لومړۍ 200 کرښې.
به مناسبت چهلمین سال فعالیت شونن جامپ هفتگی
خوب ... ما با خودمون گفتیم که اگه الان نشون بدیم مزش میپره ! پس اپنینگ جدید رو آخر برنامه براتون می پخشیم !
و همچینی ، گینتاما با کلی هفت خان رد کردن ، میخواد که سال سومش رو هم شروع کنه !!
بالاخره گیر افتادی . دیگه جایی برای فرار کردن نداری .
دیگه موشو گربه بازی تمومه !
درسته ، مثل بچه ی آدم تسلیم بشید ، بمب گزارا ، کاتسورایاما ، جوزفین .
ها ها ها . گینتا ، تو اون کسی هستی که اینجا گیر افتادی !
من توی کل سوراخ سمبه های این ساختمون یه بمب کار گذاشتم !
اگه جوزفین این دکمه رو فشار بده ، هممون میریم هوا !!
چی ؟!
مگه از رو جنازم رد بشی !
دومِستیک وایولنس !
خشونت خانگی !!
خودشه ! تکنیک مخصوص گینتا سان !!
اون یه ضربه ی خیلی خفن و قویه که فلان جای طرف رو هدف قرار میده !
با این تکنیک ، گینتا سان توی یک ثانیه ، 16 تا ضربه به فلان جایه حریفش میزنه !
چی ...
کا - کارنمیکنه . آها ، فهمیدم ، اون لباسا ...
اون لباسا ... اونا باعث میشند که من نتونم بفهمم که فلان جای جوزفین کجاست .
پس فلان جات یه جایه دیگست ...
بـــــوم !
این چیه دیگه ؟
چجوری یه همچین کوفتی رو دارن چاپ میکنند ؟
هوی ، جامپ . تمومش کن دیگه ! بزار یه تازه کار بدبخت جای این مانگارو پر بکنه دیگه !
این مانگا چه مرگشه ؟ اصلا نمیشه خوندتش !
آرتش که خیلی چرته ، در حد لالیگا هم دیالوگ داره ، اسگل !
حالا که چی که " شما مانگای آماچی - سنسه ی رو فقط در جامپ میتوانید بخوانید "
" شما مانگای فلان - سنسه ی رو فقط در جامپ میتوانید بخوانید " یک حرف متداوله که توی مجله ی شونن جامپ مینویسند .
باید مینوشتند " شما مجبورید که توی جامپ بخونیدش ! "
دیگه فکر کنم که وقتشه که جامپ بیاد یکی رو پیدا کنه که بتونه حریف " وان پارک " یا " به روتو "بشه !
وان پارک = وان پیس به رو تو = ناروتو هانگر هانگر = هانتر ایکس هانتر
" هانگر هانگر " دوباره برگشته ، ولی خدا میدونه که کی دوباره میره .
غریزم بهم میگه که ،
به زودی نابغه ی بعدی جامپ طلوع میکنه ! الان یه ده سالی شده که نابغه نداشتیم !
مترجم : عملا داره به کوبو فحش میده : دی
الان منظورت از این حرف چی بود ؟
مگه "گینتا مَن" چشه ؟ همه چیزش که داره خوب پیش میره ! ازش خوشم میاد !
تو دیگه چته بچه ؟! طرفدار گینتا منی ؟
از این مانگا ها نباید بخونی ها ! قدتو کوتاه میکنه !
من بچه نیست ! اسمم کونیشی هستش .
دارم ازت میپرسم که مشکل گینتامن چیه ؟
مشکل از ویراستار هستش .
این تقصیره ادیتور هستش که تا الان مانگا رو به امون خدا سپرده .
فقط آماتورا اینجوری فکر میکنند .
فوق فوقش ، ویراستار میتونه به نویسنده تا آکامارو جامپ کمک بکنه !
هنر مندایی که میخواند تازه توی جامپ شروع به کار بکنند ، اول کارشون رو توی آکامارو میزارند ، اگه مانگاشون موفق بود ، تازه میاند توی شونن جامپ !
