لومړۍ 200 کرښې.
دهلی، هندوستان
پایتخت
که جمعیت یه کشورِ کوچیک رو تو خودش جای داده
هر ساله 11.000 جرمِ شنیع گزارش میشه
پیشگیری از جرمها تقریباً غیرممکنه...
چون نصفِ نیروی پلیس گرفتار کنترل ترافیک و حفاظت هستن
شهر در برابر جرمها سکوت میکنه، چون مجبوره
چون همیشه همینوطوری بوده
اما یه بار، اتفاقی رخ داد که سکوت شهر رو شکست
برای یه لحظه همهی چشمهایِ دنیا به دهلی دوخته شد
یه جنایت بود که شهر رو تا نابودی برد
مالخان، بزن کنار. بزن کنار
کنار اون جمعیت
هی، برین کنار. کنار بذارین ببینیم
شما ها عقب وایسین
- برو تو یکی از هتلها ملافه بیار - یکی رو فرستادم قربان
- اسمت چیه؟ - آکاش
آکاش، چه اتفاقی افتاده؟
مراقب باش، بیا اینم ملافه
زودباش
حرکت کن
- حالا بگو چی شد - سوار اتوبوس شدیم، شش نفر توش بودن
همهچیزمون رو گرفتن، لختمون کردن و ما رو پرت کردن تو جاده
بد کتکمون زدن
کارای وحشتناکی باهام کردن، به پدرم نگو
مالخان، مراقب باش آروم برون
خدایا!
«DeadlyKiller ترجمه از: رضــا»
تلگرام: Kill3r1@
رام پرتاب سر پاسبان - مدت خدمت: 34 سال
هنوز سُرفه میکنی؟
- انگار دارو جواب نمیده - نمیدونم
ببینم میتونم یه داروی دیگه پیدا کنم یا نه
قربان، ما از بلوکِ-آ یه تماس دریافت کردیم، چند تا مردِ مسلح دیده شدن
بجنب
برو
زود باشین قربان، اونجا چندتا مردِ مسلح هستن ...
اونجا، قربان
اونا پلیسان، چند تا عملیات ناتمام دارن
از کجا میدونستم؟ شبیه خلافکارا ـن
برو ببینم، برو. گمشو
بله، خانوم؟
مطمئنی داخلـه؟
بله، سودیر کل صبح رو نگهبانی میداد
خیلیخب، برو
باشه، خانوم
بوپندرا سینگ بازرس - مدت خدمت: 21 سال
اربابـت خونهست؟
کیه؟
- آسیم؟ - چیه؟
پلیس دهلی، دوستت بوپیندر.
- تو به پلیس زنگ زدی؟ - آره، لیاقتـت همینه!
لیاقتـت همینه، زنیکهی خراب!
دیوونه شدی؟
وارتیکا چاتوروِدی معاون کمیسر - مدت خدمت: 16 سال
هنوز داری کار میکنی؟
- تازگیا یه تروریست رو گرفتیم - تروریست؟
- عفو مشروطش رو زیر پا گذاشته بود - آفرین
خیلی خب، بسه دیگه بحثِ کاری نکنیم
- امروز تولد منـه - معلومه عمه جان
امروز دقیقاً کارهایی که من میگم رو انجام میدیم
بله. البته عزیزم، اما اون رئیسـه
بله، و قهرمانِ بدمینتون لیگمون
که چهارسالِ متوالی قهرمان شده
عزیزم، در ازدواج با خونوادهی پلیسی وصلت نکن
امکان نداره
- اوه، کیک - و یکم قهوه...
و... هدیهی تولدِ من واسه عمهجون
- جدی؟ - واست یه ترانه نوشته
وقتی بری تورنتو دلم واست یه ذره میشه
- اما اولش باید قبول بشه نه؟ - همینطوره
راستش... من قبول شدم
هفتهی قبل
کِی میخواستی بهمون بگی؟
میدونم عصبانی هستی
دقیقاً چی تویِ تورنتو هست که اینجا تو دهلی نیست؟
- میخوای لیستش کنم؟ - اونقدرا هم بد نیست
- همین تازگیا تروریست گرفتی - دقیقاً، ما تروریست گرفتیم
این شهر گُه دونیـه
- نه، داره بهتر میشه - واقعاً؟
پس مشکلی نداری که امشب تنهایی قدم بزنم؟
- بسکن - هی هی. آروم باشین. آروم
وقتی مادرت امشب برگرده خونه در مورد تورنتو بحث میکنیم
باشه
بذار راستِ قضیه رو بگم، پونزده ساله که واسه منفجر کردن پارلمان داری تلاش میکنی
و داری سلاح جمع میکنی تا کسایی که تو رو لو دادن رو بکُشی
و به همسرت اعتراف میکنی که وقتی تو زندون بودی بهش خیانت کردی
عصبانی شده، به پلیس زنگ میزنه و تو هم میکُشیِش
حواست بهش باشه
- باز چیه؟ امروز دومین باره که اومدی - ماه قبل چقدر برق مصرف کردید؟
- من حساب قبض برق رو نگهنمیدارم - اما من قبض ماهِ قبلو دارم، دو برابر شده
واحدِ من تو شب روی بیشتر پروندهها کار میکنه، باید تو تاریکی کار کنن؟
زودباش برقها رو وصل کن قبض رو پرداخت میکنم، ممنون
یکی قبض رو پرداخت کنه، پولشو از بودجهی سوخت کم کنین
- باید این کارو واسه جناب انجام بدیم - شما خیلی مهربونین
ویندو تیواری افسرِ کلانتری - مدت خدمت: 13 سال
خب، رام پرتاپ ...
