لومړۍ 200 کرښې.
┄┅┄┅✧ ترجمه اپلیکیشن کرهلند ✧┅┄┅┄
عشق وهم آلود
در این مورد مطمئنی؟
بله، مطمئنم
بالاخره، من تنها کسی هستم که میتونی با خیال راحت
زندگی روزمرهت رو باهاش شریک بشی
ببخشید که مجبورت کردم دروغ بگی
نه، متأسف نباش
در واقع ممنونم
که اونقدر بهم اعتماد داشتی که ازم کمک خواستی
پس چرا رئیس (مادربزرگ)
میخواد با کانگ مین-هوان ازدواج کنی؟
نمیدونم
دلیلش هر چی که هست، بیا این کار رو پیش ببریم
حتماً
موفق باشیم
قسمت ۷
من و دادستان ما گانگ-اوک
داریم نامزد میکنیم
منشیها، ما رو تنها بذارید
مدیر گونگ، میشه برای این مسئلهی خانوادگی ما رو تنها بذارید؟
یوری
با حضور مهمونامون اینجا داری چیکار میکنی؟
اونم جلوی مین-هوان
میخواستم به زودی بهتون بگم متأسفم
میدونید که تا وقتی کاملاً مطمئن نشم چیزی بروز نمیدم
پس داری میگی که در این مورد کاملاً مطمئنی؟
بله
اینطور به نظر نمیرسه
حس میکنم این یه نمایشِ فیالبداههست
منظورتون چیه؟
بهش فکر کن
کل کشور در مورد سوابقِ دوستیابیِ ناموفق تو میدونن
با این حال تو نه تنها با یه دوستپسر بلکه با یه نامزد پیدات میشه
اشتباه میکنم؟
مین-هوان، خیلی متأسفم
- چطوره این کار رو به یه وقت دیگه - نه
چطوره فقط غذا بخوریم؟
دلم میخواد سر غذا بیشتر در موردش بشنوم
کنجکاوم بشنوم
کی این دو نفر اونقدر به هم نزدیک شدن که نامزد کنن
راستش، آخرین باری که همدیگه رو دیدیم
اصلاً همچین برداشتی نداشتم
قرار گذاشتنِ مخفیانه همینطوریه دیگه
چند وقته با هم هستید؟
- یه سال - شش ماه
- یه سال - شش ماه
وای، یه کم قاطی کردم
ما یه سال پیش همدیگه رو دیدیم
اما تازه شش ماهه که قرار گذاشتن رو شروع کردیم
خدای من برام سؤاله اولین بار چطور با هم آشنا شدید
- آدم که همینطوری اتفاقی به یوری برنمیخوره - دقیقاً
خودمون هم به ندرت میبینیمش
دقیقاً کجا اولین بار همدیگه رو دیدید؟
- توی یه کوه - توی یه کوه
توی کوه؟
جالبه داشتید چیکار میکردید؟
البته که هر دومون در حال کوهنوردی بودیم
یوری تو فضای باز کوهنوردی نمیکنه
- فقط صخرهنوردی داخل سالن انجام میده - نه، فضای باز هم میرم
کوهنوردی میکنم
و کنار رودخونه هان هم میدوم
تا رودخونه میری که بدوی؟ دقیقاً من دور از رودخونه زندگی میکنم
پس کنار رودخونه هان میدوم و رامیون هم میخورم
کنار رودخونه هان رامیون خوردی؟
خیلی خوشمزهست
- عمراً - غیرممکنه
من خوب میشناسمت، یوری
اصلاً چطور ممکنه؟
- چون ما عاشق همیم - چون ما عاشق همیم
شما دو تا میتونم چند کلمه باهاتون حرف بزنم؟
نیازی نیست استرس داشته باشی همه چی درست میشه
میدونم استرس ندارم
بشینید بله، خانم
حداقل میتونستی از قبل بهم خبر بدی
اما تو کارات رو اینطوری انجام میدی
بدون هشدار مثل بولدوزر میری جلو
حق با شماست اما چرا از قبل بهم نگفتی؟
مجبور نبودی مین-هوان رو تو اون موقعیت قرار بدی
میدونم نگران چی هستی، مادربزرگ
اما من و مین-هوان
هیچ حسی به هم نداریم
اگه نگران کسبوکارمون هستی این دلیل محکمتریه که این کار رو نکنیم
پس رابطهت با آقای ما فقط کاری نیست؟
چی؟
مطمئنی که به هم حس دارید؟
بله، مطمئنم
شما چطور، آقای ما؟
بله؟
ما حس یکسانی به هم داریم
بذار خودش حرف بزنه
خب، شما چه حسی داری؟
خب، البته که
من عمیقاً به یوری اهمیت میدم
اونقدر که بخوام باهاش نامزد کنم
مدیر یئون
یه لحظه ببخشید
- باید این تماس رو جواب بدم - زود برگرد
سلام، مدیر
چی پیدا کردن؟
الان میآم اونجا خداحافظ
مین-هوان
بابت اتفاق پیشآمده متأسفم
مادربزرگم زیادهروی کرد
