Cheekatilo

Cheekatilo (చీకటిలో)

د Farsi/persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Cheekatilo (2026) WEB-DL
Cheekati Lo (2026) WEB-DL
د لخوا تبصره shine021
زیرنویس فارسی فیلم هندی: در تاریکی

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-01-31
ډاونلوډونه: 33
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi/persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

رقصت خیلی خوب بود عزیزم.

اگه پیشنهاد مسئول مالیات رو قبول کنی و هفته ای یه بار بیای مهمون خونه،

کار بیشتری گیرت میاد.

'1999 (راجاشاندرابورام)'.

- ماشین رو نگه دار لطفا. - تو، ماشین رو نگه دار.

تو برو خونه، من الان میام.

بیا بریم مهمون خونه.

'لاچی' بیداری؟

'لاچی'؟

'لاچی'!

آقا، 'لاچی'...

'اداره پلیس (راجاشاندرابورام)'.

- آقا... - زود باش برو بیرون!

چه حرفای بیخودی!

باید پول رو می گرفتی. چرا اومدی اینجا؟

- لطفا شکایتم رو ثبت کن. - گورت رو گم کن!

احمقا! هیچی نمی فهمن.

زيرنويس از مهدي shine021

در تاریکی.

'زمان حال'.

- صبح بخیر. - صبح بخیر.

امروز دیر کردی انگار.

آره پدر. امروز یکم دیر کردم.

- خداحافظ. - خداحافظ.

شمع 'آرتی' رو بردار، و 'سندور' بزن.

باز هم سوپ سبزیجات؟

شاید تو از درست کردنش خسته نشی، ولی من از خوردنش خسته شدم.

البته، و تو هم هیچ وقت از نون خوردن خسته نمیشی.

ولی غذای خونه آدم رو دلزده می کنه.

سلام.

چی شده؟

همون واکنش همیشگی! چطوری؟

عجب ثباتی!

دیروز تماسم رو از دست دادم، چیکار می کردی؟

خواهرم، زندگیم رو رواله. تو نمی فهمی، ولی چرا زنگ زدی؟

با مطالبی که دیروز فرستادیم موافقت کردن؟

عجب! چه فرقی می کنه مگه؟ آخرش هم هر چی اونا بگن انجام میدیم.

خواهرم، بیدار شو!

بیا یه پادکست راه بندازیم که کسی رئیسمون نباشه.

هر جوری دلمون بخواد فیلم می گیریم.

من اطلاعات جمع می کنم. قبول؟

نظرت چیه شریک بشیم؟

خواهرم!

آماده! سکوت!

3، 2، 1! ضبط!

به 'ایدی گورام' خوش اومدید.

پسر برادر به عمه اش نظر داره و شوهرش رو می کشه.

چطوری عشق به قتل ختم شد؟

دلیلش چیه؟ عشق.

طبیعیه که پسر برادر به عمه اش نظر داشته باشه.

ولی اگه پا رو فراتر بذاره و ببوسدش چی؟

اگه این به یه رابطه عاشقانه بکشه چی؟

اگه کار به زیر پتو بکشه چی؟

- این متن من نیست آقا. - کات!

خانم، آقای 'رافیکانث' با متن موافقت کردن.

وقت نداریم. هر چی نوشته رو بخون.

بعدا در این مورد صحبت می کنیم. لطفا ادامه بده.

من 4 ساله اینجا کار می کنم آقا.

- من یه روزنامه نگار واجد شرایطم. - هیچ کس اینو انکار نمی کنه.

پس بذار کارم رو انجام بدم آقا.

ما داستان های پیش پا افتاده تعریف نمی کنیم.

تو هر جنایتی، یکی جونش رو از دست میده.

باید مردم رو از این آگاه کنیم.

'عشق منجر به بوسیدن شد، و زیر پتو سر خورد.' چیکار داریم می کنیم؟

بسه 'ساندیا'. دیگه اینو قبول نمی کنم.

'رکن نویسندگان'

قهوه خانم.

تو.

بخور، این قهوه مخصوص از 'بالی' هست.

