د خپرونې معلومات

raam-leela 2013 farsi asli DVD
د لخوا تبصره osweh
ناین مووی تقدیم میکند

تګونه

DVD
په خپور شو: 2014-02-17
ډاونلوډونه: 133
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

*:.:.:* تيم ترجمه ناين مووي تقديم مي کند *:.:.:*

*:.:.:* 9MoviE.Us *:.:.:*

*:.:.:* تقديم به پارسي زبانان *:.:.:*

اينجا باورنکردني ـه داداش باويش

.همچين جايي رو هر جاي هند بري نمي توني ببيني

.مغازه ها آزادانه اسلحه مي فروشن

.درواقع زن ها و بچه ها هم تفنگ حمل مي کنن

.اين منظره رو ببيني شوکه ميشي

.اولين باره شاهد يک بازار کامل اسلحه هستم

.اوه آقا ، خوش اومديد ... خوش اومديد !خواهش مي کنم بيا مغازه من

من بهت اطمينان ميدم ، هر جاي هند بري .تفنگ هاي با اين کيفيت پيدا نمي کني

.بعدأ بهت زنگ ميزنم

در مورد قيمت نگران نباش .فقط بيا داخل ، بيا داخل ... بيا آقا

اين يکيو ببين آقا ، همه اين .تفنگ ها اينجا ساخته ميشن

دست ساز ـه ...شهرت جهاني داره... .در کل رانجار

اين يک کلاشينکوف روسي ، نيست؟

،اين يه راجنيکوف ـه آقا .کلاشينکوف نيست

اون تفنگ نيست اگه که توسط راجادي ساخته نشه

...تو اين تفنگ ها رو آزادانه ميفروشي

نگران نيستي پليس ممکنه بگيرتت ؟...

...کي به پليس اهميت ميده

آقا حقيقت اينه که ، تو اين سرزمين تفنگ ها حکومت مي کنن . ما چه انتخابي داريم بکنيم ؟

.دشمن ها اون طرف مرز هستن و اون طرف خيابان هم دشمن ها هستن

دشمن ها اونجا هم هستن ؟

...آره اون سانيراهاي عوضي

، اونا رو ول کن آقا .برد اين "تفنگ "ـو ببين

.اين يکي راست ميره واسه دشمن

،اين راجادي عوضي ...اونا امروز بيش از حد هوشمندانه عمل مي کنه

...هي همه گوش کنيد

...اين راجادي ها عوضي بي مصرف هستن

...اونا بايد ريش شونٌ بزنن و ساري بپوشن...

،ميبيني آقا .هرچيزي که ما انجام ميديم ، اونا دو برابرش انجام ميدن

.مثل يک دشمني قديمي به نظر ميرسه

...فقط سه کلمه فحش ،که ما راجادي ها بلديم...

...سانرا ... سانرا ... و سانرا

!حرومزاده

.اين راجادي حرومزاده امروز زده جاده خاکي

.مثل اينکه اونا آخرين دعوامون رو فراموش کردن

.اين گداها ديگه به تيرهاي وارداتي نياز دارن

هي ... هي ... چطور جرات کردي .اينجا بشاشي احمق

بهتره از اينجا بري گم شي .وگرنه سرت رو ميشکنم حقه باز

من از تراسم مي شاشم

نميتونم کمک کنم که کجا بريزه مشکلت چيه سانيرا عوضي

!تو يه تيکه آشغالي ... راجادي عوضي

!بابا

!صبر کن نژاد پست ! راجادي

.امروز کل قبيله راجادي رو از بين ميبرم

!هي

!هي تو ... موش کثيف

!بابا

.داداش نگران نباش

.اين ماجراي هر روز محله ما ـس

چي داري ميگي ؟

اون به يه بچه شليک مي کنه

اون بچه .نوه رئيس قبيله ماـس اسمش گولي ـه

.امروز به گلي هم گلوله شليک شد

...خوش اقبالي که يه دعوا بزرگ

.بين راجادي ها و سانيراسي ها سر مي گيره...

