقر فرماندهی رو از دست می‌ده

‫چی‌کار کردی مگه؟

‫کار خاصی نکردم

‫لعنتی...

‫دستگیر می‌شیم

‫میتسوکی

‫الآن می‌خوای چی‌کار کنی؟

‫تماس بگیرم

‫احمد

‫احمد؟ یالا، احمد

‫لعنتی

‫یعنی می‌میره؟

‫- داره بهش صدمه می‌زنه ‫- نه

‫بجنب. بجنب

‫- نفس بکش. نفس بکش. نفس بکش ‫- بابایی! بابایی!

‫نفس بکش دیگه لعنتی!

‫اوه، نه، نه، نه

‫تو جونمو نجات دادی

‫ممنونم

‫قابلی نداشت

‫چی شده؟

‫تا کابل چند ساعت مونده. ‫بگو جیره‌بندی‌ش کنه

‫- تشنه‌ست ‫- آره، تشنه‌ست

‫چند ساعت دیگه راهه. ‫بگو طاقت بیاره

‫بگو صبر کنه

‫خیلی کارِت احمقانه بود

‫ولی اون که نمی‌دونه. ‫و نیازی هم نیست که بدونه

‫اگه بتونم کمکش کنم، این کاریه که باید بکنم

‫جدی؟

‫باشه، خب یه ساعت دیگه که تشنه شد، ‫چی بهش می‌گی؟

‫می‌گم دیگه رسیدیم

‫امید هم مثل آب می‌مونه

‫روحشون هم خبر نداره داستان چیه، مگه نه؟

‫می‌دونن

‫خب، خیلی آسوده‌خاطر به‌نظر میان،

‫حالا که فضایی‌ها حمله کردن

‫می‌دونی، سحر، سال 2010 به‌دنیا اومده،

‫دو سال بعد از هجوم افراد و اسلحه‌هاتون

‫علی، پسرم، سال 2013 به‌دنیا اومده،

‫دو سال بعد اینکه بن لادن رو کشتین ‫و وقتی که هنوز 50000 سرباز اینجا داشتین

‫کل زندگی‌شون با تهاجم سروکار داشتن

‫تنها چیزیه که می‌دونن

‫خب، این‌یکی فرق داره

‫قبلاً اینو شنیدم

‫- بچه‌های تو چند سالشونه؟ ‫- چی؟

‫بچه‌هات چند سالشونه؟

‫چشم‌های یه پدر رو می‌دونم چه شکلیه

‫برای همینم داری می‌ری خونه، آره؟

‫خانم یاماتو!

‫خوش اومدید، بذارید شما رو آشنا کنم

‫من یوشی فوجیموتو هستم

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left