دیروز در حین انجام وظیفه غیبـت زده، خودتو به کوچه علی چپ نزنیا
قربان ...
من کل روز سرِ پستم بودم، حتی وقت دارو خریدن هم نداشتم
- زنم مریض بود - جداً؟
من بخاطر کار عروسیِ برادرمو از دست دادم، در مورد «وظیفه» واسم سخنرانی نکن
اگه این کارت تکرار بشه ...
- مرخصی - قربان
یه دیقه وایسا، میدونم شیفتـت طولانیـه
هیچکدوممون برای خونوادهمون وقت نداریم
فقط دفعهی بعدی نذار خبردار بشم، باشه؟
چشم، قربان
خواستین منو ببینین، وینود؟
بله، خانوم
چطوری؟
خب اولین هفتهی دورهی آموزشیـت چطور بـود؟
- خوب، خیلی خوب - عالیه
اهل کجایی؟
- چندیگر - چندیگر؟ پس چطوری میای اینجا؟
پلیس پنجابم حتماً به افسرهای خوب نیاز داره
خواستم یه شهر بزرگتر رو تجربه کنم
یعنی اینکه تو میخوای از خونهت دور بشی
خب خانوم، چی میخوای اینجا بدست بیاری؟
فقط ... کار درست باشم
صحیح
باید عادت کنم به معاون کمسیر آینده احترام نظامی بذارم
زنده باد هند
- روی چی، کار میکنین؟ - قربان!
لازم نیست بهم احترام بذارین
خودروهای زیادی از اینجا عبور کردن، و شما حتی به یکیشون هم نگاه نکردین
پس واسه چی ایستگاه بازرسی داریم؟
کلِ روز داشتیم نگهبانی میدادیم قربان، فقط یکم استراحت کردیم
این دیگه چِشـه؟
سرِ پُستت گُل ... کشیدی؟
ما دو روز کامل سر پُستمون بودیم قربان، بدون استراحت
یا دروغ میگین یا تنبل شدید ...
خیلیخب
- اینو از اینجا ببر - برو، گمشو!
- بله، قربان - ویندو!
چرا افسرهای خستهت رو گذاستی سرِ ایستگاه بازرسی؟
خانوم، چی شده؟
من تو ایستگاه بازرسیِ واسانت ویهار کلوبـم،
جایی که سه تا از افرادت هیچ کاری نمیکنن
و یکیشون هم تو هَپروتــه
خانوم، نمیشه که حواسم به همهی پاسبانها باشه
شما که از کمبود پرسنلمون اطلاع دارید، اگه افراد بیشتری داشتیم اینطوری نمیشد
بهتره اینم بدونی که نمیتونی حواستو رو افراد خودت جمع کنی
همین الان اینارو بفرست برن و افراد دیگه رو جایگزین کن
- چشم خانوم - همینجا منتظر میمونم
خیلیخب، خانومِ "معاون کمسیر آینده"
افرادِ ایستگاه بازرسی، بذار بهت تجربهی شهر بزرگ رو بدیم
آسیم رو میندازم بازداشتگاه
بازجویی تموم شد؟
آره، چیزایی که لازم بود رو شنیدم، الان تو حبسـه، کاملاً تحت اختیار شماست
میبینی؟ همونی که برق لازم داره
تو هپروتی، نه؟
- خوش میگذره، نارین؟ - بله، خانوم
نارین سینگ سر پاسبان و رئیس اپراتور شبکۀ بیسیم مدت خدمت: 8 سال
خدایا شکرت
برو خونهتون
برو ... برو خونه و تلفنی با هر کی که میخوای حرف بزن
چی؟ وایسا!
چی گفتی؟
هیچی خانوم، هیچی
زنده باد هند
داریم میریم، خانوم
عوضیا
- تو در آموزشی هستی؟ - بله، خانوم
نباید بهت بگم که چرا ایستگاه بازرسی داریم
رانندهها باید احساس ترس کنن، به چشماشون نگاه کن
اگه چیزی واسه قایم کردن داشته باشن، قیافهشون اینو نشون میده
- نگهشون دار و بررسیشون کن، فهمیدی؟ - بله، خانوم
خانوم... میخواستم بگم، من طرفدار دو آتیشهتون هستم
تو آکادمی، شما افسر مورد علاقهی ما بودین
مال خیلی وقت پیشه
معلممون، جناب جوشی گفت که شما بهترین دانشجوی اون بودین
شما همهچیزو در مورد قانون میدونین، خانوم ...
جناب جوشی لطف دارن
پاچه خواریمو نکن
حواست به جاده باشه
چشم خانوم
نیتی سینگ کارآموز پلیس هند - مدت خدمت: دو هفته
بله، خانوم؟
دلم واسه زمانی که تو رئیس ایستگاه بودی تنگ شده
حالا بین این اسکلا گیر کردم
داری ازم میخوای نزول درجه کنم؟
نه، نه هنوز
بازجویی تموم شد؟
بله، فردا یه گزارش ازش رو میزت خواهی داشت
خیلیخب، فردا حرف میزنیم
باشه، خانوم
خاموشش کن
- حالا چی، خانوم؟ - منظورت از "حالا چی" چیه؟
این دومین باره که پلیس نگهم میداره، دیرم شده
حتماً دلیلی داره، اون پشت چی داری؟
کُتب مدرسه
بازش کن
خانوم، کتابهای مدرسهست
بازش کن!
- میبینید، کتابهای مدرسهست - بیارشون پایین
No comments yet. Be the first to leave one.