لومړۍ 161 کرښې.
الکس من امروز ديگه رسما صاحب خونه هستم
و دوست دارم تو اولين نفري باشي که باهاش وارد ميشم
جويي من نگران بودم که تو بياي اينجا ما از هم فاصله ميگيريم
اه راستش يه حشره ترسناک هم تو استخره
اول شما نه نه نه
اين يه لحظه بزرگ براي توئه اين خونه توئه
تو بايد اولين نفري باشي که ميري تو
تو يا همه اين ادم ها
سلام تو اينجا چيکار داري مي کني ؟
داريم اينجا رو براي شکر گزاري اماده مي کنيم
خوب شما چطوري اومدين تو ؟ اينجا دزد گير نداشت؟
خاموشش کرديم نگهبانش همين ورا بود
يه حال کوچولو بهش دادم و
اونجاست داره صندلي هارو مياره تو
توي خونه جديدم خودم مي خواستم مسئول شکر گزاري باشم - حتي حرفشو هم نزن
همه ميدونن جشن شکر گزاري مال منه
پس تو همين جوري مياي خونه ي من رو تصاحب ميکني و هر چي بخواي جا به جا ميکني ؟
اصلا کسي تو لوس آنجلس هستش که الان تو خونه من نباشه ؟
خيلي خوب هيچکس وحشت نکنه من تو استخر بودم
و حالا يه چيزي رو پشت منه ؟
Kami 666 : ترجمه
مايکل چرا به من خبر ندادي مادرت داره ميره اونجا ؟
اون داره روز شکر گزاري منو خراب مي کنه درست مثل سال قبل
من نمي فهمم اون چرا اين قضيه انقدر جدي ميگيره
شکر گزاري براي خودش قانوني داره مثل خوش گزروندن خوردن چرت زدن
ميدوني اين روز جوييه
خوب مشکل چيه ؟ ما همه با هم اونجا خوش ميگزرونيم
معلومه تو خبر نداري جينا چطوري روز شکر گزاري برگزار مي کنه
تو ميدونستي مامان زياد احساسي نيستش؟
اين رو وقتي فهميدم که براي تولدش کارتِ تبريک بهش دادم
اونو ماليد به باسنش
خوب روز شکر گزاري از همين روزهايي هستش که جينا تبديل ميشه به
يه ادم خيلي احساساتي
آدم فقط ميخواد بخوره
اما آدم هيچي نبايد بخوره نه تنقلاتي... هيچي
و بايد تمام سخنراني ها رو تا اخر جشن تحمل کنيم ... و آخر هم بايد بگيم که به خاطر چه چيزهاي
از خدا ممنونيم و اهميت خانواده...
و در مورد تجربه محاجرت ايتاليايي - امريکايي
که در موردش هيچي نميدونه
پس خودتو اماده کن تا يه سخنراني 1 ساعته خسته کننده در مورد جزيره انيس بشنوي
سلام سلام
روز شکر گزاري بزودي با هم هستيم
من در مورد نمايش خانواده تريبيتاني تجديد نظر کردم
اسمشو از شکمه ايتاليا به مشعل مجسمه ازادي تغيير دادم
... پس اسمش شده
عبور خانواده تربيتاني از چکمه ايتاليا به مجسمه ازادي
من ديگه اون بازيهاي احمقانشو انجام نميدم
من سال پيش مجبور بودم نقش يه کارمند مهاجر خشن رو بازي کنم
که براي کمک ويزا عوض ميکرد
فکر مي کني من دوست دارم بيوه نا اميد ايتاليايي باشم ؟
اگه اين مراسم شمارو انقدر اذيت ميکنه بايد بهش بگيد
نميدونم... از ناراحت کردنِ آدمها تو جشن ها متنفرم
کار بهتر اينه که چيزي رو که دوست دارن بشنون بهشون بگي
هي جويي برنامه ي ما هنوز براي مراسم شکر گزاري سرِ جاشه ؟ - معلومه رفيق
