لومړۍ 200 کرښې.
اون اينجاست
صبح بخير مادام، قيمت فال بيني چقدره؟
سه فرانك عزيزم، روي درب هم نوشته
معذرت ميخوام
نمي تونم ببينم
ما بايد بريم. ديرمون شده اتوبوس رو از دست ميديم
ممنون، مادام
چي مي بيني؟
من 34 سالگي تو رو مي بينم
ساكت باش
اون دربانه
وقتي داشتم فرار ميكردم منو پيدا كرد
اينا اطاق هاي سال اولي هاست، درسته؟
اونا خيلي خوش گذرون هستن
اطاقهاي ييل مثل اطاق هاي راهبه ها ست
ارسطو و پرهيزكاري. واي خدايا، متاسفم
مهم نيست البته كه مهمه، من اونا رو خراب كردم
يك لحظه صبر كن
بيرون بارون شديدي مياد، آره؟
از نظر تو اشكالي داره كه من اينجا بمونم تا بارون كمتر بشه؟ نه، البته كه مي توني بموني
من با يكي از اون لردها قرار داشتم مي دونم. جولين السورس
ما دعواي وحشتناكي داشتيم نمي تونم به اطاقش برگردم
بايد اين لباس ها رو دربيارم
ببخشيد
كمك كن
كاملاً بهم چسبيده
اگه پاره بشه مهم نيست
ممنون
عافيت باشه
نمي تونم اجازه بدم توي اين شرايط بيرون بري مي توني توي تخت من بخوابي
اما ما هنوز به هم معرفي نشديم
من روي صندلي مي خوابم و كشيك ميدم
خيلي كار شرافتمندانه اي، اما من نمي تونم توي تختي كه از تو بدزدم خواب ببينم
تو داري با نگه داشتن من در اينجا ريسك وحشتناكي مي كني
معذرت ميخوام نه. معذرت نخواه
من چاپلوسي كردم عادي نيست
بايد اينطور اميدوار باشم
من جيلدا بيس هستم مي دونم كي هستي
بنظر بد شگون مياد تو اين اطراف خيلي مشهوري
اهل كجايي؟ اصالتاً واسه دوبلين
ما بعد از قرارداد نظامي به شمال مهاجرت كرديم واسه چي؟
پدرم يه پليس بود
اون در طول جنگ كشته شده بود
بنابراين تو انگليسي هستي يا ايرلندي؟
روي كاغذ انگليسيم اما بقيه باور نمي كنن
منم باور ندارم
چطوري به اينجا رسيدي؟ من يك بورس تحصيلي گرفتم
زيبايي، شجاعت و نبوغ
چه چشمگير
تو همچنين آلت خوبي داري و من اميدوارم كه يك خواب درباره اون ببينم
شب بخير، گاي شب بخير
ما تونستيم. من زندگيم رو مديون تو هستم
تو هيچي به من مديون نيستي. جالب بود
همه جيلدا بيس رو مي شناختن
پدرش صاحب يكي از كارخونه هاي بزرگ شامپاين فرانسوي بود
مادرش يك سوسياليست ثروتمند آمريكايي بود
ازدواج اونا خيلي طول نكشيد
و جيلدا بيشتر عمرش رو در ايالات متحده گذرونده بود
اون در كمبريج كاملاً رسوا شده بود
و شب گذشته، اون در واقع توي تختخواب من خوابيد
اگه كسي مي دونست من بايد ديشب رو جشن مي گرفتم
تو گاي ماليون هتسي؟
آره جولين السورس
من واقعاً درباره اون شب بي نهايت ممنونم جيلدا گفت كه تو يك انسان شريف بودي
واقعاً نمي تونم اونطور كه بايد ازت تشكر كنم تو گوشت منو نجات دادي
من گيج شده بودم و به احتمال زياد اگه اونا اونو اينجا پيدا ميكردن از ارث محروم ميشدم
خوشحالم كه كمك كردم
گوش كن، ما يك مهموني كوچيك آخر هفته داريم
