لومړۍ 200 کرښې.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(پاکسازی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
وای ترسیدم
اوه، شما وکیل لی یونگ شین هستین؟
بله، خودمم
وای آره، مصاحبه امروزو فراموش کردم
اگه سرتون شلوغه میخواین یه روز دیگه بیام؟
نه اصلا
همکارم به طور ویژه ازم برای این مصاحبه درخواست کرده
یه لحظه
زیاد طول نمی کشه
چرا توی دفترم منتظر نمیمونین؟
حتما، مشکلی نیست- اوکی-
آخر راهرو بپیچین سمت چپ دفترم رو میبینین
تنها دفتر اون قسمته پس راحت پیداش میکنین
بله، منتظرتون میمونم
اینجا نظافتچی هستی؟
یا کارای دیگه انجام میدی؟
یچیزی مثل این؟
پسش بده
شاید بعدا پس بدم. الان یه مصاحبه دارم
میتونی صبر کنی، نه؟
فکر کنم شمارهت عوض نشده
بهت زنگ میزنم
بله
یه قهوه فروشی به اسم پیونگ هوا کنار شرکت دکتر تاپر هست
اونجا همو میبینیم
بشین
نمیدونستم دوباره اینجوری همو ملاقات میکنیم
حالت چطوره؟
یکم فرق کردی
...اون فلش
بعد از همه ی جریاناتی که از سر گذروندی
هنوزم اینکارو انجام میدی؟
این موضوع دیگه به شما ربطی نداره
واقعا اینطوری فکر میکنی؟
بذار دوباره ازت بپرسم
واقعا اینطوری فکر میکنی؟
یه مصاحبه کاری با تیم حقوقی اونجا داشتم
اگه همه چی خوب پیش بره
من وکیل داخل شرکتیشون میشم
اینجوری نمیتونم از نشتی اطلاعات چشم پوشی کنم
فقط یه چیزی میپرسم
توضیح بده اطلاعاتش درباره ی چیه
همین الانم دیدیش
دقیقا
همین الانشم همه ی اطلاعاتی که لازمه رو داری
این اطلاعات واقعا بهت کمکی نمیکنه
یکی از همکارام قربانی اون دادگاه بود
همه ی اون قربانیا یجورایی همکار یا خانواده ی هممون هستن
بذار ازت یه سوال دیگه بپرسم
اگه همکارت جزو قربانی ها نبود چیکار میکردی؟
ظاهرا وجدانت هی قطع و وصل میشه
پس فقط پول دربیار
فقط پول دربیار و بیخیال وجدانت شو
گفتی یچیز غیر منتظره اتفاق افتاده
بعد تلفنو همینجوری قطع کردی
لی یونگ شین رو دیدم
کجا؟- کجا؟-
توی دفتر مدیر تیم حقوقی
...نگو که
درسته. فلشو ازم گرفت
خدای من
حتما حس عحیبی داری
الان چیکار کنیم؟
اینطوری نباش
بیا فقط چشمامونو ببندیم و انجامش بدیم
موافقم
اینکه لی یونگ شین یهو پیداش شد و اینکه یهو فلشو ازمون گرفت
یعنی کائنات داره برامون نشونه میفرسته
بعد از مدت ها، با این کیونگ موافقم
واقعا؟
ولی میخوام اول با گوم ران حرف بزنم
همه ی تلاشمو کردم اونی
باور کن
آره، مطمئنم
بهت شک ندارم
الان چیکار کنیم؟
باید چیکار کنیم یونگ می؟
خیلی حس بدی دارم که نمیتونم هیچ کمکی کنم
...متاسفم
که تو و بقیه بچه ها مجبور شدید این رفتارمو ببینین
نباید اونطوری رفتار میکردم
حتما ازم ناامید شدین
وقتی افتادی و سرتا پات خونی شده
نمیتونم سرزنشت کنم که چرا افتادی
دوباره همو میبینیم، نه؟
بهتره بخاطر این موضوع ازم دوری نکنی
گریه نکن
گریه کنی اتفاقای بدتری میوفته ها
و نگران پول بیمارستان هم نباش
نمیتونم اون پولو قبول کنم
از قبول کردنش خیلی خجالت میکشم
من... روم نمیشه تو چشمات نگاه کنم
یونگ شینو دیدی؟
خودتون به هم زنگ بزنین دیگه
کبوتر نامه رسان که نیستم
چرا از من احوال همدیگه رو میپرسین؟
