لومړۍ 200 کرښې.
تیم ترجمه ساب تقدیم میکند
هماهنگ سازی تیم ساب
سفارش ترجمه فیلم و سریال توسط افراد حرفه ای
اووه...خب
آیا تو دوستاتو میشناسی؟
چی؟
این یه بازیه.یه بازی دوستانه
اونو با دوستات بازی میکنی...دوستای واقعیت.
منظورت چیه؟دوستای واقعی؟
این چیزیه که این بهتون میگه
این دوستی شمارو امتحان میکنه..
اگه دوستی هاتون دووم نیاره شماهم دووم نمیارید وزنده نمیمونید
این دیگه چیه؟
یه بازیه شما دورش میشنید
روهرقسمتی که بخوای انگشتتو میزاری
وحقیقتو بهش میگی
درونی ترین وعمیق ترین خواسته هاتو/آرزوهاتو
اگه دوستی تون نجاتش بده بعدش میفهمید که
شما میتونید درهرجایی وبرای همیشه دوست بمونید.
اوه اوه اوه اوه
یه تلنگره انجامش بده رابی!
تو خوبی؟
آره فقط گمونم این آخرین تابستون مضخرف ماست
وبهترین تابستون
میبینم
اوه لعنتی داری چیکارمیکنی؟
صبرکن صبرکن
آخ
خب باید انگشتامونو روش بزاریم
وعمیق ترین ودرونی ترین آرزوهامونو بهش بگیم
این بده که عمیق ترین خواسته قلبی مو باید به این بگم
خب میخوای انجامش ندی ؟
خب این یه بازیه چجوری برنده میشیم؟
ما با موندن کنار دوستامون برنده میشیم.
خب با این اوصاف باید بازم همو دوست داشته باشبم
این درونی ترین خواسته/آرزوهامونه
دقیقا باید حقیقتو بگی وگرنه کارنمیکنه
یالا بچه ها... ما چند هفته بیشتر نداریم
تا از همدیگه دور شیم.
انمیخوایید بشناسید؟
کی رو بشناسیم ما این بازی رو میکنیم وهمدیگرو میشناسیم.
ما میدونیم که ما برای همیشه دوست میمونیم و مهم نیس چه اتفاقی میفته.
دوستیم تا قیام قیامت
ازپوشک تا پوشک
خب بدون جواب های چرت و پرت.
حقیقتو بگو حقیقت چیه؟
عمیق ترین ودرونی ترین آرزوتو
خب کی اوین نفره؟
لعنتی نوبت من نیست نقطه
راه برگشتی نداره/نوبت منم نیست
شماها واقعا مسخره اید. یکی باید بره بالاخره
هعی تو چی کاتن؟حتما بهش فکر کردی
دیگه وقت قاطی کردن نیست
خب تو چی کاتن؟حتما بهش فکر کردی دیگه
روزای بچگی گذشت
We're already getting sucked into these things
that we're supposed to do or be...
دبیرستان دانشگاه شغل خانواده
یه روز خواب بیدار میشیم ومیبینیم پدرومادر لعنتی هستیم
فقط امیدوارم بتونیم از این واقعیت خلاص بشیم.
امیدوارم بتونیم از این واقعیت خلاص بشیم
این یه چاله لعنتیه
توخیلی دیوونه ای من باید برم
باشه
کورتنی؟
رابی وزی کجان؟هعی
فندک داری؟ اوناکجان؟
نمیدونم
وای لعنتی کاتن
نمیشنوی؟ یه اتفاقی داره میفته
اونا نمیتونن باهم تنها باشن باید پیداشون کنیم
وای وای وای درمورد چی حرف میزنی؟
هیچ اتفاقی نمیافته
میدونی چیه؟یه چیزی برات گرفتم.
اینا همون قرصاییه که میخواستی نه؟
حالا یکم سیگار بکش واز موقعیت اینجا استفاده کن
بامن برقص کره خر لذت ببر این یه مهمونی لعنتیه
- Here, take 'em. - No.