جويي در حال اوردن بوقلمون اين بهترين روز شکر گزاري ميشه
هي چه خبر ؟ براي خونه جديدت يه هديه اوردم
اوه يه درخت پرتقال
اوه حالا گرفتم
اين نماد دوستيِ ماست جوونه اما قوي ميشه و ميوه ميده
فکر کردم اين رو بهت بدم که ديگه پول آبميوه ندي اما باشه
هي من ميرم بکارمش اوه ممنون
سلام من دين جردن هستم خونه بغليِ شما زندگي مي کنم
من جويي تريبيتاني هستم من تازه اينجارو خريدم
به محله ما خوش اومدي
احتمالاً نامه هاي من اينجا نيومدن ؟
چون پستچي نامه هاي منو هميشه اشتباهي مياره اينجا
اوه پس اينها مال شماست جالبه چون منم همين مجلات رو مي خونم
ماکسم. پلي بوي. جوان عياش
قبلا پلي بوي الماني هم ميگرفتم ولي ديگه تابلو شده بود
اره اونها ديگه اصلا سکسي نبودن
- اينم مجله موتور کراسه ؟ - اره من يه موتور هم دارم
واقعا ؟ من عاشق موتور کراسم
پس بعضي موقع ها ميتوني با من بياي من و يه سري از بچه هاي ديگه که براي هميشه با هميم
متاسفانه گروه ما جديداً کمي کوچيک شده
ما دوستمون تيموتي رو سال پيش از دست داديم خوب چي شد ؟
ما رفته بوديم تو ايبيزا خوشگروني
که به ما خبر دادن که اون نامزد کرده
اوه ؛ براي از دست رفتتون متاسفم
هي نگاه کن ؛ ببين تو چي تو زمين خاکش شده بود چيه ؟
اين يه عتيقه ي هندي هستش
من کلي از اينها پيدا کردم
صد ها سال پيش درست زير پاي ما يه تمدن کامل بوده
جالبه ؛ يه قوطيِ کوکا کولا هم پيدا کردم
اوه خداي من ، نگاه کن خيلي وقته از اينا نديدم
هر چيزي که اينجا پيدا کردي رو بايد مخفي کني
يه گروه سرخ پوست امريکايي فهميدن که من کلي از اين اسباب ها تو ملکم دارم
براي همين ساخت خونه رو يک سال عقب انداختند
اين جور چيزها خيلي قيمت دارن
نگاه کن حتي مارکشون هم فرق مي کنه ميدونم حتي خطشونم کوچيکتر بوده
فوق العادس
سلام سلام تا حالا کجا بودي ؟
پيش دين ؛ همسايه ي جديدم بودم خيلي آدم باحاليه
يه طوطي داره که از جينا هم بي ادب تره
تو خيلي با دين وقت ميگذروني
درسته چون اون واقعا مرد باحاليه
تقريبا 50 سالشه ولي مجرده و همش با دوست هاشه
پس بجاي زن و بچه داشتن
مثل يه بچه فقط به فکر مهموني گرفتنه خيلي بدبخته
بدبخت ؟ من يکي از مالکين شرکت باتموبيل هستم
دين اين دوستم الکسه
سلام سلام الکس
چشماتو نگاه کن واقعا چشمهاي " لاجروزه اي " زيبايي دراي
رنگ" لاجروزه اي " رو فقط دين بلده
هي رفيق گوش کن من و رفيق هام
براي روز شکر گزاري داريم يه جشن بزرگ ميگيريم
که کلي دختر و غذا هم هست دوست داري بيايي ؟
خدا ، خيلي دوست دارم بيام ولي
خواهر من کلي وقت گذاشته تا اينجارو براي جشن اماده کنه ، اگه بيام احساس گناه مي کنم
من کلمه اي به اسمِ گناه نميشناسم
اما کلمه ي" لاجروزه اي "رو بلدي ؟
باورم نميشه انقدر از اين چيزا پيدا کرديم گاراژم ديگه تقريباً پر شده
