لومړۍ 200 کرښې.
...آنچه گذشت
ما خیلی خوش شانسیم که .اونا دور شهر رو دیوار کشیدن
.اگه اون همه ادم بی گناه بی سرپناه میموندن
اونا یه بمب اتم مینداختن رو !میدان "پایونیر" شهر
تیوب های مغزی که تولید میکنن دیگه .تقریبا هیچ مغزی توشون وجود نداره
.برادر و خواهرم دارن از گرسنگی میمیرن
من یه تصویر از اون مرده که توی .کارخونه مغز به قتل رسید رو دیدم
اون دید که تو داشتی راجع به فروختن .مغز توی بازار سیاه حرف میزدی
.راه نجات ما ساختن یک اجتماعه
ما سربازای آموزش دیده کافی .برای کنترل شهر نداریم
.همه چیز به یه تار مو بنده
- این بچه ها آموزش ندیدن - پس باید کار رو یاد بگیرن
,باید زودتر میووردمت بیرون ولی .باید منتظر زمان مناسب میموندم
!من با خدا صحبت میکنم !خدا هم با من صحبت میکنه
.یه ارتش به من بدید
به راننده ام گفتم که تو پول .میگیری که رانندگی کنی
کاری که هر احمق شونزده ساله ای .که تصدیق داشته باشه میتونه انجام بده
...اما هنورم !به دل ادم میشینه
شانس اورده که تا نزدم در کونش !!!و اخراجش نکردم
در اصل میخوام کونشو نگه دارم !!!و بقیه بدنشو اخراج کنم
- میتونی با کونش هرکاری بخوای بکنی - اوه تو وحشت ناکی
! ضربه ی مستقیم
.حالا یه تکونی خوردن
باور کن بیشترین تحرکی که !!!توی روز دارن همینه
!!! گلهای آفتاب گردوووون
...اونا مسیر رو تمیز نگه میدارن
این آدم اولیه ها؟؟؟
!شبیه اونایی هستن که یه کروموزوم اضافی دارن
اوه عزیزم ...راجع به تو حرف نمیزنیم .تو خیلی خوبی
تو شبیه اونا نمیشی ولی !!!گوش هات شبیه اوناس
اون قاضی " هریس" ئه که داره با اون دختر اسنک فروش لاس میزنه؟
.معلومه که خودشه
!!!شاید اومده بخاطر گرون فروشی اونجارو تعطیل کنه
Sub#One Team با افــتـــخـــار تقدیم میکند
زیاد خودتو درگیر علت مرگ نکن !فک کنم خودم فهمیده باشم
اما ما چرا الان اینجاییم؟ .اینجا زمین گلفه
.پیست رانندگی هم اون طرفه
!من این مرگ رو تصادفی گزارش میدم
- خدای من...خسته نباشی واقعا - آره...ولی
.به اونا هم بگو که بهم چی گفتی
بعد از اینکه توپ خورد به خانم برینکس ...من برگشتم
.دیدم یه نفر داره فرار میکنه ...اونجا
بنظر میرسه یه نفر اینجا روی .علف ها درتز کشیده بوده
این یعنی تو کسی رو دیدی که میدوئه سمت درختا
چیزی هم دستشون بود؟ تفنگ؟
!!!اره یه تفنگ گلف
.نه ولی من صدای آب رو شنیدم
!چه ریخت و پاشی
...توپ و چوب گلف به کنار
اما کی با خودش زره میاره که گلف بازی کنه؟
!شاید زره میتونسته زندگی خانم برینکس رو نجات بده
.درسته
- زندگی کن و یاد بگیر - یه چیزی پیدا کردم
...لعنتی
آره...حالا حق با کی بود؟
.الان صد یارد تا هدف فاصله داریم
- باید یکم محتاط تر میبودی - !!!خورد به یه تیکه اهن دیگه
خانم ها و آقایون ...این تفنگ گلف نشون ... میده که داریم تحقیق میکنیم راجع به یک
!!!قتل
.آره ...بدون شک