کدوم يکي رو مي خواي ؟ ...هيچ کدومٌ

!مشتريٌ ميزني

عوضي ، سانيراي لجن

!دعوا شده

!سانيراي عوضي

...داداش مگجي

داداش مگجي

.سگاي سانيراي عوضي به گلي تيراندازي کردن !اوضاع از کنترل خارج شده

...بابا ... اون بهم شليک کرد .اونم بيشتر از 4 بار

کي ؟

!باواني

!يالا

!يالا

!بهشون ثابت کنيد

مردم فقط همينجوري به هم ديگه شليک مي کنن

...اين کاملأ تکان دهنده اس

!داداش باوش

!تکان بخور ! تکان بخور

!رام

!رام

رام اين ساعت خونه چي کار مي کنه ؟

,زن داداش کيسر ...جهنمي به پا شده

.داداش مگجي تنهايي رفته با دشمن بجنگه...

!مامان ، عمو رام هم بايد با بابا باشه

.رام تنها کسيه که به عشق و صلح معتقده

.اما اين آدم ها حتي دست از سر اونم بر نمي دارن

...برو رامٌ مي توني تو پاتوق هميشگي ـش پيدا کني ، محله هانومان

ببین رام داره بپر بپر میکنه

ببین با چشمهاش داره ، چشمک میزنه

ببین مثل بازم همیشه داره شیطونی میکنه

و ببین چطور با کاراش داره دل میبَره

ببین رام داره بپر بپر میکنه

ببین با چشمهاش داره ، چشمک میزنه

ببین بازم همیشه داره شیطونی میکنه

و ببین چطور با کاراش داره دلت رو میبَره

بیا راه رفتنشو ببین که چطور حواسش جمعه و بیا شجاعتش رو ببین

بیا ببینش..بیا ببینش

بیا رام ِ عاشق رو ببین که چطور دل توی سینه ش تند میتپه

بیا رام ِ عاشق رو ببین که چطور دل توی سینه ش تند میتپه

بیا زبونِ بُرنده ش رو ببین و نگاش کن چطور عصبانیتش رو دور میندازه

...همه چیز رو توی عمق چشماش ببین ...همه چیز رو توی عمق چشماش ببین ببین چطور حرفای دلش توی برقِ نگاهشه

اون همیشه دشمنی رو با دشمنی جواب میده ولی توی قلبش پُر از شور و حالِ عشقه

بیا ببینش..بیا ببینش

روحش رو ببین چطور میدرخشه چشماش رو ببین که مثل نیزه می مونه

روحش رو ببین چطور میدرخشه چشماش رو ببین که مثل نیزه می مونه

ببین چطور خودشو تکون میده انگار (با حرکاتش) میتونه هر دردی رو شفا بده

کلمات و حرفهاشو نگاه کنین ببینش چه سرپناهِ امنی ـه

هر کسی که میشینه پای حرفهاش میفهمه که چه قند و نباتی از زبونش میریزه

بیا ببینش..بیا ببینش

.از هيچ کس دريغ نکنيد ، يالا

...از سر راه ـم برو کنار

...گفتم برو کنار

،به برادر زاده ـت .هم خون ـت ، شليک شده

...در حالي که ما براي عزت ـمون اونجا مبارزه مي کرديم

...اين آدم با افتخار اونجا آواز مي خوند و مي رقصيد...

.و اين بار اون يه رکورد کاملأ جديد رو ثبت کرد پدر..

گذاشت اون مرتيکه باواني نفرت انگيز درست از زير دماغم فرار کنه

.اون جون دشمنٌ نجات داد

.پوپات ، پنجره رو باز کن .چشم قربان

...دشمنٌ نه بابا جون

.من داداش مگجي رو از ارتکاب يک قتل نجات دادم

...انقدر که با کشت و کشتار سرو کار داشتيم

.که ارزش هاي زندگيٌ فراموش کرديم...

و چرا همه منو سرزنش مي کنن ؟

.چرا به همه نميگي گلي که کجا رو با شاش ـت هدف گرفتي

.پسر ـه باهوش

فراموش کردي که وقتي هم سن و سال اون بودي يکي از آدم هاي اونا رو کشتي ؟

...اون يه تصادف بود ...و منم بهاشٌ دادم

تو منو براي 12 سال تبعيد کردي احمد آباد با خاله باکولا زندگي کنم...

.که ديوانه اس ، عجوزه پير ـه

...توي اين رانجار لعنتي

...نجات دادن جون آدم ها هم گناه ـه...

