لومړۍ 200 کرښې.
۲۰۴۶ سال
تغییرات اقلیمی، نئو کوچی رو تبدیل کرده بود به شهری که داشت سواحلش رو به دریا میباخت
فقر توی محلههای فقیرنشین بیداد میکرد
در حالی که مایهدارها توی برجهای عظیم با سیستم تهویه هوای پیشرفته زندگی میکردن
تلویزیون دیگه چیزی نبود جز یه ماشین تبلیغاتی دولتی
چهرههای سلبریتی که با هوش مصنوعی ساخته شده بودن، کمکم صدای آدمای واقعی رو خفه کردن
بیمارستانها فقط به کلهگندهها و پولدارها سرویس میدادن
فقرا یاد گرفتن که خودشون گلیم خودشون رو از آب بکشن بیرون
دولت هم که غرق در فساد بود، خودش رو زده بود به کوچه علیچپ
همونطور که شهر داشت بیشتر توی هرجومرج غرق میشد
تکنولوژیهای بازار سیاه شروع کردن به قبضه کردن همه چیز
مایلید خاطرات «ایتن» رو ادامه بدید؟
برای تغییر خاطره، ۲۵ واحد پرداخت کنید
خدمتکار... بله، بیمال؟
یه آهنگ مثبت پخش کن
نسیم از لای درهای رنگینکمون خزید تو
و خورشید لب ساحلهای دور منتظر موند
نسیم از لای درهای رنگینکمون خزید تو
و خورشید لب ساحلهای دور منتظر موند
با هزاران دست
بابا
بانک آیبیدیایای داره با سود فقط دو درصد وام میده
بابا، به نظرم باید بگیریش
باید به فکر امنیت خونواده باشیم، نه؟
الو. بله آقا. بفرمایید
من تبلیغات شخصیسازیشده نمیخوام
من قبلاً اشتراک پرمیوم گرفتم... واسه تصفیهکننده
در ضمن
عکسهای قدیمی خونوادگیم رو از شبکههای اجتماعی نکشید بیرون
که فقط بهم تبلیغات بچپونید
آقا، کوکیها رو قبول کردید؟
من هیچ کوکی یا بیسکویتی رو قبول نکردم
حتی اگر هم کرده باشم، راهش این نیست
آقا، اعتبار عضویتتون تموم شده. متاسفم
تو فقط یه چتباتی، نه؟ - بله، من چتبات شما هستم
میخوام با مدیرت حرف بزنم
در حال اتصال به مدیر
نمایندهی انسانی ما بهزودی با شما صحبت میکنه
لطفاً منتظر بمونید
یه لحظه لطفاً
سلام آقا... برای ارتقای عضویت تصفیهکنندهتون به «پرمیوم پلاس»
بگید «بله». الو؟
هی... با من بازی نکن
خدمتکار
بیزحمت همون آهنگ مثبت رو پخش کن
هنوز دارم سعی میکنم به مدیر وصلتون کنم
ببین
دارم سوار قطار میشم، پس بی زحمت دهنت رو ببند
ما عجایبی رو میکشیم که چشمها هرگز ندیدن
و توشون ذوب میشیم و تبدیل به رنگ میشیم
ما عجایبی رو میکشیم که چشمها هرگز ندیدن
و توشون ذوب میشیم و تبدیل به رنگ میشیم
خاطرهانگیزترین اتفاق واسه تو چیه؟
آخ
سوختم! اشکال نداره
داساپان... نذاشتی اول خنک بشه؟
ارزشمندترین خاطرهای که از ما داری چیه؟
من
سه سال اخیر رو درست یادم نمیاد
شاید چون توی مواد و بازی زیادهروی کردم
منظورت از این سه سال اخیر، زمانهاییه که با هم بودیم؟
هیچی از ما یادت نیست؟
حتی «تونگودو» هم داره طبیعی کمکم از یاد میره، نه؟
همه چی برام مهآلوده
فقط یه چیزای محوی یادمه
حتی دارم فکر میکنم برم بیمارستان
و مثل تو اون عمل رو انجام بدم و همهی اون خاطرات رو پاک کنم
اگه انجامش بدی، تو هم یادت میره
اونا فقط همون خاطرهی خاص رو پاک میکنن
توی مورد من
فقط عکسهاش رو با خودم دارم
ولی هیچی یادم نمیاد
بدون درد
هنوزم با استفاده از عکسهای اون دارن محصولاتشون رو تبلیغ میکنن
منم میبینمشون
روی بعضی از بیلبوردها و تابلوها
ولی
بعد از اون عمل
دیگه اونقدرها درد نداره
مگه گواهی فوتش رو توی سایت دولت آپلود نکردیم؟
آره، آره
دیروز عکس مادربزرگ خدابیامرزم پرید بالا
که داشت ازم میخواست یه قرص افزایش قوای جسمی بخرم
اینا چطوری این چیزا رو میکشن بیرون؟
برای تقویت فوری ذهن و بدن
فقط قرصهای دیتو پلاس مصرف کنید
انرژیای که هرگز نمیخوابه
خب... الان دیگه توی خدمات مشتریان هیچ آدم گوشت و پوست و استخونداری پیدا نمیشه
همه جا پر از این چتباتهای علافه
مگه الان واسه ریست کردن ذهنت بازی نمیکنی؟
تجربهی کامل خاطره با تمام وجود
آره، هنوزم میکنم
بعدش یه پرش خاطره میزنم توش و بازی میکنم
