Blow Breeze

Blow Breeze (불어라 미풍아)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Blow Breeze E32 KOreanDream
د لخوا تبصره shahlaz
korean-dream.irترجمه و زیر نویس شهلاز

تګونه

other
په خپور شو: 2016-12-14
ډاونلوډونه: 18
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

= قسمت 32 =-

بچه ها بچه اند

چطوری تونست اینقدر سریع بخوابه؟

دقیقا

پس شین یه ...یوجین می شناسه

البته مادر یوجین توی چین به شین یه کمک کرده بوده

بذار یه زنگ به شین یه بزنم

...حلال زاده بود

سلام دخترم

پدر بزرگ کجایی؟ ناهار خوردین؟

البته که خوردم

شین یه اگه کار نداری همین الان بیا خونه

خونه بیام؟

چرا؟ اتفاقی افتاده؟

یکی هست که با دیدنش خیلی خوشحال میشی

کسی که با دیدنش خوشحال میشم؟

کی میتونه باشه؟

باشه ، من الان بیرونم یه راست میام خونه

خداحافظ

یو جین که در مورد من حرفی نزده؟

...خواهش میکنم یوجین

بذارش اینجا

صبر کن ، بیا

اینو بنداز روش - باشه -

یو جین بیدار شد

من کجام؟

اینجا خونه من و پدر بزرگه

توی راه رستوران خوابت برد

برای همین ما آوردیمت خونه

اینجارو یادت میاد؟ دفعه پیش با مامانت اومده بودی اینجا

میخوای برات آب بیارم؟

نه نمیخوام

باید برم یتیم خونه

چی شده یو جین؟

اشکالی نداره اینجا خونه منه

حتما از خواب بیدار شده شوکه شده

یوجین

شین یه

!اوه یو جین ! یوجین

یو جین چه اتفاقی برات افتاده؟ من فکر کردم رفتی چین

اشکالی نداره ، خوبه که خوبی

پدر بزرگ ، هی دونگ چی شده؟

هی دونگ و من رفته بودیم یتیم خونه

تا برای خبر نامه عکس دسته جمعی بگیریم

یتیم خونه؟

یوچین توی یتیم خونه بوده؟

اون دختر زنیه که توی چین بهت کمک کرده

چطوری میتونستم ندیده بگیرمش برای همین با خودم آوردمش اینجا

خیلی ممنون پدربزرگ از تو هم ممنون هی دونگ

یوجین خیلی خوب شد اومدی واقعا عالی شد

یوجین تو به پدر بزرگ و هی دونگ گفتی که قبلا منو دیده بودی؟

نه

نگفتی که من بودم تو رو بردم یتیم خونه؟

نه نگفتم ، طبق قولی که بهت داده بودم من هیچی در مورد شما نگفتم

کار خوبی کردی یو جین

هیچ وقت نباید در مورد من حرف بزنی ، باشه؟

من فقط خاله توام ، فهمیدی؟

باشه

و این اولین باره که بعد از آخرین باری که اومدی خونه ما همدیگیرو می بینیم ، فهمیدی؟

