لومړۍ 200 کرښې.
خاموشش کن
تنها راه درست کردن این سیاهچاله
فرستادن جنت به سال 2012 هست
ببخشید، شما ؟ - دکتر هیل، جنت -
هرجا اون بره، منم میرم
نمیدونی اون کیه
اون کسیه که ما رو نجات میده
از عملیات نیمه شب چی میدونی ؟
دانشمند ها رو بکشه و آزمایشگاه رو نابود کنه
فقط دنبال گری نبودن
وس میخواست همه زیردست هاش کشته بشن
فکر نکنم ماموریت دانمارکی با ماموریت بقیه ما یکی بوده
قبل از اینکه بریم یکی ماشین رو دوباره برنامه ریزی کرده
اصلا قرار نبوده به سال 2023 برگردیم
داشتیم به سال 2012 میرفتیم که سیستم خراب شده
به سال 2012 میریم چه بخوایم و چه نخوایم
پروژه لازاروس
اول جولای 2012
دیشب خواب دیدم که دارم پرواز میکنم
روی لندن بودم
و شب بود
و کل شهر به آتش کشیده شده بود
میتونستم گرما رو حس کنم ...که به صورتم میخورد
میتونستم شعله ها رو زیرم ببینم
که در خیابون ها جلو میرفتن
... کیلومتر ها شعله بود، مثل
شبکه شعله ها
لندن الگوی شهرسازی خوبی نداره
نه
نه، درسته
شاید نیویورک یا همچین چیزی بود، نمیدونم
توی سرم لندن بود
... بگذریم، میدونستم
میدونستم که شهرمونه
فکر میکنی این رویا معنیش چیه ؟
چی، خواب پرواز کردن من روی یه دوزخ ؟
احتمالا چیزی نیست
انگاری زیاد نمادینه، نه؟
موردی نداره سیگار بکشم؟ - میدونی که -
به غیر از کار چه خبر؟
واقعا، هیچی
مثل همیشه، میدونی که
تا حالا به بچه ها فکر کردی ؟
نه به طرز عجیبی
دوست داری پدر بشی؟
بله
فکر کنم یه روزی اگه میتونستم فرد مناسب رو پیدا کنم
...فرد مناسب - فرد مناسب ؟ -
در شرایط مناسب، آره
با کسی آشنا شدی ؟
انتخابی هست ؟
نه
نمیدونم، خب، با این کاری که ما داریم چطوری باید قرار بذاری ؟
نمیدونم
یکی هست که ازش خوشم میاد
جنت
ولیخب احمقانه است
غیر ممکنه
چرا؟ - چون بهتر از منه -
قبلا در مورد منفی گراییت حرف زدیم
بله، میدونم، ولی اون واقعا بهتر از من هست
بعضیا رو دیدم، میدونی
چندین رابطه داشتم
... البته، چرا
چون تلاش کردی ، مگه نه ؟
روابطی که به جایی نرسیدن
نه
نه، هیچکدوم به جایی نرسید
ولی میدونی چیه ؟
به خاطر چرخه ها نبود
... به خاطر این نبود که
میدونی که دوستهاش خسته کننده ... بودن یا خیلی خودشو میگرفت با
کتاب نمیخوند یا صدای خنده اش زیادی بلند بود
... یا
به خاطر سفر در زمان نبود به خاطر من بود
به خاطر من روابط به جایی نرسیدن
دلیل تنهاییم خودمم
شما یک پیام جدید دارید
برای شنیدن پیام هاتون دکمه یک را فشار دهید
سلام، خونه مامانم
تازه تلفنی با دکتر حرف زدم
میخوان توی بیمارستان بستریش کنن
فکر میکنن که عفونت ادراری ... داره دیونه اش میکنه، ولی
نمیدونن
ببین، بهم زنگ بزن
نمیتونم دوباره تمام شب پیشش بیدار باشم
قرار شد این چیزا رو با هم به اشتراک بذاریم، بله؟
خب، ازم میخوای که چیکار کنم ، جی؟
منم کار دارم، نمی تونم که بگم مریضم و نمیام
نمیتونم همینطوری یه بهونه ایی بیارم
بهت گفتم، از اینجور کارها نیست
ببین، وقتی برسم بهت زنگ میزنم، باشه ؟
سعی میکنم هر چه زودتر خودمو برسونم، باشه ؟
عصر بخیر خانم - عصر بخیر شیو -
میرین خونه؟ -
