لومړۍ 193 کرښې.
مترجم: Homa_WX
کلمه افتخـار
این تقصیر منه که
زنت بعد از به دنیا آوردنم مرد؟
،اگر از من متنفری
،پس باید زودتر منو میکشتی
.تا انتقام مرگ همسرت رو بگیری
،حالا که تصمیم گرفتی منو بزرگ کنی
چرا گذاشتی با این معلولیت رشد کنم؟
تو حتی میدونستی که کتاب یین یانگ ،میتونه مرده ها رو زنده کنه
،و جای یین و یانگ رو عوض کنه
حتی اینم میدونستی که اون کتاب توی ،اسلحه خانه است
.ولی حتی یک کلمه هم ازش حرف نزدی
فقط همینطور نشستی و نبود شدنم رو .برای سالها تماشا کردی
من بارها اینو بهت گفتم، ولی تو هیچوقت .حرفم رو باور نکردی
.من چیکار میتونم انجام بدم
پزشکها به گونه ای به بیمارانشون اهمیت .میدن که والدین به فرزندانشون
اگر کتاب یین یانگ واقعا همچین اثر ،معجزه آسایی داره
پس چرا دره پزشکی اونو مخفی نگه داشته؟
!همش مزخرفه
،این فقط یک بهانه س
!تو حتی براش تلاش هم نکردی
تو میتونی به خاطر زن مردت هیئت .لونگ یوان رو جابجا کنی
میتونی این همه سال رنج رو
برای دوستان به اصطلاح خوبت ،تحمل کنی
ولی نمیتونی برای پسر زندت
!در اسلحه خانه رو باز کنی
.بابت حرفهاش معذرت میخوام
،تقصیر منه که درست تربیتش نکردم
.تمام اینها حقمه
تو یوئه فنگ ار از دره پزشکی رو میشناسی؟
،ارشد یه
منظورت
،ارشد سه قهرمان دره پزشکی
پری گانودرما* یوئه فنگ ار عه؟
اگر سه قهرمان دره پزشکی بهم ،کمک نمیکردن
.یو جویی حاضر نمیشد با من ازدواج کنه
،یوئه فنگ ار
اون همسر رونگ شوانه؟
.بله
،برای چهره ای مثل اون
فقط برادر رونگ میتونست جفت .مناسبش باشه
پس دقیقا چه اتفاقی
بین رونگ شوان و همسرش افتاد؟
تو ازش اطلاع داری نه؟
بله
،ارباب لونگ، من یک سوال دارم
میتونی بهم در رسیدن به جواب کمک کنی؟
زیشو، اون کیه؟
دوستته؟
،عمو لونگ
.اون دوست صمیمی منه
.اسمش ون که شینگه
.لائو ون از پدرش متنفره
،موقعیت هنوز روشن نشده
باید هویتش رو فاش کنم؟
،تو بالاخره یک دوست پیدا کردی
.این عالیه
لونگ شیائو در گردهمایی قهرمانان گفتش که
گائو چونگ بهت زور گفته و ازت استفاده کرده
.تا در اسلحه خانه رو براش باز کنی
این حقیقت داره؟
این حرف از کجا اومده؟
از آخرین باری که من اونو دیدم
.بیست سال میگذره
.به علاوه، زره لعابدار پیش اونهاست
اصلا نیازی نیست که از من بخواد تا در .اسلحه خانه رو باز کنم
لونگ شیائو اینم گفت که
،بیست سال پیش
رونگ شوان فریبت داد تا براش اسلحه .خانه رو بسازی
این حقیقت داره؟
فریبم داد؟
،بچه
حتی یک کلمه حرف راست از دهن اون .بیرون نمیاد
من داوطلبانه به برادر رونگ کمک کردم
.تا اسلحه خانه رو بسازه
،عمو لونگ
،از بیست سال پیش تا حالا
در مورد منشا اسلحه خانه
به نظر میرسه شایعات غلط زیادی در .دنیای هنرهای رزمی پیچیده
میتونی تمام داستان رو برامون بگی؟
چرا ارشد رونگ شوان اصرار داشت که اسلحه خانه رو بسازه؟
و چه اتفاقاتی حول محور اسلحه خانه افتاد؟
،اگر درموردش کنجکاو شدی
.من برات تعریف میکنم
ولی از کجا شروع کنم؟
این اول استادت چین هوای جانگ بود که
.برادر رونگ رو میشناخت
،دست تقدیر بود که
.بعدا ما با هم آشنا شدیم
در کنار هم، ما روی جوانمردی و عدالت کار .کردیم و نیروهای شیطانی رو سرکوب کردیم
.اون زمان ما واقعا آزاد و شاد بودیم
و این همش به خاطر استاد تو
