Eight Hours Don't Make a Day

Eight Hours Don't Make a Day (Acht Stunden sind kein Tag)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

EightHoursDon'tMakeaDay 1972 E05 BLURAY
د لخوا تبصره AZAD.SHAKARAMI
قسمت آخر TEL: @CINEMA772

تګونه

BluRay
په خپور شو: 2021-12-02
ډاونلوډونه: 42
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

هشت ساعت که یک روز نیست

"یک سریال خانوادگی"

قسمت پنجم "ایرمگارد و رالف"

جالبه

بد نیست - واقعا؟ -

اصلا بد نیست

"کارخانه قطعه و ابزار وِستهوفن"

ما مدتیه که این موضوع ...رو پنهان نگه داشتیم

ولی مطمئنا میدونی که وقتی خبرش پخش بشه باعث ایجاد تشویش میشه

ولی فعلا باید بره شورای کار

ولی برای برخی مشکل ایجاد میشه وِستهوفن" خیلی از شهر دوره"

و به تَبَعش زمینش هم ارزونتره

زمان رفت و آمد به طور قابل توجهی افزایش پیدا میکنه، نه؟

بیا تو

...خب، من - بله؟ -

برترام

این نمیتونه حقیقت داشته باشه - یعنی من دروغ میگم؟ -

...نه، ولی

ولی تو گفتی حقیقت نداره

من نگفتم حقیقت نداره

گفتم نمیتونه حقیقت داشته باشه - ولی حقیقت داره -

"کارخانه قطعه و ابزار وِستهوفن"

من میتونم بخونم، نمیتونم؟ - هیچ شکی توش نیست -

کسی شک داره که "مانفرد" میتونه بخونه؟ - دست از شوخیهای احمقانه بردار، قضیه جدیه -

وِستهوفن" کجاست؟" - توی غرب دیگه -

...ولی اونها باید

اونها باید خیلی وقت پیش بهمون میگفتن، معهذا

باید میگفتن، معهذا

جوری رفتار میکنی که انگار هیچی نمیدونی

وِستهوفن، مُرده شورشو ببرن

...خب، برای من اگه حقیقت داشته باشه

وِستهوفن" جای مناسبیه"

...خب، در این صورت

اگه برای تو مناسبه چرا ما ناراحتیم؟

ولی جدی، اونا حداقل باید به شورای کار اطلاع بدن، نه؟

حتما این کارو میکنن

وقتی که دیگه کار از کار گذشته

وِستهوفن

گفتی "وِستهوفن"؟ - آره، مشکل گفتاری دارم؟ -

بذار باهاش حرف بزنم - اون درگیر یه مشتریه -

برام مهم نیست، گوشی رو بده بهش - اون خیلی عصبیه، آرومش کن -

من عصبی نیستم - عزیزم؟ -

لطفا به دوستت بگو من عصبی نیستم

باید بهت بگم که اون اصلا عصبی نیست، خوبه؟

قرارداد اجاره آپارتمان رو امضا کردی؟

آره، البته امروز صبح

عالیه

به این راحتیا هم نبود، مجبور شدم باهاش صحبت کنم

و خب، من سخنور خوبی هستم

ولی اون همچنان بر عقد یه قرارداد پنج ساله اصرار داشت

:منم پیش خودم فکر کردم "پنج سال چیزی نیست"