وقتی که کار سریالی بشه ، دیگه این وظیفه ی مانگاکا هستش که با پیشرفت کردن ، توی جامپ دووم بیاره .
حتی اگه ویراستار نتونه مانگاکا رو هدایت بکنه ،
اینقدر توانایی داره که جلوی چرت شدن داستان رو بگیره که !
اینقدر حالیم هستش که مانگا درست کردن توی جامپ خیلی بدبختی داره ،
ولی وقتی که مانگاکا میزنه به جاده خاکی ،
این وظیفه ی ویراستار هستش که کارو دوباره بیاره تو جاده ی اصلی !
اصلا من باید ویراستار میشدم .
اون بابا اصلا نمیدونه که داره چیکار میکنه !
شرط میبندم که ویراستار های جامپ همشون یه مشت بچه خرخوند که از دانشگاه تهران و شریف انواع و اقسام مدارک رو دارند !
ولی مدرک به چه دردی میخوره اگه نتونند احساسات یه پسر بچه رو درک بکنند ؟
دفتر وکالت هاگا
ای بابا ، اگه گینتامن توی جامپ نبودش خیلی بهتر میشد .
نسخه خطی
گینتامن
تو به کارت ... افتخار میکنی ؟
تو به کارت ... افتخار میکنی ؟
الو . ممنون که زنگ زدید. کونیشی هستم از دپارتمان سر مقاله ی جامپ
از شغلت ... لذت می بری ؟
از شغلت ... لذت می بری ؟
شغلت رو ... دوست داری ؟
شغلت رو ... دوست داری ؟
هر چیزی که کمتر باب میل باشه ، دوست داشتنی تر میشه !
شوئِیشا
کونیشی !
اسگل !فکر کردی که من یه همچین ایده ی کثیفی رو میتونم بفرستم واسه چاپ ؟
اگه میخوایی خراب کاری هاتو با اینجور جکا ماس مالس کنی ، کور خوندی !!
چته تو ؟ فکر کردی با این کارا مانگات پیشرفت میکنه ؟
مثه روز روشنه که دیگه به آخر خط رسیدی !
کارت اصلا عمق نداره ! منو خیلی هیجان زده میکنه ، ولی نه از اون مدلای خوبش !!
تو رو به مولا تمومش کن کونیشی - کون ! خیلی رو اعصابی !
از دست توئه که موهام داره میریز دیگه !!
من دیگه به مردم نمیتونم بگم که موهام رو از وسط کلم جدا کردم ! حالیته ؟!
اونجا رو ببین !
یوشیزاوا رو ببین ! باورت میشه که شما دوتا حدودا توی یک زمان شروع به کار کردید ؟
اون همون ویراستار خوشتیپ و ماهریه که سی.گری من و پِث نوت رو درست کرده !!
سی گری من = دی گری من پث نوت = دث نوت
اون هم کارش ، هم قدش ، هم چیزش سه برابر مال توئه !!
دوستی
پشتکار
پیروزی
حالا تو چی؟! یه نگا به خودت بنداز !
هم قدت هم کارت شبیه این بچه راهنمایی هاست !!
یه آدمایی مثل تو چیزشون ...
چرا تو چیزت گندست ؟! سر تا پات رو اعصابمه !!!
گوشاتو واز کن ! اگه دفعه ی بد هم توی امتیازایی که خواننده ها میدند برینی ...
اونوقته که ...
هم تو هم اون گینتامنتو ...
... با اردنگی از جامپ پرت میکنم بیرون !!
چرا همه چیز اینجوری شد ؟
چرا من باید همه ی این بدبختی هارو تحمل کنم ؟
من واسه این عضو شوئِیشا نشدم چون میخواستم به جامپ کمک کنم ، نه !
من فقط میخواستم برم تو دپارتمان سر مقاله ی یه مجله ی فشن مردونه و درباره ی فشن مقاله بنویسم ...
من میخواستم که یه سیتی بوی بشم و وقتی میرم تو خیابون ، مدلا دورو برم جمع بشند ...
... باهاشون یه عالمه سوشی بزنم ...
... شبا هم توی کلاب شیسو تارافوکو واسه خودم خوش بگزرونم .