حالا مشکل چیه؟

استعفا دادم چون خوشت نیومد. حالا چرا نگرانی؟

تو تصمیمت رو گرفتی 'ساندیا'. چند نفر می تونن این کار رو بکنن؟ به من نگاه کن.

کار آی تی رو ول کردم، یه کافه باز کردم.

وقتی موعد پرداخت قسط وام آخر ماه میرسه،

استرس و هیجانی که ایجاد می کنه...

لطفا دست از حرفای انگیزشی بردار 'عمار'.

باشه.

خوبه.

بعدش چیکار می کنی؟

برنامه دارم یه پادکست راه بندازم.

آره! بالاخره! می دونستم.

مدیر خودم میشم. و مطالب پخش شده رو کنترل می کنم.

فکر کنم این کار رو می کنم.

پس انجامش بده. منتظر چی هستی؟ به تیم نیاز داری یا چی؟

خب، به تیم نیاز ندارم، مگه نه؟

تنها چیزی که نیاز دارم یه میکروفون و یه کامپیوتره.

و در همین رابطه، به یه شریک برای تهیه مطالب نیاز دارم.

ترجیحا کسی که دو سال تجربه کارآموزی داشته باشه.

- کی می تونه باشه؟ - ممنون خواهرم.

مبارکه 'بوبی'! امروز پول قهوه رو تو میدی.

از حقوقم کم کن خواهرم. قبول؟ خداحافظ بچه ها.

گوشواره ام رو یادت نره.

- کدوم گوشواره؟ - آویزونی که هفته پیش بهت دادم!

- احمق. عکسش رو برات می فرستم. - باشه.

- خداحافظ 'بوبی'. - خداحافظ.

خب، من به طور اولیه انتخاب نویسنده پادکست رو تموم کردم.

می تونم از شغل شوهر هم مطمئن بشم؟

اگه فردا تو مصاحبه قبول شدی می بینیم.

می بینیم.

الان سشوار داریم، چرا 'سامبرانی' مادربزرگ؟

چشمام می سوزه.

پس چشمهات رو ببند. مگه به نابرابری طبقاتی اعتراض نکردی؟

مگه سکوت نکردم؟

تازه پسره دو سال هم کوچیکتره.

بهت گفتم مناسب نیست. گوش دادی؟

باشه. انگار این موضوع اذیتت می کنه.

- بحث رو عوض نکن. - چرا عوض کنم؟

مگه 'پریانکا' با 'نیک جوناس' ازدواج نکرد؟

مگه 'تندولکار' با 'آنجالی' ازدواج نکرد؟

فکر کنم باید به این مد عادت کنم.

- منم باید با تغییرات همراه بشم، درسته؟ - هنوز آماده نشدی؟

- نزدیک بود تموم کنیم. 5 دقیقه دیگه وقت داریم. - لطفا عجله کن.

این دستبندها رو بپوش. کمکش کن گل ها رو بذاره.

سعی کن مثل دخترا خجالتی باشی، حتی موقت.

یه گوشواره بزرگ و قشنگ سفارش دادم. چرا این گوشواره کوچیک رو پوشیدی؟

گوشیش رو جواب نمیده.

- کی؟ - 'بوبی'.

خونش همین جاست. مگه نه؟ برو بیارش.

این دختر این موقع صبح بیدار نمیشه. بعدا میاریمش. دیر شده.

چرا عجیب رفتار می کنی؟

مامانم گفت خجالتی باشم.

چرا کاری که مناسبه رو انجام نمیدی؟ این عجیب به نظر می رسه.

میزنمتا.

این همه برای چیه خاله؟

همه اینا برای اینه که بهت ثابت کنم دختر خانواده مایی.

این برای تو. بپوشش.

قشنگ به نظر میاد؟

دفعه بعد برای فیلمبرداری باهام تماس می گیری؟

من تا حالا فیلمبرداری ندیدم.

باشه. حتما. دوستات رو هم بیار.

آخه زن بعد از ازدواج از کجا دوست بیاره عزیزم؟

وقتی دو تا گیس داشتم، همین که دوست پیدا کردم،

ازدواج کردم.

