لومړۍ 83 کرښې.
بیاین دیگه، همگی
به "یه کریسمسِ چرتوپرت" خوش اومدین
امشب میتونستین هر جای دیگهای باشین
وقتتون رو با خانواده بگذرونین یا به نیازمندا کمک کنین
ولی به جاش، اینجا نشستین و یه چشمتون به این پردهی بزرگه
و اون یکی چشمتون تو یه صفحهی کوچیکتر داره تو فضای مجازی میچرخه
و واسه همین، تا ابد ازتون ممنونم
البته این برنامه فقط دربارهی کریسمس نیست
ما داریم همهی عیدها رو جشن میگیریم
پس، حانوکا مبارک، کوانزا مبارک
و تولدت مبارک، ناتالی
حتماً حداقل یه نفر به اسم ناتالی هست که امروز تولدش باشه، نه؟
خب، در هر صورت، کمربندها رو ببندین
چون امشب بدجوری تو حسوحالِ یه ذره جفنگبازیام
نه جدی، بهم گفتن بودجهم نامحدوده، به شرطی که بترکونم و وایرال بشم
واسه همین میخوام دکور رو بشکنم، فقط واسه همین کار
پام
حالش خوب میشه
ما برنامههای کمدی داریم، برنامههای موسیقی داریم
و برنامههای ویژه تعطیلات هم داریم
ولی کی برنامهی ویژه "موزیکالِ کمدیِ تعطیلات" میسازه؟
خیلیا
ولی آیا اون برنامهها مهمون سلبریتی دارن؟
بله که دارن
هر کسی که برنامهی موزیکال کمدی تعطیلات میسازه، سلبریتی هم میاره
و اینم یکی از اوناست
که یعنی اجازه دارم سه بار بگم "فاک"
فاک
فقط یکی دیگه مونده
به هر حال
اینم از این
رسیدیم به دکور من. بامزه نیست؟
دقیقاً همون شکلیه که خونمون موقع بزرگ شدنم بود
یه درخت، سه تا دیوار و یه عالمه تماشاگر زنده
شانس آوردین. من درخنمو فقط واسه شما تزیین کردم
بریم سراغ نمایش
تعطیلات مبارک
اگه اینجوری بگیم چی: "تعطیلات مبارک..."
نه، من که بریتانیایی نیستم. بیخیال
شاید خشکتر
تعطیلات مبارک
خیلی خب، آماده باشین
مثلاً، تعطیلات مبارک
این دیگه زیادی تحریکآمیزه
داریم ضبط میکنیم. داریم ضبط میکنیم. ساکت لطفاً
نمیخوام بگم
باشه
وای خدا
بچهها، تصویر هنگ کرده
اوه، هنگ نیست. حرکت
اوه
فسقلیها
چه ناناز
ماچ
نوشیدنی میخوای؟
اوه واو. خداروشکر که اون زنگِ درِ فصلی رو نصب کردیم
همگی، اینم از تایلا
بهشون بگو، تایلا
بیاین دیگه همگی. بریم واسه رقص
هر جا که دارین اینو میبینین، بهتره بلند شین
اگه تو پذیرایی هستین، زود باشین، با ما برقصین
کریسمس به برادراتون مبارک
به خواهراتون
به آقاهاتون
به فامیلاتون
به سگهاتون؟ چی؟
همگی بیاین بترکونیم
کریسمسِ همهی اونایی که تو خونهان مبارک
کریسمس مبارک، سابرینا
کریسمس مبارک، تایلا. آره
پرهای لباسم همه جا ریخته
کات، و کات، و کات
از وقتی دو سالم بود شروع شد
بابام دوربینِ فیلمبرداری قدیمیش رو برمیداشت
و هر سال از صبحِ روز کریسمسِ ما فیلم میگرفت
و به یه دلیلی، من هیچوقت نمیخواستم کادوهام رو باز کنم
فقط کیک شکلاتی میخواستم
وای خدا! بابا
وقتی باز کردن کادوها تموم شد، میتونیم یه تیکه کیک بخوریم؟
فقط به همین فکر میکنی؟
من فقط یه نقشهی پنهانی داشتم و اونم شکلات بود
و هنوزم یه جورایی همینه
خب... اینم از این داستان
No comments yet. Be the first to leave one.