بگیر بگیر نه نه
وای چرا لعنتی؟
کاتن
من فکر میکردم ما دوستیم
نه من باید اونارو پیداکنم
چی؟میتونی میتونی فندکو بگیری؟
ما میدونیم که دوست میمونیم برا همیشه تحت هر شرایطی
مهم نیس که چه اتفاقی میفته
ما با ذوست هم موندن برنده میشیم دوستان
کاتن
هنوز دوستی هاتون برقراره؟
بن به من زنگ زد
از کمپ روزانه
گفتش که تو کل هفته اونجا نرفتی
دلت نمیخواد که بری؟
پس تو کل روز چیکار میکنی؟
فقط دوچرخه سواری میکنی؟
باکسی دوست نشدی؟
من فقط میخوام بدونم که
دیگه نمیخواد بهت زنگ بزنم وقتی که به دردسر میفتی
حقیقتو بگو حقیقت چیه؟
عمیق ترین ودرونی ترین آرزوهاتون؟
نظر تو چیه زی؟
اون برا برا پیدا کردن بمب انسانی تموم دل و روده شو در آورده
-دل وروده شو؟ داخل رحم لعنتیش بود؟
بمب انسانی/دستی
تو با کاتن اونو دیدیش نه؟
کاتن؟ اون لعنتی کجاس؟
اگه تا ده دقیقه دیگه اینجا نباشه
من سهمشو میخورم
من فک کنم الانم داری سهم مشروب اونو مینوشی/میخوری
ودکا/شیشه مشروب.
کورت خالیه
نه
نه
یکم نگه دار
اوه خدای من قطار لعنتی خرابه.
لعنتی خیلی داغه
تو فکر میکنی پایانی وجود داره؟
پایانه چی؟
جهان... کائنات
الان تابستونه رابی نمیخوام به این چرت وپرتا فکر کنم.
اینجا دستاتو بده به من.
باشه بگیر.
اتفاقا رابی هم توراهه
چی؟
چی؟ رابی اسم یه بچس.
نه من مرد گندبک
وای خدایا
از کی تاحالا؟
هعی ما میریم اونجت خیلی خب خیلی خب
آه
نه منظورم همینه
تو همچین مضخرفی رو باور میکنی؟ نامحدود بودنشو...
معلومه باب
فقط اونو ببین زی
دقیق جهان نامحدوده
واقعیت ها نامحدوده/بی نهایته
تو نامحدودی من نامحدودم همه.
یه جورایی شبیه راهیه که تو میخواستی
عه خب چی میخوای زوزا؟
من میخوام این تابستون تموم نشه
اممم
یه ماه دیگه شما در کلرادو هستین
و کاتن درآمریکاس
Mm-hmm.
ولی کورت اینجا میمونه
اره همینطوره
ولی خب کاتن یه ساعت فاصله داره تا اینجا
شما میتونید آخر هفته ها برید بیرون باهم بچه ها
منم میام پیشتون بچه ها بهمون خوش میگذره زی من قول میدم
باشه
ببین مهم اینه الان
باهمیم
تو یه زمان ومکان بینهایت یا هرکوفت دیگه
دوباره باهم خواهیم بود
فقط باید خوشحال باشیم ماخیلی خوش شانسیم
هممون
شاید این یکی درست باشه
کدوم یکی؟
این حقیقت که ما دوست هم میمونیم
برای همیشه
آخرین باری مه همو بوسیدیم گفتیم دیگه اینکارو نمیکنیم
هنوز جهان هایی وجود داره که ما ندیدیم
رابی
این کاندوم لعنتی پاره شده چی؟
رابی این لعنتی رو از تو من بکش بیرون
لعنت بهت
هنوز دوستی هاتون برقراره؟
سوزان عزیزم
چیه مامان من باید برم
ایشون مامورن/کارگاهن خانم مدری
میخوان ازت چندتا سوال بپرسن
درمورد دوستت کاتن
ببخشید بدموقع مزاحمت شدم
من با تموم هم کلاسی های کاتن مصاحبه کردم
و همچنین من خب معلومه واسه همین اینجام
تو پرس وجو های امروز
همه گفتن که اخرین بار کاتن رو تو مهمونی خانه زباله دیدن
چند نفری گفتن اونو موقع رفتنش دیدن
اون ناراحت وترسیده بوده
این آخرین نفری بوده که اونو دیده
توهم تو اون مهمونی بودی درسته؟
آره همه بودن
ولی تو اونو ندیدی
نه شما تو یه مهمونی بودین
و با اینکه دوست های صمیمی هستین یه بارم از کناهم رد نشدین؟
من مست بودم.
چی؟
امیدوارم رانندگی نکرده باشی.
نکردم
تو یه بار پارسال بخاطر مصرف دارو/مواد دستگیرشدی
چطور اینو تاحالا نگفتی؟
مگه پلیس سیستم نداره؟
چه ربطی به دوستش داره؟
الانم چیزی مصرف میکنی؟
همین الان؟
یکم...قرصای مسکن میخورم یه چندسالی میشه از وقتی که بابام رفته
مدت زیادی نیس تقصیر اون نبود
هیچ اتفاق دیگه ای بین شما دونفر نیافتاد
قبل از مهمونی؟
یه چیزی تو مایه های امتحان کردن دوستیتون
No comments yet. Be the first to leave one.