چیه؟ کلمه رو فقط تو نمیتونی استفاده کنی که
- گشنته؟ - نه
.ولی یجورایی تشنمه
- گشنته؟ - !آره
.معلومه که گشنته
! میدونم چه حسی داری چون منم گشنمه
!!!قبلا که توی چاهی بودم که برام جهنم بود .زجر کشیدم
اما خداوند برایم خواست...و حالا
.من برای شما میخواهم
.این حالا دیگر دنیای ماست
!و ما دیگر برای عشق او گرسنه نخواهیم بود
- !غذایمان ده , پدر - !خداوند زامبی هارا دوس دارد
!آگاه باشید
!که خداوند از طریق من با شما حرف میزند
برای من که فرستاده الهی او هستم
!بله !بله
- ...خواهران و برادران - بله
.وقتشه که اشباع شوید
!بیایین چیزی که مال ماست رو بگیریم
!بیایین چیزی که مال ماست رو بگیریم
.بهترین تیوب های مغز تو کل شهر
!!!مغزای خوشگل داریم .خودتون رو سیر کنید
هیولا رو از خودت دور کن
.بهترین تیوب های مغز تو کل شهر
!!!چهل دلار بدی کل دردات رو برطرف میکنه
.هی هی...سهمم رو رد کن بیاد
- دویست دلار کم دادی - نمیدونم چی شده
. تو اخراجی
هیچ دزد از خدا بی خبری نمیتونه از چیزایی .که به ما عطا شده سودی بدست بیاره
. بخاطر مغزهای مریضشون مجازاتشون کنید
.بخاطر پول های آغشته به خون مجازانشون کنید
!کافران گناهکار رو بیارید پیش من
!بیارینشون پیش من
.میدونم که ترسیدید
.من هم میترسم
!من کلی پول دارم .بیایین بریم پیش دستگاه خودپرداز
خداوند نیازی به اموال شما دزدان نداره
!خداوند به دنبال نظم جدید جهانیه
.دنیایی که توسط انسان های به حق قانون گداری میشه
مطمئنی که نمیخوای راجع بهش حرف بزنی؟
.نه , خوبم امشب شام باهم میخوریم دیگه؟
- کلایو - همچی خوبه "دیل" واقعا میگم
باشه
.ولی نمیتونی منو گول بزنی
اون پشت داری چیکار میکنی؟
!منتظرم تو چشماتو از رو من برداری
که مثل بز کوهی احمق بهم خیره شدی ...آتیش کن بریم
.باید بیای جلو بشینی
.اره خودمم داشتم اقدام میکردم که بیام
!چون این پشت بوی جرم و جنایت میاد
اون بوی جنایت نیس ...بوی
- دنبال چی میگردی؟ - یه دکمه واسه جدا کردن تو از خودم
تو مرد خوبی هستی ولی بهتر میشد .اگه نمیتونستم صدات رو بشنوم
باشه خیلی خب...بیا جلو بشین
!!!اینجوری جایی نمیریم خانوم خانوما
واقعا؟
.چیه؟ برو دیگه
! یه جرم مسخره که باید حلش کنیم
اره , خشاب ها سر جاشونه
همینه ...دیدی؟ انجامش دادی
لباسامم پوشیدم !!!مراقب باشین انسان های تروریست
سرگرد...این مسلسل هارو کی میگیریم؟
تو هفته ی دوم... اگه تو هفته اول باعث افتخار ما بشید
.ببین,میدونم که یکم عصبی هستی
.و این قبل از اولین گشت عادیه
کی گفت که ما عصبی هستیم؟ !من خستم
!شما منو با یه حرومزاده که بوی حیوون میداد انداختین تو یه اتاق
!اصن نتونستم بخوابم
.الانم که دارم با این پسره حرف میزنم !این پسر یه احمقه
.سعی کن باهاش حرف بزنی تا بفهمی خودت
میتونی هر حرفی بخوای بزنی
البته تا وقتی که توی خیابونا .در حال فرار نباشی