و یه اتاق خواب اضافه ...هم داره که

اونها قراره کارخونه رو به "وِستهوفن" منتقل کنن

عالیه، و اگه مهمونی اومد ...منظورم اینه که

چی گفتی؟

اونها قراره کارخونه ما رو به "وِستهوفن" منتقل کنن

به "وِستهوفن"؟

گوشی دستت باشه

اون طرف شهره - بدبختی همینه -

اصلا نمیشه بهت اعتماد کرد، خداحافظ

البته که قرارداد قرارداده

آره، میدونم

فقط داشتم میپرسیدم نمیشه، نه؟

ممنون

نمیشه کاری کرد

لعنتی

...هنوز هیچی رسمی نیست، ولی - منظورت چیه "رسمی نیست"؟ -

با توجه به چیزایی که دیدیم ...و شما بهتر از من میدونید

این انتقال اتفاق میفته

درسته، اونها بیهوده ماکت نمیسازن

به دلایلی اونو ساختن

درسته، شکی درش نیست

اتفاق میفته، خلاص - باشه بابا -

ولی تا زمانی که بطور رسمی اعلام نشه نمیتونیم کاری انجام بدیم

و بهرحال، چیکار میتونیم بکنیم؟

خب، باید بگم که این انتقال برای یه عده ضرر و زیانهایی به همراه داره

آره، زمان رفت و آمد ما خیلی طولانیتر میشه

پونزده دقیقه کجا یک ساعت کجا

دقیقا

یه عده-مون باید آپارتمانهای جدید پیدا کنیم

اگه یک ساعت وقت صرف رفتن کنیم و یک ساعت صرف برگشتن، میشه دو ساعت در روز

این احمقانه ست، و اینکه من نمیتونم یه آپارتمان به ارزونی اینی که توشم پیدا کنم

یا یه ماشین بخرم - منم شرایطم مثل توئه -

حتی بدتر، اگه این اتفاق بیفته من یکی حتما باید خونه ام رو عوض کنم

وگرنه مسیرم 90 دقیقه طول میکشه

ولی باید چیکار کنم؟ چیکار؟ برم شکایت کنم؟

شاید

شاید ما واقعا باید شکایت کنیم

هر کس زندگیش رو با توجه به محل کارش تطبیق داده

...منظورم اینه

"من میتونستم تو "مولر-شرتس خونه بگیرم، برای مثال

ولی بخاطر موقعیتش توی استیکینگ" خونه گرفتم"

به همین سادگی

و چه فایده ای داره که شکایت کنیم؟

اگه این انتقال قبلا قطعی شده باشه شکایت ما هیچ فایده ای نداره

حد و حدودی وجود داره، اگه برم بهشون بگم مثل چی بهم میخندن

نهایتا میگن: "ما بابت طولانی "شدن مسیرتون متاسفیم

"ولی این مربوط به وضعیت اقتصادیه"

"قیمت زمین کاملا به صرفه ست"

