Love Story

Love Story

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Love Story 2026 S01E09 720p WEB H264-JFF
د لخوا تبصره warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 9 Love Story 2026 زیرنویس فارسی سریال

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-03-27
ډاونلوډونه: 56
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

و این خوابیه که مدام می‌بینی؟

آره

و توی خواب، هر دوتون سوار اون ماشینِ کروک هستین

توی کاروانِ ماشین‌ها در دالاس، فقط با این تفاوت که تو زخمی شدی

اومم. و چی تنت بود؟

همون لباسی تنمه که مادرش پوشیده بود

کت و دامن توئید صورتی و اون کلاه گردِ مخصوص

اون از کلاه گذاشتن متنفره

همین‌طوره. اوم

خب، مشخصه که این موضوع کاملاً با حرف‌هایی که

توی جلساتمون می‌زنیم همخونی داره

این ایده که تو داری تاوان شهرت و جاه‌طلبی‌های جان رو پس میدی

این خواب همچنین از یه ترسِ عمیق از روبرو شدن با دنیای واقعی حکایت داره

هوم. بیا سعی کنیم تحلیل‌های شخصی ارائه ندیم، باشه؟

خب، شاید اگه خونه بودم و کنارش توی تخت‌خواب خودمون می‌خوابیدم

دیگه این کابوس‌ها رو نمی‌دید

تو کسی بودی که تصمیم گرفت بره، حالا داری می‌گی

که نبودنت مشکله؟

آره، برای اینکه حرفی نزنیم که دیگه نشه پسِش گرفت

خب می‌رفتی پیاده‌روی، جان. نباید خونه رو ترک می‌کردی

من نرفتم. تو رفتی و بعدشم تو

آره، تو برنگشتی

خب این رو چطوری توصیف می‌کنی؟ خدای من

و اگه غریزه‌ت اینه که وقتی اوضاع سخت می‌شه جیم بزنی

چطور می‌تونم اعتماد کنم که باز این کار رو تکرار نمی‌کنی؟

من کسی بودم که کاملاً روشن کردم طلاق اصلاً جزو گزینه‌ها نیست

پس لابد باید خیالم راحت باشه

که تو یک‌جانبه چنین حکمی صادر کردی

معنیش اینه که تنها راهی که تو ذهنم دارم اینه که این ازدواج رو به سرانجام برسونم

جان، بین اینکه نخوای شکست بخوریم

با اینکه بخوای موفق بشیم، تفاوت هست

جان ازدواجمون رو از دریچه رسانه‌ها می‌بینه

اون بیشتر نگرانِ ظاهرِ مشکلاتمونه تا خودِ مشکلاتِ واقعیمون

نمی‌تونیم این حقیقت رو که زیر ذره‌بین زندگی می‌کنیم نادیده بگیریم

فقط چون برامون ناخوشاینده. من نمی‌تونم نفر سومِ

توی ازدواج خودم باشم

که بقیه عمرم رو صرف رقابت با بقیه آدم‌های دنیا کنم

یا میراث خونوادگیش، یا مجله‌ش

خب، می‌دونم شاید عجیب به نظر برسه

اما بر اساس چیزایی که دارم می‌شنوم

پیشنهاد می‌کنم یه مدت به‌صورت آزمایشی جدا از هم زندگی کنین

ببخشید، چی؟

توصیه شما برای ازدواج ما طلاقه؟

نه

اما فکر می‌کنم بخشی از دلیلی که شما دو نفر به شفافیت نمی‌رسین

اینه که... توی یه جور فضای بلاتکلیفی گیر کردین

و شاید اگه برای مدتی تماستون رو قطع کنین

درکِ روشن‌تری پیدا کنین از اینکه دلتون برای چی تنگ شده

یا اینکه زندگیتون بدون همدیگه واقعاً چه شکلی می‌شه

اوم‌هوم. مثلاً برای چه مدت؟

آره، مثلاً یک یا دو هفته؟

یک ماه، شاید دو ماه

اوم، مشتری‌هاتون خیلی زیاد شدن یا چی؟

نه

نه، منظورم اینه که قطعاً پیش من میاین، فقط همدیگه رو نمی‌بینین

من نمی‌تونم یک ماه با همسرم حرف نزنم

آره، منم دلم نمی‌خواد این کار رو بکنم

یعنی فکر نکنم حتی اگه ازم بخوای هم بتونم