نمی دونم چرا ، ولی منو فرستادند دپارتمان سر مقاله ی جامپ .
و بعدش هم مجبورم کردند که روی یه همچین مانگای نخ نمایی کار بکنم .
من نفهمیدم چرا ... من نمیخوام بفهمم .
هوی هوی ، این گینتا من که توی چاپ این هفته هم هست که !!
ای بابا ، راحتم بزار دیگه ! واقعا حالمو بهم میزنه !
واقعا ویراستار داره به چی فکر میکنه ؟
سر دبیر ... تو رو جون ننت بزن ادیتور و مانگاکا رو اعدام بکن ما یه نفس راحت بتونیم بکشیم !
لطفا دیگه توی جامپ من گند نزنید !بابا میخوام یه داستان بهتر بخونم .
یه چیزی مثل " وایت دویل " یا " بَت سایدر " .
داره " بلک انجلز" و "گاد سایدر " رو مسخره میکنه ، جفتشون هم توی دهه ی هشتاد ، توی جامپ سریالی شدند .
پس خودت ویراستاری کن !! راس میگی خودت بکن ببینم !!
اصلا من میخواستم رو یه کارایی مثل " پث نوت " یا " سی . گری من " کار کنم !!
من میخواستم رویه یه کار باحال و مشهور کار بکنم !!
میخواستم برم توی همشهری جوان کار بکنم.
شیبو یا یویچی یه گیمر ، نویسنده و یه ادیتور موسیقی هستش که مدت ها مصاحبه هایه پشت صحنه داشته .
میخواستم برم توی کار مصاحبه های جنجالی و پشت صحنه !
من حتی حاظرم که دست و پامو قطع بکنم تا بتونم با شیبویا یویچی مصاحبه بکنم .
ولی ... ولی !
ولی من فقط مسئول یه کارایی مثل " گینتامن " و " مایسون دِ گین-گین" میشم !!
داره مایسون دِ پنگوین رو مسخره .... اصلا چی هستش این ؟ مانگاست ؟
چرا من باید روی یه همچین کار های مزخرفی کاربکنم ؟
هی ، هی ، آرومتر .
آها ... پس تو مسئول " گینتامن " هستی .
ام ، خوب ، میدونی ...من از " مایسون د گین-گین " خوشم میومد .
خفه شو ! دیگه خیلی دیره ! اون بابا الان رفته خونه ننه باباش .
الانم رفته و توی یه سوپر مارکت صندوقدار شده !
ن - نگران نباش ، مطمئن باش که اون دوباره بر میگرده توی جامپ !
عمرا بتونه یه کتاب مصور بکشه !!
من به درد این کار نمی خورم .
میدونم ... حتی خودمم میدونم .
در واقع ، من از اول هم مانگا رو دوست نداشتم .
من از بچه گی جامپ میخوندم ،
ولی فقط برای این میخوندم که بتونم در بارش با دوستام حرف بزنم ...
من هیچ وقت فکر نمی کردم که مانگا چیزه جالبیه .
امکان نداره که یکی مثل من ، بتونه یه مانگایی رو درست بکنه که مردم دوسش داشته باشند .
تعجب نمی کنم اگه یه روز اخراج شم . آره ...
من از اولش هم نباید میومدم توی این کار .
یکی مثل من فقط به درد یه مجله ی فشن میخوره .
یا مثلا " سوبارو " یا " میوجو " .. ولی جامپ به هیچ وجه !
سوبارو یه مجله ی ادبی هستش و میوجو یه مجله برای بند های مشهور و بازیگراست .
جامپ ماهانه چی ؟
اون که اوت شده .
بزار من ویرایش بکنم .
تو قراره که اخراج بشی دیگه ، مگه نه ؟ پس مهم نیست که کی کار ادیت رو انجام میده .
اگه وجود نداره ، پس بسازش .
این وظیفه ی توئه که چیزی بسازی که مردم دوستش داشته باشند دیگه ، مگه نه ؟
من با 20 سال تجربه ی جامپیم ،
بهت یاد میدم که دوستی ، پشتکار و پیروزی چی هستش !!