چیزی داری که بخوای بهم بگی؟
.آره ,همین الان گفتم
شما شنیدی من چی گفتم ,درسته؟ ...همون که گفتم فرار نکن
بچه ها ,هیچکس فرار نمیکنه
.یادتون باشه ,شما از ادم ها قویترین !شما تفنگ دارید
تنها چیزی که میتونه بهتون آسیب بزنه چیه؟
شلیک به سر ژنرال
!پس بهتره ازش مراقبت کنی تازه کار
.بیایین بریم
!فک کنم اینکه میکن "یه زندگی خوب" منظورشون همینه
با این وضع زانوهام بهتره .یه آسانسور هم داشته باشن
.وگرنه مجبوری منو تا بالای پله ها کول کنی
اره , ولی این اتفاق نمیوفته
.هی ! همه ی اون لباسا باید بره توی ون دوم
سلام ... کارآگاه بابینو هستم از بخش قتل .و ایشون لیو مور هستن
ممکنه اونو با کتاب "ستاره ی قتل" .که نویسندشه بشناسید
کل زندگیم تو کجا پنهون شده بودی؟
.تو مثل "ریکاردو مونتالبان" سفید پوستی
- شما مسئول اینجایید؟ -نه
من راننده ی سابق خانم برینکس بودم .کارلتون کلرگ
اقای کلرگ میخواستم بدونم شما حرفی راجع .به خانم برینکس دارید که بزنید
خب ...من تو باشگاه منتظرش بودم تا راندش رو تموم کنه
وقتی که مرد....پس
عذر میخوام ... شما گفتید قتل؟
مگه خانم برینکس با برخورد توپ نمرده؟
بهش شلیک شده با یک تفنگ توپ گلف
تفنگ توپ گلف؟
خانم برینکس دشمنی داشت که شما ازش با خبر باشین؟
هیچی چون خانم برینکس خیلی دوست داشتنی بودن
!شما حواستون به اون پیانو باشه
!!!بندازیش جای تابوت توی همون پیانو خاکت میکنم
هیچکس؟
پسرش
فک میکنی پسرش میخواسته که اون بمیره؟
.اونا سر سی یارد زمین جنگ و دعوا داشتن
معاملات تجاری , فک کنم
- کجا میتونم پسرشو پیدا کنم؟ - اون تو میامی زندگی میکنه
سخته که پسرش که تو میامی زندگی میکنه
خانم برینکس که تو سیاتل که دورش .دیوار کشیده شده رو بکشه
...اوه اره
چرا یکی باید همچین پیرزن خوبی رو بکشه؟
هر روز وقت طلوع خورشید .میرفت و تو باغچه ها قدم میزد
. و میگفت که چقد دوسشون داره
.شرط میبدم این گلای گلایل رو دوس نداشته
!خیلی مسخرن
خانم برینکس از اینکه بگه داره به چی فک میکنه نمیترسید
اما ادم خیلی دست و دل بازی بود
با یه لبخند بزرگ و حرف زدنش
داری چیکار میکنی؟
دارم عرق نیشکرم رو گرم میکنم
- از مال اونا برداشتی؟ - اره
میخوام گرمش کنم
.ولی سر از این دکمه هاش در نمیارم
شرمندم ...یه دقیقه ای برمیگردم !!!اومدم
حالت چطوره عزیزم؟ -
باید یه چیزی بخوری، باشه؟
.تا مثل سوپر من قوی بشی
.گرسنه نیستم - .امتحان کن -
.این پسر من ـه الکس .امروز مریض ـه
.متاسفم که میشنوم، رفیق
.پاتو از روی مبل بردار بچه مگه توی طویله بزرگ شدی؟
.آره، بهتره پا ـتو بندازی
.لیو، این نقاشی رو نگاه کن
.واو! اون سنگ هارو ببین
.توی موقعیت های خاص اون گردنبند رو مینداخت
.واقعا؟فکر میکردم با تایتانیک غرق شد
.جوک گفتی
اگه من بودم یه گلوله توی سرش میزدم .بخاطر همچین جواهری
No comments yet. Be the first to leave one.