Dickinson

Dickinson

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

Dickinson S03E08 WEB
د لخوا تبصره soheil_HAIZ
Soheil_HAIZ ترجمه از

تګونه

web
په خپور شو: 2021-12-11
ډاونلوډونه: 38
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

.سلام

چی میخوای؟

ببین، میدونم بینمون جنگ شده

ولی امیدوار بودم امروز رو آتش بس اعلام کنیم

...و به احترام فریزر با هم به تشییع جنازه بریم

.من نمیام

چی داری میگی؟ یعنی چی نمیام!؟

فریزر همکلاسی ـت بود

از دوستای صمیمی ـت بود؟- لازم نکرده تو بهم بگی-

و نمیخوام ببینم پدر جوری وانمود میکنه انگار فریزر رو میشناخته

و مرگ اونو بهونه کنه که واسه شهر خودنمایی کنه

...میتونم تنها سوگواری کنم

خودت میدونی اگه نیای مردم پشت سر بابا حرف در میارن

همه چیز که درباره ی تو نیست نمیتونی واسه یه بارم شده فکر خانواده باشی؟

من الان خانواده ی خودم رو دارم و بهتره برگردم پیششون

سو کجاست؟ میدونم اونم باهام موافقه

الان اولویت سو و من پسرمونه

.شاید اگه بچه داشتی میفهمیدی

اگر بچه داشتم بهشون یاد میدادم فکر آبروی خانواده باشن

و وقتی لازمه پشت خانواده در بیان

!خدای من، امیلی تو چت شده؟

...قدیما اینطور

سنتی فکر نمیکردی

.ولی حالا، درست شدی مثل پدر

برو دیگه

بدو برو دست بابا جونتو بگیر ...یادته که، انتخابت اون بود

ترجمه از Soheil_HAIZ

::..کانال تلگرام هوادارن هیلی استاینفلد..:: @HaileeSt_Team

فریزر آگوستوس استرنز یک مرد آمهرستی با شرافت بود

فریزر روح این شهر را با گوشت و خون خود مجسم کرد

...اگرچه خداحافظی دردناک است

آستن کجاست؟

.نمیدونم

این شهر رو سر بلند کرد

دیوونه کننده ـست که نیومده

دیوونه کننده ـست که هیچکدوم نیومدن

میشه انقدر دیوونه دیوونه نکنین؟ توهین آمیزه

.به علاوه، امیلی اینجاست

قهرمانی که شهر را با شکوه و عظمت بزرگی گرامی داشت

امروز این توپ را به عنوان ...یادآوری آن شکوه به او تقدیم می کنیم

توپ؟

واسه من؟

!فریزر

.من هیچکس نیستم- !تو اینجایی-

...نمیتونستم تشییع جنازه ـمو از دست بدم

از این آورنده ی پُر هیاهوی پیروزی

این توپ در نیو برن بود، جایی که فریزر جوان ...جان خود را در آن فدا کرد

باورت میشه چی میگه؟

...برای روح این ملت

شرمنده میدونم باباته ولی حرفاش خیلی مسخره ـست

فقط به احترامه تو اینا رو میگه

برای همین رفتی جنگ، یادته؟

الان یه خورده معروف شدی فریزر استرنز

...وقتی این جنگ تمام شد

و ملت ما از این زخم بزرگ شفا یافت

خاطرات، امثال فریزر استرنز

به ما این امکان را می دهد که به روز های روشن برسیم

خب، چطور بود؟

چی چطور بود؟- جنگ-

.بدتر از تصورم بود

انگار مستقیم از آرواره های جهنم گذشتم

بدترین آتش جهنمی که وجود داره

مثل دانته؟

آره، درست مثل دانته

اونجا چی پیدا کردی؟- حقیقت-

تکرار نشدنی و زشت ترین حقیقت

در جنگ پنهان شدن معنی نداره فکر میکنی با دشمن روبه رویی

در حالی که ...در واقعیت با خودت روبه رویی

خب تو تنها کسی نبودی که درگیر جنگ بوده

شنیدم، درباره ی تو و آستن متأسفم

.مشکلی نیست

.چیزی نیست

...هر چه پیش آید خوش آید

راستش خیلی چیزا یاد گرفتم

وقعاً؟ مثلاً چی؟

فهمیدم که برادرم یه بیچاره ی ناامیده و ما بدون اون زندگی بهتری داریم

درسته مامان و وینی هنوز نتونستن درکش کنن، ولی

پدر و من قوی تر از همیشه ایم

لطفاً مراتب قدردانی ما را به همرزمانتان برسانید

راستش تا حالا همچین امیدی واسه این خانواده نداشتم

چیه؟

متأسفم، اما فکر نکنم، باورت کنم- منظورت چیه؟-

به نظرم این امید یه خورده دروغه

در حالی زخمی شد که به مردان کمک میکرد ...از راه آهن گذر کنن و به سمت دشمن یورش ببرن