اگه بهم میگفت تو اینجایی اینقدر معذبکننده نمیشد
تقصیر مادربزرگت نبود
خودم خواستم تو شام شرکت کنم
یوری
میتونم حدس بزنم چرا
امروز اینقدر پیش رفتی
منظورت چیه؟
میتونی راحت بشینی
من راحتم
یکم چای بخور
ممنون
حالت خوبه؟
بله تازه کنندهاست
خب تو چه جور دادستانی هستی؟
منم مثل خیلیای دیگه فقط یه دادستان معمولیم
که اینطور
آیا پدر و مادرت
کسبوکار خانوادگیای دارن که بهت ارث برسه؟
پدر و مادرم وقتی بچه بودم فوت کردن برای همین مادربزرگم منو بزرگ کرد
هنوزم باهاش زندگی میکنی؟
اون تو روستا بازنشسته شده و اونجا کلم و لوبیا میکاره
اگه گپ زدنتون تموم شد
ما باید بریم تا یه سری کارای باقیمونده رو تموم کنیم
این وقت شب؟
ما یه
قرار داریم که باید تمومش کنیم
قبلاً وقتی خانم چئون اون شبیخونِ نامزدی رو زد شوکه شدم
اون یه شبیخون نبود فقط پیش خانوادهش مطرحش کرد
حسم میگه همهش صحنهسازی بود- اوه، درسته-
فقط دو ماه از وقتی که اومد تا پیراهن رو پس بده میگذره
- دو ماه؟ - بله
پس
مادربزرگت فوقالعاده کاریزماتیکه
اون مصممه که کار رو پیش ببره
- پس ما هم باید با دقت آماده بشیم - درسته
چی؟
راستی، مدیر لی چی گفت؟
اونا تابوت رو پیدا کردن
پس واقعاً اونجا بود
من میرم جلو و گزارش میدم
این یه پرونده طلاقه که یکی از دوستای نزدیکم داره روش کار میکنه
پرونده طلاق؟
متأسفم، اما من پروندههای طلاق رو قبول نمیکنم
کل داراییهای مورد مناقشه هفت تریلیون وون ارزش داره
شوهر مقصره
و زن یکی از اعضای بنیانگذار شرکته
اگه تو پرونده برنده بشی، به دست میآری- صبر کن-
اگه داراییهای مورد مناقشه هفت تریلیون وون ارزش داره
این پرونده طلاق رئیس هلدینگ B&CA هست؟
همون به اصطلاح طلاق قرن؟
شما اخیراً رئیس سابق دادگاه خانواده رو استخدام کردید
شهرت اون و اسم مؤسسه حقوقی شما
باید برای بردن این پرونده کافی باشه
این شماره شخصیِ دوست منه
خب، البته که میتونیم قبولش کنیم
"چا و یول" بیش از حد توانایی داره- در عوض-
دلیل واقعی بهم زدن شما با خانم چئون
باید پیش خودتون بمونه
دوستان که مجبور نیستن دست بدن
اینا رو تو سفر کاریم به اروپا خریدم
فکر کردم بهت میآن
چرا جلوی چا گی-او رو گرفتی که بیاد شام؟
بهش زنگ زدم بپرسم چی شده، و اون گفت که از تو بپرسم
آره، اما شاید نباید جلوش رو میگرفتم
اگه من علیرغم بمبی که تو امروز میخواستی بندازی
روی ازدواج با یوری پافشاری میکردم
رئیس (مادربزرگ) عمیقاً تحت تأثیر قرار میگرفت
نباید سر راه قرار میگرفتم
پس همین الان به چا گی-او زنگ بزن
نمیشه با هم بریم و با مادربزرگم حرف بزنیم؟
چرا همش از یوری دفاع میکنی حتی بعد از اینکه ردت کرد؟
فقط یه دلیل میتونه داشته باشه
هنوز بیخیالش نشدی؟
حتی وقتی که نامزدیش رو اعلام کرده؟
هیچ راهی نداره که یوری بتونه نامزد کنه
چه با ما گانگ-اوک چه هر کس دیگهای
- شما از سازمان میراث فرهنگی کره هستید؟ - بله
- بریم؟ - حتماً
یواش برید
یکیتون بیاد بالا الان
- مطمئنی؟ - بله
- دراومد - صبر کن!
- صبر کن - نگهش دار
شما اینجایید، خانم چئون
سلام
ما گزارشی دریافت کردیم که شما آثار باستانی مدفون پیدا کردید
بله
آیا سازمان میراث فرهنگی کره نباید اول بررسی کنه که داخل تابوت چیه؟
برای همین به یکی از موزه
حق با اونه
اول باید مورد رو بررسی کنیم
قبل از اینکه سایت برای حفاریِ بیشتر تخلیه بشه
اگه مشخص بشه که میراث مدفون هست
همونطور که میدونید تمام ساختوسازها باید متوقف بشه
اگه میراث مدفون در نظر گرفته بشه؟
بله، البته بفرمایید
No comments yet. Be the first to leave one.