،و برادر رونگ بود
،که من، یک آدم بی عرضه
.تونستم از همچین دوران خوبی لذت ببرم
.یک گروه از ما، باریکه ای از نور
.چه دوران فوق العاده ای بود
من چه کار خوبی کرده بودم
که تونستم عضوی از اونها باشم؟
...عمو لونگ، توی اسلحه خانه ارشد رونگ
،زیشو
هرچند
،برادر رونگ جواهر ما بود
.ولی اسلحه خانه برای اون نیست
ما با همدیگه اسلحه خانه رو به خاطر .اون ساختیم
پنج برادر اتحاد پنج دریاچه که الان بهشون ،اشاره کردی
بابای منم شامل اون جمع میشه؟
پدرت کیه؟
.پدرم ارباب دریاچه آینه، جانگ یوسن عه
چی؟ تو پسر یوسن هستی؟
.پسر خوب، بیا اینجا بذار ببینمت
هیچوقت فکر نمیکردم یک آدم کودن مثل یوسن
بتونه همچین پسر خوش قیافه ای .داشته باشه
.تو باید مراقب مادرت باشی
حال پدرت چطوره؟
.اون از دنیا رفته
،عمو لونگ
.داستانش طولانیه
ارباب جانگ برای حفاظت از زره لعابدار .کشته شد
،رهبر لو تای چونگ
،رئیس گائو چونگ
.همشون به خاطر زره لعابدار مردن
اشباح کوهستان چینگیا وارد سرزمین ،زندگان شدن
.و دوباره طوفان خونینی به راه انداختن
وحشت و خونخواهی دنیای هنرهای .رزمی رو در برگرفته
و همه ی اینها
فقط به خاطر دو کلمه به وجود اومدن؛ .زره لعابدار
.ولی درگیری برای اون واقعا بی فایدس
.زره لعابدار فقط یک قفله
،بدون کلید برادر رونگ
داشتن اون قفل به چه دردی میخوره؟
کلید
تو کلید رونگ شوان رو داری؟
نه
نه
،همین
شما حرفم رو باور نمیکنین، اونها هم .باور نمیکنن
.من کاری از دستم برنمیاد
،به هر حال جویی یو دیگه رفته
من دیگه هیچ علاقه ای برای دیدن مردم .اون بیرون ندارم
.خب، دیگه کافیه
کلید کجاست؟
.میدونم ولی بهت نمیگم
.قسم خوردم که به کسی نگم
.حالا مجبوری که به من بگی
اگه نگم چی؟
پسرم، شاگردام و خدمتکارام رو
.درست جلوی چشمای خودم کشت
.پاهای قطع شده ام، هم کار اونه
تو دیگه چیکار میتونی باهام بکنی؟
،ارشد یه، دلاور یه
.لطفا به این مرد پیر سخت نگیرید
...اون
.خفه شو
من باید بفهمم
.چه اتفاقی افتاده
پس شما اسلحه خانه رو با هم ساختین؟
اگه همه چیز درست پیش رفته بود، پس چرا اون دیوانه شد؟
هیچکدومتون بهش آسیبی نرسوندین؟
،هیولای پیر
اون نمیخواد بگه، تو چرا هی ازش میپرسی؟
.همین الان بهم بگو
تو چه مرگت شده؟
دیوونه شدی؟
،از دستت خسته شدم
!و الان فقط دلم میخواد کتکت بزنم
بعد از تحمل اینهمه سختی، بالاخره داریم ،حقیقت رو میفهمیم
چرا توی همچین موقعیتی دیوونه شدی؟
تو میدونی با روحیه ی بالا اومدن
و برگشتن بعد از لذت بردن چیه؟
من فقط پشیمون شدم، دیگه نمیخوام .حقیقت رو بدونم
.کافیه، دیگه نجنگید
.ون که شینگ، کافیه
باید دلیل مرگ رونگ شوان برای من ،مشخص بشه
.اون شاگرد منه
شاگردت؟
لوح یادبود گائو چونگ
.کوه شمشیر نهایی
،دو قهرمان دره پزشکی
،رهبر اتحاد پنج دریاچه
،برادر گائو
من بالاخره تونستم همتون رو یکجا .جمع کنم
شما منو دست کم میگرفتین، منو بیرون ،کشیدین
.و مثل یک عروسک کنترلم کردین
اصلا به این فکر کرده بودین
این منم که یک روز
زیارتتون میکنم؟
لوح یادبود رونگ شوان
.ساخت اسلحه خانه مزخرف ترین ایده بود
،فقط به خاطر وسواس تو
.من مجبور شدم به خاطر تو خون بریزم
،ولی تو، یک حرومزاده وحشی
No comments yet. Be the first to leave one.