لومړۍ 200 کرښې.
هی کوچولو، کجا داری میری با اون کونت
بیا اینجا، داریم باهات حرف میزنیم!
آروم برو، هرزه
هی ما میخوایم فقط یهکم خوش بگذرونیم
میدونی تو یهکم از این رو میخوای
هرزه، خودتم میدونی که این اتفاق میفته
هی کالی، ما هستیم!
لعنت به تو زاک!
اه لعنتی! کالی. کالی!
این فقط یه ماه کاغذی
کشتیرانی روی دریای مقوایی
ولی ساختگی نیست
اگه به من ایمان داشته باشی
آره این به نقاشی آسمون
اثر باقیماندهی یه درخت با شاخ و برگهای آویزان
ولی ساختگی نیست
اگه به من ایمان داشته باشی
بی نقص دقیقاً همینجوری میخوام توی پاسادنا خونده بشه
آخ این فقط وحشتناک بود!
یکی بینتون، صدای زیر و بم رو کاملاً خارج از نت و نامناسب میخوند.
و اووم یه صدای زیر مردانه که حرف ج را بسیار زننده میخوند.
من تنها میتونم دست به دامن مسیح بشم میدونی که خودتی... اون!
احساساتم رو بیان کردم دنیس این مؤثر ولی هیشکی اهمیت نمیده
متوجه هستی این برای شنونده هامون خیلی بد که ۲۵ دلار میدن که بیان اینو گوش کنن
ما امشب وقت نداریم که روش کار کنیم
ولى لطفاً، عاجزانه ازتون خواهش میکنم که
بخش مربوط به خودتون رو این تعطیلی یاد بگیرید. اگه بخاطر من نیست بخاطر شنونده ها اینکارو بکنید.
فعلاً تموم.
هی، فردا میری به جشن عمومی اون؟
نه خیلی دوست دارم بیام ولی نمیتونم
بهت قول میدم که از اون مجالس کثیفی نباشه ...که آخرش همه لخت میشند میپرند توی استخر
و تو با تصویر پشمای خیسشون توی ذهنت بقیه عمرت سر کنی.
خب این خوب.
آره، فقط من نمیتونم بیام
اه، خب. مطمئنم یکی دیگه رو پیدا میکنه.
منم امیدوارم چون واقعاً دوست داشتم بیام.
خیلیخب باشه، هفته دیگه میبینمت.
ششش!
خفه شو. مادرم خیلی خوابش سبک
ببخشید این فقط... این فقط خیلی حال داد.
حال داد؟
اهممم مال تو چطور بود؟
خوب.
فقط خب؟ هر دوتاش؟
فقط یکی بود... ولی خوب بود.
خیلی خوب بود.
فکر میکنم بهتر بتونیم انجام بدیم
خسته ای؟ دیگه واقعاً دیروقت.
داشتم فکر میکردم همینجا بخوابم.
نمیدونم... فکر کنم.
باحال نیست؟
آره برین بش.
بهرحال، دستشویی نرو. چون باعث میشه مادرم بیدار بشه و تا صبح ۵۰۰ بار بره بشاشه
فعلاً مجبورم بشاشم.
از پنجره بریزش بیرون این کاری بود که نیت وقتی اتاقش اینجا بود انجام میداد.
فقط سعی کن به اون درخت انبه نریزی چون ما ازش میخوریم.
برو بشاش.
تقریباً رسیدیم.
دارم از کون درد میمیرم
عصب سیاتیک؟
نه اون (کونم) همیشه عادت داشته خودش رو برای سفر، روی صندلی نرم ماشین بذاره
من فقط عاشق هوای تازه م!
بیشتر شبیه تاپهی سگ میمونه
ما سالها پیش یه سگ کوچولو داشتیم...
وقتی سر دیوید حامله بودم یه تریر (نوعی سگ) برای نیت گرفتیم و برای همین دیگه به بچه حسودی نمیکرد. میفهمی؟
اون ییپی صداش میکرد.
ولی اون یه نقص نایاب قلبی داشت.
بنابراین روزی که ما با دیوید برگشتیم خونه...
بیپی خزیده بود زیر تخت قدیمی نیت و همونجا مرده بود!
شوهر منم همینجوری شد که رفت. نقص قلبی.
