لومړۍ 107 کرښې.
کارن
چیکار میکنی؟
متأسفم، جوزفین
!مامان
!بابا
!کمک
کمکم کن
نمیتونم اینکارو بکنم
میتونی - متأسفم -
ساکت بمون
ساکت
شما هرجومرج رو بههمراه آرودین
.بیخیال ترو خدا نکن، کارن. اینکارو نکن
من باید تعادل رو برگردونم - نه -
نکن - آره -
تورو خدا اینکارو نکن
تموم شد
متأسفم
نه کارن
کارن، نرو
!نرو. نرو
خواهش میکنم برگرد
!کمک
!کمک
!کمک
«Sina4Z | مترجم: «سینا زاهدنیا
«الفها»
چی شد؟
.آروم باش. آروم باش چی شده؟
اونو گرفتنش. جوزفین
جوزفین کجاست؟ اون کجاست؟ - نمیدونم -
منظورت گرفتنش؟ - !کارن جوزفینو گرفت -
بیا
حالا امتحان کن
کار نمیکنه
چیکار کنیم؟
نه، هی... هی، گوش کن
گوش کن، از پسش بر میایم، خب؟
لیو، به من نگاه کن
مشکلی نیست
باشه؟
بقیه رو پیدا میکنیم و درخواست کمک میدیم
لیو؟
از پسش بر میایم
آره
زودباش
!کسپر
!اوه
!خدای من
حالت خوبه؟
آروم باش
جوزفین کجاست؟
نمیدونم - کارن کجاست؟ -
وقتی رسیدیم ماشین اونجا بود
اما کارن کجاست؟
نمیدونم کجا رفت، اما بچهمو با خودش برد
اون کجاست؟ باهاش حرف نزدی؟ نزدی؟
این نگاه چه معنیای میده؟
چی شده؟
!یه چیزی بگو
حصار رو درست کنین. تو اینکارو انجام بده
حصار رو درست کنیم؟ - چه خبره؟ -
گمونم بدونم دخترت کجاست
کلیدهای دروازه
اینو بگیر و اونجا وصلش کن
فهمیدی؟
آره
ما پیداش میکنیم
کسپر - نه، مامان. من باید برم -
کیکو
نمیتونم خودمو آزاد کنم
نمیتونم خودمو آزاد کنم
با هم؟
آره. آره
زودباش
سریعتر
کسپر
!جوزه
!سلام
خدارو شکر که حالت خوبه
ها؟
تو هنوز یه عوضیای - تو یه لاشیای -
از اونجا دور شین
از اون دور شین
کارن، اونا دارن میان
اونو رهاش کن
اون یکی از نوجوونها رو گرفت
و یه بزرگش رو به قتل رسوند
اگه جلوشو نگیریم، این قضیه تموم نمیشه
مامان بزرگ
میدونم سخته، عزیزم
اگه رهاش کنیم، اون کوچولو اونو دنبال میکنه و بقیه رو میکِشه بیرون
بیا اینجا. بیا
مامان بزرگ، بس کن
!بیا - !بس کن -
بسکن
لیو
!حالا
!بیا اینجا
چیکار میکنی؟
!بس کن. بس کن
عزیزم
بیا اینجا
اونا دارن میان
لیو
بیا اینجا
...بیا اینجا. تو
No comments yet. Be the first to leave one.