حال منو پرسید؟
الو؟
چه اتفاقی توی دادگاه افتاد؟
منظورت چیه؟
خبرارو نخوندی؟
دکتر تاپر با پرداخت غرامت به قربانی ها موافقت کرد
شرکت تقریبا تقصیرو گردن گرفت
خبرو برات میفرستم، بخونش
اونی، یونگ می ام
دادگاه چیشد؟
همین الان میخواستم بهت زنگ بزنم
چیشده؟
گفتی نتونستی مدارکو پیدا کنی که
درسته، نتونستم
از جزئیات خبر ندارم
وضعیت نوه ی من بدتر شد
بخاطر همین بعد از دادگاه باهاشون حرف زدم
بنظر میرسه تصمیم گرفتن کوتاه بیان
وکیلم میخواست ازت برای اون اطلاعات تشکر کنه
هیچی درموردش نمیدونی؟
اوه، باشه. بهت زنگ میزنم
خداحافظ، من رفتم
عمدا اینکارو کردی؟
آره، همینطوره
چرا؟
که کمکت کنم پا روی وجدانت نذاری
باید بس میکردی
نباید دوباره اینجوری همو میدیدیم
فکر کرده بودم که دوباره سر راه هم قرار میگیریم
ولی فکرشم نمیکردم اینطوری
واقعا چطور میشه؟
چطور میتونی دوباره چنین کاری انجام بدی؟
میخوای بگی برای محافظت از بچه هات
یه مادر تنها برای زندگی کردن مجبوره کار کنه
آره، میفهمم
یا تلاشمو کردم بفهمم ولی این اشتباهه
کاری که تو میکنی و کاری که من میکنم
فرقشون چیه؟
تو یه مادری
تو چیزی داری که باید ازش مراقبت کنی
اگه همونطور که میخوای یه روزی موفق بشی
دنیا و پول
یه روزی برات بی اهمیت میشن
بعدش ممکنه نتونی از این راهی که میری برگردی
پس بهت هشدار میدم، بس کن
جزئیاتو بهم بگو
یه مشکلی بود
پس درمورد اون مشکل بهم بگو
اطلاعات درز پیدا کردن
ببین خانم او یونگ می
خطا و اشتباه حین کار یچیز طبیعیه
داری به کاری که کردی افتخار میکنی؟
نه، متاسفم
متاسفم
ولی عذرخواهی وضعیت رو تغییر نمیده
اونقدرا هم ساده نیست
میدونی چقدر از اونجایی که معرفی کردی پول قرض گرفتم؟
حداقل۵۰۰ میلیون وون
سود 10 درصد از قبل پرداخت شد
اما اصل پول باید ظرف یک ماه پرداخت بشه
دیوونه شدی؟
لعنتی
من بهت اعتماد کردم و این دیوونه بازیو در آوردم
باید ضررم با پول شماها جبران بشه
چی میگی؟ امکان نداره
تو این کار پر ریسکو انجام دادی
هر پروژه ای که انجام میدیم یه ریسکی داره
و ما این ریسک رو با هم تقسیم میکنیم
و به علاوه، ما هم پول قرض کردیم
لعنتی، بهرحال گفتم بدونی
برو بیرون، نیاز دارم که استراحت کنم
گوم جاندی میخواد با پولای ما ضررشو جبران کنه
خاک به سرم! دیوونه شده
مزخرف میگه چرا
ظاهرا مبلغ زیادی رو از او دونگ جو وام گرفته
ما هم کلی ضرر کردیم
چرا باید ضرر اونو جبران کنیم؟ زنیکه عجیب الخلقه
بعد چی بهش گفتی؟
یه چیزی شبیه به همین
تند باهاش برخورد کردی؟
بهش زنگ بزن و بگو مزخرف نگه
خودت زنگ بزن
شما یه جا کار میکنین
من نمیتونم
تو توی این مسائل واردی
راست میگه
بین ما تو کاربلدتری
چی؟ اونی
من امروز مسئول ظرفام
تو حالت خوب نیست، پس برو اونور
پس چرا تا الان نشستیشون؟
بشقابای صبحونه هم بود حتی
ببخشید
اوه، راستی
ظرف تخم مرغی که صبح خوردم یادم رفته بود
این کیونگ
نمیبینی اینارو آب زدم؟
خب حالا که داری میشوری اینم بشور دیگه
ولی این چرب بود
میدونستی که خیلی شلخته ای؟
اونی، چرا یهو به من حمله میکنی؟
حمله چیه
No comments yet. Be the first to leave one.