هر روز صبح ۹ کیلومتر آهسته میدوید و یکی از اون روزا... پروف!
چهل و شش سال.
اه چقدر دردناک
تازه این خیلی بهتر از همسر اولم بود.
تومور در سن ۲۵ سالگی.
بعدش به مدت ۱۰ سال توی رفت و آمد در راه بیمارستان.
سه بار شیمی درمانی
خیلی سخت بود. من واقعاً عاشقش بودم.
واقعاً عاشقش بودم.
خیلی متأسفم!
کی دوباره ازدواج کردی؟
خب... یکی دیگه هم بین این دو تا که مردند. بوده.
اون فقط یه سگ بود.
اون سعی میکرد که با تک به تک دوستام بخوابه.
احتمالاً با ۱۰۰ نفر زندگی کرده و همیشه زن های مردم رو میکرده
حرومزاده
اه، من خیلی متأسفم.
نه اشکالی نداره. اتفاقاً خنده داره.
فقط فکرش رو نمیکردم که توی این چیز اونقدر خوش شانس باشم که تنها یه شوهر زیر خاک کرده باشم.
خوش شانس بد شانس نمیدونم
من بد شانس بودم که ۳ تا شوهر از دست دادم. خوش شانس بودم که زود بیمه بازنشستگی گرفتم
من بدشانسم که پسرم خونه رو آتیش زد.
من خوش شانسم که هیچوقت عفونت رحم نداشتم.
حتی اهمیت نمیدم که در پایان نسبتاً خوب تموم بشه، مطمئنم که نمیشه
من هنوز باید کون خودم رو صبح ها از تخت بکشم پایین
من رفتم به...
من به یه جور همایشی رفتم که درباره..
اه، EST؟ جستوی منبع زندگی؟ برنامه؟
برنامه.
دخترم سالها توی برنامه بود.
اون یکی از رهبرا بود.
اون به هزاران آدم توی تغییر زندگیشون الهام بخشید.
حالا داره اسلحه گرم توی پادگان مونتانا جمع آوری میکنه.
نه
اون همیشه روی روحیهی آدما خیلی حساس بود
شاید من میتونستم یه حس قوی تری به خودش بدم ولی میدونی...
من تلاش خودم رو کردم بعضی چیزا ژنتیکیه
خب چی کار میخوای بکنی؟
نمیتونی یکی از اون برنامه ریزها رو بگیری تا بیاد داخل وجودش و نجاتش بده؟
میدونی چیه؟ اون یه بزرگسال.
منظورم این که دیگه زندگی خودش
شاید من دهنش رو سرویس کردم، شایدم نه.
پسرم که خوب شد.
بچه های تو چطورند؟
فکر کنم... خوب باشند.
من باید برم دو ساعت دیگه برای یه کاری یه مصاحبه دارم و باید به دوش بگیرم
چه جور کاری؟
حسابدار به خشکشوئی زنجیره ای من همیشه توی ثبت و اینجور چیزا خوب بودم
اووووووه، چه خنده دار!
اه میدونم ولی من نیاز به در آمد اضافی دارم و این برام خوب که از خونه بزنم بیرون
تو همین حالا هم بیرون از خونه ای
درسته. من فکر کنم بهتره باشه بریم برای صبحونه
بازار فرانسوی ها، صبحونه های مخصوصی دارند.
اون داشته از دست یه سری پسر که سوت میزدند فرار میکرد.
و ترسیده بوده که اونا...
تا توی ساختمون پارکینگ دنبالش کنن بنابراین...
اون میدوه توی خیابون
یه ماشین با سرعت میاد و هوا هم تاریک...
من خیلى متأسفم.
پسرا رو گرفتند؟
همونا آمبولانس خبر کردند.
اونا دوستاش بودند.
ببخشید.من درست متوجه نشدم.
اونا اونورا داشتند تاب میخوردند.
اونا خشکشون زده بود که...
یه زن میتونه از یه دسته مرد که شب دارند تعقیبش میکنن وحشت زده بشه.
البته که شما فکر نمیکنید دوستاتون هستند
وقتی دیدند که داره فرار میکنه سعی کردند که اسمش رو صدا کنن.
