د خپرونې معلومات

So I Married An Anti Fan E16[@AirenTeam]
So I Married An Anti Fan E15[@AirenTeam]
د لخوا تبصره AirenTeam
کانال تلگرامي ما:@AirenTeam

تګونه

other
په خپور شو: 2021-06-19
ډاونلوډونه: 4
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 171 کرښې.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(من با یک آنتی فن ازدواج کردم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

قسمت 15

میدونم خیلی از مردم از رابطه من و خانوم اوه این هیونگ تعجب کردن

بله، ما یه رابطه خاص داشتیم

و شایعه های زیادی ایجاد شد که

اون از من برای موفق شدن سواستفاده کرده

امیدوارم خانوم اوه از شایعات

و سوتفاهمات آزرده نشده باشن

فقط موقعی تموم میشه که اینکارو بکنم

این هیونگ

مسافت زیادی رو با اون بال هایی که به لطف اون دروغا گرفتم اومدم

متوجه شدم که با اون بال های دروغی هیچ جای برگشتی ندارم

همونطور که گزارش شد به همه چیز اعتراف میکنم و با کمال میل

هر تصمیمی که گرفته بشه رو قبول میکنم

یه بار دیگه

عمیقا متاسفم

هوجون اینجاست - اون اینجاست-

تو همون چوپان دروغگویی؟

چیز دیگه ای برای گفتن ندارید؟- لطفا حرکت کنید-

اینا اخبار فوری ان- چی؟-

جی جی تصادف کرده- چی؟-

در مورد اتفاق جی جی و این هیونگ شنیدی؟

خبرا گفتن این هیونگ میخواسته خودشو بکشه

یه چیزی بگید لطفا- اینا بهم مربوطن؟-

چیزی برای گفتن دارید؟- حقیقت چیه؟-

هیونگ،‌میتونی بفهمی چی شده؟

سو هوان- گون یونگ، خبرارو دیدی؟-

آره ،اون کنفرانس مطبوعاتی

نه اون نه اوه این هیونگ میخواسته خودشو بکشه

!هو جون- !صبر کن ، هو‌جون-

یه چیزی بگو- !هوجون-

لطفا یه چیزی بگید- چیزی برای گفتن ندارید؟-

بیمارستان ووجین

لطفا یه چیزی بگید- چه اتفاقی افتاده؟-

آیا شماهم درگیر این حادثه هستید؟- !هوجون-

اگر اون موقع با جه جون برمیگشتم

اگر این هیونگ رو ول نمی‌کردم

اگر این حقیقتو زودتر میگفتم

اونموقع سرنوشت ما سه تا چی میشد؟

اولین عشق هوجون، اوه این هیونگ و جی جی) (بعد از یک حادثه تصادف توی بیمارستان بستری شدند

