لومړۍ 164 کرښې.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قانونشکنی نوجوانان)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
،اگه وقتی همینطوری اونجا وایستاده بودی گیرت مینداختن، میخواستی چیکار کنی؟
...به هرحال، معلم خصوصیم
!هی! هی
ها؟
من معلم خصوصیم رو پیدا کردم ولی چیز خاصی نبود
اوه، پیداش کردی؟
آره، پیداش کردم حتی ازش چند تا سوال هم پرسیدم
انگار واقعا از وجود ماریجوانا توی باغ خبر نداشت
اون گونگ یون تاک نیست اونجا؟
اینجا چیکار میکنین؟
!ورزش
دوتایی؟
اونم درست جلوی مسافرخونه؟
خودتون اینجا چیکار میکنین؟
...داشتیم میرفتیم سمت باغ
!هی
هی! بیا بریم
!واقعا که
گفته بود سرش شلوغه و حتی وقت نداره یه سر به باغ بزنه اما سرصبحی به گونگ یون تاک چسبیده بود؟
آره، راست میگی
ولی... اصلا کجا زندگی میکنه؟
اون؟ تو خونه گونگ یون تاک
خونه گونگ یون تاک... خونه گونگ یون جه؟
آره، انگار اونجا بهش جا دادن بمونه
تو خونه گونگ یون جه بهش جا دادن؟
چرا؟- نمیدونم-
فکر کنم برگشتیم سر خونه اول و باید دنبال صاحب باغ بگردیم
فکر نکنم لازم باشه پیداش کنیم
نمیخوای دنبالش بگردی؟
به معلم خصوصیم نمیومد صاحب باع ماریجوانا باشه
ولی مطمئن نیستیم
شاید کسی اونا رو نکاشته و خودشون همینطوری طبیعی رشد کردن
...ولی بازم
باشه
داری میری سرکار نیمه وقتت، آره؟
تو هم میری به کارت برسی؟
نه، میخوام برم خونه و یه کم استراحت کنم
کارت رو درست انجام بده بعدا تو خونه میبینمت
...میگم
ممنون، با اینکه این قضیه ربطی به تو نداشت ولی به خاطرش تا اینجا اومدی
کار خاصی نکردم
اومدم چون پول لازم دارم
تنها چاره ام این بود که صاحب واقعی باغ رو تهدید کنم تا ازش پول بگیرم
الان هم رفتم چون بیشتر از گونگ یون تاک به اون مسافرخونه نیاز داشتم
!لیوان رو بشورین بذارین سر جاش
!بخاطر همینه که همه جا پر از باکتریه
سلام
زود اومدی
چیکار میتونستم بکنم؟ کابوس میدیدم و خوابم نمیبرد
...و
بیا اینجا، یه لیوان هم بردار بیار
...من زیاد نمیتونم الکل رو تحمل کنم پس
...حتی اگه نمیتونی
وقتی بزرگترت بهت تعارف میکنه باید بخوری
این رسم ادبه، درسته؟
تو حدودا 2 ساله داری باهام کار میکنی، مگه نه؟
فکر کنم یه کم بیشتر از 2 ساله
واو! یعنی انقدر گذشته؟
درسته، یادمه تازه اومده بودی اینجا و گفتی اولین باره که میخوای همچین کاری بکنی
بدجوری ترسیده بودی
اولش خیلی گند زدی، یادته؟
الان که بهش فکر میکنم میبینم خیلی آدم فوق العادهایم
من تقریبا بزرگت کردم و هرچی بلد بودم بهت یاد دادم
سونگ کیونگ
یادته اولین چیزی که وقتی دیدمت بهت گفتم چی بود؟
اینکه به هیچکس اعتماد نکنم
آره، خودشه
حتی اگه به کسی اعتماد کنی آخرش دوباره همون میشه
چی؟
!هی، شوخی کردم! شوخی بود بابا
این دفعه داشتم شوخی میکردم ولی نمیدونم دفعه بعد هم قراره شوخی کنم یا نه
سونگ کیونگ کوچولوی ما
سونگ کیونگ... دا جونگ کجاست؟ ها؟
...سونگ کیونگ
!ازت پرسیدم دا جونگ کجاست عوضی
یون وو، باید اینطوری تکواندو کار کنی
خوب نگاه کن
یون وو، میتونی انجامش بدی؟