جيلدا ازم خواسته كه تو رو هم دعوت كنم
اميدوارم كه رقاص خوبي باشي
چون من اين مهموني رو در قصرم ميگيرم
البته يك دختر هم لازم داري
مي تونم يكي جور كنم
وقتي تازه وارد دانشكده شده بودم، نمي دونستم دخترها چي هستن
نگرانم كه آقاي السورس به شما اجازه ورود ندهند مگر اينكه قبلش يكي از اين نوشيدني ها رو بخورين
كلمه عبور "مارتيني" است
خدايا، اون مزه پارافين ميده
عزيزم، مزه اش نكن به راحتي قورتش بده
خون تازه سلام، پسر
شما دخترها امروز عصر بايد بخواين كه با من برقصين
چون جيلدا خودش رو در كالايس گير انداخته
جيلداي بيچاره دوام بيار
كالايس جاي وحشتناكيه
سلام، گاي سلام
خوشحالم كه تونستي بياي
تو همون پسر مشكل سازي كه
دوست دختر جولين به شدت ازت انتقاد ميكنه
ناراحتي؟ من اونو ترسوندم
واست مهم نيست كه اون هرزه بشه؟
تا مادامي كه از يك خانواده خوبي هرزه باشه، نمي تونم بي تفاوت باشم
فكر مي كني كه خيلي جرات داري كه از اين كلمات استفاده مي كني؟
بايد بعضي اوقات از اونا استفاده كني واسه ادامه مطلب خوبه
امروز صبح احساس خيلي عجيب غريبي دارم
چي مي نويسي؟
يك غزل واسه كمرت
جيلدا سر نايت
اونجا نرو چرا نبايد طبقه بالا برم؟
يك مراسم رقص و خوش گذروني در راهه صداش كه اميد بخشه
شريكم مدير اصلي اين برنامه عصره
شريكت مولي تولوتريس نيست، خودشه؟
آره. اون بلافاصله سرما ميخوره
جولين داره يك شعر درباره معده اش مي نويسه چه بي تربيت
واست مهم نيست؟
من واسه مولي متاسفم. اون يك شاعر وحشتناكه
تو خيلي مدرني، مگه نه؟
اينجا خيلي احساس راحتي نمي كنم
با وجود تمام اين ثروت احساس گناه مي كنم
اون فقط يك بازيه. جدي نگير
بيشتر از يك بازي نيست اگه دست از كار بكشي و سعي كني يك خانواده رو تامين كني
خوشبختانه من اينطور نيستم
و تو هم نيستي
من فقط امشب اينجا اومدم تا تو رو ببينم
گفتم كه خوبه
تو دوست داشتني هستي
تو نيستي
چشمات هميشه قرمزه تو مثل يك سگ شكاري مي موني
تو قدرت التيام بخشي فوق العاده اي داري
اگه يكي پيداش بشه چي؟ ما اول اينجا بوديم
واي خدايا فكر مدرسه يكشنبه ها رو بكن
چي؟ فكر مدرسه يكشنبه ها رو بكن
چرا؟ چون اين يك ورزش تيميه
ممنون، انوين
فكر كردم بايد محتاطانه باشه كه فكر خوبيه
صبح بخير، انوين
فكر كردم امروز صبح شايد صبحانه رو در بالكن بخوريم
جيلدا اينجا روي ميز چيكار مي كني؟
تولدت مبارك عزيزم
اون كيه؟ دوستم، گاي
وقتي كه وارد شدم واقعاً دستات پر بود
جيلدا، اون واقعاً يك انسان اوليه است
مي دونم و تصميم دارم كه به همه نشونش بدم
جولين، هيچ اتفاقي نيفتاده ميخوام واسه يك لحظه فكر كنم كه هيچ اتفاقي نيفتاده
بجز اينكه ما داريم غزل هايي واسه همديگه مي نويسيم
بسيارخوب. مي توني بلند شي، خواهش مي كنم، قبل از اينكه كس ديگه اي تو رو ببينه؟
محبوب باش و اون لباس شبت رو به من قرض بده، باشه؟