خب آخه نه به هم نزدیک می‌شین و نه بیخیالِ هم می‌شین

و در عوض، فقط دارین با چنگ و دندون این ازدواج رو نگه می‌دارین

در حالی که داره توی یه سراشیبی سقوط می‌کنه

چی شد اون قرارِ روزی یه نخ سیگار؟

داریم توی یه بارِ درب‌وداغون مشروب می‌خوریم

اونم وسط یه روز کاری، بعد از مشاوره ازدواج

می‌تونم بگم نظم و انضباطم برای امروز کلاً پاشیده

یه چیز خنده‌دار می‌دونی؟

وقتی توی استنهوپ دارم به زندگیِ مشترکمون فکر می‌کنم

هیچ‌وقت لحظه‌های بد رو توی سرم مرور نمی‌کنم

فقط به خودمون توی بهترین حالت فکر می‌کنم، در حال خندیدن

که همیشه دستمون رو به سمت هم دراز می‌کردیم

هیچ‌وقت برامون کافی نبود که فقط توی یه اتاق باشیم

همیشه باید همدیگه رو حس می‌کردیم تا بفهمیم واقعاً اونجاییم

و بعد وقتی به هم می‌رسیم

تمام تلاشمون رو می‌کنیم که دوباره بحثِ دعواهای قدیمی رو باز نکنیم

فکر نمی‌کنم تمام تقصیرها گردن ما باشه

مشاور ازدواجمون از ما متنفره

آره

فکر کنم به خاطر ما قراره بشه واسطه‌ی طلاق

می‌دونی اون روز داشتم به چی فکر می‌کردم؟

هوم؟ اون سفری که به هندوراس رفتیم

وقتی تمام بدنت پیچکِ سمی خورد و مجبور شدم دستات رو با جوراب ببندم

تا خودت رو نخارونی

همه جا لوسیون کالامین مالیده بودیم. آره، یه مردِ گنده و صورتی شده بودی

خیلی افتضاح بود

اون بار که روی پشت‌بوم توی پاریس رابطه داشتیم چی؟

و نزدیک بود برق بگیرتت؟

ارزشش رو داشت

کاش همون موقع می‌دونستیم

چی رو؟

که چقدر خوشبخت بودیم

دیگه باید بریم

یه گیلاس دیگه اینجا بخوریم، داستانمون واقعاً غم‌انگیز می‌شه

هی. ببخشید

اشکالی نداره

اشکالی نداره یه سری بزنم و اون کتِ کتانم رو بردارم؟

بهترین بوسه‌ای که تا حالا داشتیم؟

حتماً اولین بوسه‌مون بیرونِ آپارتمانت بوده

نه، نه، اون حساب نیست

منظورم به عنوان یه زوج بود

اومم، خیلی زیاد بوده. آره

ساحل جونز؟

کدوم دفعه؟

اون یکی کنار آتیش، توی کلبه توی مونتانا چطور؟

نه، یادم اومد کدوم بود

لعنتی! خیلی دیرم شده

هی، صبر کن، یه بوس بده

خداحافظ. بعداً می‌بینمت، آره؟ اوم-هوم

باشه. عاشقتم

عاشقتم. خداحافظ. خداحافظ

این چیزی نبود که تو ذهنم بود

بیا بگیر رفیق

صبح بخیر

سلام. سلام

ببخشید، نمی‌خواستم بیدارت کنم. نه، مشکلی نیست

می‌دونم این اواخر خوب نمی‌خوابیدی. طوری نیست

ساعت ۹ صبح قرار صبحانه دارم

فهمیدم

می‌تونم کنسلش کنم. نه. نه، خوبه

فقط، اوم... فکر کردم شاید بخوایم درباره دیشب حرف بزنیم

آره؟ آره

منظورم اینه که، حسِ بدی داری؟

اوم... نه

من... نمی‌دونم

نسبت به چیزی که الان داره اتفاق می‌افته حسِ خوبی داری؟

چطوره برای ناهار همدیگه رو ببینیم؟

می‌دونی چیه، اصلاً شاید بهتر باشه توی جلسه مشاوره دربارش حرف بزنیم

فکر می‌کنی به کالین بگیم؟

منظورم اینه که دقیقاً برعکس چیزی که ازمون خواسته بود عمل کردیم

جان، من گیج شدم

دنبال گرفتنِ نمره‌ی بیستیم یا داریم سعی می‌کنیم ازدواجمون رو نجات بدیم؟

آخه فقط نمی‌خوام فکر کنه ما بیشتر از اون چیزی که خودش فکر می‌کنه

داریم خودمون رو داغون می‌کنیم

توی مهمونیِ سالانه‌ی مجله‌ی «جورج» می‌بینمت؟

نه جان، من... واقعاً الان نمی‌تونم

پس لابد عروسی «روری» هم کنسله

دوستت دارم، ولی تو هنوز متوجه نمی‌شی