...خدا رحمتش کنه

بله قربان، ممنون که آمدید- سخنرانی زیبایی بود-

خیلی ممنونم، از شما سپاسگزارم

!ادوارد، اینجایی

این سخنرانی فوق العاده بود، کارت عالی بود

واقعاً شگفت انگیز بود

متشکرم ایتمار، خوشحالم که همچین نظری داری

در حقیقت همینطوره، و باید اعتراف کنم که متأسفم به شما شک کردم

تو همیشه به اتحادیه وفادار هستی

بله، و این برای من دردناکه که فکر کنم کسی غیر از این فکر میکرد

خب، میدونی شهر عاشق اینجور داستان هاست

ولی متأسف شدم که خانواده ـت واسه دیدنش اینجا نبودن

ولی من اینجام- عه، اولینا؟-

به پدرت بابت سخرانی عالیش تبریک میگفتم

بله، زیبا بود، مگه نه؟

خود لینکلن نمیتونست بهتر از این سخنرانی کنه

در حقیقت همینطوره

تو همیشه در سخنرانی عمومی عالی بودی، ادوارد

تعجب میکنم چرا از سیاست جدا شدی

خب، نمیدونم چی بگم

.شاید بتونی درباره ـش فکر کنی

روز خوبی داشته باشید .هردو تون

روز بخیر .کانکی

آفرین بابا، عالی بودی- واقعاً اینطور فکر می کنی؟-

.البته

تا حالا اینقدر به دختره تو بودن افتخار نکرده بودم

بیا بریم، تا خونه قدم بزنیم .گلهای بهاری شکوفه کردن

.باشه

...جناب دیکنسون

!سو، تو اومدی

بله، البته- !بدون شوهرت-

داره از بچه نگهداری میکنه ما به نقش های جنسیتی اهمیتی نمیدیم

شما دوتا هنوز هم ویراستار درام بیت هستین؟

منظورت روزنامه ی مورد علاقه رئیس جمهور لینکلنه؟

البته که هستیم چطور؟

من میخوام یه قطعه رو ...ناشناس واسم چاپ کنین

این خیلی خوب بود- آره-

من قبلاً با گل نرگس صحبت نکرده بودم

خب باید بیشتر اینکارو بکنی به نظر من که شنونده های خوبی هستن

آره، و هرچی که میگفتم !واسم سر تکون میدادن

.خیلی خوب بود

میدونی، اِم میخوام درباره ی چیزی باهات حرف بزنم

چیزی شده؟

میخوام ازت بخوام یه کار مهم واسم انجام بدی

آنچه می توانم انجام دهم - انجام خواهم داد اگرچه به کوچکی یک نرگس خواهد بود

!نرگس خیلی هوشمندانه بود

آره، میشه یه لحظه بیایی دفترم؟

بابت بهم ریختگی عذرخواهی میکنم

!اینجا که پر از ورقه ـست

آره، معلوم شده ساختن میراث کار خیلی سختیه

اما بالاخره فهمیدم متوجه چی و کی نشدم

و برای این به تو نیاز دارم

.باشه

میخوام تو وصیت نامه ـمو اجرا کنی

من؟- بله، تو-

میدونم که یه درخواست غیرعادیه

اما میدونی، مجری وصیت باید فردی با عقل و بدن سالم باشه

کسی که بتونه به معنای واقعی کلمه خواسته های تو رو برآورده کنه

کسی که بتونه به جای تو صحبت کنه وقتی خودت دیگه قادر نیستی

...کسی که با تمام وجود بهش اعتماد داری

!وای

بابا، فکر نمیکردم درباره ـم اینطوری فکر کنی

آره، معمولاً این وظیفه بر دوش پسر بزرگ خانواده ـست

ولی اوضاع در این خانواده ...به شکل دیگری رقم خورد

...خب

.نگران نباش، پدر

من پسر شما هستم و در خدمت شما شاید قبلاً متوجه حضور من نشده بودید

!اعتراف میکنم، انگار حواسم نبوده

اما هیچ وقت دیر نیست

لطفاً بشین- بله، ممنون-

!نه، خواهش میکنم

!قربان- بله، پسر خوب من-

کمی سریع تر

خیلی خب

هر وقت حاضر بودی بگو، پدر- عالیه-

من ادوارد دیکنسون هستم ...در صحت و سلامت کامل عقل

...اعلام می کنم که این آخرین اراده و آرزوی من است

"صحت و سلامت کامل عقل"

"آخرین اراده و آرزوی من"

در کمبریج، ماساچوست

...نامم را بر آخرین وصیت نامه ام می نویسم

"وصیت نامه"

!به گوش باشید

!گندش دراومد که

سرهنگ هیگنسون کارولینای جنوبی

امیلی دیکنسون، آمهرست، ماساچوست

امیلی؟

قسمت آخر رو یادداشت کردی؟

آره، البته متأسفم، بله

یک هزار دلار به صندوق دانشگاه آمهرست تقدیم شود

خوبه- آره-

فکر کردم تمرکزتو از دست دادی- بابا میدونی دارم به چی فکر میکنم؟-

باید یه بورسیه تحصیلی بزاری

بورس تحصیلی؟

آره، چه راهه بهتری برای گسترش میراث جز سرمایه گزاری روی مردم هست؟

فقط حک شدن یه اسم ...رو ساختمون همه چیز نیست

!این فوق العاده ـست شگفت انگیزه

!خدای من آستن هرگز چنین چیزی به فکرش نمیرسید

...خب

...میدونی، اِم

بالاخره فهمیدم چقدر خوش شانسم

اعتراف می کنم که اخیراً احساس کردم این خانواده منو رها کرده

اما تو هرگز

...تو همیشه به من وفادار بودی

.اگرچه همیشه لیاقتش رو نداشتم

...باید بابت خیلی چیز ها منو ببخشی

و میخوام بدونی که تا زمان مرگم از تو سپاسگزار خواهم بود

تنها چیزی که میخوام... تنها چیزی که همیشه میخواستم ...این بود که تو رو خوشحال کنم

میدونم بابا ...ممنونم

این خانواده برای من و تو خیلی مهمه

.درسته

و میدونم چقدر میتونه سخت باشه که برادرت به عنوان دشمن شناخته بشه

باید مطمئن شیم هرگز برامون این اتفاق نمی افته

نه، هیچ چیزی ما رو از هم جدا نمیکنه

...اینطور نمیشه

خب، دیگه تقریباً تمومه

More Farsi Persian subtitles for Dickinson

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left