بعد از اینکه توی کلوب روبین توی رقابت اندازه گیری شاخ شرکت کردم
خب، میدونین که به نظرم شاخ شما از همه بزرگتره، خانم
ممنونم، شیو
یه دانشمند پیدا کردم
که باور داره میتونه ماشین زمان خودش رو بسازه
از چکپوینت بگذره
تا چیکار کنی ؟ برگردی به زمانی که مو داشتی ؟
الیزابت
شکستن چکپوبنت غیر ممکنه، روبین
و خیلی هم چیز خوبیه
غیر ممکن نیست لیزی
فقط هنوز انجام نشده
ببین
یه تحقیق اکتشافیه
احتمالا به هیچی نمیرسه
اگه واقعا یکی هست که باو دارع
میتونه چکپوینت رو رد کنه
نباید روش سرمایه گذاری بکنی
باید دفنش کنی
11:57 عصر، اول جولای
حادثه هوایی
هواپیما ناشناس
فعالیت شراره خورشیدی در جنوب شرفی
هواپیمای ناشناس، بدون پاسخگویی
پانزده کیلومتری جنوب لندن
همه خوبن ؟
میدونیم چی توی کیفت هست
واقعا اینجا چیکار میکنی ؟
دستوراتی دارم
نابودی کامل
دفعه پیش همه چی از قلم افتاد
آزمایشگاه، دانشمند ها ، تحقیقات همه چیز
همه چیز
جنت ؟
هیچکسی نباید زنده بمونه
همه اش باید از بین بره
باید از ریشه خشک بشه، میدونی که
برای کشتن جنت دستور داری؟
میدونی، باید اینکار رو بکنی
برای کشتن جنت دستور داری؟ - روبروف -
همه
... همه باید
چیشد ؟
آرچی
اون مرد از دوستام بود - پس دوستای بهتری پیدا کن -
میخواست مادرمو بکشه
اگه کسی میخواست مادرتو بکشه چیکار میکردی ؟
احتملا یه تیر توی سرش خالی میکردم
پس مشخص شد
برای ماموریت نجات اومدیم، آرچی
اون برای ماموریت کشتن اومده بود
حالا اینجاییم
جنت رو نجات میدیم
و بکی
برشون میگردونیم خونه
خونه ایی که منطقی باشه
نه چرخه ایی
... نه سفر در زمان
... فقط
... فقط
خونه باشه
برای همین اینجاییم
دارن برای نظارت به بخش منتقلش می کنن
چی هست ؟ یعنی جی ؟
یعنی... یعنی دارن زیر نظرش میگیرن
زیرنظرش میگیرن؟ چرا درمانش نمیکنن؟
جی؟
به نظرشون الان کار زیادی از دستشون بر نمیاد
خب تو چی میگی ؟
فقط دارم میگم باید بیای و ببینیش
دکتر های میگن امشب باید بیای و ببینیش
به محض اینکه بتونم میام
مادرمونه، شیو
باید همین الان بیای
... آره، من... من به محض اینکه بتونم میام
!یا عیسی مسیح
همه جا بسته شده
از کدوم اداره اومدی ؟
بیسیم رو بردار و به فرمانده ات کد بریمستون رو بگو
بهش بگو مامور رِدی در صحنه هست
و بعدش بهم خبر بده، باشه ؟
مامور رِدی اینجاست
کد بریمستون
باشه
اسمش اریک اریکسونه
... اون - سربازه، از لشکر ییگر -
نیروهای ویژه دانمارک
... از کجا - چون باهاش آشنا شدم -
مدتی میشه که به عنوان یه نیروی جدید زیرنظرش داریم
خب، حالا مرده - بله -
پس یکی داره تازه وارد های لازاروس رو میکشه
نمیدونم
ولی میخوام هر کی دیگه توی هواپیما بوده
رو سریعا پیدا کنی
بله، خانم
الان عکس ها رو براتون میفرستم
اریکسون رو چهار هفته پیش برای یه مصاحبه اولیه دیدم
ریش نداشت و 8 کیلو لاغرتر بود
حتما از اون موقع به بعد خیلی بهش خوش گذشته
این مرد از کسی که دیدم
حداقل ده سال پیرتره
... تو
به مشخصات اون هواپیما یه نگاهی انداختم
هنوز ساخته نشده
هنوز ساخته نشده ؟
No comments yet. Be the first to leave one.