...اصلأ منو برگردونيد همونجا

.شما يک تماس دريافت کردين ، داره زنگ مي خوره

،بيجال عزيزم ...دارم ميام ... دارم ميام

،الان يه کمي سرم شلوغه... .بعدأ کامل در اختيارتم

ببين پدر ، اينم از پسرتون ببينيد اون فروشگاه ويدئويي فيلم هاي سوپرٌ اداره مي کنه

...ماشين هاي دزديٌ معامله مي کنه

...فقط تو ذهنش دخترها هستن ...صبح ها اين بيجال

...بعد از ظهر ها سيجال... .و براي شب هم کينجال

با وجود اون اين اطراف کي نياز به دشمن داره ؟ براي خودنمايي که نشان بده قهرمانه تفنگ خالي حمل مي کنه

داداش مگجي واسه قهرمان شدن جگر لازمه

پس چه فرقي مي کنه تفنگ پر باشه وقتي جگر داشته باشي ؟

پس بودن تو اينجا چه فايده داره ؟

.اين مکان فقط جاي مردهاس

هي ! درمورد مردونگي من مي توني از همه دخترهاي روستا بپرسي

تا يک گزارش جذاب بگيري ، داداش مگجي

...داداش ... داداش ... داداش

...و قبل از اينکه برم بذارين اينو بگم

، ما هم از کلمات استفاده کرديم... ...هم از گلوله ها استفاده کرديم

...حالا وقتشه تا از مغزمون استفاده کنيم...

.بيايد با دشمن دست بديم...

امروز اين تفنگ ها فقط تو رو هدف گرفتن

.دفعه بعد که اينو بگي ، اونا شلیک خواهند کرد

.ما ممکنه ثروت و قدرت دانکورٌ نداشته باشيم

.اما شهامت نابود کردن دانکورٌ داريم

.و اين غرور ما هستش و اين غرور ما يعني همه چيز ما

...حتي يک اقيانوس غرق در غرور هم نمي دونست که

.که يک روز اونو تبديل به يک بيابان بي ثمر مي کنه..

...اگر که اقيانوس نتونسته غرورش را حفظ کنه

.اونوقت مال ما چيه که باهاش مقايسه کنيم ، بابا جون...

...هي پوپات ، پنجره رو باز کن

رام تازه برگشته و حالا هم با باباش اختلاف داره

خوشحالم که اون برگشته وگرنه کي مي تونست اونو نجات بده

...مورا ، استخوانم درد گرفت

...بواهيوجور ، تفنگ از دستم ليز خورد

وگرنه به راحتي مي تونستم 4 يا 5 تا راجادي ها رو بکشم

...توي اٌتاراخاند رگبار اومده

...خب ... خب ... غم انگيزه ... خيلي غم انگيزه

...برادرم تير خورد تو سينه اش

تو مطمئني همون خون تو رگ ها تو هم جريان داره ؟...

...تو ميدوني که خون من بيشتر از پدرم به جوش مياد

،قسم مي خورم به الهه آمبه قسم مي خورم

.من تک تک راجادي ها رو ميکشم

.گلوله و عصبانيتٌ بايد در زمان مناسب استفاده کرد

تو چي ميگي ، وانکا ؟

!بله ... بله

چيه اينجا نشستي و سرتٌ تکان ميدي ؟

!چيزيٌ که مي خواي بگيٌ بگو ، داداش

.چشم هيوجور، دادگاه براي شما احضاريه فرستاده

.يک تحقيقات راجع به 4 تا قتل ماه گذشته است

اوه ! راجع به 4 تا قتل ماه گذشته است

در مورد 6تايي که ماه بعد اتفاق مي افته مي خواي چي کار کني ؟

.گذشته رو فراموش کردم

...بهت گفتم ، استخوانٌ فشار نده

...وانکا ، تو دادگاه رو بيار اينجا

.دانکور هيچ جا نميره

.چشم ... چشم هيوجور

يوجوال ، کانجي کجاست ؟

...هيوجور فورأ صداش مي کنم

بعد از 10 روز اومدي خونه .امشب دست از سرت بر نمي دارم

واقعأ ؟

!داداش کانجي ! مادر صدات کرد

بايد برم ديدن مامان .از وقتي برگشتم ديدنش نرفتم

يه خواستگار دوست داشتني براي ليلا اومده

.من بايد عکس پسرٌ به مامان نشان بدم

بعدأ بهش نشان بده ...تو الان از بقيه اولويت داري

،اوه بيخيال .تو همه عکس ها رو خراب کردي

!فقط يه نگاه زير چشمي ميندازم ميدم

!اون بايد اهل احمد آباد باشه

...اون ساکن خارجي ـه

...منظورت اينه که ، ليلا که مثل فلفل قرمزـه قراره

More Farsi Persian subtitles for Goliyon Ki Raasleela Ram-Leela

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left