اساسا ما کل حياط رو گشتيم ديگه چيز ديگه اي نيستش
من به اندازه خداي گرگ ها بعد از اينکه يه شب رو مشغول کشيدن ماه در اسمان بود خسته هستم
فکر کنم زيادي به اين کوزه نگاه کردم
اقاي تريبيتاني بله ؟
ري ويات هستم از باستان شناس هاي بومي امريکايي
اوه عاليه حالا جينا يکي رو براي سخنراني فردا آورده ؟
نه نه نه من در رابطه با اَشيايِ عتيقه اومدم اينجا
مي خواستم مطمئن بشم شما چيزي پيدا نکردين
مي تونم بيام تو ؟ البته بفرماييد
خوب شما چيز غير عادي پيدا نکرديد ؟ نه نه به هيچ وجه
اقا شما چي چيزي پيدا نکرديد ؟
خوب اول از همه من زک هستم خيلي خوب
و در ضمن من چيزي پيدا نکردم
راستش واقعا تعجب کردم
در طي سالهاي گذشته همه ي همسايه هاي شما کلي عتيقه پيدا کردن
خودتون مي تونيد ببينيد ما کل حياط رو کنديم ولي چيزي پيدا نکرديم
اين کارت من ؛ اگه چيزي پيدا کرديد
ما از همکاري شما ممنون ميشيم باشه حتماً
هي جويي ، يکي طلبِ من
اون بشقاب هاي هندي که پيدا کرديم
همه رو بردم هديه کردم به کليسا اوه سلام من مايکل هستم
اين يکي از سخنرانان مامانه ؟
خيلي خوب من همه اونها رو پس ميگيرم قول ميدم
و براي اينکه حسن نيت خودمو نشون بدم يه کاسه عتيقه الان بهت ميدم
ميبيني ري بخاطر همينه کابوي ها از اينها استفاده نمي کردند
اوه نگاه کن مردم تو پارتي دين چه حالي دارن مي کنن
چه عالي ميشد ما هم الان اونجا بوديم
بيا ما بايد نمايشنامه ها رو تمرين کنيم خيلي خوب
اوه خواهش مي کنم اقاي کارمند مهاجرت ، من بايد چي کار بکنم تا بتونم واردِ کشور شما بشم ؟
برام مهم نيست اگه تو و بچه هات از گرسنگي بميريد
چهار تا ايتاليايي نون خور کمتر
تو اين نمايش ايرلندي ها خيلي آدمهاي بدي هستن نه
خبر خوب من لباسهايي که شکر گزاري قبلي استفاده کرده بوديم رو پيدا کردم
جينا اينها آدم رو به خارش ميندازن
ميدونيد اجداد ما براي چي بي تابي مي کردند ؟ آزادي
مايکل ؛ برو تو چيدنِ ميز به الکس کمک کن باشه
اين اون چيزي نيست که من مي خواستم من مي خوام خوش بگذرونم
- امروز بخاطر اينه که با بقيه باشي - من که هميشه با بقيه بودم
جويي هاوارد پشت خطه ميگه کي ميرسي اونجا
بهش بگو من تو ترافيک گير کردم 15 دقيقه ديگه اونجام
جويي چرا تو نمي توني روز شکر گزاري رو قدر بدوني ؟
اين روز روزيه که بايد به اصل و ريشه ي خودت رجوع کني
ما بايد اين روز رو جشن بگيريم
که از کجا اومديم و به چه چيز هايي که رسيديم
هي من براي امروز کلي زحمت کشيدم
ت, به من اين رو بدهکاري نميتوني به من احساسِ گناه تلقين کني
واقعاً ؟ تو احساس گناه ميکني چون ميدوني حق با منه
خوب ؛ حالا پيراهنت رو بپوش
ميخوام يه ميز اضافي بيارم يه خورده سنگينه
تو همون دستمال هارو بچين
No comments yet. Be the first to leave one.