متاسفانه عوامل انسانی باید" "در اولویت دوم قرار بگیرن

نمیتونید ازشون بخواید که براتون ماشین یا آپارتمان جدید تهیه کنن؟

خیلی خوب میشد، ولی نشدنیه این اتفاق هرگز نمیفته

راستش من اصلا این موضوع رو درک نمیکنم

منظورم اینه که، اونها انتظار دارن شما براشون کار کنید

درسته، نه؟ - آره -

بدون ما اونها در تنگنان

...خب

...پس اونها باید در ازای کار شما

در مکانی که نمیخواید اونجا کار کنید، چیزی به شما پیشنهاد بدن

چه پیشنهادی؟

چیزهای زیادی در محل کار وجود داره که دوست ندارید

درسته

پس فهرستی از چیزهایی که دوست دارید تغییر کنن رو تهیه کنید

"بعد بگید: "باشه، ما میریم اونجا

فقط در این صورت ارزش" "تحمل مشکلات رو داره

و شاید حتی بتونیم مزایای خاصی رو هم مطالبه کنیم

آره، فکر کنم بتونیم مطالباتی رو مطرح کنیم

و چطور باید این کارو بکنیم؟ - چطوری باید چیکار کنیم؟ -

خب، فهرست مطالبات و این چیزا

نمیدونم والا، چطور باید همچین فهرستی تهیه کنیم؟

از چی ناراضی هستیم؟

...مثلا دستشویی ها یا

بنظرم بهتره هر کدوم تو خونه بشینیم در موردش فکر کنیم و چیزی بنویسیم

آره، همه به چیزی فکر میکنن و بعد ما یه لیست تهیه میکنیم

و ارائه اش میدیم

بهرحال، این جالب خواهد بود

...خب

ببخشید؟ - گفتم "خب"، همین -

که اینطور

فکر میکنی چیزی به دست بیاریم؟

منظورم اینه که، اونها خواسته های ما رو میپذیرن؟

احتمالا، هر چیزی ممکنه

منظورم اینه که، ما فهمیدیم که قدرت ما بیشتر از اون چیزیه که فکر میکنیم، نه؟

آره، اینطور بنظر میرسه

...با این حال، من فکر میکنم

محدودیتی وجود داره

باشه، البته که محدودیتی وجود داره

ولی، شما باید بفهمید محدوده اش کجاست و کجا تموم میشه

کجا و چرا

بیا اینجا

باید همین الان شروع به چیدمان کنیم یا نه؟

نمیدونم، من فعلا همین تشک کافیه برام، و تو؟

من؟

منم مثل تو

بیشتر از این چی میتونم بخوام؟

:خیلی خب، "شماره یک "بهبود کیفیت غذا

"دو: سیستم تهویه موثرتر"

سه: یک تلفن عمومی" "فقط برای بخش ما

"چهار: دو ردیف کمد و قفسه جدید"

یکی برای لباسهای کار و" "یکی برای لباسهای شخصی

"پنج: نگهداری بهتر دستشویی ها"

شش: یک دستگاه فروش قهوه" "و یک دستگاه فروش نوشابه

هفت: یک استخر کوچک آب" "سرد برای آب تنی بعد از دوش

هشت: تعویض لباسهای کار" "هر شش ماه یکبار

"اینها همه مربوط به محل کار بودند"

به علاوه چهار مورد مربوط" "به حمل و نقل و محل اقامت

یک: شرکت باید برای" "...کسانی که تمایل دارند

در مناطق اطراف وِستهوفن" "آپارتمانهای جدید تهیه کند

دو: شرکت باید هزینه رهن و" "اجاره آپارتمان را پرداخت کند

سه: برای یک دوره" "...موقت شش ماهه

باید 30 دقیقه از زمان رفت و آمد کارگران تحت" "تاثیر واقع شده ذیل ساعات کاری محاسبه شود

چهار: یک سرویس اتوبوس از مرکز شهر" "به و از وِستهوفن باید راه اندازی شود

تمام

باید اینو به شورای کار بدیم تا منتقلش کنه؟

...خب

خیلی زیاده

ولی اساسا چیزی نیست

درسته

هشت مورد اول فقط ضروریات هستن

و مطالبه-شون بچگانه ست

ولی نمیتونستم به چیز دیگه ای فکر کنم

عجیبه

خیلی چیزها اینجا هست که دوست نداریم

یعنی من که هیچوقت اینجا واقعا خوشحال نیستم، شماها چطور؟

احتمالا هیچکس نیست - دقیقا، احتمالا هیچکس -

ولی وقتی سعی میکنی به چیزهایی خاصی ...فکر کنی که باعث خوشحالیت میشن

نمیتونی به چیزی جز چیزهای جزئی فکر کنی، مثل دستشویی

صادقانه میگم خیلی تلاش کردم

...خیلی در موردش فکر کردم، ولی

چیز دیگه ای به ذهنم نرسید

یه چیزی درست نیست

انگار بخشی از مغزت خاموش میشه

همه ما بیش از حد قاطی شدیم

...شاید

وضعیت و شرایط چنان ...در ما ریشه دوانده

که نمیتونیم تصور کنیم اوضاع جور دیگه ای باشه

به چیزی فکر کردی؟ - نه -

ولی گشتم و نامه ای پیدا کردم - چه نامه ای؟ -

از همکارم توی ایتالیا سعی میکنم ترجمه اش کنم

خارجی هم مگه فکر میکنه؟ - ببند -

"...و سپس، در روز پنجم اعتصاب"

بعد از اینکه تمام مدت" "...در کارخانه ماندیم

و در اطراف ایستاده بودیم" "...و صحبت میکردیم

"خودمان از وضعیت خسته شدیم"

"سپس شروع به کار کردیم"

"ما کاری که میخواستیم را انجام دادیم"

"...و بعد از چند ساعت"

نتایج بسیار بیشتری نسبت به زمانی" "که همه چیز سازماندهی شده بود داشتیم

ما کار میکردیم" "...خوش میگذراندیم

و نتیجه بیشتر از زمانی بود" "که به ما دستور میدادند

Eight Hours Don't Make a Day subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Eight Hours Don't Make a Day

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left