جيلدا، اون زير چيكار مي كردي؟
خوب، چونكه امروز واسه تو روز بزرگيه
به افتخارت لباس تولدم رو مي پوشم
من فكر كردم براي اطمينان مي شنوم كه جيلدا و جولين از هم جدا شدن
اما انگار هيچي بين اونا عوض نشده
يك چند هفته اي گذشت
و وقتي كه من كاملاً قبول كردم كه هرگز دوباره با اون نباشم
يك اتفاق غير منتظره افتاد
طلاق بايد واسه 12 سال پيش باشه آره، اون بايد داغون شده باشه
مي تونم ملحق بشم؟
پنج شيلينگ واسه حق عضويت سالانه است
درباره مادرت شنيدم بايد وحشتناك بوده باشه
واقعاً اون واسه من يك غريبه بود
اما چيكار ميكردي؟ بيلياردم رو تمرين ميكردم
مي خواستم ببينمت تا بهت بگم كه دارم انگلستان رو ترك مي كنم
چرا؟
به سفر كردن علاقه پيدا كردم. ميخوام مسافرت برم
كجا ميخواي بري؟
وقتي جوانتر بودم عاشق قصه هاي هزار و يك شب بودم
شايد از اونجا شروع كنم
تور مسافرتي رو دوست داري؟
بايد درست رو تموم كني
جولين خبر داره؟ واسش يك نامه خوب ميذارم
تو تنها دوست از اين فصلي كه دوست دارم نگهش دارم
سه هفته بعد، جيلدا انگلستان رو ترك كرد
و ارتباط يكطرفه بين ما شروع شد
چون اون هرگز به حد كافي يك جا نمي موند تا نامه هاي من به دستش برسه
بعد از يك سال اون ديگه نامه ننوشت
در همون زمان من فارغ التحصيل شدم و در قسمت شرقي لندن به معلمي مشغول شدم
من داشتم زندگيم رو ميكردم تا آخرش اونو فراموش كنم
جنگهاي داخلي در اسپانيا شروع شده بود
و منم با جمهوري خواهان
در مبارزات بسيار وحشتناك روز افزون عليه فاشيست ها همراه شده بود
تايبريوس در شرايط بديه برده ها كجا هستن؟
خواهيم ديد كه چقدر توي سالن شهامت داري
بطري هاي آب نوشيدني اونا رو دور نگه دارين
تقريباً يك ساله كه از اون هيچ نامه اي نداشتم
اما جيلدا هميشه يك حس عجيب غريبي از زمان داشت
اون به پاريس برگشت
تا بهم بگه كه يك فصل جديدي در زندگيش داره شروع ميشه
و از من خواست كه اون ببينم
يك بار ديگه، هيچ چيزي در دنيا واسه من وجود نداشت
خانوم بيس؟
صبح بخير
من دنبال خانوم بيس ميگردم
گاي. اومدي. چقدر زود
خوب، آخرش يك آدرس واسم فرستادي
نگاهش كن. يك هويي مردي شدي
الان حتي اصلاح مي كنم
چقدر مي توني بموني؟ فقط تا فردا. بايد كار كنم
مسخره است حداقل بايد يك ماه بموني
بهتره براي امشب آماده شيم
!
دير نکني
مي توني نمايش منو ببيني؟ چه نوع نمايشي؟
امشب مي بيني
تو رو توي يك فيلم به عنوان يك برده در رم باستان ديدم
اون مزخرف نبود؟ چطوري وارد اون فيلم شدي؟
يك فيلمبردار آمريكايي رو ديدم و با اون به هاليوود برگشتم
اولش مي خواستم يك هنرپيشه بشم
اما بعد علاقه ام به دوربين ها بيشتر شد
هر شب توي رختخواب مخشو ميزنم!
هنوز ازدواج نكردي؟
نه كاملاً خوبه
مطمئنم كه يك باغ وحش از افرادي كه ستايشت مي كنن داري
No comments yet. Be the first to leave one.