خوب ... نویسنده یجورایی از آدمای تازه خجالت میکشه ، پس خواهش میکنم که خیلی عصبانیش نکنید .
و خواهشا چیزی در باره ی احتمال متوقف شدن مانگا بهش نگید .
میدونم باو .
من هیچی در باره ی رأی خواننده ها ، تیراژ و یا حقوق بهش نمی گم .
ولی ریختت داره داد میزنه که میخوایی درباره ی همه ی اینا صحبت بکنی !!
صبح بخیر .
ای بابا ، چقدر اینجا کثیفه ، اصلا اینجا رو تمیز میکنه ؟
آه ، خوب ، اکثر مانگاکا ها اینجوریند دیگه !
اونا بیشتر از آدمای معمولی توی خونشون هستند و وقت تمیز کاری ندارند .
جدی می گی ؟
من فکر میکردم که همشون توی خونه هاشون راهرو ی مارپیچی دارند .
خوب، فقط کله گنده هاشون اینجوریند .
بیشتر مانگاکا ها خونشون اینجوریه .
آه ، خسته نباشید ، آماچی - کون .
آه ، اونجا یدونه پهنه ، مواظب باشید یه وقت پاتون روش نره .
ساکاتا - سان ، ایشون مانگاکا هستند ، آماچی - کون
آماچی - کون ، امروز ساکاتا - سان هم توی جلسمون شرکت میکنه !
خوب ، ساکاتا - سان ، ایشون اساسا گوریل هستند ، ولی نه یه گوریل واقعی !
نه ، به مولا گوریله .
اکثر مانگاکا ها اساسا اینجوریند ، همشون گوریلند .
ولی هاکاری - سنسه ی ، نویسنده ی " ماجرا جوییه زیبای گیو گیو " که خیلی خوشتیپه و اصلا پیر نمیشه .
گیو گیو ...= ماجرا جویی های عجیب غریب جو - جو
خوب ، ایشون گوریل نبودند ، ایشون یک فرشته ی جاودانه بودند ...
بی خیال ، حالا جفتتون برید بشینید اونجا .
آه ، اونجا هم پهن ریخته ، مواظب باشید !
خیله خوب ، امروز از پایه شروع میکنیم .
خوب ، من بیشتر مانگات رو خوندم .
خوب ، از اونجایی که جالب نبود ، خیلی جاهاشو نخونده رد کردم ، ولی کلیت داستانش اینه...
توی یه شهر خیالی به نام توکیو ، یه مرد باهوش و ترو تمیز ،
به نام گینتا - سان ، با دوست های شادو خندونش ، پاتسوان و گوراکو ، خل میشند !!
گینتامن
خوب این از کلیت داستان ...
خیله خوب ، حالا نقد کردن .
پایه ای ترین نقطه ، طراحی شخصیت اولتون ، بدرد لا جرز دیوار میخوره !
بفرمایید ، اینم از گینتا - سان
نگاه کنید ، لباساش خیلی سادست .
واقعا ؟ خوب ، از اونجایی که اسمشو گذاشتیم گینتا ، گفتیم که موهاش رو هم نقره ای بکنیم ...
گین تو ژاپنی یعنی نقره .
خوب ، شماها مغز خر خوردید ؟
توی یک مانگای سیاه و سفید ،
شخصیت پردازی بر پایه ی رنگ به چه دردی میخوره آخه ؟
آه ، فهمیدم ، آها ، آره ، درسته !
ای وای ! نا امید نشو ، آماچی - کون !
گوش کنید . برای مثال بیاید به نگاه به سایه ی گینتا - سان بندازیم .
می بینید ؟! هیچ مشخصه ی خاصی نداره ، داره ؟!
بچه ها یه همچین شخصیتی رو به خاطر نمیسپرند !
اگه شخصیتتون رو نشه از رو سایش شناسایی کرد ،
عمرا مانگاتون به درد پسر بچه ها بخوره !
برای مثال ... میتونی بگی این کیه ؟
آه ! آره آره ! زوفیه وان پارک !!
هو !! دیگه لوفی رو مسخره نکن دیگه !!
No comments yet. Be the first to leave one.