همه به هم ریختن

همش اش تقصیر منه

خداروشکر هردو عمل ها موفقیت آمیز بود

اما هنوز بیهوشن

وضعیت آقای چوی خیلی بدتر از خانوم اوه هستش

اونارو بردن آی سیو تا تحت نظر باشن

ممنون

... لطفا

اوه این هیونگ می‌خواسته خودشو بکشه؟

یعنی جه جون و این هیونگ الان وضعیتشون خوبه؟

جه جون ، تو همچین آدمی بدی هم نیستی

چرا زودتر بهم نگفتی؟

چیزی که الان گفتی

چیزیه که برای مسخره کردن یه آدم عوضی و شورشی گفته میشه

خوبی؟ این هیونگ و جه جون چی؟

تو آی سیو بستری ان

متاسفم، همش تقصیر منه

گون یونگ

من الان دارم از فکر و خیال میمیرم

متاسفم

اما لطفاً یکم بهم زمان بده

ICU

جون، تا کی اینجا میمونی؟

باید صبر کنیم ببینیم چی ...میشه، بهتره بریم خونه

به هوش میان

آره میدونم

متاسفم که الان دارم اینو میگم

اما برای تبلیغات و فیلم هات یه مشکلاتی به وجود اومده

اول میرم تبلیغ کننده هارو ببینم

خودم میرم

مطمئنی؟

دیگه از زیر هیچی طفره نمیرم

بریم

باشه

هوجون تو- تو دروغگویی-

برگردید- چطور میتونی به ما دروغ بگی؟-

برگردید عقب- تو بدترینی-

لطفاً برید عقب

همونجا وایسا- برید عقل-

دیگه شورشو درآوردن

فقط بریم هیونگ- اونا واقعا آزاردهنده ان-

!صبر کن- دروغگو، بازنشسته شو-

لطفا یه چیزی بگو- تو باید بازنشسته بشی-

اتفاق دیگه ای افتاده؟- نه آقا-

عذر میخوام

تیم حقوقی‌مون میخواد از شما شکایت کنیم

لطفا یکم صبر داشته باشین مردم سریع آتیششون میخوابه

به خاطر عقیده مردم نیست به خاطر تصویر شماست

دیگه نمیتونیم حمایتتون کنیم

باید برای جبران خسارت آماده بشین

عذر میخوام

نگران نباش

شک دارم که شکایت کنن

ببخشید هیونگ

به محض اینکه مدیر عامل شدی وادارت کردم غرامت بپردازی

اینطوری حرف نزن ستاره بزرگ

یه جلسه با شرکت فیلمسازی تنظیم کردم

بیا یکی یکی با مشکلات روبرو شیم

باشه

جون، این هیونگ بهوش اومد

اوپا

راحت شدم

چی شده؟

برای جه جون اوپا چه اتفاقی افتاد؟

اونم به زودی بهوش میاد

بالاخره بیدار شدی

تقصیر منه

تقصیر تو نبود، باشه؟

ما فقط

چیز های مهم رو یادمون رفته بود

جون چی؟ همه مردم یدفعه بهش پشت میکنن

اون باید باهاش کنار بیاد

و تو میتونی وقتی در این نقطه‌است باهاش کنار بیای؟

واقعا میتونه با این مساله کنار بیاد؟

اون داره لحظات سختی رو میگذرونه

اما من برای چی اینجام؟

تولدت مبارک گون یونگ

این مال زمانیه که میدونستم یه خبراییه

خدایا قطعا حس ششم خوبی داری

بیخیال، بسه

پری من، مشکل چیه؟

خدایا پری چیه؟ بس کن

خدای من

چته؟

پیامد های کنفرانس مطبوعاتی‌ش

اینه که باید برنامه رو کنسل کنیم

بهمون میگه کلا برنامه رو لغو کنیم؟

فکر کنم بالا دستی ها قبلا تصمیمش رو گرفتن

بهمون گفت آخرین قسمت رو این هفته پخش کنیم

نمیتونم دردسری که حین ساختن این برنامه کشیدم رو توصیف کنم

سلبریتی برتر هو جون سقوط میکنه

بعد بهم گفته میشه برنامه رو لغو کن

باورم نمیشه چطور همیشه این اتفاقات میفته

ویرایش برنامه رو متوقف کن

به هر حال نمیتونیم پخشش کنیم

اون تا آخرش دووم آورد) (ولی مطمئن نیستم کی بیدار میشه

این هیونگ با سلامتی کامل بیدار شد

پس

امیدوارم تو هم زود بیدار شی

مجبور شدم دفتر رئیس چوی رو تمیز کنم

بیشتر چیزها مال خود دفتر بود پس اونا رو گذاشتم بمونن

اما اینها به نظر مهم بودن آوردمشون اینجا

ممنونم

روزی که اولین بار هم رو ملاقات کردیم) (کاملا یادمه، خیابون ها، لحظاتش

من میخواستم از این دنیا برم

چرا اینجا اینطوری دراز کشیدی؟

چرا اجازه ندادی فقط من باشم؟

چرا اون کار رو کردی؟

اوه این هیونگ بیدار شد اما) (کی نجاتش داد؟ هوجون یا جی جی؟

خداروشکر

دلم برات تنگ شده) (ساعت هفت عصر توی پارک می‌بینیمت

دوباره عذر میخوام

میتونیم تاریخ انتشار رو عقب بندازیم؟

راحت نیست کم کم داریم به انتشار نزدیک میشیم

اما اگه منتشرش کنیم همه با هم ورشکست میشیم

خیلی ببخشید

هرکاری از دستم بربیاد برای جبران خسارتتون انجام میدم

پول این ماجرا رو تموم نمیکنه

کارگردان داره میاد فعلا صبر کن

خیلی خب

...مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد. لطفا

چرا نمیاد؟

خاک تو سرم

داره برف میاد

هو جون ببخشید دیر کردم

لطفا

باشه پس

بیاین راجع به مشکلمون با هم صحبت کنیم

من هیچ بهونه ای ندارم

جون

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left