لومړۍ 200 کرښې.
باهاشون شوخی میکردم
فقط شوخی میکردم
وقتی فکر میکردی اینا شوخیه
یادته رفتار قربانیها چطور بود؟
صورتاشون یادته؟ یا حرفاشون؟
همونطور که تو لذت میبردی اونام لذت میبردن؟
مثل تو میخندیدن؟
جیغ نمیکشیدن بگن درد داره؟
التماست نمیکردن بس کنی؟
با اشکِ تو چشماشون اعتراض نمیکردن؟
درست میگی، اشتباهی بهت تهمت زدن
بخاطر یه کیفرخواستِ اشتباه و گزارش رسانهای بوده
!بعدش
چرا این اتفاق افتاد؟
این بخاطر تنفر دانش آموزایی که ترجیح میدادن بمیرن ولی تورو
از مدرسه بیرون بندازن، نبود؟
به کارت ادامه دادی که مسخره، توهین و !تحقیر کنی، خشونت لفظی و فیزیکی
نتیجه کارای اشتباهت
تو این وضع انداختت، اینطور فکر نمیکنی؟
بسه
تا حالا خودتو جای قربانیها گذاشتی؟ فقط یه بار؟
تو حق و شأن هر شخصی رو تحقیر کردی
درحالی که از ثروت خانوادت به عنوان حامیات خاطرت جمع بود
میتونی درک کنی تماشا کردنت تو این وضع چه حسی داره؟
!گفتم بسه
اینکه کی، برای چی و چطور کیفرخواست نوشته شده فقط موضوع سطحیه این قضیهست
کسی تو این مدرسه نمیتونسته متهم رو به تله بندازه
این یه دروغِ بی رحمانه با یه نیت خرابه
ولی کیفرخواست از طرف کسی بوده که خواسته از خودش دفاع کنه
بازجوییم رو تموم میکنم
متأسفم
گفتم متأسفم
!نه، نه، نــــــه
کی میگه اون نامه دروغه؟
!من دیدمش !با دوتا چشمام دیدم
دیدم چویی ووهیوک به سووو فحش داد و پرتش کرد پایین
!اون مدرکم که دارین، اون صدا
اون صدای رو لبه، من شنیدمش چون اونجا بودم
وگرنه نمیتونستم توضیحش بدم، نه؟
بخاطر این بود که خودت رفته اونجا، نه لی سووو
نه
نه
!نه، نه! خودم دیدم
!چویی ووهیوک یه قاتله !هیج وقت نباید بخشیده شه
اینجوری مظلوم بازی در نیار !تو باید بمیری
!یکی مثل تو باید بمیره !هرگز نباید بخشیده شی
متأسفم
خیلی متأسفم
!متأسفم
!جوری
!جوری
!بریم دفتر پرستاری
دیدمش
...اون شب
حقیقته، وقتی داشتم برای خودم قدم میزدم یکی رو روی پشت بوم دیدم
برای همین اومدم سمت مدرسه و دیدم یکی داره فرار میکنه
حقیقت محضه
یکم استراحت کن
کمی ناراحت کننده به نظر نمیرسه؟
اونا هرچی میتونستن جمع کردن
فکر میکنی شور هیئت ژوری چقدر طول بکشه؟
احتمالاً تا فردا. فکر میکنم دیگه تمومه
میدونستم لی سووو خودکشی کرده
دادگاه مدرسهای فقط توجههات رو به خودش جلب کرد
انقدر بیعاطفه نباش! جالب بود
بله، فهمیدم
بابت تلاشتون ممنون
چطوره که انقدره خشکه؟
ازم پرسید رفتار چویی ووهیوک با بچههای مدرسه چطوره
برای همین یکم کندوکاو کردم بهش گفتم !اونم اومد با اونا زد تو دَک و پوز ووهیوک
فکر میکردم میخواد شاهد بیاره بازم
فکرشم نمیکردم اینکارو باهاش بکنه
...اما
اما اون دختره که صبح بعدش ...تو حموم پیداش شد
لی جوری بود؟
آره. اینجوری شنیدم
منم بودم همچین حسی داشتم
اگه برای منم همچین اتفاقی بیفته
به حد مرگ ازش متنفر میشم
تو چی؟
راستش... موافقم
اما بازم! باورم نمیشه دروغ گفته بافته که ووهیوک کسی رو کشته
منم مطمئن نیستم
شاید چون اونی که تو حموم گیر کرده بوده من نبودم
چکار کنم که حالم بهتر شه؟
بمزنمت له شی؟
بفرما
برای همین بود که گفتی "باورت دارم"، "طرف توئم"
"وکیل مدافعتم"
انقدر چاپلوسیم رو کردی تا به اینجا برسی؟
بازم اون ته تهها آرزوی نابودیم رو میکردی؟
چون وکیلتم
از اتهام قتل لی سوووو رهوندمت
وظیفهای نداشتم همه کارای نامعقولت رو مخفی کنم
!هیچ وقت ازت نخواستم چیزی رو لاپوشونی کنی
!گفتی تا آخرش طرف منی
هنوزم هستم
پس اینچکاری بود کردی؟
چویی ووهیوک