بعد 'عمار' به دنیا اومد و باید ازش مراقبت می کردم.

نفهمیدم کی وقت گذشت.

بعد از ازدواج با تو خواهم بود. بیا دوست بشیم.

- ما میریم. - باشه.

اونا از جامعه ما نیستن، ولی خانواده خوبی هستن.

انتخاب 'ساندیا'.

خانم! 'بوبی' خانم...

بیا خانم لطفا. فوریه.

فوریه خانم، بیا.

- رسیدم، خون دیدم... - وایسا 'ساندیا'!

نمی دونم باید چیکار کنم.

- نرو، وایسا. - لطفا بیا.

- اینجاست خانم. - وایسا.

- وایسا 'ساندیا'. - 'الیویلو'.

کجا میری؟

وایسا 'ساندیا'.

'پلیس ایالتی (تله گانا)'

قتل دوگانه شوک در 'برونداوانام کلونی'.

وقتی دو عاشق لحظات صمیمی رو می گذروندن،

مهاجم دختر رو وحشیانه مورد تجاوز قرار داد و اون و عشقش رو کشت.

پلیس داره تحقیقات رو شروع می کنه.

افسر مسئول پرونده رسید. حالا به حرفاش گوش می دیم.

- لطفا بهمون بگو آقا. - اینجا چه خبره؟

- مظنونین هم وجود دارن؟ - برید کنار.

شما دو تا کی هستید؟ 'عرفان' می دونی که صحنه جرم باید تمیز بمونه.

آقا.

بیرونشون کن.

لطفا خانم.

- به گزارش پزشکی قانونی سریع نیاز داریم. - چشم آقا.

- و برای احتیاط، آزمایش سم شناسی هم سفارش بده. - اطاعت میشه آقا.

عجب!

نگاه کن آقا.

نوشیدنی حاضره و تخت نرم، اما تقصیر شیطانه.

- پلیس رسید... - اینو می بینی، درسته؟

- اون معاملات رو دقیق بررسی کن. - چشم آقا.

- به والدینشون اطلاع داده شده؟ - بله.

اونا تو راهن. اون اولین کسی بود که جرم رو گزارش کرد.

- اول صحنه رو دیدی؟ - نه، خدمتکار دید.

پس اینجا چیکار می کنی؟

'بوبی' دوستمه.

اون مجری برنامه تلویزیونی 'ایدی گورام' هست.

شما جرایم واقعی رو هم پوشش میدید؟

میشه لطفا برید؟ باید پرونده رو حل کنیم.

فقط اگه حلش کنیم به موضوع می رسید، درسته؟

آقا، داخل مدرکی پیدا کردید؟ دقیقا چطور این جنایات اتفاق افتاد؟

- نوبتی، باشه؟ - آقا.

حتی اگه تاریخ تو تقویم عوض بشه، آیا ذهنیت پلیس هم عوض میشه؟

وقتی یه اتفاق بزرگ می افته، چرا طوری رفتار می کنن که انگار روی تو تاثیری نداره؟

مثل خیلی از پرونده های دیگه، نباید این پرونده هم بسته بشه؟

- آقا. - بله.

چه خبره 'راجیو'؟ کی داره اخبار رو به رسانه ها درز میده؟

فورا اوضاع رو مرتب کن.

- چشم آقا. - بزن بریم.

لعنت!

'اتاق پرونده ها'

این قابل پیش بینی نبود.

کاش اون روز شهر رو ترک نمی کردیم.

'عرفان'...

- فیلم های دوربین های مداربسته رو چک کن. - چشم.

اگه گزارش های پزشکی قانونی برسه...

- 'ساندیا'، درسته؟ - بله.

حل این پرونده یه کم طول می کشه.

اگه دست از تعقیب لحظه به لحظه من برداری، کارم رو انجام میدم؟

'پادکست' برای داستان های جنایی واقعی عالیه.

مستقل کار می کنیم.

و حقایقی رو فاش می کنیم که هیچ کس دیگه نمی تونه.

پس لطفا بذار پادکست رو شروع کنیم خواهرم.

More Farsi/persian subtitles for Cheekatilo

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left