لومړۍ 181 کرښې.
نمیخوای پیاده بشی؟- هی،اینقدر بی ملاحظه نباش-
باشه الان پیاده میشم
بریم.گشنمه-
من اومدم تا با مدیر اجرایی کانگ] [جون سو از غذای دونگهان ملاقات کنم
چند لحظه صبر کنین
مدیر اجرایی کانگ قرار ملاقات دارن؟
مون سونگ مو هستم از پونگ چونوک
یه آقایی به اسم مون سونگ مو اینجا هستن
باشه
بله
مدیر اجرایی کانگ امروز هیچ قرار ملاقاتی ندارن
پس،برام یه وقت ملاقات بذارید
نمیشه دقیقه آخری قرار ملاقات گذاشت
اگر ایشون اینجا نیستن،مایلم صبر کنم تا بیان
چی شده؟
ایشون برای ملاقات مدیر اجرایی کانگ از غذای دونگهان،بدون قرار ملاقات قبلی اومدن
متاسفم،لطفا یه قرار ملاقات بذارید و برگردین
میتونم همین الان با ایشون یه قرار ملاقات بذارم
...آقا، اگر با ما همکاری نکنین، ممکنه
سه نسل از خانواده م یه رستوران رو برای 80 سال اداره کردن
اونوقت یه همچین گروه تولیدی غذایی
باید اسم رستوران خانوادگیمون رو بدزده؟
سوء تفاهم شده
دادخواست در مورد اون رستوران
قبل از اینکه من منصوب بشم صورت گرفته،بخاطر همین من جزئیات این پرونده رو نمیدونم
جزئیات این پرونده رو نمیدونید؟
در واقع،وقتی اون پرونده نظرمو جلب کرد
میخواستم بهتون بگم که شرکت چطور میخواد بهش رسیدگی کنه
شنیدم که یه حادثه غم انگیز اتفاق افتاده
،شرکت ما،غذای دونگهان
قرار نیست هیچ گونه عکس العملی نشون بده اگر شما مایلید که اداره ی
به علاوه،خیلی از مردم، رستوران شما رو به عنوان
شعبه ی اصلی برند شما؟
یا ما باید به طور رسمی اعلام کنیم که اون رستوران، در واقع شعبه ی اصلیه؟
من میتونم شما رو از پرداخت حق عضویت معاف کنم
میتونم بخاطر شما با تیمم صحبت کنم
چی داری میگی؟
اون رستوران رو تعمیر کنین
نگاه کن
این والدین منن که میتونن بهت اجازه بدن از اسم پونگ چونوک استفاده کنی
این چیری نیست که شماها قدرتشو داشته باشین
نمیدونم دادگاه چطور بهتون همچین حقی داده
ولی بخاطر والدینمم که شده
من بهت اجازه نمیدم
که اسم پونگ چونوک رو استفاده کنی
...طرز تفکرت که پول میتونه همه چیو حل کنه
واقعا بچگانه نیست؟
لعنتی
دارید سوپ برنج درست میکنین-] [سوپ برنج؟-
عزیز دلمی-] [ای خدا-
وقتی تموم کردیم یادم رفت بخرم
شوخیت گرفته؟
من واقعا خوبم
میرم فروشگاه و یه سری خوراکی میخرم
ماشین ندارم
پس،میرم چای خونه و یکم غذا میگیرم
خدای من،دارم از گشنگی میمیرم
گشنته درسته؟دنبالم بیا
کجا داری میری؟
امروز، اینجامون اینجاست- چی؟-
چی شده امروز اومدی اینجا؟
داشتم رد میشدم که تشنم شد بخاطر همین وایسادم
میخواستم یکم آب بگیرم
ناهار خوردی؟
آیگو،بهم غذا تعارف نکنین
نمیخوام زحمتتون بدم
اصلا هم زحمت نمیدی
فقط باید دوتا قاشق بیشتر بذارم
شما هم بیاین داخل خانم جوان
ای خدا،واقعا نباید اینکارو کنم
خوشمزه نیست؟- چرا-
سولا،خیلی با لذت غذاتو میخوری
تو فقط یه بچه ای.داری چکار میکنی؟
اشکالی نداره
چطوری اینقدر کارش خوبه؟-
یه ماست نوشیدنی میخوای؟
قایمش کن- چی؟-
تویی سولا؟
سلام آقا،دارین کار میکنین؟
صبر کن.چیز زیادی ندارم که بهت بدم
اینجا
سیب میخوای بهت بدم؟
به اون خانم هم یکی بده
ممنون-] [قابلی نداشت-
اون خانم با اون رفتار زشتش
باید وقتی یه بزرگتر رو میبینه سلام کنه
توی جامعه ی ما،خوش رفتار بودن مهمه. باید بهتر رفتار کنه
چطوره؟