ببین، وقتی خاطرهی یکی دیگه رو تجربه میکنیم
اون خاطرهی اوناست
یا مال ما؟
آخرش مگه مال خودمون نمیشه؟
یه بازی خاطرهای به اسم «جنگ ایتن» بازی کردم
یه یارویی همینجوری یه جایی داشت به ملت شلیک میکرد
احتمالاً یه آمریکایی بوده
شاید داشته سعی میکرده دموکراسی برقرار کنه
مگه این واسه بچهها نیست؟
مثلاً اونایی که تازه از پوشک گرفتنشون
نه! نه
فقط یه بازیه. ولی نه از اون معمولیها
این بازیها رو با دستگاه مخصوص انجام میدن
توی آیسییو یه بیمارستان چینی
خاطرات تروماتیک رو درست قبل از مرگ استخراج میکنن
لحظات قبل از تصادف یا وقتی ماشین داره چپ میکنه
یا آخرین نفس قبل از اینکه چتر نجات گره بخوره
نه... اون تجربه
خاطرات شاد هم هست
اونا توی بیمارستان خاطرات رو میدزدن، استخراجشون میکنن و به کارتریج تبدیل میکنن
اگه اون رو بزنیم به کنسول بازیمون، واقعاً خاطرهشون رو تجربه میکنیم
چی باعث میشه فکر کنی این خاطرهی اصلیه؟
درسته که اینا تصاویر ساخته شدهان که با هوش مصنوعی تقویت شدن
ولی خاطرهش واقعیه
من یه خاطره از سفر دانشگاهیم به «کودایکانیال» دارم
اون چی؟
میتونم بذارمش واسه فروش؟
آره، حتی خاطرات اسهال هم اونجا پیدا میشه
ولی کسی نمیخواد امتحانشون کنه
داداش، تو اول غذات رو بخور
خاطره رو دستکاری کردی یا فقط تجربهش کردی؟
واسه دستکاری کردنش اعتبار لازم داری
این یعنی تولید تصویر
اگه تیکههای آخر رو توی نسخه بتا تغییر بدی، وحشتناک میشه
قشنگ زهرهترک میشی
باید قبل از بازی کردن، کامل اصلاحش کنی
مگه نمیخوای ذهنت ریست بشه؟
بهش غذا نمیدی؟
تا الان دو تا بشقاب رو لمبانده
طفلی
اون آلفاست
نرهغول آلفا
منم اینجوری دورش میگردم و لوسش میکنم
خوراکِ لوس کردنه
اسمش آلفاست ولی مثل پاندا میخوره
ببین، حتی بین ما رابطهی جدی هم نیست
خب؟
وقتی از خونه زدم بیرون پیداش کردم
مثل یه میکروکِشتی توی یه نانوکِشتی
اه! همینه دیگه
اعتبار دریافت شد. ممنون ۳۰۰
یه بازیگری بود که روش کراش داشتی، نه؟
کی؟ همون زنه که انگار خلوضع بود
همون که ادای سوپراستارها رو درمیاره... باید دخترِ سومان باشه
آره، فیدا سومان. فیدا نه
فریدا
فریدا سومان
ای تو، چراغ داغِ عصرگاهی
که قلبم رو به آتیش میکشی
با گذشتن از روزهای زردِ آفتابی
ای ماه طلایی، تو به دل شب میزنی
وقتی ابرهای تیره جمع میشن و روی تپهها میغرن
تو تبدیل به بادِ برخاسته میشی
وقتی موجهای وحشی دریاهای دور رو تکون میدن
تو مثل جادویی بلند میشی که اونا رو به هم پیوند میده
هی، تو
همون لذتِ تندی که هر قلبی آرزوش رو داره
بادی که نیلوفر کوچیک رو میلرزونه اینجاست
و ذهنم رو آروم میکنه
یادت میاد مجبورم کردی مثل اون لباس بپوشم؟
گندش بزنن پسر
بادی که نیلوفر کوچیک رو میلرزونه اینجاست
و ذهنم رو آروم میکنه
بادی که نیلوفر کوچیک رو میلرزونه اینجاست
و ذهنم رو آروم میکنه
حالم رو گرفت. دوباره بگو
من... این رو یادم نمیاد. اوه، جدی؟
دستم رو نپیچون. واقعاً؟
همه چی ردیفه؟ آره
آنو، بزنم تو دهنش؟
لازم نیست. شانس آوردی پسر
مراقب خودت باش
یکی از تیکههای تجربهش لو رفته
چارلی گیرش آورده
چی؟
داشت با دوستپسرش تیک میزد و
اسمش «خاطرهی سایمون»ـه
ولی... من دیگه پورن نمیبینم
اوه
اینجوری بهتره داداش
وگرنه تستوسترونت میزنه بالا
چارلی این رو واسم پیامک کرد
حتی بعد از اینکه گفتم زنت هستم باز داشت لاس میزد
اه، چه منحرفهایی
واسه دادنِ «مراقبت ویژه»
من بیادبی نکردم
فقط بهش گفتم بره گمشه
پس چرا بهم نگفتی؟
ببین آلفا
ترجیح دادم بیش از حد واکنش نشون ندم
به سلامتی
اولین بار نیست که بچهها قبل از والدینشون میمیرن
و هیچکدوممون هم مقصر نیستیم
ما تونگودو رو از دست دادیم
ولی هنوز زندگیمون رو داریم
بیا
مهمترین خاطرهت چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.