ولی دیگه خیلی دیر شده بود.
این یه اتفاق بود.
من کیکت رو آوردم.
ممنون بدش بیاد اینجا
توى... کجا؟
حالت خوبه؟
من فقط نیاز دارم کیکم رو توی یه جای امن سفید، امروز بخورم
اتفاقی افتاده؟
من به کنفرانس تلفنی بسیار نارحت کننه ای با آدمای کیت هادسون داشتم.
این واقعاً به رفتار غیر قابل باوری که یه سری دختر ...با اون کفشهای ۸۰۰ دلاریشون که با
موزیک ویدیو بزرگ شدن به من بگن که یه فیلم چی هست.
من الان ۲۰ سال توی این کارم
من با استالون کار کردم الن بارکین و ملانی گریفیث آشغال
کارم همه چیزمه من حتی یه زندگی هم نداشتم
نه من فقط ساخته شدم که با بحرانهای بقیه روبه رو بشم!
بستن کارگردان اخراج نویسنده مشاجره با ستاره ها!
و کی از من مراقبت میکنه؟
اصلا کسی هست که بخواد از من مراقبت کنه؟
به نظر خیلی سخت میرسه
اووچ، این بیرون خیلی روشن
مراقب باش لیزا این ملافه ها رو تازه از پراتزی خریدم.
دستمال کیک خوری ت رو داری؟
همینجاست.
خیلیخب من بعداً برای بشقاب کیک برمیگردم.
من هنوز ساعت دو اون آبمیوهی گهم رو میخوام
درسته.
لیزا، عزیزم؟ ماشین شوهرت دیشب دوباره توی پارکینگ من بود؟
فکر نمیکنم اون متوجه شده باشه که این چقدر مشکل میتونه باشه.
اون خیلی دیر اومد خونه مطمئنم که فکر کرده تو دیگه نمیخوای بری بیرون
بهرحال اگه میخواستم برم بیرون چی؟
صدامون میکردی.
نه من نمیخوام توی وقت خلوتتون مزاحمتون بشم، نه!
من بهش میگم. پیدا کردن پارکینگ توی خیابون که دردسر نداره
این به مار یا به نوع درخت مو گرمسیری؟
یه نوع ترکیب خالکوبی از قبایل مائوری از زلاند...
و همچنین فکر کنم نشانهی جدائیی ژاپن از چین از لحاظ معرفتی هستش.
این همینجا.
اه خدای من!
فکر کردم داشتی میرفتی برای مصاحبه.
من به این نتیجه رسیدم که این کار واقعاً برای من نیست.
خب تخم مرغ و گوشت توی یخچال هست و فکر کنم یکم از اون نون ها هم مونده باشه
آره، انگار از سال ۱۹۹۲ اینجا هستن.
حقیقت نداره اونا کاملاً تازه هستن.
من نون رو میخورم.
بذار بگم... تو فقط با یکی آشنا میشی.
حالا یه ماه یا خیلی وقت پیش و بعد از چند هفته رد و بدل کردن پیغام...
شماها بالاخره برای یه فعالیت خوب پیش هم میایند مثل گردش برای مثال...
و تو برات لذت بخش و فکر میکنی که اون یکی دیگه هم براش لذت بخش بوده
چقدر منتظر میمونی که زنگ بزنی بهش و یه قرار دیگه ای بذاری؟
کی اولین بار زنگ زده؟
یه دوست پسر دیگه توی قضیه ست؟
نه نیست! و من از این نوع لحن قدردانی نمیکنم
در اصل من زدم
بذار ببینم پس نوبت اون.
این واقعاً بد که یجور گدائی باشه.
نونا توی تستر ند. خوشحال شدم از دیدنت، عزیزم
میدونم خوشت نمیاد اونا رو بخوری. من میتونم یکم تست برات درست کنم.
مشکلی نیست من یه چیزی توی راه میخورم
اه دلت میخواد فردا شب فیلم پرتغال کوکی را ببینیم؟
من هیچوقت نشد ببینم و راسل میگه دیدنش برای همهی بشریت، الزامی.
نمیتونم ما توی اسئل اجرا داریم.
واقعا؟ چه ساعتی شما بچه ها شروع میکنید؟
No comments yet. Be the first to leave one.