تو معرکه ای
اون سیب رو بهم بده
چی؟
چه خبره؟
خدای من- سلام-
سولائه- سلام سولا-
بفرمایین سیب بخورید
خدایا،باشه- اینا برای مائه؟-
وای- چقدر شیرینی تو-
میخوام یکم بخوری؟
امتحانش کن-] [لازم نیست بهم غذا بدین-
این دیگه چه جور آدمیه؟
یکم بهش بدین-
دهنتو باز کن- خدایا-
اون ترسناکه-
مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد] [ به صندوق پستی متصل میشوید
چه بلایی سر بلا اومده؟
کی فرستادتت؟
آقای لیم از من خواستن که شما رو اسکورت کنم
آقای لیم؟
ایشون مدیر اجرایی اینترنشنال دونگهان، لیم چول یونگ هستن
،بلا بدون اینکه اول با من صحبت کنه تصمیم گرفته با دونگهان کار کنه؟
انتظار دارید اینو باور کنم؟
به خودتون بستگی داره سرپرست جانگ
یعنی، به خودتون بستگی داره، مدیر جانگ
ما این فصل رو فقط بر اساس قول بلا آماده کردیم
ولی حالا که نمیتونیم باهاش تماس بگیریم، اوضاع خیلی گیج کننده ست
میدونید که خسارت مالی خیلی زیادیه
لااقل وقتی که من برای دونگهان اینترنشنال کار میکردم
آدما انقدر پَست تا کمر دولا نمیشدن
اول باید یه پرونده برای گزارش گم شدن بلا درست کنم
میدونی چیه؟
من فقط اینو از سر کنجکاوی خودم میپرسم
یو هیو میونگ
بلا درباره ش میدونه؟
تعجب میکنم که با بودن تو توی زندگیش
با دونستن اینکه مادرش بخاطر تو مرد،مشکلی نداشته باشه
با دیدن صورتت میفهمم که این راز رو نگه داشتی
اون یه مدل بسیار زیبا بود
و همینطور یه طراح با استعداد
وقتی اون درباره ی این رابطه ی شوم افتضاح] [بفهمه
درباره ت چی فکر میکنه؟
بلا چطور فکر میکنه؟
...تو
به چی میخوای برسی؟
خانم جانگ
بیاید یه بار دیگه بهش به عنوان دو تا اهل بیزینس نگاه کنیم
حالا که قراردادش با لوییس تمام شده
اگر یه قرار داد دیگه رو امضا نکنه
کل فصل رو هدر میده
اگر مردم بفهمن که بلا به خواست خودش از دسترس خارج شده
مشخصه که اعتبار بِله اومبره
کاملا از بین میره
مطمئنم که فطرت این صنعت رو میشناسی
سخته که از نردبون بری بالا] [ولی سقوط کردن فقط یه لحظه طول میکشه
بِله اومبره
بلا خودش تنهایی بِله اومبره شد؟
نه اینطور نیست
خون دل خوردنا و زحمتای تو رشد کرده
به جای اینکه فرو ریختنش رو نگاه کنی] [باید یه کاری کنی
قرار نیست اون سقوط کنه چی داری میگی؟
بله اومبره سقوط نمیکنه مهم نیست چی بشه
دقیقا،البته،نباید اینطوری بشه
که شما رو از این مخمصه نجات بدم
یه چیزی آماده کردم
...چطور
دقیقا مثل استودیو بلا ست
نظرت چیه؟
اینکه طراحیش اینقدر شبیه بلا ست شوکه کننده نیست؟
خدایا
...چطور
چه نقشه ای داری؟
خیلی خوب
اجازه بده بلای جدید رو بهت معرفی کنم
چی؟
تو دیگه کی هستی؟
هیونا،باید سلام کنی
ایشون دخترمه
نگران بودم
که از زمان دانشگاه هنرش خیلی] [تحت تاثیر کار های بلا قرار گرفته
هیچوقت فکرشو نمیکردم که اینطوری بتونه من رو نجات بده
خب، این دیگه آخر خطه
فقط به یه عنوان نیاز داریم
که بلا برای این فصل با دونگهان اینترنشنال کار میکنه
بله،اگر بلا قبل اینکه تموم بشه خودشو نشون بده
میتونه ادامه ی پروژه رو خودش ادامه بده
نگران نباش
این برای شهریه ی بچه هاته.بگیرش-
واقعا نمیتونم
زود باش.از طرف منه.داری خجالتم میدی
بگیرش. بیا
خدایا
هی ازت میخوام یه لطفی در حقم بکنی
No comments yet. Be the first to leave one.