نه، اون تکواندو نیست
شبیه هاپکیدوئه
!آه، اونجا رو ببین! نگاش کن
کارشون خیلی خوبه
واو، خیلی باحاله
...هی، گونگ یون جه
!ببخشید، ببخشید
!پوشیدم بابا
خودت گفتی باید کار رو تقسیم کنیم پس چرا امروز نیومدی؟
چون کار داشتم
کارت با برادرم جلوی مسافرخونه بود؟
بعدا، یه روز بیشتر کار میکنم
مهمتر از اون... تو بعضی وقتا میری مسافرخونه کالیفرنیا، درسته؟
بعضی وقتا برای جشنای تولد میرم
تا حالا رفتی طبقه بالای مسافرخونه؟
،توی طبقه بالای مسافرخونه به آدمای معمولی مثل ما اتاق نمیدن
خب؟
به کسایی که برای مدت طولانی اتاق رزرو کنن یا اشخاص مهم و ویآیپی اونجا اتاق میدن
چطور؟
بیا با هم یه کاری بکنیم
چیکار؟
...پس
داری میگی میخوای اون ماریجواناها رو بدزدی؟
آره، تو اطراف مسافرخونه رو میشناسی، درسته؟
!خیلی خوب میشناسپ !قراره خیلی خوش بگذره لعنتی
اما باید فقط خودمون دوتا باشیم نمیتونیم بقیه رو وارد ماجرا کنیم
!حله
به خاطر همین با هیونگ رفتی مسافرخونه؟
!خداروشکر
خداروشکر؟ چرا؟
دزدی از اونجا خیلی آسونه
چون با اینکه اون اطراف دوربین مداربسته زیاد هست، اما اکثرشون تقلبین
یون جه، اونو ندیدیش؟ ...کجا رفت؟
کی؟ اون؟
اینجا... چیکار میکنین؟ شما دوتا؟
لپتاپم هنگ کرده بود
اون سیبها چیه؟ بیخیال! برای من آوردیشون؟
فکرشم نکن! برای بابا و یون ووئه
پس میخوای بیخیال باغ بشی؟
البته که نه! هم ماریجوانای توی باغ !و هم ماریجوانای تو مسافرخونه، توش پوله
...باشه، پس اول از همه
فردا باید بریم باغ
چرا؟ مگه توی باغ چه خبره؟
!محکم بشین
...آیگو- !وای خدا! سکته کردم- چیشده؟ اتفاق خوبی افتاده؟-
اتفاقی نیفتاده
پس چرا دوباره ژامبون درست کردی؟
همینجوری زود باش بشین و بخور
!بابات امروز نمیتونه خونه صبحونه بخوره
یکی از انبار تمشک کرهای میودونگ دزدی کرده، پس منم باید برم
ناهارو واست بسته بندی کنم؟- نه، نه-
فقط مطمئن شو که یون وو به سلامت به دوجو برسه
!به سلامت برگردی
پسرم! مرسی
وای، زود بیدار شدی
یون وو میشه چهارتا قاشق واسم بیاری؟
چرا چهارتا؟ بابا که همین الان رفت
!هیونگ بزرگ، هیونگ کوچیک و من
برو به یون تاک و اون نونایی که تو انباری میخوابه، بگو بیان غذا بخورن
اوه، نونایی که تو انباری می خوابه رو فراموش کردم
هیونگ کوچیک نیست
تا یه کم پیش که خواب بود رفته دستشویی؟
نونایی که تو انباری میخوابید هم رفته
اونم نیست؟
گفتی از کی اینجوری شده؟
دیروز
چرا اینجوری شده؟
همینو بگو! ما بهش یه عالمه آب دادیم و علفهای هرز رو جدا کردیم
حتی بهش کود هم دادم
هی شما گوشیاتون رو با خودتون آوردین، آره؟
یه نفر تو اینترنت بگرده- چی؟-
خب، چجوری یک گیاه در حال مرگ رو نجات بدیم یا چجوری یک گیاه در حال مرگ رو زنده کنیم، یه چیزی تو این مایهها
دلیلش این بود؟
بعدا میام دنبالت
خدافظ- خدافظ-
الو؟
کجایی؟
مدرسه
این وقت صبح؟
دوباره که نرفتی گیم نت؟- واقعا مدرسهام بابا-
!گفتم پاتو رو برگا نذار
...احیانا
با اون دختر نیستی؟
چرا شلنگ فقط تا اینجا میرسه؟
No comments yet. Be the first to leave one.