باشه

یو جین بیا چیزای خوشمزه بخوریم

به نظر خوشمزه میان یو جین

یوجین خوشمزه است؟

بله خیلی خوشمزه است

اما یو جین نمی خوای به خاله ات زنگ بزنی خبر بدی؟

اگه بره یتیم خونه و ببینه تو اونجا نیستی؟

ازش پرسیدم مثل اینکه دیگه نمیرفته به یو جین سر بزنه

اصلا نتونسته باهاش تماس بگیره

اوه واقعا؟

هی دونگ دیگه در مورد خاله اش حرفی نزن ناراحت میشه

حتما یوجین گذاشته و برگشته چین

اون تنها کسی بود که یو جین می تونست بهش تکیه کنه

چطوری تونست همچین کاری باهاش بکنه

درسته

من بهش التماس کردم برگرده خونه

همه اش تقصیر اون دختره جادوگره

نه باید همینطوری بیکار بشینم

!چونگ جه بیا بیرون

هی دونگ یه دختر بچه آورده خونه که دلت براش ضعف میره

مامان این مزخرفات چیه میگی

جدی گفتم به خدا

هرچی ...برام مهم نیست بچه است یا بزرگ

باز دیگه چش بود؟

ایشون مادرمه

این بچه کیه؟

یوجین به مادر بزرگ سلام کن

سلام

!وای خدای من

این دختر همون فامیل شین یه نیست

برای چی اینجاست؟

با پدر بزرگ رفته بودیم یتیم خونه عکس بگیریم

تا توی خبرنامه بزنیم دیدیم یوجین اونجاست

پدر بزرگ یادش اومد که این دختر ناجی شین یه است

برای همین پدربزرگم با خودمون آوردش خونه

برای چی تونستی بیاریش اینجا؟

کی قراره مواظبش باشه؟

چه میدونم ...فعلا کار دارم

یو جین چیزی نیست مادر بزرگ آدم خوبیه

پس این دختر دوست شین یه است

بله مادر بزرگ

واقعا ! ببین چقدر دختر ناز و خوشگلیه

موضوع چیه؟ دارین پشت سر من توطئه میکنین؟

منظورتون چیه از توطئه؟

آقای یون پوشاک مردونه رو انتخاب کرد یونگ جو هم که لباس اسپورت زنونه روگرفته

مین چول لباسهای زیر و می پونگم لباسهای ورزشی

خیلی خوشحالم که دنبال مفاهیم همپوشانی هستید

من قرار بود لباس زیر بردارم ولی خوب شد عوض کردم

منم داشتم لباس مردونه رو بر میداشتم

خیلی خوب شد

اما تو چرا لباس ورزشی رو انتخاب کردی می پونگ ،خیلی پیچیده است

خب وقتی هوا سردتر میشه مرد بیشتر به فکر سلامتی شون میفتن

خیلی ها شون دوست دارن برن ورزش

برای همین نمی خوان موقع ورزش سرمابخورن برای همین سراغ لباسهای خوب میرن

اینم یه مفهوم خوبه

تمرکز روی هر دو بد نیست

واقعا؟ نگران بودم

من امیدوارم که تمام سعی تون بکنید

تا تیم بازاریابی ما به دور نهایی برسه

اگه یه وقت کمک خواستین به من اطلاع بدین - چشم خانم مدیر -

آیگو اینهارو انتخاب کردی؟

فقط انتخاب میکردی بقیه شو میذاشی دیگران انجام بدن

فکر کردم اگه بتونم لباسهارو لمس کنم خیلی بهتر می تونم درک کنم

باشه خسته نباشی - ممنون -

من سی سال با جو دال هو زندگی کردم

حس ششم من اشتباه نمی کنه

اون دکتره اعصاب روان هیچی سرش نمیشد

من به هیچ عنوان توهم ندارم شوهرم داره بهم خیانت میکنه

حالا وقتی گرفتمشون می فهمن

فقط وایسا ببین

خداحافظ - خسته نباشید -

فردا می بینمتون - خدانگهدار -

!آیگو فهمیدم

امروز تولد پسرمه - اوه واقعا؟ -

ایوای نه - چی شده؟ -

فکر کنم گازو نبستم ...چیکار کنم؟

من میرم چک میکنم تو برو

خدا حافظ خانم جو فردا می بینمت - خدا حافظ -

چی شد؟

من میدونستم اینطوری میشه

وقتی همه رو فرستاد خودش دوباره برگشت

ای زنیکه روباه صفت

یواشکی مثل موش دوباره خزید توی رستوران تا شوهر منو از راه بدر کنه

امشب دیگه ول کنشون نیستم

!هی تو

برای چی وقتی همه رو فرستادی خودت برگشتی اینجا؟

برای چی دوباره برگشتی اینجا؟

تمام این مدت اینطوری شوهر منو اغوا میکردی؟

خانم در مورد چی حرف میزنید؟

من برگشتم تا شیر گاز ببندم

بیخودی به من دروغ نگو

برگشتی برای اینکه میدونستی شوهرم شب توی دفترش میخوابه

فکر کردی من خبر ندارم؟

هی اگه اشتباه گفتم ...بهم بگو

چیه؟ خیلی خوشحالی که شوهرم خونه رو ترک کرده اینجا زندگی میکنه؟

من حتی نمیخوام جواب این سوال مسخره رو بدم

خدا نگهدار - کجا داری میری؟ -

!وای خدای من

!وای خدا جون... خون

!وای نه

!خانم جو

!خانم جو بیدار شو

!خانم جو . خانم جو

هیچی نشده ...درسته؟

ولی به نظر میومد خیلی خون ازش میره

!اگه بمیره چی؟ نه همچین اتفاقی نمیفته

اگه اتفاقی براش بیفته دیگه دال هو هیچ وقت به من نگاه نمی کنه

حالا باید چیکار کنم؟

رفته ، خدارو شکر

حتما رفته خونه

آره من فقط یه کوچولو هُلش دادم

دختره مکار

مخصوصا خودشو انداخت زمین

حقه باز

سرده

خیلی سرده

!یو سونگ رو منم بریز

وای این بدترین کار نیمه وقتی بود که تا حالا دیدم حتی آبش گرم نیست

می پونگ نمیشه آب گرم بریزه؟

تا حالا بارون گرم دیدی؟

این تنها راهه که من می تونم درک کنم

چطوری میشه جلوی ورود بارون به داخل لباس گرفت

باید آدم از جونش سیر شده باشه - دقیقا -

ببینم آب اومد توی لباس؟

- صبر کن. - صبر کن.

نه اصلا نرفته توی لباسم - اوه مال منم همینطور -

راست میگی؟ - عالیه -

پس یو سونگ یه بار دیگه بریز

!یخ کردم

شما ها دارین چیکار میکنن پسرا؟

وسط زمستون برا چی دارین آب بازی می کنین؟ دیوونه شدین؟

جانگ سو داری چیکار میکنی؟

..خب - با پسرای من داری چیکار میکنی؟ -

مادر میدونی می پونگ داره روی این لباسها آزمایش میکنه

اگه بتونه از پس این کار بر بیاد میتونه از نظر شغلی ارتقاء بگیره

برای همین من و جانگ سو داوطلبانه خواستیم بهش کمک کنیم

می پونگ مجبورمون نکرده

راست میگه مادر خودمون داوطلب شدیم داوطلبانه است

!خیلی مسخره ای

!دردم گرفت

فکر کنم دیگه باید برم تو من میرم می پونگ

Blow Breeze subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Blow Breeze

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left