اینکه هر وقت بخوای به افراد دشنام بدی
هوار بکشی و لهشون کنی
...بهشون آسیب بزنی
...بعدش همه چیزو فراموش کنی
فکر میکنی بقیه هم یادشون میره؟ - میدونم -
منم عین بابامم
میخوای چکارش کنم؟ همینم که هست
ووهیوک
من که نخواستم تو این خانواده" "....به دنیا بیام و والدینم اینا باشن
مطمئنم ناراحت کننده و ناامید کنندهست
فکر میکنی هیچ قدرتی نداری
مطمئنم الان خودت رو بدبختترین آدم روی زمین میدونی
...اما
حتی وقتی اینجوری فکر میکنی و یه راهم سراغ نداری
یک چیزی هست
اینکه دوباره از اول با انتخابهای خودت شروع کنی
حداقل انقدر امید رو داری
بهت گفتم. هنوز فرصتش رو داری
از طرف کسی که قبلاً این راه رو رفته برات آرزوی بهترینا رو می کنم
همینطورم به عنوان یه دوست
یادت باشه. دادگاه هنوز تموم نشده
هنوز دلیل مرگ لی سووو رو نفهمیدم
میرم مدرسته - !وایسا همونجا -
بعد حکم هیئت ژوری چی میشه؟
قاضی حکم رو ازشون میگیره
مینویستش و تو دادگاه میخونه
...بعد
دادگاه تموم
از نتیجه که بگذریم
کار خارقالعادهای کردی !و خیلیم پیش رفتی توش
نباید ناامید بشی، خوب؟
بعداً میبینمتون
کو سویون
لی جوری: یه چیزی میخوام بگم. دانشآموز) (پسری رو دیدم که داشت از مدرسه فرار میکرد
یه دانش آموز پسر؟ اون شب؟
لی جوری: یه چیزی میخوام بگم. دانشآموز) (پسری رو دیدم که داشت از مدرسه فرار میکرد
امروز صبح جونگپا برام فرستاد
عکسیه از پیامیه که جوری براش فرستاده
زمانش رو نگا
ساعت 12:30 شب کریسمس
قبل از اینکه لی سووو پیدا شه
راستش
تو دفتر پرستاری دیروز بهم گفت
اما نمیتونستم اون موقع خوب فکر کنم
...و
دیگه نمیدونستم چیشو باور کنم برای همین بیخیالش شدم
اما این پیام کاملاً بهوشم آورد
جوری اون موقع دقیقاً نمیدونسته چی شده
هدفش چویی ووهیوک نبوده
چیزی رو که دیده گفته
...پس
اون پسر باجه تلفنیه؟ نه تنها به سووو زنگ نزده، پاشده اومده
...مدرسه و
نمیتونیم همینطوری نتیجه بگیریم اما احتمالش هست
برای همین میخوام بررسی کنم
اونم قبل از اینکه دادگاه تموم شه و بره پی کارش
هنوز 2 ساعتی وقت داریم
هنوز قاضی با هیئت ژوری جلسه نذاشته
!بیاین تا آخر پیش بریم
!زود باشین - !وایسا بیام -
...از اینور اومد بیرون
پس از پلهها بالا رفته؟
از در مدرسه دوره و بن بسته
چرا این سمتی میدویده؟
احتمالش نیست دور مدرسه چرخیده باشه و از یه راه دیگه رفته باشه؟
میتونسته از دیوار پریده باشه
عمداً که نمیخواسته لقمه رو بپیچونه برا خودش
اگه مستقیم میرفت تو یه چشم بهم زدن دَر میرفت
شاید راه رو بلد نبوده
همیشه وقتی جای جدیدی میرم گم میشم
یعنی از مدرسه ما نیست؟
!دوربین ماشین
!هی، بیا اینجا
سلام
خیلی میبینمت حالا دیگه حس میکنم خالهات شدم
شوخی کردم بابا نمیخوام چون پلیسم بترسونمت
چیزی نیست. بفرمایید
ببینم با لی سووو صمیمی بودی؟
تعجب نکن، چیز بدی که نیست
چرا مخفیش کردی؟
نگهبان جونگ-گوک تویی، نه؟
حق سکوت داری. حس میکنم دارم بازجوییت میکنم
ببخشید
نمیدونستم انقدر زود میفهمید
پس... میدونستی بالاخره میفهمم؟
بله - از قصد مخفی شدی؟ -
بله
چرا؟
فکر کردم اینطوری بشه
چی بشه؟
اینکه بفهمم چه بلایی سر سووو اومده
پس میخوای خودت بفهمی چه بلایی سر سووو اومده
بله
پس چرا انتخاب کردی وکیل مدافع شی؟
چطور کمک به چویی ووهیوک به تو کمک میکرد؟
تنها راهی بود که میتونستم از افراد دادگاه باشم
...و
چویی ووهیوک نبوده که این اوضاع رو شروع کرده
مظنون دیگهای در نظر داری؟
هان جیهون
نمیدونم چی تو سرته، اما
No comments yet. Be the first to leave one.