این کار برای من به اندازه تو راحت نیست

چی راحت نیست؟

تظاهر به اینکه همه چیز مرتبه

بهت اطمینان می‌دم که این اصلاً برای من راحت نیست

بعداً با هم حرف می‌زنیم؟

آره

فکر نکنم از وقتی فوت کرده، پام رو اینجا گذاشته باشم

ظاهرت داغونه

واو. مامان واقعاً اینجا پیشِ ماست. موهات داره سفید می‌شه

آره، خب، استرس با آدم همین کار رو می‌کنه. اومم

بشین

خیلی سنگینه

اما باید از خودت بپرسی که واقعاً چه چیزی تحت کنترلته

و چی رو می‌تونی نجات بدی؟

اون منو نمی‌بخشه. برای چی؟

برای خراب کردن زندگیش، از بین بردنِ گمنامی‌ش

و اینکه نتونستم ازش محافظت کنم

یادمه همین‌جا با مامان نشسته بودیم

و اون بهم می‌گفت هر زنی که باهاش بمونم

توی این توهم خواهد بود که وارد یک رابطه برابر شده

در حالی که در واقعیت، اون هم باید مثل بقیه دورِ من بچرخه

اون همسر رئیس‌جمهور ایالات متحده بود

تنها چیزی که می‌دونست این بود که چطور دورِ یه مرد بزرگ بچرخه

اما تو پدر نیستی و کارولین هم بانوی اول نیست

جان، تو با زن‌های بی‌شماری بودی که با کمال میل حاضر بودن

تو مرکزِ جهان باشی، ولی با هیچ‌کدومشون نموندی

و بعد کسی رو پیدا کردی که حاضر نبود خودش رو تغییر بده

تا به همون چیزی تبدیل بشه که تو نیاز داری، و عاشقش شدی

و حالا همون ویژگی‌ها، اون شور و اشتیاق، اون تسلط به خود

دیگه به کارت نمیاد و داری اعتراض می‌کنی؟

من هر کاری از دستم برمی‌اومد کردم تا اون رو خوشحال کنم

چیزی که اون ازت می‌خواد غیرمنطقی به نظر می‌رسه

چون تا حالا هیچ‌کس چنین چیزی ازت نخواسته بود

تمام عمرت، آدم‌ها حاضر بودن هر تکه‌ای از وجودت رو

که بهشون می‌دادی قبول کنن، اما اون این‌طور نیست

و هیچ‌وقت هم قرار نبود چنین کسی باشه

می‌دونم طوری باهات رفتار شده که انگار سرنوشتت از قبل نوشته شده

اما معنیش این نیست که برای تغییر دادنش ناتوانی

سوال اینجاست که آیا اون‌قدری عاشقش هستی که این کار رو بکنی؟

ممنونم

ممنونم

کمی پیش با جان حرف زدم

زنگ زد تا بپرسه حالت چطوره

خب، تو بهش چی گفتی؟

گفتم گوشی رو بردار و خودت بهش زنگ بزن

اون پیشنهاد داد که منو برسونه به «وین‌یارد»

توی مسیرش به عروسی روری. اومم. می‌خواد خودش رو برات لوس کنه

قبول کردی؟

خب، من قرار نیست پیشنهادِ ماشین رو توی یه جمعه‌ی تابستونی رد کنم

هوم

باید صبح وقتی اومدم پایین می‌دیدیش

داشت می‌رفت سر کار انگار که یه روز کاملاً عادیه

خب، بهش نگفتی «هی، می‌تونی جلسه‌ت رو کنسل کنی؟»

«ما واقعاً باید با هم حرف بزنیم»؟

من نباید مجبور به این کار باشم

وظیفه من نیست که رابطه‌مون رو درست کنم

خب، پس معلومه تو هم اون‌قدرها برای ارتباط برقرار کردن مشتاق نبودی

می‌دونی، تو فکر می‌کنی چون به خاطر جریانِ پدر

ترک کردنِ اون، بزرگترین خیانته، لورن

اما تو داری یه سری مسائل رو به جان نسبت میدی که اصلاً ربطی به اون نداره

اگه واقعاً می‌خواستی روی این رابطه کار کنی

باید غرورت رو کنار می‌ذاشتی، این اجبار برای «حق با من بودن» رو دور می‌انداختی

و کاری رو می‌کردی که به صلاحِ رابطه‌تونه

من تمام تلاشم رو کردم که باهاش کنار بیام، لورن

Love Story subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left